یزدی در نجف اشرف و میرزا محمّد تقی شیرازی در سامرا کسب فیض نمود و به مقام اجتهاد نائل شده و در سال 1326 به اصفهان مراجعت نمود.
او از پدرش میرزا عبدالرحیم و از شیخ احمد حسین آبادی، شریعت اصفهانی و آقا سیّد محمّد کاظم یزدی اجازه دارد.
حاج میرزا رضا کلباسی سالها در اصفهان به اقامه جماعت در مسجد خیاط ها و مسجد تکیه محمّد علی یزدی و تدریس در مدرسه صدر مشغول بود و دهها تن از طلاب و اهل علم از محضر او کسب فیض نمودند. او اهتمام زیادی به تشویق نوجوانان به طلبه شدن و تحصیل علوم حوزوی داشت. [و بسیاری از جوانان مستعد به همت او به لباس روحانیت درآمدند. در تدریس نیز از دروس مقدماتی تا عالی را تدریس می کرد] او شبهای جمعه در مسجد رکن الملک مراسم احیاء را برپا می نمود و دعای کمیل را قرائت می کرد. از کارهای خیریه او احیاء و مرمّت مساجد مخروبه بود.
[سرانجام درسال 1348ق برای همیشه اصفهان را ترک کرده و در جوار آستان قدس رضوی در مشهد مقدس اقامت گزید. او در مسجد گوهرشاد به اقامه جماعت و برگزاری مراسم احیاء در شب های جمعه می پرداخت و در روز به تدریس مشغول بود و مردم را وعظ و ارشاد می نمود.
او عالمی متّقی و عابد و قانع بود و در عبادت و تهجّد شور و حال خاصّی داشت.]
وی در شب سه شنبه 4 شوال المکرّم 1383ق در مشهد مقدّس وفات یافته [و در جوار مرقد مطهر امام رضا علیه السلام در ایوان مجاور کشیک خانه (واقع در صحن عتیق) مدفون گردید.]
این کتابها از تألیفات اوست:
[1. «اشراقات الایام فی افاضات الانام»]2. «انیس اللیل» در شرح دعای کمیل - مشهورترین تألیف صاحب عنوان - که در سال 1343ق به ضمیمه «مرآه المصنّف» اثر میرزا یحیی بیدآبادی به چاپ رسید. و بعدها چندین بار دیگر نیز چاپ شد.
3. «ایقاظات الاصول» [4. «حاشیه بر رسائل» شیخ انصاری، ناتمام5. «حاشیه بر کفایه» آخوند خراسانی، ناتمام6. «حاشیه بر منظومه» سبزواری7. «حاشیه بر نجاه العباد» [8. «الدّعوه الحسینیّه إلی نصره الاسلامیّه» که در سال 1328ش در مشهد مقدس به همت پروفسور فلاطوری به چاپ رسیده است.9. «راهنمای دین» یا «دستور تبلیغ»، مطبوع در ضمن کتاب «الدعوه الحسینیه» [10. «رساله در رضاع» [11. «شرح حدیث اهلیلجه» [12. «شرح اشعار حافظ»] 13. «شرح منازل السائرین» به فارسی [14. «مفتاح الجنان» در شرح دعای صباح که به تصحیح و تحقیق محقق فاضل آقای مهدی رضوی در جلد سوم میراث حوزه اصفهان به چاپ رسیده است. [15. «مقامات العارفین» که به ضمیمه کتاب «مرآه المصنّف» به طبع رسیده است. 16. «مکیال الیقین» در اصول دین که به ضمیمه کتاب «مرآه المصنف» به طبع رسیده است. [17. «نفحات اللّیل» در شرح دعای کمیل، که به چاپ رسیده است] 18. «هدیه السّالکین لعموم المسلمین» که در سال 1362ق به چاپ رسیده است.[1]
محمّد رضا نصیری طوسی
محمّد رضا بن عبدالحسین منشی الممالک [بن ادهم بیک مستوفی بن ملک بهرام کلانتر] نصیری طوسی، عالم فاضل و ادیب محقّق [از علمای قرن یازدهم هجری].
وی از اعقاب شیخ طوسی و از مشاهیر خاندان «نصیری طوسی» است. او نزد جمعی از علماء عالیقدر از جمله امیر شرف الدّین علی شولستانی تحصیل کرده [و در علوم زمان خود همچون ادبیات فارسی و عرب، تفسیر، حدیث، کلام و فقه مهارتی به سزا داشته است. در اصفهان ساکن بوده و ظاهرا مانند پدر منصب «منشی الممالک» را برعهده
[1]دانشمندان و برزگان اصفهان، ج2، صص 624 و 625؛ ارشاد الناس، (نسخه خطی)، ص14؛ نقباء البشر، ج2، ص759؛ الذریعه، ج2، ص464 و ج4، ص83 و ج25، ص176؛ المستدرک فهرس التّراث، ص92؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 433 و 434؛ وفیات العلماء، ص256؛ میراث حوزه اصفهان، ج3، صص 39-46؛ خاندان کلباسی، صص 217-220؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341 و 409.
داشته است.[1]]
کتب زیر از اوست:
1. «تفسیرالائمه لهدایه الامّه» [به فارسی و عربی. کتاب تفسیری بزرگ مفصل در چندین جلد که نسخه ای از جلد اوّل آن در کتابخانه شیخ محمّد امین آل شیخ اسداللّه دزفولی در کاظمین موجود بوده است. جلد دوم تفسیر در کتابخانه شیخ محمّد جواد محی الدّین جامعی در نجف نگهداری می شده و نسخه ای دیگر از جلد دوم به شماره 12867 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است. همچنین بنا به نقل شیخ ابوالمجد محمّد رضا نجفی اصفهانی مجموعه 15 جلدی این کتاب در کتابخانه خاندان قزوینی در اصفهان موجود بوده که «اقبال الدّوله» حاکم اصفهان 3 جلد آنرا گرفته و پس نداده است.[2]] 2. «کشف الآیات» معروفترین تألیف اوست که به عربی نوشته و در سال 1067ق از تألیف آن فراغت یافته است. نسخه های این کتاب در بسیاری از کتابخانه ها موجود است و معروفترین تألیف صاحب عنوان به شمار می رود.[3]3. «مختصر تفسیر الائمه» به فارسی 4. «منشآت سلیمانی» در علم لغت، که ناتمام مانده است.[4]
حاج میرزا محمّد رضا رضوی خوانساری
حاج میرزا محمّد رضا بن سیّد عبدالرّسول رضوی خوانساری، از علماء کاملین و فقهاء و مدرسین اصفهان [در اواخر قرن سیزدهم هجری] وی قبل از طبع مجلدات «وافی»، «مستند»، «بحارالانوار» و برخی دیگر از کتب به تصحیح آنها اقدام کرده است.
وفاتش در 27 رجب 1339ق واقع شد. و در تکیه آقا سیّد محمّد ترک (تکیه
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص418؛ مطلع الشمس، ص699؛ محافل المؤمنین، ص293؛ فوائد الرضویّه، ج2، ص533؛ زندگینامه شیخ طوسی، ص84؛ ریحانه الادب، ج6، ص193؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نصیری»، ص571؛ تعلیقه امل الآمل، ص272؛ الکواکب المنتشره، صص 270 و 271.
[2]الذریعه، ج4، صص 236-239؛ فهرست مرعشی، ج32، ص635.
[3]الذریعه، ج18، ص3.
[4]دستور شهر یاران: مقدمه، ص چهل و هشت.
جهانگیرخان) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
محمّد رضا اصفهانی*
محمّد رضا اصفهانی معروف به «کر» فرزند عبدالعزیز، از خوشنویسان قرن دوازدهم هجری است.
او در خط شکسته از شاگردان درویش عبدالمجید طالقانی است. درویش عبدالمجید گفته است: «من قطعه را بهتر می نویسم و محمّد رضا کتابت را». محمّد رضا سالها به کتابت کتابهای ادبی مشغول بوده و کاتب مخصوص اسماعیل خان خبوشانی است و نسخه ای از «شاهنامه» فردوسی را برای او کتابت کرده است.
از دیگر آثار او کتابت «هفت اورنگ» جامی است که در اوایل شعبان المعظّم 1187ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.[2]
ملّا محمّد رضا شکیبی اصفهانی
ملّا محمّد رضا متخلّص به شکیبی فرزند خواجه عبداللّه امامی اصفهانی شاعر و ادیب فاضل در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. در سال 964ق در اصفهان متولّد شد. او خواهرزاده امیر روزبهان صبری اصفهانی و از نوادگان پسری خواجه عبداللّه امامی اصفهانی از عرفای مشهور قرن نهم و خواجه امام الدّین حسن اصفهانی (معاصر حافظ شیرازی) بود.
در اصفهان تحصیل را شروع کرد و با شعرای اصفهان به معاشرت و مصاحبت پرداخت سپس در شیراز نزد امیر تقی الدّین محمّد نسّابه شیرازی تحصیل نمود. سپس در آذربایجان و خراسان به مسافرت پرداخت مدّتی در مشهد ساکن بوده و با شعرای آنجا
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص460؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص296.
[2]تذکره خوشنویسان، ص132؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 178 و 179.
مراوده داشت. عاقبت به هند رفته و به مدح سپهسالار عبدالرحیم خان ملقب به «خان خانان» پرداخته و مقرّب درگاه او گردید و سالها در خدمت او بود. در سال 1012ق به حج رفت و در بازگشت در ناحیه عدن کشتی حامل او دچار طوفان شده و به ساحل عَدَن کناره گرفت و باقی اسباب و اموال او به دست اهالی عَدَن غارت شد. پس از بازگشت از هند در خدمت «خان خانان» بود، ولی عاقبت از او کناره گرفته، به دهلی رفت و نزد پادشاه هند نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه تقرّب یافته و به منصب «صدر» در دهلی منصوب شد. تا اینکه در سال 1023ق در دهلی وفات یافت. «جسمی همدانی» ماده تاریخ فوت او را در این عبارت یافته است:
«صدر دهلی رفت»
او در ادبیات عربی و فارسی خصوصا فنون شعر و معانی و بیان استاد بوده و از علوم دینی خصوصا فقه و حدیث با بهره بوده و در علم موسیقی و ادوار نیز مهارت داشته است. غیر از «دیوان اشعار»، یک مثنوی در بحر «خسرو و شیرین» و یک «ساقی نامه» موسوم به «عشرت آباد» از او به جای ماند.
از اوست:
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود[1]
رضا ابوعطا*
رضا ابوعطا فرزند علی، نقاش هنرمند و شاعر ادیب معاصر در سال 1299ش در اصفهان متولّد شد. او جزو اولین هنرجویان هنرستان های هنرهای زیبای اصفهان است
[1]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 355-357؛ تذکره شمع انجمن، ص370؛ تذکره میخانه، صص 300-311؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره آتشکده، بخش سوم از نیمه نخست، ص954؛ تاریخ نظم و نثر، ص433؛ تذکره مجمع الخواص، ص205؛ تذکره خرانه عامره، ص267؛ تذکره سرو آزاد، ص29؛ الذریعه، ج12، ص109.
و نزد استاد عیسی بهادری، صنعتی، مهذّب، کاشی تراش، تمدن، گلریز خاتمی و معصوم زاده،تذهیب، مینیاتور و سایر هنرها را آموخت. او پس از استخدام در وزارت پیشه و هنر به تدریس، معاونت و ریاست هنرستان هنرهای زیبا مشغول شد.
او به خاطر استادی در رشته های تذهیب، مینیاتور و طراحی سنّتی موفق به دریافت نشان درجه یک هنری گردید. در سرودن شعر نیز طبعی روان داشت و «عطا» تخلّص می کرد و در بعضی انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن نقش جهان حضور می یافت. مقداری از اشعار او شامل بیان منظوم ضرب المثل های معروف زبان فارسی است.
وی در روز 25 خرداد 1377ش وفات نمود و در قطعه نام آوران واقع در قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون شد.
از او آثار ارزنده ای در مینیاتور و تذهیب به جای مانده است.
این شعر از اوست:
یکسان نبود مرتبت جاهل و فاضل خر مهره بهای دُر شهوار نکاهد
جاهل رمد از صحبت فاضل عجبی نیست «ارباب کچل نوکر مودار نخواهد»[1]
حاج شیخ محمّد رضا جرقویه ای
حاج شیخ محمّد رضا بن حاج ملّا علی بن ملّا محمّد تقی بن حاج علی حسین آبادی جرقویه ای، عالم فاضل صالح. پدرش از علمای جرقویه بود.
شیخ محمّد رضا در شب جمعه 26 ذیحجه الحرام 1309ق در قریه حسین آباد
[1]آیین فرزانگی، ج6، صص 163-165؛ زنده رود تا حیدربابا، صص 32 و 33؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص39؛ هفته نامه نوید اصفهان: شماره 511، مورخ 3 تیر 1377، ص7.
جرقویه اصفهان متولّد گردید. در اصفهان نزد آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، آخوند ملّا محمّد کاشانی و احتمالاً میر محمّد صادق خاتون آبادی، [سیّد محمود کلیشادی، میرزا احمد اصفهانی، حاج ملّا عبدالجواد آدینه ای، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، میر محمّد تقی مدرس [تحصیل نموده [و از آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی اجازه اجتهاد دریافت نمود [در عتبات عالیات نیز نزد آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی [و میرزا محمّد حسین نایینی [کسب فیض نمود. پس از آن به اصفهان مراجعت نمود و به تدریس فقه و اصول در منزل خود [و سپس در مدرسه جدّه بزرگ و مدرسه صدر بازار [مشغول شد و جمعی از افاضل طلاب در درس او حاضر می شدند.
[مرحوم جرقویه ای عالمی عابد و صالح، متواضع، عاشق اهل بیت عصمت و طهارت و یار و مددکار نیازمندان و غیور در امر به معروف و نهی از منکر و حفظ شعائر دینی بود.
در تیرماه 1331 پس از کناره گیری دکتر محمّد مصدق از نخست وزیری و انتصاب قوام السلطنه به این مقام و صدور اعلامیه آیت اللّه کاشانی مردم اصفهان در پاسخ به درخواست آیت اللّه کاشانی به خیابان ها ریختند. در 28 تیرماه مرحوم جرقویه ای در قیام مردم اصفهان شرکت نموده و مورد ضرب و شتم مأمورین حکومت قرار گرفته و چند روز بعد بر اثر صدمات وارده] در شب یکشنبه 8 محرم سال 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تقریرات فقهی و اصولی درس آقا سیّد محمّد باقر درچه ای»2. «تقریرات درس آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی»3. «رساله مبسوط و استدلالی در معنی غنا و احکام آن» [4. «رساله فی حکم المجنب التیمّم المحدث بالحدث الاصغر»5. «رساله فی الاختلاف بین المتعاقدین»6. «رساله فی الشبهات المقرونه بالعلم الاجمالی»7. «رساله فی القبله» (چهار رساله اخیر به طبع رسیده است).[1]]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 627 و 628؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 225 و 226؛ اَمالی (شیخ محمّد علی معلم حبیب آبادی): خطی؛ گرکویه، (ویرایش دوم)، صص 401 و 402؛ شرح مجموعه گل، صص193-215.
استاد رضا مُنشِئی*
استاد رضا مُنشِئی فرزند استاد علی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران آثار تاریخی اصفهان در عصرهای حاضر در سال 1319ش در خانواده ای هنرمند و ماهر در معماری متولّد شد و در 14سالگی نزد پدر به کار پرداخت و در فنون گوناگون معماری و بنّایی مهارت یافت و در درودگری، شبکه کاری نیز فعالیت نمود و تا آخر عمر پدرش در کنار او به مرمّت آثار تاریخی پرداخت. بسیاری از آثار تاریخی اصفهان همچون کاخ عالی قاپو، چهلستون، مسجد جامع، توحیدخانه، تالار اشرف و در خارج اصفهان مسجد جامع نائین، پل تاریخی ورزنه، مجموعه شیخ صفی الدّین اردبیلی، قلعه جونقان در چهارمحال، مسجد جامع قزوین، مسجد جامع میمه، کاروانسراهای چاله سیاه در بُرخوار اصفهان، امامزاده یحیی زوّاره، مسجد جامع اردستان و بسیاری ابنیه تاریخی دیگر در مرمّت و یا مهاربندی نموده است.
او از معماران برجسته دفتر فنی سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی در اصفهان بود و بسیاری از مرمّت گران در رشته های مهاربندی، استحکام بخشی، ساخت در و پنجره و کارهای چوبی، سبکه سازی، نصب انواع داربست، و سایر امور فنی مربوط به مرمّت آثار تاریخی زیر نظر او به فعالیّت پرداخته اند. او از سال 1360ش در رشته درودگری به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت.[1]
وی سرانجام در 28 مهر 1378ش از دنیا رفت و در قطعه 15 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.[2]
[1]معماران و مرمّت گران سنّتی اصفهان، صص 260-265.
[2]سایت اینترنتی یادبود.