بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 109

محمّد رضا دانای اصفهانی

محمّد رضا بخردی متخلّص به «دانا» فرزند محمّد حسین [بن علی محمّد بن محمّد باقر عمده التّجار بن حاج محمّد حسین بن حاج رسول قزوینی. از شعراء و سخنوران معاصر اصفهان. در شب اوّل دی ماه 1294ق] در اصفهان متولّد شد. [مادرش دختر حاج محمّد علی کلانتر گزی معروف به «برومند» بود. و برادرش سرهنگ بخردی بانی پل سرهنگ در خیابان هفتون اصفهان است. صاحب عنوان ابتدا در مکتب خانه نزد میرزا محمّد حسن مشکی تعلیم گرفت و خط شکسته را آموخت سپس در دبستان اقدسّیه و دبیرستان صارمیّه] تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند. او در شهرکرد مدّتی معلم بود. سپس در اصفهان به استخدام بانک ملّی درآمد و ضمن اشتغال به امور حسابداری بانک، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و لیسانس گرفت. [او پس از بازنشستگی موفق به اخذ پروانه وکالت شده و به وکالت مشغول شد.[ او در شاعری دارای طبعی روان و ذوقی سرشار است و آنچه سروده، نشانه قدرت کلام و تسلط او بر شعر و ادب می باشد.[1]

[او در نوجوانی تحت تأثیر پسرخاله ادیب و دانشمند خود رضاقلی خان برومند و تشویق مرحوم عباس شیدا به طور جدی به سرودن شعر پرداخت و اشعارش مورد پسند و تشویق حسین مسرور اصفهانی شاعر معروف آن زمان قرار گرفت. او در انجمن های ادبی شیدا، مدرسه تبریزی، کمال، مکتب صائب حضور فعال داشته است.

این آثار از اوست:

1. «پیمانه غزل»2. «مثنوی من و گل» که در سال 1364ش با مقدمه استاد منوچهر قدسی چاپ شده است.3. «مثنوی نامه عاشقانه»4. «ساقی نامه» که قسمتی از آن در

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص189.


صفحه 110

«نامه سخنوران سپاهان» چاپ شده است.5. «مثنوی در تجلیل بزرگان ادب معاصر اصفهان»6. «نغمه وطن پرستی»[1]]

از اوست:

از سر کوی تو ای یار سفر باید کرد رو به شهر دگر و یار دگر باید کرد

بی وفایی و جفاکار و ستمگر تا کی در بر تیغ ستم سینه سپر باید کرد

حاج آقا رضا مظاهری

حاج آقا رضا مظاهری بن آخوند ملّا محمّد حسین مظاهری کرونی بن محمّد عالم فاضل و واعظ کامل. در سال 1298ش در دهستان «تیران» از توابع «کرون» [به فتح کاف و واو] متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از عالمان این شهر از جمله: حاج آقا جمال الدّین خوانساری، حاج آقا حسین خادمی، حاج میر سیّد علی بهبهانی، آقا کمال الدّین خوانساری، سیّد مصطفی مهدوی هرستانی، [حاج آقا رحیم ارباب، شیخ محمود شریعت ریزی، سیّد محمّد رضا خراسانی و سیّد ابوالحسن شمس آبادی (شهید اصفهانی)] تحصیل کرد.

او واعظی صالح و از محترمین اهل منبر اصفهان بود. در مسجد امام حسین علیه السلام در محله کیلان [به فتح کاف] و مسجد خیابان جامی اقامه جماعت می نمود. [او در روایات و اخبار و ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام و اخلاق و احکام صاحب معلومات فراوان و تبحّر کافی بود.]

او در عصر یکشنبه 2 صفر 1410ق (مطابق با 13 شهریور 1368ش) [بر اثر ابتلاء به سکته قلبی] وفات یافته و جنازه پس از تشییع شکوهمند توسط مردم اصفهان به قبرستان جدید باغ رضوان انتقال یافته و مدفون گردید.[2]

[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای محمّد رضا بخردی در 8 فروردین 1384.

[2]مزارات اصفهان، ص127؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با فرزندش فاضل ارجمند حاج آقا محمّد مظاهری در اسفند ماه 1369.


صفحه 111

محمّد رضا فتونی

محمّد رضا بن شیخ حسین فتونی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1076ق مجموعه شماره 6469 کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم را به خط نستعلیق در محلّه عباس آباد اصفهان کتابت نموده است.[1]

رضا وفا دستجردی*

رضا اکبری دستجردی متخلّص به «وفا» فرزند حسین، شاعر ادیب معاصر، در سال 1318ش در روستای «دستجرد» بُرخوار اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیل در مکتب خانه، به تحصیل مقدمات علوم دینی در دولت آباد بُرخوار نزد حاج شیخ حسین نجفی دولت آبادی مشغول شد. مجموعه اشعار او به نام «سرود وفا» به چاپ رسیده است.

از اوست:

گلوی خویش به منّت ز آب تر نکنیم بزرگواری خود را فدای زر نکنیم

طریق صدق بپوییم اگر که جان بازیم لباس حیله و تزویر را به بر نکنیم[2]

سیّد رضا هاشمی نجف آبادی*

سیّد رضا هاشمی نجف آبادی فرزند سیّد حسین، عالم فاضل و محقّق معاصر. در ماه بهمن سال 1320ش در نجف آباد متولّد شد مقدمات علوم دینی را از پدرش و شیخ غلامحسین منصور و شیخ عباس ایزدی فرا گرفت. سپس به قم عزیمت کرد و در درس حضرات آیات بروجردی، منتظری، علّامه طباطبایی و مطهری حاضر شد. مدّتی به تهران

[1]فهرست مرعشی، ج17، ص65.

[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص881.


صفحه 112

رفت و سالها در آنجا خدمت کرد. در دوران پیروزی انقلاب، در کنار تحصیلات حوزوی، در دانشگاه نیز تحصیل کرد و فوق لیسانس فلسفه اخذ نمود. سپس در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت. بعد از مدّتی برای تبلیغ به کشور سوئد رفت. در اواخر عمر نیز به زادگاه خود بازگشت و در حوزه علمیّه نجف آباد به تدریس مشغول شد و در آذرماه 1378ش وفات یافت و در قبرستان «جنّت الشّهداء» نجف آباد مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «آلودگی های تمدن یا دورنمای فساد قرن بیستم» 2. «فرهنگ شهادت»3. «چگونه جنگیدن را از امام بیاموزیم»4. «ریشه های انقلاب اسلامی»5. ترجمه «دولت های شیعه در گذرگاه تاریخ»6. «عروج و هبوط انسان از دیدگاه قرآن»7. «متدولوژی انقلاب»8. «مجموعه مقالات سیاسی»9. «نصر بالرُّعب» 10. «سیمای سامری» 11. «مقدمات عرفانی نماز در قرآن» 12. «توضیح و تعلیق کتاب معارف اسلامی»

سیّد رضا هاشمی مانند پدر خود طبع شعر داشت و حدود صد بیت از او باقی مانده است.[1]

میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی

میرزا محمّد رضا خوشنویس اصفهانی. فرزندش میرزا حیدرعلی نقاش باشی نام داشته و قرآنی وقف نموده (که فاقد تاریخ است) و نیم جزو آن به شماره 19 در کتابخانه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.[2]

محمّد رضا راضی تبریزی

[1]دیباچه دیار نون، صص 250 و 251؛ سیمای دانشوران، صص 212 و 213؛ آیینه اهل قلم، صص 96 و 97.

[2]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، صص 308 و 309.


صفحه 113

محمّد رضا راضی تبریزی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری و از تبریزیان ساکن محلّه عباس آباد اصفهان است.

او به شغل زرگری مشغول بود. مدّتی به هند رفته و از آنجا به تبریز بازگشت و مجددا به هند رفت. سال فوتش معلوم نیست.

این رباعی از اوست:

جان اگر از سینه ما شاد برون می آید کی خیال توام از یاد برون می آید

به امیدی که به سرو قد او دل بندد قمری از بیضه فولاد برون می آید[1]

سیّد محمّد رضا هرندی

سیّد محمّد رضا حسینی هرندی معروف به «حاج آقا رضا هرندی» فرزند سیّد محمّد حسین عالم فاضل، واعظ کامل. [در قرن چهاردهم هجری] از خطبای معروف اصفهان و محبوب و مقبول عموم طبقات بوده و بیانی دلنشین داشته و مردم را با مواعظ شافیه خود ارشاد می فرموده است. [در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله: شیخ محمّد علی فتحی دزفولی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، شیخ علی مدرس یزدی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی تحصیل کرده و سپس در نجف اشرف از محضر حضرات آیات آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد عبدالهادی شیرازی کسب فیض نموده است.]

سالها در اصفهان به موعظه و ارشاد مشغول بوده و در مسجد دارالشفا اقامه جماعت می نموده تا اینکه در سن 85 سالگی در 7 ربیع الثانی 1402ق (مطابق 12 بهمن 1360ش) وفات یافته و در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص560؛ دانشمندان آذربایجان، ص156؛ کاروان هند، ج1، ص430؛ سخنوران آذربایجان، ص366.

[2]گلستان شهدای اصفهان در گستره تاریخ، (نسخه چاپ نشده)، ج1، ص56؛ مزارات اصفهان، ص363؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص316.


صفحه 114

رضا رهائی نجف آبادی*

رضا رهائی فرزند حیدر، از شعرای معاصر نجف آباد، در 14 مرداد 1306ش در نجف آباد متولّد شده و از اوایل جوانی به سرودن شعر پرداخت و در انجمن های ادبی تهران از جمله «عرفان»، «جماران» و «سعدی» و انجمن های ادبی نجف آباد از جمله: «پروین اعتصامی» و «مولوی» حضور یافت همچنین اشعارش که اغلب طنز انتقادی و اجتماعی بود در نشریات «فردوسی»، «چلنگر»، «توفیق» و «حاجی بابا» به چاپ می رسید. او از راه شغل بنّایی امرار معاش می کند. مدتها در تهران ساکن بوده و سپس در «ویلاشهر» نجف آباد سکونت گزیده است. در شعر «رهایی» تخلّص دارد.

از اوست:

در بزم خیال تو به رؤیا بنشستم مسرورم از آن لحظه که تنها بنشستم

سیمرغ صفت بر قُلَلِ قاف وصالت پنهان شده از مردم دنیا بنشستم[1]

میرزا محمّد رضا قمشه ای

میرزا محمّد رضا بن میرزا حیدر قمشه ای، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. از نجبای قمشه [شهرضای کنونی] بوده و وکیل و همه کاره میرزا حسن خلیفه سلطانی شده بود. جوانی آراسته و نویسنده ای زبردست و خوشنویس بوده و در فن معمّا و شعر و انشاء بهره وافی داشت. او به خاطر خوش مشربی و اخلاق حسنه محبوب القلوب خاص و عام بود و حدود سال 1081ق در جوانی وفات یافت.

از اوست:

اوّل عشق تو اشکی بهر سامان داشتم این زمان مژگان به صد خون جگرتر می شود[2]

[1]دیباچه دیار نون، ص176؛ از زنده رود تا حیدربابا، ص46.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص186؛ تذکره حسینی، ص134؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص95.


صفحه 115

محمّد ضا شهمیرزادی

محمّد رضا بن حاج درویش شهمیرزادی کهدمی اردبیلی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد و مجاز از علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. در اصفهان ساکن بوده و علّامه مجلسی در آخر روضه کافی در 26 صفر 1076ق برای او اجازه نوشته است. کتاب به شماره 304 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

محمّد رضا منصور اصفهانی

میرزا محمّد رضا طبیب اصفهانی متخلّص به «منصور» فرزند رجبعلی شاعر ادیب و طبیب دانشمند [در قرن سیزدهم هجری] در اصفهان در سال 1167ق متولّد شد. او نزد جمعی از علماء و حکماء به تحصیل پرداخته و از جمله در حکمت الهی از درس آقا محمّد بیدآبادی و در طب از محضر محمّد نصیر طبیب اصفهانی بهره گرفته و به طبابت مشغول شد. گویند به خاطر تجویز «شراب» به بیماران به «میرزا رضای شرابی» معروف بود.

وی سالها در کرمان در خدمت میرزا ابراهیم خان ظهیرالدّوله قاجار حاکم کرمان به طبابت مشغول بوده و سرانجام در سال 1238ق وفات یافت. علاوه بر طبابت شعر نیز می سروده و «منصور» تخلّص می نمود.

از آثار او «دیوان اشعار» موسوم به «ابراهیم آباد» است که به شماره 14086 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. همچنین کتاب «هادی المضلّین و زاد المتّقین» در علم کیمیا که آن را از یادداشت های استادش آقا محمّد بیدآبادی در سال

[1]فهرست مرعشی، ج1، ص349؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 30 و 31؛ اجازات الحدیث، ص203؛ تلامذه العلّامه المجلسی، صص 98 و 99.


صفحه 116

1209ق اقتباس نموده است.

این بیت از اوست:

نگذاشت سنگ حادثه بر پیکرم پری کاندر قفس به زیر پری آورم سری[1]

میرزا محمّد رضا قمی*

میرزا محمّد رضا خلف ارشد آقا رضی، شاعر و ادیب فاضل، از سخنوران قرن یازدهم هجری. مانند پدرش جامع فضایل و کمالات بوده و پس از فوت او وزیر قم شد و در آن منصب در کمال عدالت و راستی و نیک نفسی رفتار می نمود. عاقبت به سعایت بدخواهان از کار عزل شده و در اصفهان ساکن شد[2]و در مدرسه میرزا رضی به تحصیل پرداخت. از آثا او کتابت نسخه ای است از کتاب «شفا» تألیف: ابن سینا که آن را در رمضان المبارک 1080ق در مدرسه میرزا رضی اصفهان به خط نستعلیق کتابت کرده و به شماره 85 در کتابخانه سیّد مصلح الدّین مهدوی (اهدایی به گنجینه نسخ خطی اصفهان) موجود است.[3]این بیت از اوست:

خوشا دمی که تو ای یار، یار من باشی ستاره سحر انتظار من باشی

محمّد رضا اصفهانی

محمّد رضا بن محمّد رفیع اصفهانی از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. [در اصفهان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص569؛ تذکره اختر، ص190؛ تذکره سفنیه المحمود، ص291؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1014 و 1015؛ تذکره دلگشا، صص 473 و 474؛ الذریعه، ج25، صص 153 و 154؛ فهرست مجلس، ج38، صص 110 و 111؛ طرائق الحقائق، ج3، ص257؛ آشنای حق، صص 65-68؛ مکارم الآثار، ج4، ص1082؛ فهرست الفبایی رضوی، ص765؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3347؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1720؛ تذکره انجمن خاقان، صص 343-345؛ تذکره ممیّز (خطّی)، ص79.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص161.

[3]فهرست سیّد مصلح الدّین مهدوی، ص90.