روزنامه های «سایبان» و «سینا» به چاپ رسیده است.]
از اوست:
چشم تو به چالاکی ترکان کمان کش بگرفته به خون ریختنم تیر و کمان را[1]
محمّد رضا شکیب اصفهانی
محمّد رضا متخلّص به «شکیب» فرزند محمّد حسین شمشیری شاعر و ادیب عارف. در سال 1284ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به کسب علم و ادب پرداخت. در 27 سالگی به عرفان روی آورده و مُرید ذوالرّیاستین شیرازی شد در شعر و ادب از محضر سینا کرونی بهره برده و در انجمن ادبی شیدا نیز از اساتید ادب کسب فیض کرد. سپس در انجمن های ادبی اصفهان همچون انجمن کمال حضور یافت. او به شغل قلمزنی امرار معاش می کرد و به مشایخ نعمت اللهی پاقلعه اصفهان ارادت می ورزید. دیوان اشعارش چندین بار به چاپ رسیده است.
وی سرانجام در [دوم ذیحجّه 1402ق مطابق با 28 شهریور 1361ش] وفات یافته و در صحن تکیه آقاباشی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا و ادیب دانشمند آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:
به شمسی خاصه بُرنا وفات او بنوشت: «اجل گرفت قلم از کف شکیب ادیب»[2]
این ابیات از شکیب اصفهانی است:
هر که زد اندر ازل جامی ز مینای محبّت تا ابد در سر هوای خانه خمّار دارد
آب و رنگ لاله روی تو ای سرو خرامان باغ و بستان را به چشمم خوارتر از خار دارد
[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، ص656؛ تذکره خوان نعمت، ص54؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص98؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 274-276؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص55.
رضا طلاکوب
آقا رضا طلاکوب فرزند حسین بن احمد نقره کوب، شاعر ادیب [از سخنوران قرن چهاردهم هجری].
در حدود سال 1263ش در اصفهان متولّد شد. او مدّتی به مشاغل آزاد می گذرانید. در اواخر عمر در اداره شهرداری و بعدا در کارخانه ریسباف کار می کرد. در چند سال آخر عمر خود بینائی اش را از دست داد خیلی کم شعر می گفت و در انجمن های ادبی شرکت نمی کرد امّا طبع روانی داشت. اشعارش در حدود یکهزار و پانصد بیت می شود. او در یکشنبه 23 رمضان المبارک سال 1372ق وفات یافته و در تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشریعه (معروف به تکیه «حاج آقا مجلس») در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
از اوست:
هر که بینی رو بگرداند ز دیدار رقیب من نمی خواهم ببینم روی یار خویش را[1]
محمّد رضا صغیر اصفهانی
محمّد رضا صغیر اصفهانی متخلّص به «سعید» فرزند استاد محمّد حسین صغیر اصفهانی بن اسداللّه، شاعر و مداح اهل بیت، در سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. [و در دبستان فردوسی و دبستان حکیم نظامی تحصیل کرد سپس به کار بافندگی در کنار پدر مشغول شد و تحت پرورش پدر ذوق ادبی او شکوفا و لب به گفتن شعر باز کرد و در انجمن های ادبی همچون کمال، دبستان تبریزی، خاکیا، سعدی، حافظ، صائب و صغیر شرکت کرد. او مدّتی به فروش لوازم خانگی مشغول بود و عاقبت انتشارات صغیر را تأسیس نموده و مجموعه اشعار بسیاری از شعرای اصفهان را به چاپ رساند. خود او
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص325؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص146؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص56؛ دانشوران روشندل، ص87.
نیز تألیفاتی دارد که به چاپ رسیده اند از جمله:
1. «دیوان سعید» 2. «گنج عرفان»3. «گلها و لاله ها»4. «لاله های رنگارنگ»5. «گلبن امید»6. «مصبت نامه صغیر»7. «یادبودنامه صغیر»
از اوست:
ترک من صبر و دل و دین مرا یکجا برد نازم آن شوخ که این هر سه به یک ایما برد
آنچه اندوخته بودم به نهانخانه دل به نگاهی ز من دلشده آن زیبا برد
خرمن صبر مرا شعله هجرانش سوخت حاصل عمر مرا سیل غمش یکجا برد[1]]
رضا عطاپور*
رضا عطاپور فرزند حسین بن حاج تقی کلانتر چهارسوقی اصفهانی، از نویسندگان معاصر اصفهان. در سال 1311ش در محله چهارسوق شیرازی های اصفهان متولّد شد. و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به عنوان بهداشت یار در اداره بهداری به فعالیت پرداخت. وی کتابهای متعددی را تألیف کرده است که از آن جمله است:
1. «راهنمای اصفهان» ،مطبوع 2. «سخنان پرپر»، مطبوع3. «سخنرانی های فلسفی»، مطبوع4. «سخن زندگی»، مطبوع5. «سرگذشت بزرگان جهان»6. «سیری در دنیای مطبوعات» در 5 جلد7. «طومار اسلام»8. «فکاهیات عطا»، مطبوع9. «کشکول عطا» 10. «معایب اجتماع»[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص246؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص285؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج محمّد رضا صغیر در تیرماه 1386ش.
[2]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای عطاپور در 13 اردیبهشت 1370.
محمّد رضا دانای اصفهانی
محمّد رضا بخردی متخلّص به «دانا» فرزند محمّد حسین [بن علی محمّد بن محمّد باقر عمده التّجار بن حاج محمّد حسین بن حاج رسول قزوینی. از شعراء و سخنوران معاصر اصفهان. در شب اوّل دی ماه 1294ق] در اصفهان متولّد شد. [مادرش دختر حاج محمّد علی کلانتر گزی معروف به «برومند» بود. و برادرش سرهنگ بخردی بانی پل سرهنگ در خیابان هفتون اصفهان است. صاحب عنوان ابتدا در مکتب خانه نزد میرزا محمّد حسن مشکی تعلیم گرفت و خط شکسته را آموخت سپس در دبستان اقدسّیه و دبیرستان صارمیّه] تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند. او در شهرکرد مدّتی معلم بود. سپس در اصفهان به استخدام بانک ملّی درآمد و ضمن اشتغال به امور حسابداری بانک، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و لیسانس گرفت. [او پس از بازنشستگی موفق به اخذ پروانه وکالت شده و به وکالت مشغول شد.[ او در شاعری دارای طبعی روان و ذوقی سرشار است و آنچه سروده، نشانه قدرت کلام و تسلط او بر شعر و ادب می باشد.[1]
[او در نوجوانی تحت تأثیر پسرخاله ادیب و دانشمند خود رضاقلی خان برومند و تشویق مرحوم عباس شیدا به طور جدی به سرودن شعر پرداخت و اشعارش مورد پسند و تشویق حسین مسرور اصفهانی شاعر معروف آن زمان قرار گرفت. او در انجمن های ادبی شیدا، مدرسه تبریزی، کمال، مکتب صائب حضور فعال داشته است.
این آثار از اوست:
1. «پیمانه غزل»2. «مثنوی من و گل» که در سال 1364ش با مقدمه استاد منوچهر قدسی چاپ شده است.3. «مثنوی نامه عاشقانه»4. «ساقی نامه» که قسمتی از آن در
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص189.
«نامه سخنوران سپاهان» چاپ شده است.5. «مثنوی در تجلیل بزرگان ادب معاصر اصفهان»6. «نغمه وطن پرستی»[1]]
از اوست:
از سر کوی تو ای یار سفر باید کرد رو به شهر دگر و یار دگر باید کرد
بی وفایی و جفاکار و ستمگر تا کی در بر تیغ ستم سینه سپر باید کرد
حاج آقا رضا مظاهری
حاج آقا رضا مظاهری بن آخوند ملّا محمّد حسین مظاهری کرونی بن محمّد عالم فاضل و واعظ کامل. در سال 1298ش در دهستان «تیران» از توابع «کرون» [به فتح کاف و واو] متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از عالمان این شهر از جمله: حاج آقا جمال الدّین خوانساری، حاج آقا حسین خادمی، حاج میر سیّد علی بهبهانی، آقا کمال الدّین خوانساری، سیّد مصطفی مهدوی هرستانی، [حاج آقا رحیم ارباب، شیخ محمود شریعت ریزی، سیّد محمّد رضا خراسانی و سیّد ابوالحسن شمس آبادی (شهید اصفهانی)] تحصیل کرد.
او واعظی صالح و از محترمین اهل منبر اصفهان بود. در مسجد امام حسین علیه السلام در محله کیلان [به فتح کاف] و مسجد خیابان جامی اقامه جماعت می نمود. [او در روایات و اخبار و ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام و اخلاق و احکام صاحب معلومات فراوان و تبحّر کافی بود.]
او در عصر یکشنبه 2 صفر 1410ق (مطابق با 13 شهریور 1368ش) [بر اثر ابتلاء به سکته قلبی] وفات یافته و جنازه پس از تشییع شکوهمند توسط مردم اصفهان به قبرستان جدید باغ رضوان انتقال یافته و مدفون گردید.[2]
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای محمّد رضا بخردی در 8 فروردین 1384.
[2]مزارات اصفهان، ص127؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با فرزندش فاضل ارجمند حاج آقا محمّد مظاهری در اسفند ماه 1369.
محمّد رضا فتونی
محمّد رضا بن شیخ حسین فتونی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1076ق مجموعه شماره 6469 کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم را به خط نستعلیق در محلّه عباس آباد اصفهان کتابت نموده است.[1]
رضا وفا دستجردی*
رضا اکبری دستجردی متخلّص به «وفا» فرزند حسین، شاعر ادیب معاصر، در سال 1318ش در روستای «دستجرد» بُرخوار اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیل در مکتب خانه، به تحصیل مقدمات علوم دینی در دولت آباد بُرخوار نزد حاج شیخ حسین نجفی دولت آبادی مشغول شد. مجموعه اشعار او به نام «سرود وفا» به چاپ رسیده است.
از اوست:
گلوی خویش به منّت ز آب تر نکنیم بزرگواری خود را فدای زر نکنیم
طریق صدق بپوییم اگر که جان بازیم لباس حیله و تزویر را به بر نکنیم[2]
سیّد رضا هاشمی نجف آبادی*
سیّد رضا هاشمی نجف آبادی فرزند سیّد حسین، عالم فاضل و محقّق معاصر. در ماه بهمن سال 1320ش در نجف آباد متولّد شد مقدمات علوم دینی را از پدرش و شیخ غلامحسین منصور و شیخ عباس ایزدی فرا گرفت. سپس به قم عزیمت کرد و در درس حضرات آیات بروجردی، منتظری، علّامه طباطبایی و مطهری حاضر شد. مدّتی به تهران
[1]فهرست مرعشی، ج17، ص65.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص881.
رفت و سالها در آنجا خدمت کرد. در دوران پیروزی انقلاب، در کنار تحصیلات حوزوی، در دانشگاه نیز تحصیل کرد و فوق لیسانس فلسفه اخذ نمود. سپس در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت. بعد از مدّتی برای تبلیغ به کشور سوئد رفت. در اواخر عمر نیز به زادگاه خود بازگشت و در حوزه علمیّه نجف آباد به تدریس مشغول شد و در آذرماه 1378ش وفات یافت و در قبرستان «جنّت الشّهداء» نجف آباد مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «آلودگی های تمدن یا دورنمای فساد قرن بیستم» 2. «فرهنگ شهادت»3. «چگونه جنگیدن را از امام بیاموزیم»4. «ریشه های انقلاب اسلامی»5. ترجمه «دولت های شیعه در گذرگاه تاریخ»6. «عروج و هبوط انسان از دیدگاه قرآن»7. «متدولوژی انقلاب»8. «مجموعه مقالات سیاسی»9. «نصر بالرُّعب» 10. «سیمای سامری» 11. «مقدمات عرفانی نماز در قرآن» 12. «توضیح و تعلیق کتاب معارف اسلامی»
سیّد رضا هاشمی مانند پدر خود طبع شعر داشت و حدود صد بیت از او باقی مانده است.[1]
میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی
میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی. فرزندش میرزا حیدرعلی نقاش باشی نام داشته و قرآنی وقف نموده (که فاقد تاریخ است) و نیم جزو آن به شماره 19 در کتابخانه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.[2]
محمّد رضا راضی تبریزی
[1]دیباچه دیار نون، صص 250 و 251؛ سیمای دانشوران، صص 212 و 213؛ آیینه اهل قلم، صص 96 و 97.
[2]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، صص 308 و 309.
محمّد رضا راضی تبریزی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری و از تبریزیان ساکن محلّه عباس آباد اصفهان است.
او به شغل زرگری مشغول بود. مدّتی به هند رفته و از آنجا به تبریز بازگشت و مجددا به هند رفت. سال فوتش معلوم نیست.
این رباعی از اوست:
جان اگر از سینه ما شاد برون می آید کی خیال توام از یاد برون می آید
به امیدی که به سرو قد او دل بندد قمری از بیضه فولاد برون می آید[1]
سیّد محمّد رضا هرندی
سیّد محمّد رضا حسینی هرندی معروف به «حاج آقا رضا هرندی» فرزند سیّد محمّد حسین عالم فاضل، واعظ کامل. [در قرن چهاردهم هجری] از خطبای معروف اصفهان و محبوب و مقبول عموم طبقات بوده و بیانی دلنشین داشته و مردم را با مواعظ شافیه خود ارشاد می فرموده است. [در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله: شیخ محمّد علی فتحی دزفولی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، شیخ علی مدرس یزدی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی تحصیل کرده و سپس در نجف اشرف از محضر حضرات آیات آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد عبدالهادی شیرازی کسب فیض نموده است.]
سالها در اصفهان به موعظه و ارشاد مشغول بوده و در مسجد دارالشفا اقامه جماعت می نموده تا اینکه در سن 85 سالگی در 7 ربیع الثانی 1402ق (مطابق 12 بهمن 1360ش) وفات یافته و در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.[2]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص560؛ دانشمندان آذربایجان، ص156؛ کاروان هند، ج1، ص430؛ سخنوران آذربایجان، ص366.
[2]گلستان شهدای اصفهان در گستره تاریخ، (نسخه چاپ نشده)، ج1، ص56؛ مزارات اصفهان، ص363؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص316.