جهانگیرخان) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
محمّد رضا اصفهانی*
محمّد رضا اصفهانی معروف به «کر» فرزند عبدالعزیز، از خوشنویسان قرن دوازدهم هجری است.
او در خط شکسته از شاگردان درویش عبدالمجید طالقانی است. درویش عبدالمجید گفته است: «من قطعه را بهتر می نویسم و محمّد رضا کتابت را». محمّد رضا سالها به کتابت کتابهای ادبی مشغول بوده و کاتب مخصوص اسماعیل خان خبوشانی است و نسخه ای از «شاهنامه» فردوسی را برای او کتابت کرده است.
از دیگر آثار او کتابت «هفت اورنگ» جامی است که در اوایل شعبان المعظّم 1187ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است.[2]
ملّا محمّد رضا شکیبی اصفهانی
ملّا محمّد رضا متخلّص به شکیبی فرزند خواجه عبداللّه امامی اصفهانی شاعر و ادیب فاضل در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. در سال 964ق در اصفهان متولّد شد. او خواهرزاده امیر روزبهان صبری اصفهانی و از نوادگان پسری خواجه عبداللّه امامی اصفهانی از عرفای مشهور قرن نهم و خواجه امام الدّین حسن اصفهانی (معاصر حافظ شیرازی) بود.
در اصفهان تحصیل را شروع کرد و با شعرای اصفهان به معاشرت و مصاحبت پرداخت سپس در شیراز نزد امیر تقی الدّین محمّد نسّابه شیرازی تحصیل نمود. سپس در آذربایجان و خراسان به مسافرت پرداخت مدّتی در مشهد ساکن بوده و با شعرای آنجا
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص460؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص296.
[2]تذکره خوشنویسان، ص132؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 178 و 179.
مراوده داشت. عاقبت به هند رفته و به مدح سپهسالار عبدالرحیم خان ملقب به «خان خانان» پرداخته و مقرّب درگاه او گردید و سالها در خدمت او بود. در سال 1012ق به حج رفت و در بازگشت در ناحیه عدن کشتی حامل او دچار طوفان شده و به ساحل عَدَن کناره گرفت و باقی اسباب و اموال او به دست اهالی عَدَن غارت شد. پس از بازگشت از هند در خدمت «خان خانان» بود، ولی عاقبت از او کناره گرفته، به دهلی رفت و نزد پادشاه هند نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه تقرّب یافته و به منصب «صدر» در دهلی منصوب شد. تا اینکه در سال 1023ق در دهلی وفات یافت. «جسمی همدانی» ماده تاریخ فوت او را در این عبارت یافته است:
«صدر دهلی رفت»
او در ادبیات عربی و فارسی خصوصا فنون شعر و معانی و بیان استاد بوده و از علوم دینی خصوصا فقه و حدیث با بهره بوده و در علم موسیقی و ادوار نیز مهارت داشته است. غیر از «دیوان اشعار»، یک مثنوی در بحر «خسرو و شیرین» و یک «ساقی نامه» موسوم به «عشرت آباد» از او به جای ماند.
از اوست:
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود[1]
رضا ابوعطا*
رضا ابوعطا فرزند علی، نقاش هنرمند و شاعر ادیب معاصر در سال 1299ش در اصفهان متولّد شد. او جزو اولین هنرجویان هنرستان های هنرهای زیبای اصفهان است
[1]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 355-357؛ تذکره شمع انجمن، ص370؛ تذکره میخانه، صص 300-311؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره آتشکده، بخش سوم از نیمه نخست، ص954؛ تاریخ نظم و نثر، ص433؛ تذکره مجمع الخواص، ص205؛ تذکره خرانه عامره، ص267؛ تذکره سرو آزاد، ص29؛ الذریعه، ج12، ص109.
و نزد استاد عیسی بهادری، صنعتی، مهذّب، کاشی تراش، تمدن، گلریز خاتمی و معصوم زاده،تذهیب، مینیاتور و سایر هنرها را آموخت. او پس از استخدام در وزارت پیشه و هنر به تدریس، معاونت و ریاست هنرستان هنرهای زیبا مشغول شد.
او به خاطر استادی در رشته های تذهیب، مینیاتور و طراحی سنّتی موفق به دریافت نشان درجه یک هنری گردید. در سرودن شعر نیز طبعی روان داشت و «عطا» تخلّص می کرد و در بعضی انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن نقش جهان حضور می یافت. مقداری از اشعار او شامل بیان منظوم ضرب المثل های معروف زبان فارسی است.
وی در روز 25 خرداد 1377ش وفات نمود و در قطعه نام آوران واقع در قبرستان جدید اصفهان (باغ رضوان) مدفون شد.
از او آثار ارزنده ای در مینیاتور و تذهیب به جای مانده است.
این شعر از اوست:
یکسان نبود مرتبت جاهل و فاضل خر مهره بهای دُر شهوار نکاهد
جاهل رمد از صحبت فاضل عجبی نیست «ارباب کچل نوکر مودار نخواهد»[1]
حاج شیخ محمّد رضا جرقویه ای
حاج شیخ محمّد رضا بن حاج ملّا علی بن ملّا محمّد تقی بن حاج علی حسین آبادی جرقویه ای، عالم فاضل صالح. پدرش از علمای جرقویه بود.
شیخ محمّد رضا در شب جمعه 26 ذیحجه الحرام 1309ق در قریه حسین آباد
[1]آیین فرزانگی، ج6، صص 163-165؛ زنده رود تا حیدربابا، صص 32 و 33؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص39؛ هفته نامه نوید اصفهان: شماره 511، مورخ 3 تیر 1377، ص7.
جرقویه اصفهان متولّد گردید. در اصفهان نزد آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، آخوند ملّا محمّد کاشانی و احتمالاً میر محمّد صادق خاتون آبادی، [سیّد محمود کلیشادی، میرزا احمد اصفهانی، حاج ملّا عبدالجواد آدینه ای، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، میر محمّد تقی مدرس [تحصیل نموده [و از آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی اجازه اجتهاد دریافت نمود [در عتبات عالیات نیز نزد آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی [و میرزا محمّد حسین نایینی [کسب فیض نمود. پس از آن به اصفهان مراجعت نمود و به تدریس فقه و اصول در منزل خود [و سپس در مدرسه جدّه بزرگ و مدرسه صدر بازار [مشغول شد و جمعی از افاضل طلاب در درس او حاضر می شدند.
[مرحوم جرقویه ای عالمی عابد و صالح، متواضع، عاشق اهل بیت عصمت و طهارت و یار و مددکار نیازمندان و غیور در امر به معروف و نهی از منکر و حفظ شعائر دینی بود.
در تیرماه 1331 پس از کناره گیری دکتر محمّد مصدق از نخست وزیری و انتصاب قوام السلطنه به این مقام و صدور اعلامیه آیت اللّه کاشانی مردم اصفهان در پاسخ به درخواست آیت اللّه کاشانی به خیابان ها ریختند. در 28 تیرماه مرحوم جرقویه ای در قیام مردم اصفهان شرکت نموده و مورد ضرب و شتم مأمورین حکومت قرار گرفته و چند روز بعد بر اثر صدمات وارده] در شب یکشنبه 8 محرم سال 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تقریرات فقهی و اصولی درس آقا سیّد محمّد باقر درچه ای»2. «تقریرات درس آقا سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی»3. «رساله مبسوط و استدلالی در معنی غنا و احکام آن» [4. «رساله فی حکم المجنب التیمّم المحدث بالحدث الاصغر»5. «رساله فی الاختلاف بین المتعاقدین»6. «رساله فی الشبهات المقرونه بالعلم الاجمالی»7. «رساله فی القبله» (چهار رساله اخیر به طبع رسیده است).[1]]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 627 و 628؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 225 و 226؛ اَمالی (شیخ محمّد علی معلم حبیب آبادی): خطی؛ گرکویه، (ویرایش دوم)، صص 401 و 402؛ شرح مجموعه گل، صص193-215.
استاد رضا مُنشِئی*
استاد رضا مُنشِئی فرزند استاد علی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران آثار تاریخی اصفهان در عصرهای حاضر در سال 1319ش در خانواده ای هنرمند و ماهر در معماری متولّد شد و در 14سالگی نزد پدر به کار پرداخت و در فنون گوناگون معماری و بنّایی مهارت یافت و در درودگری، شبکه کاری نیز فعالیت نمود و تا آخر عمر پدرش در کنار او به مرمّت آثار تاریخی پرداخت. بسیاری از آثار تاریخی اصفهان همچون کاخ عالی قاپو، چهلستون، مسجد جامع، توحیدخانه، تالار اشرف و در خارج اصفهان مسجد جامع نائین، پل تاریخی ورزنه، مجموعه شیخ صفی الدّین اردبیلی، قلعه جونقان در چهارمحال، مسجد جامع قزوین، مسجد جامع میمه، کاروانسراهای چاله سیاه در بُرخوار اصفهان، امامزاده یحیی زوّاره، مسجد جامع اردستان و بسیاری ابنیه تاریخی دیگر در مرمّت و یا مهاربندی نموده است.
او از معماران برجسته دفتر فنی سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی در اصفهان بود و بسیاری از مرمّت گران در رشته های مهاربندی، استحکام بخشی، ساخت در و پنجره و کارهای چوبی، سبکه سازی، نصب انواع داربست، و سایر امور فنی مربوط به مرمّت آثار تاریخی زیر نظر او به فعالیّت پرداخته اند. او از سال 1360ش در رشته درودگری به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت.[1]
وی سرانجام در 28 مهر 1378ش از دنیا رفت و در قطعه 15 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.[2]
[1]معماران و مرمّت گران سنّتی اصفهان، صص 260-265.
[2]سایت اینترنتی یادبود.
دکتر رضا هادی زاده*
دکتر رضا هادی زاده فرزند علی فرزند شیخ غلامحسین در سال 1314ش در اصفهان، در خانواده ای متدیّن از محلّه بیدآباد متولّد شد.
او پس از طی تحصیلات ابتدائی، در دبیرستان هراتی مقطع متوسطه را به پایان رساند، و در دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات عرب به تحصیل مشغول شد. سپس در دانشگاه تهران در همین رشته ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس و سپس دکترا گرفت. در این سالها او از اساتید دانشگاه تهران همچون فروزانفر، همائی، یزدگردی و مینوی بهره گرفت.
دکتر هادی زاده پس از آن به تدریس در دانشگاه اصفهان و مراکز آموزش عالی اصفهان پرداخت. او در دانشگاه اصفهان در برخی از پست های اداری همچون شورای انتشارات دانشگاه به خدمت پرداخت و آخرین پست اداری او ریاست دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان بود.
دکتر هادی زاده در روز 20 دیماه 1369ش درگذشت و در قطعه 6 گورستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
از آثار او: تصحیح «دستوراللّغه» تألیف: ادیب نطنزی و ترجمه «فرائد الادب» تألیف: ثعالبی و رساله «وجوه و نظائر کلمه راه در گلستان سعدی» چاپ شده است. و مقاله «فن ترجمه: از عربی به فارسی و فارسی به عربی» هنوز چاپ نشده است.[1]
سیّد محمّد رضا حسینی مازندرانی
سیّد محمّد رضا بن سیّد علی بن سیّد محمّد بن سیّد محمّد تقی حسینی مازندرانی اصفهانی، عالم فاضل و صالح متّقی. [از علمای قرن دوازدهم هجری.
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با محقّق فاضل و دانشمند آقای شیخ مجید هادی زاده (فرزند دکتر هادی زاده).
در اصفهان در درس میر سیّد حسن مدرس حاضر شده و پس از آن به نجف اشرف رفته و از درس شیخ مرتضی انصاری و دیگران بهره برد. وی سالها به تدریس در مدرسه صدر نجف مشغول بود، تا اینکه در 21 رمضان 1292ق وفات یافته و در قبرستان وادی السّلام مدفون شد. او عالمی متّقی بود و از گرفتن وجوهات شرعی پرهیز داشت.
از آثارش تعلیقاتی است بر برخی از کتب همچون «قوانین»، «مکاسب» و غیره.[1]
سیّد رضا لاله اصفهانی
حاج سیّد رضا مدرس هاشمی متخلّص به «لاله» فرزند آقا میر سیّد علی بن آقا میر سیّد محمّد بن میر سیّد علی بن علّامه آقا میر سیّد حسن مدرس (بزرگ)، از شعرای معاصر اصفهان در [روز 16 تیرماه [سال 1313ش در اصفهان [محلّه نو نزدیک مسجد رحیم خان] متولّد شده و تحصیلات ابتدایی [در دبستان علیّه [و متوسطه [در دبیرستان علیّه، دبیرستان هاتف و دبیرستان نشاط [خویش را در این شهر به پایان رسانیده و پس از اتمام دوره دبیرستان [به دانشگاه اصفهان راه یافته و در رشته فلسفه و علوم تربیتی لیسانس دریافت نموده و [به خدمت فرهنگ وارد شد [و سالها به تدریس و خدمات آموزشی مشغول بود تا اینکه بازنشسته شد و پس از آن در آموزشگاه امید به فعّالیت آموزشی پرداخت. [از شعرای پرشور و حساس اصفهان است.[2]] در نوجوانی با تشویق دکتر سیّد کمال موسوی و مرحوم سیّد مصلح الدّین مهدوی به سرودن شعر پرداخته و در انجمن های مختلف از جمله انجمن کمال، انجمن صائب و انجمن سعدی شرکت نموده و اکنون از اعضای مؤثر انجمن ادبی محفل انس است. او علاوه بر فضل و ادب و تبحّر در شعر، به طریق موروثی و همچون پدر و عموی بزرگوارش خط را خوش می نویسد و اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر می گذارند. دیوان اشعار خود را
[1]الکرام البرره، ج2، ص561.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص408.
تدوین و مرتّب نموده ولی هنوز چاپ نشده است.[1]
از اوست:
شوق پرواز است در سر عرصه پرواز کو؟ عرصه پرواز باشد، همرهی دمساز کو؟
بوی گل، رنگ افق، لطف سحر، موج نسیم می برد دل از کفِ بیننده، چشم باز کو؟
دفتر عشق است برگِ نرگس و گلبرگ یاس آنکه یابد معرفت از این همه اعجاز کو؟
از دل هر ذرّه می آید به گوش آوای عشق آنکه بشناسد نوای پرده های راز کو؟
کیست باشد باخبر در عالم از اسرار عشق؟ گر که آگه باشد او را جرأت ابراز کو؟
پرده ناسازگاری نیست در این نُه فلک هرچه باشد ساز باشد پرده ناساز کو؟
«لاله» بهرِ غوطه ور گشتن به بحر ژرف عشق عاشق دریا دل پر زهره جانباز کو؟]
محمّد رضا دولت آبادی*
محمّد رضا بن میرزا علی شریف اشتری دولت آبادی اصفهانی، از خوشنویسان گمنام قرن یازدهم هجری است. در زمان شاه عباس ثانی می زیسته و از اهالی قریه دولت آباد اصفهان بوده و خطوط نسخ و نستعلیق را خوش می نوشته است.
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج سیّد رضا مدرس هاشمی در روز هفتم اسفند 1387: تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص688.