بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 113

محمّد رضا راضی تبریزی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری و از تبریزیان ساکن محلّه عباس آباد اصفهان است.

او به شغل زرگری مشغول بود. مدّتی به هند رفته و از آنجا به تبریز بازگشت و مجددا به هند رفت. سال فوتش معلوم نیست.

این رباعی از اوست:

جان اگر از سینه ما شاد برون می آید کی خیال توام از یاد برون می آید

به امیدی که به سرو قد او دل بندد قمری از بیضه فولاد برون می آید[1]

سیّد محمّد رضا هرندی

سیّد محمّد رضا حسینی هرندی معروف به «حاج آقا رضا هرندی» فرزند سیّد محمّد حسین عالم فاضل، واعظ کامل. [در قرن چهاردهم هجری] از خطبای معروف اصفهان و محبوب و مقبول عموم طبقات بوده و بیانی دلنشین داشته و مردم را با مواعظ شافیه خود ارشاد می فرموده است. [در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله: شیخ محمّد علی فتحی دزفولی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، شیخ علی مدرس یزدی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی تحصیل کرده و سپس در نجف اشرف از محضر حضرات آیات آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد عبدالهادی شیرازی کسب فیض نموده است.]

سالها در اصفهان به موعظه و ارشاد مشغول بوده و در مسجد دارالشفا اقامه جماعت می نموده تا اینکه در سن 85 سالگی در 7 ربیع الثانی 1402ق (مطابق 12 بهمن 1360ش) وفات یافته و در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص560؛ دانشمندان آذربایجان، ص156؛ کاروان هند، ج1، ص430؛ سخنوران آذربایجان، ص366.

[2]گلستان شهدای اصفهان در گستره تاریخ، (نسخه چاپ نشده)، ج1، ص56؛ مزارات اصفهان، ص363؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص316.


صفحه 114

رضا رهائی نجف آبادی*

رضا رهائی فرزند حیدر، از شعرای معاصر نجف آباد، در 14 مرداد 1306ش در نجف آباد متولّد شده و از اوایل جوانی به سرودن شعر پرداخت و در انجمن های ادبی تهران از جمله «عرفان»، «جماران» و «سعدی» و انجمن های ادبی نجف آباد از جمله: «پروین اعتصامی» و «مولوی» حضور یافت همچنین اشعارش که اغلب طنز انتقادی و اجتماعی بود در نشریات «فردوسی»، «چلنگر»، «توفیق» و «حاجی بابا» به چاپ می رسید. او از راه شغل بنّایی امرار معاش می کند. مدتها در تهران ساکن بوده و سپس در «ویلاشهر» نجف آباد سکونت گزیده است. در شعر «رهایی» تخلّص دارد.

از اوست:

در بزم خیال تو به رؤیا بنشستم مسرورم از آن لحظه که تنها بنشستم

سیمرغ صفت بر قُلَلِ قاف وصالت پنهان شده از مردم دنیا بنشستم[1]

میرزا محمّد رضا قمشه ای

میرزا محمّد رضا بن میرزا حیدر قمشه ای، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. از نجبای قمشه [شهرضای کنونی] بوده و وکیل و همه کاره میرزا حسن خلیفه سلطانی شده بود. جوانی آراسته و نویسنده ای زبردست و خوشنویس بوده و در فن معمّا و شعر و انشاء بهره وافی داشت. او به خاطر خوش مشربی و اخلاق حسنه محبوب القلوب خاص و عام بود و حدود سال 1081ق در جوانی وفات یافت.

از اوست:

اوّل عشق تو اشکی بهر سامان داشتم این زمان مژگان به صد خون جگرتر می شود[2]

[1]دیباچه دیار نون، ص176؛ از زنده رود تا حیدربابا، ص46.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص186؛ تذکره حسینی، ص134؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص95.


صفحه 115

محمّد ضا شهمیرزادی

محمّد رضا بن حاج درویش شهمیرزادی کهدمی اردبیلی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد و مجاز از علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی است. در اصفهان ساکن بوده و علّامه مجلسی در آخر روضه کافی در 26 صفر 1076ق برای او اجازه نوشته است. کتاب به شماره 304 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

محمّد رضا منصور اصفهانی

میرزا محمّد رضا طبیب اصفهانی متخلّص به «منصور» فرزند رجبعلی شاعر ادیب و طبیب دانشمند [در قرن سیزدهم هجری] در اصفهان در سال 1167ق متولّد شد. او نزد جمعی از علماء و حکماء به تحصیل پرداخته و از جمله در حکمت الهی از درس آقا محمّد بیدآبادی و در طب از محضر محمّد نصیر طبیب اصفهانی بهره گرفته و به طبابت مشغول شد. گویند به خاطر تجویز «شراب» به بیماران به «میرزا رضای شرابی» معروف بود.

وی سالها در کرمان در خدمت میرزا ابراهیم خان ظهیرالدّوله قاجار حاکم کرمان به طبابت مشغول بوده و سرانجام در سال 1238ق وفات یافت. علاوه بر طبابت شعر نیز می سروده و «منصور» تخلّص می نمود.

از آثار او «دیوان اشعار» موسوم به «ابراهیم آباد» است که به شماره 14086 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. همچنین کتاب «هادی المضلّین و زاد المتّقین» در علم کیمیا که آن را از یادداشت های استادش آقا محمّد بیدآبادی در سال

[1]فهرست مرعشی، ج1، ص349؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 30 و 31؛ اجازات الحدیث، ص203؛ تلامذه العلّامه المجلسی، صص 98 و 99.


صفحه 116

1209ق اقتباس نموده است.

این بیت از اوست:

نگذاشت سنگ حادثه بر پیکرم پری کاندر قفس به زیر پری آورم سری[1]

میرزا محمّد رضا قمی*

میرزا محمّد رضا خلف ارشد آقا رضی، شاعر و ادیب فاضل، از سخنوران قرن یازدهم هجری. مانند پدرش جامع فضایل و کمالات بوده و پس از فوت او وزیر قم شد و در آن منصب در کمال عدالت و راستی و نیک نفسی رفتار می نمود. عاقبت به سعایت بدخواهان از کار عزل شده و در اصفهان ساکن شد[2]و در مدرسه میرزا رضی به تحصیل پرداخت. از آثا او کتابت نسخه ای است از کتاب «شفا» تألیف: ابن سینا که آن را در رمضان المبارک 1080ق در مدرسه میرزا رضی اصفهان به خط نستعلیق کتابت کرده و به شماره 85 در کتابخانه سیّد مصلح الدّین مهدوی (اهدایی به گنجینه نسخ خطی اصفهان) موجود است.[3]این بیت از اوست:

خوشا دمی که تو ای یار، یار من باشی ستاره سحر انتظار من باشی

محمّد رضا اصفهانی

محمّد رضا بن محمّد رفیع اصفهانی از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. [در اصفهان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص569؛ تذکره اختر، ص190؛ تذکره سفنیه المحمود، ص291؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1014 و 1015؛ تذکره دلگشا، صص 473 و 474؛ الذریعه، ج25، صص 153 و 154؛ فهرست مجلس، ج38، صص 110 و 111؛ طرائق الحقائق، ج3، ص257؛ آشنای حق، صص 65-68؛ مکارم الآثار، ج4، ص1082؛ فهرست الفبایی رضوی، ص765؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3347؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1720؛ تذکره انجمن خاقان، صص 343-345؛ تذکره ممیّز (خطّی)، ص79.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص161.

[3]فهرست سیّد مصلح الدّین مهدوی، ص90.


صفحه 117

ساکن بوده و به تحصیل علوم دینی پرداخته است. سیّد میر علی اکبر حسینی اصفهانی از اساتید اوست.]

او چند کتاب را کتابت کرده است از جمله:

[1. «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجت الاسلام، به خط نسخ در 17 ذی الحجه 1237ق به دستور سیّد میر علی اکبر حسینی اصفهانی که به شماره 1292 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[1]] 2. «حلیه اللّامعه» تألیف: سیّد حجت الاسلام، به خط نسخ در جمعه 10 رجب 1239ق، موجود در کتابخانه علّامه محقّق حاج سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان.[2][3. «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجت الاسلام به خط نسخ، در سال 1255ق در اصفهان، که به شماره 14801 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی قمی در قم موجود است.[3]]

حاج محمّد رضا جواهری*

حاج محمّد رضا جواهری فرزند حاج محمّد رفیع، از فضلاء اصفهان در دوره قاجاریه و از اصحاب محضر حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی (فرزند سیّد حجه الاسلام شفتی) و از ساکنین محله نوی شهیش بیدآباد بوده و به استنساخ کتب اشتغال داشته و به جهت شناسایی دانه های ثمین و نگین های بهادار، او و پدرش به «جواهری» شهرت یافته بودند.

او در سال 1298ق به سفر حجّ همّت گماشت و معلوم نیست چرا فرزند نورسته و تازه بالغ که نام نیا را بر او نهاده بود، با اوضاع و وسائل نقلیه صعب آن زمان با خود همراه ساخت و چنانکه از مضامین اشعار لوح مزار فرزند (که تا قبل از تغییرات اخیر بقعه علّامه خوانساری در تخت فولاد به جای خود باقی بود) به مجرّد بازگشت از حجّ که

[1]فهرست احیاء، ج4، ص124.

[2]الذریعه، ج7، ص83؛ بیان المفاخر، ج2، ص318.

[3]فهرست مرعشی، ج37، ص408.


صفحه 118

تا جمادی الثّانی طول کشید، فرزندش حاجی محمّد رفیع دوم دار فانی را وداع گفت.

با پدر محترم بهر طواف حرم اوّل تکلیف خویش شد به حرم رهسپر

زان سفر پرخطر چون به وطن بازگشت طایر روحش نمود عزم دیار دگر

در مه دوم جماد جسم جمادی نهاد روح مجسّم شد و ساخت جنان را مقر

و فرزند دیگرش حاج محمّد مهدی که یکی از پسران او هم دارای نام محمّد رفیع بوده، در دوران شباب در محل تدریسش لرستان وفات یافته است. با مزاوجت دختر میرزا اسماعیل بن میرزا ابراهیم حسینی باب الدّشتی (از معاشرین و مشاورین فاضل و فهیم سیّد محمّد امام جمعه) که بعدا خواهر همسرش، از حرمسرایان و همسر مسعود میرزا ظلّ السّلطان شده، صاحب ثروت و عنوان بوده است.

حاج محمّد رضا که در اوایل و حاج محمّد مهدی که در اواسط قرن چهاردهم هجری قمری روی به عالم باقی نهاده اند و حاج محمّد رفیع تازه بالغ و همسر حاج محمّد مهدی در حجره جنوب شرقی بقعه علّامه خوانساری در تخت فولاد مدفونند.[1]

شیخ محمّد رضا بیان الحق

شیخ محمّد رضا بیان الحق فرزند شیخ زین العابدین واعظ [از وعاظ اهل منبر در قرن چهاردهم هجری] متوفی 11 شعبان 1390ق [مدفون در گورستان عمومی جنب تکیه صیرفیان و کنار مزار مرحوم سیّد علی اکبر هاشمی طالخونچه در تخت فولاد اصفهان[2]]

دکتر رضا زهروی*

دکتر رضا زهروی فرزند زین العابدین، از پزشکان حاذق و شعرای خوش ذوق معاصر اصفهان. در سال 1315ش متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در رشته

[1]یادداشت های شاعر توانا و آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا».

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص177؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.


صفحه 119

پزشکی به تحصیل پرداخت و به درجه دکترا نائل آمد و در اصفهان به طبابت مشغول شد. علاوه بر آن شعر نیز می سروده و «جلالی» تخلّص می نمود و در برخی انجمن های ادبی از جمله انجمن ادبی فردوسی شرکت می کرد.

از اوست:

گرچه در سودای عشق او بسی بی مایه ام با نظربازی اگر سودا کنی دشوار نیست[1]

شیخ محمّد رضا شریعت طالخونچه ای

شیخ محمّد رضا شریعت بن ملّا زین العابدین طالخونچه ای عالم فاضل، ادیب شاعر [از علمای قرن چهاردهم هجری].

در حدود سال 1300ق در «طالخونچه» از روستاهای بین شهرضا و سمیرم متولّد شده و جهت تحصیل به اصفهان آمد و در مدرسه جده ساکن شده و نزد علمای این شهر همچون آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، آقا سیّد مهدی درچه ای، حاج میر محمّد صادق مدرس خاتون آبادی، آقا شیخ محمّد رضا نجفی به تحصیل پرداخت. آنگاه به مولد خویش مراجعت کرده و مرجع شرعیات آن حدود شد و به تبلیغ دین و ارشاد مردم پرداخت و در سال 1373ق در آنجا وفات یافته و مدفون شد.

علاوه بر مقام علمی و دینی شعر نیز می سروده است. از اوست:

گر بگویی دست از عشق تو بردارم ندارم جز طریق عشق راهی در نظر دارم ندارم

چون سر کوی تو جانا منزل و مأوی باشد از چنین منزلگهی قصد سفر دارم ندارم[2]

[صاحب عنوان، پدر دانشمند بزرگوار و استاد دانشگاه آقای دکتر محمّد جواد

[1]زنده رود تا حیدربابا، ص90؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ص178.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص267 و 268؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص623 و 624.


صفحه 120

شریعت است.]

میرزا سیّد رضا حسینی اصفهانی

میرزا سیّد رضا بن میرزا شاه تقی حسینی اصفهانی شاعر ادیب. [از شعرای قرن دوازدهم هجری].

از دوستان صمیمی شیخ محمّد علی حزین بوده و در حسن سلیقه و رنگینی صحبت بی نظیر و سخن فهمی و نکته سنجی مُسَلَّم هر صغیر و کبیر بود. از شکفته طبعان روزگار بوده و ایّامی مهیّا به عزت و احترام داشت. گاهی به شعر و انشاء رغبت نموده، ابیات بلند از طبع مشکل پسندش سامعه افروز می شد. «سیّد» تخلّص می کرد. سرانجام در سال 1133ق در اصفهان وفات یافت. احتمال دارد او همان شخصی باشد که به عنوان «میرزا رضا حسینی» در بقعه علّامه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون است.

این رباعی از اوست:

در دل ز غم تو خارخاری دارم از داغ به سینه لاله زاری دارم

افسرده شدست گلشن باغ نظر ای گریه بیا که با تو کاری دارم[1]

محمّد رضا اصفهانی*

محمّد رضا بن حاجی محمّد صادق بزّاز اصفهانی، خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری. خط نسخ را خوش می نوشت و در دهه سوم ذیحجه الحرام سال 1199ق از کتابت «قرآن مجید» فراغت حاصل نمود. این نسخه به شماره 29 در کتابخانه ملّی

[1]تذکره المعاصرین حزین، صص 193 و 194؛ تاریخ و سفرنامه حزین، صص 209 و 210؛ تذکره آتشکده، (نیمه نخست از بخش سوم)، ص943؛ تذکره روز روشن، ص299؛ الذریعه، ج9، صص 481 و 364؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 620 و 615؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص319؛ مزارات اصفهان، ص36؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص127.