بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 890

است.[1]

داود اصفهانی خبّاز

ابوالفضائل داود بن محمّد بن حمد بن حسین اصفهانی خبّاز، از محدّثین اصفهان است.

سبط خواهر قتیبه بن سعید بقال است و از ابو محمّد رزق اللَّه تمیمی حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.[2]

داود اصفهانی

داود بن محمّد بن محمود اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. وی در سال 603ق وفات یافته است.[3]

میرزا داود بینوای خراسانی

حاج میرزا داود خراسانی ابن میرزا محمّد مهدی حسینی اصفهانی معروف به شهید مشهدی، عالم فاضل و ادیب شاعر. در سال 1190ق متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود و علمای مشهد مقدّس به تحصیل پرداخته و سپس مرجع حلّ مشکلات شرعی مردم در آن دیار شده و به اقامه جماعت پرداخته و سرانجام در سال 1240ق وفات یافته و در حرم مطهر رضوی مدفون گردید. به فارسی و عربی نیز شعر می سروده و «بینوا» تخلّص می نموده است:

بر سرم از لطف یار آمد، به همراهش رقیب

با اَجَل آمد پس از عمری به بالینم طبیب[4]

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص312؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص199.

[2]التّحبیر، ج1، ص274.

[3]مرآه الجنان، ج4، ص45.

[4]تذکره دلگشا، صص 313 و 314؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص182؛ لغت نامه دهخدا ذیل «بینوا»، ص686؛ مکارم الآثار، ج4، ص1107؛ حدیقه الشعراء، ج1، ص310 و 311؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، ص22؛ تذکره انجمن خاقان، صص 88-86.


صفحه 891

داود صفای اصفهانی

داود صفا بن نعمت اللَّه، از شعرای معاصر اصفهان است. در سال 1293ش در اصفهان متولّد شد. از اعضای انجمن ادبی فرهنگ بود. این شعر از اوست:

مخوانش سپاهان بهشتیش خوان

به از کوثر آن زنده رودش بدان

بود دور از مردم آن ملال

که صاحب جمالند و صاحب کمال[1]

حکیم محمّدداود هندی اصفهانی

حکیم محمّد داود هندی اصفهانی معروف به «تقرّب خان» از اطبّای معروف اصفهان [در قرن یازدهم هجری]

وی به هند رفته و شهرت فراوان یافته و ثروتی بی کران اندوخته و در اصفهان در سال 1055ق مسجد جامع جورجیر را تجدید ساختمان کرد که به نام مسجد حیکم شهرت دارد.[2]

میرزا داود جابری انصاری

میرزا داود جابری انصاری، از صاحب منصبان دستگاه سلاطین صفویّه بوده و شاعر و ادیب و بانی تکیه حاج میرزا داود در جویباره اصفهان است.[3]

دُر فیروز فخری

ابوالفضل دُر فیروز اصفهانی، از شعراء سخنوران قرن پنجم هجری است. [نظامی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص309.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص597؛ مزارات اصفهان، ص177؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 612 و 613.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513.


صفحه 892

عروضی، در مقاله دوم، در ذکر شعرای عصر سلاجقه نام از او برده است.] مافروخی در محاسن اصفهان می نویسد: «و من شعراء الفارسیه ابوالفضل دُر فیروز الفخری»[1]

درویش قاسمی اصفهانی

درویش قاسمی، شاعر ادیب عارف، از مصاحبان امیر نجم ثانی اصفهانی بوده و در لشکرکشی او به ماوراءالنهر به همراه او به آنجا رفته است. در قرن دهم هجری می زیسته و سال فوت او معلوم نیست.

این بیت از اوست:

شب مِی خوردن از فردا بیندیش

که این شب را عجب روزیست در پیش[2]

درویش محمّد نطنزی

کمال الدّین درویش محمّد بن شیخ حسن عاملی نطنزی اصفهانی از علماء و محدثین موثق و از صلحاء و زُهاد قرن دهم هجری است. او جد مادری ملّا محمّدتقی مجلسی بوده و از شیخ علی محقق کرکی روایت می کند. علّامه مجلسی در اجازه خود به میر سیّد محمّد خلخال می نویسد او اولین شیعه امامیه است که احادیث امامیه را در اصفهان رواج داده است. قاضی ابواشرف اصفهانی، شیخ عبداللَّه بن جابر عاملی و ملّا محمّد قاسم بن درویش محمّد عاملی نطنزی از او روایت می کنند.

او تا سال 939ق زنده بوده و پس از آن وفات یافته است. در «الفیض القدسی» به نقل از «مناقب الفضلاء» می نویسد: قبر او در نطنز است و بقعه و بارگاه آن معروف است.

[برخی نوشته اند که ملّا محمّدتقی مجلسی از جدّ مادری خود کمال الدّین درویش محمّد روایت می کند. این قول بنا به دلایلی نادرست است از جمله این که در سلسله

[1]محاسن اصفهان، ص34؛ چهار مقاله، صص 45 و 145.

[2]تذکره مجالس النفایس، ص163.


صفحه 893

راویان ملّا محمّدتقی مجلسی، دیده می شود که او به واسطه محدثین دیگری چون ابواشرف اصفهانی و عبداللَّه بن جابر عاملی از جدّ مادری خود نقل حدیث کرده است و نه مستقیم و بدون واسطه.[1]]

درویش مخلص*

درویش مخلص، از عرفای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و جمعی از طالبان سلوک و عرفان از جمله میرزا مهدی قمی مرید او بودند.[2]

دُلَیل سُنبلانی

دُلیل سنبلانی، از محدّثین اصفهان و از اهالی محلّه سُنبلان است. وی از جمله کسانی است که در هنگام اقامت سعید بن جُبِیر در اصفهان موفق به دیدار با او شده است.

او در سن بیش از 120 سالگی وفات یافته است.[3]

سیّد دولتشاه علوی

سیّد دولتشاه علوی، از بزرگان اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. رئیس اصفهان [و به نوشته برخی از مورخان نقیب اصفهان] بوده و در جمادی الاولی 528ق به دست یکی از فدائیان اسماعیلی به نام «باعبداللَّه موغانی» کشته شد.[4]

[1]فوائد الرضویه، ص177؛ اجازات الحدیث لعلّامه المجلسی، ص142؛ فیض قدسی، صص 177 و 178؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص602؛ زندگینماه علّامه مجلسی، ج1، صص 381 و 382.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص172.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص312.

[4]زبده التّواریخ (کاشانی)، ص183؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص595.


صفحه 894

صفحه 895

اعلام اصفهان

«ذ»

اشاره


صفحه 896

صفحه 897

ذاکر کنکاشی اصفهانی

ابوبکر ذاکر بن احمد بن عمر بن ابی بکر کنکاشی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری بوده و از ابوالقاسم ثقفی حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی از او اجازه داشته است.[1]

[ظاهراً وی از اهالی قریه «کنگاز» جِی در شرق شهر اصفهان بوده است.]

ذاکر جاری براآنی

ابوبکر ذاکر بن زید بن محمّد بن عمر بن سهل جاری براآنی اصفهانی، شیخِ صالحِ زاهد، از محدّثین قرن ششم هجری. از ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در سال 545ق از او اجازه نقل حدیث دریافت نموده است. ابوبکر براآنی در سال 551ق وفات یافت.[2]

[«جار» که «گار» نیز گفته و نوشته می شود، از دهات شرق اصفهان است و در بلوک براآن واقع شده است. مناره ای آجری با نقوش هندسی زیبا، از عصر حکومت سلجوقیان در آن روستا هنوز پابرجاست.]

ذاکر اُسواری

ابو الرّجاء ذاکر بن علی بن احمد بن علی اُسواری اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری. از ابوشکر حمد بن علی حبال، ابوغالب احمد بن عباس بن محمّد لو شبندی و

[1]التّحبیر، ج1، ص276.

[2]التّحبیر، ج1، ص277؛ معجم البلدان، ج2، ص93.