از آثار او در اصفهان اشعار کاشیکاری سرای مخلص در بازار بزرگ اصفهان و اشعار کاشیکاری ایوان مسجد رکن الملک در سال 1319ق هنوز موجود است.
این شعر از اوست:
اوصاف علی که منتهایش نبود مدّاح علی به جز خدایش نبود
تا حشر «ادیب» گر ز وصفش خوانی یک حرف ز دفتر ثنایش نبود[1]
رضا قلی همای شیرازی
محمّد رضا (رضا قلی) شیرازی متخلّص به «هما» فرزند ملّا بدیع بن ملّا شاه جهان شیرازی [از طایفه فیلی زند].
ادیب و شاعر فرزانه و عارف دانشمند یگانه. از سخن سرایان قرن سیزدهم هجری. در سال 1212ق در شیراز متولّد شد.
در نوجوانی شروع به فراگیری علم و ادب کرد [و فنون ادبی و قواعد شعر و شاعری را از وصال شیرازی آموخت. [او در آغاز جوانی ترک منصب خانی و سرکردگی گفته و وقت خود را صرف تحصیل علوم دینی کرد و از شیراز به عتبات عالیات رفته و 18سال در مجلس درس شیخ محمّد حسن صاحب جواهر حضور یافت.
[در این سالها سه بار به حج رفته و در هر سفر در سایر مناطق مانند حجاز، یمن، شام، مصر، بیت المقدس، شمال آفریقا نیز سیاحت کرد. [پس از اتمام تحصیلات به هند سفر کرد و به دیدار علماء و عرفاء و اولیاء شتافت. او پس از بازگشت به شیراز چندی در آنجا ماند و پس از آن به اصفهان آمده [مورد توجه و عنایت حاج سیّد محمّد باقر حجه الاسلام، مجتهد و مفتی بزرگ آنجا و منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان قرار
[1]تذکره شعرای دارالعلم شیراز، ص97؛ آثار العجم، ص545؛ تذکره مرآه الفصاحه، ص52؛ ریحانه الادب، ج1، ص99؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 816 و 821 و 833؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص211؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص90؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج1، ص245؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص1156؛ فهرست مرعشی، ج24، ص259.
گرفت و اشعاری در مدح آنان سرود. سپس به طهران رفته به دربار محمّد شاه قاجار راه یافت. از آنجا به خراسان و ترکستان سفر کرده و پس از بازگشت از آن سفر راهی کرمان و اصفهان شد و بالاخره اصفهان را جهت اقامتگاه دائمی خود برگزید].
او در سیر و سلوک طریقت از مریدان میرزا ابوالقاسم سکوت شیرازی بود. همای شیرازی عاقبت پیش از ظهر پنج شنبه 12 ربیع الاوّل 1290ق وفات یافته و در پای ستون جنونی صحن امامزاده احمد اصفهان مدفون شد. خطوط سنگ لوح مزار او از میرزا عبدالحسین قدسی خوشنویس اصفهانی است.
مادّه تاریخ وفاتش را سیّد محمّد بقاء اصفهانی ضمن مرثیه ای گوید:
چو از بهر سرای جاودانی هما را زین سرا برچیده شد فرش
«بقا» گفت از برای سال فوتش: «هما شد بال زن در سایه عرش»
[عباسعلی خرم اصفهانی هم قطعه ای در مادّه تاریخ «هما» ساخته که مادّه تاریخش این مصراع است:
«طایر روح هما پرواز کرد از آشیان»
دیوان اشعار هما را محمّد حسین عنقا (فرزندش) جمع آوری و کتابت نموده که در کتابخانه عمومی اصفهان وجود دارد. نسخه ای دیگر از این دیوان به خط میرزا عبدالغفار پاقلعه ای متخلّص به «سحاب» فرزند محمّد حسن، در سال 1293ق کتابت شده که آن هم در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است. دیوان هما به عنوان «شکرستان» به طبع رسیده است. همچنین دیوان هما در 2 جلد به کوشش احمد کرمی در سال 1363ش چاپ شده است.]
سه نفر از پسرانش، میرزا محمّد نصیر (ابوالقاسم) متخلّص به «طرب»، میرزا محمّد حسین ملک الشّعراء متخلّص به «عنقا» و میرزا محمّد متخلّص به «سها» و نیز دو تن از نوادگانش، استاد جلال الدّین همایی متخلّص به «سنا» و ابوالفضل همایی متخلّص به «شادمان» از شعراء و ادبای عهد خویش بوده اند.
این شعر از اوست:
[کاش بودی چو تو در شهر دلارای دگر یا مرا بود چو این دل، دل شیدای دگر
داشتم یک دل و یغمای تو شد اوّل کار کو دلی تا دهمت باز به یغمای دگر[1]]
رضا قلی خان سراج الملک
رضا قلی خان سراج الملک بن عباس خان ایروانی پیشکار مالیه اصفهان. در دستگاه ظل السّلطان بوده است. مردی عارف مسلک و درویش نهاد و خدمتگزار عرفاء و دانشمندان بوده و در خدمت حاج محمّد کاظم اصفهانی (سعادت علی شاه) به سلسله فقر وارد شده و در اصفهان و شیراز و طهران خانه اش خانقاه درویشان و حاجتمندان بود.
گویند ظل السلطان، سراج الملک را به طمع نقدینه ای که داشت چای مسموم داد و تمام اموال او را مصادره نمود و فرزندان او را به خاک سیاه نشاند.
سال مرگ او 1333ق بوده است و در صحن امامزاده حمزه، جنب مقبره سعادت علی شاه مدفون گردید. بنای مسجد سراج الملک در طهران از اوست.[2]
[1]حدیقه الشعراء، ج3، ص2082؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 172 و 173؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1014 و 1015؛ دیوان طرب، صص 3-34؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، صص 104-106؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص109؛ تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1173-1175؛ تذکره مرآه الفصاحه، صص 710 و 711؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 468 و 469؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج4، صص 852 و 853؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)ج1، صص 361-368.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1020 و 1021، مجله یادگار، سال پنجم، آذر و دی 1327، ص99؛ طرائق الحقائق، ج3، ص543؛ نابغه علم و عرفان، ص436؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 28-30.
رضا قلی تاراج قمشه ای
رضا قلی پژوهنده قمشه ای متخلّص به «تاراج» فرزند علی اصغر (یا علی عسگر). از شعرای قرن چهاردهم هجری. در سال 1248ش متولّد شد. تحصیلات مقدماتی خود را در شهرضا انجام داده و جهت تکمیل آن به اصفهان رهسپار گردید. از اوان کودکی طبعش به شعر و ادب مایل بوده و بیشتر اوقات در خدمت خالوزاده خود مرحوم آقا شیخ اللّه حکیم قمشه ای (متخلّص به «دیوانه») به گفتن و خواندن اشعار مشغول بوده است. در اغلب فنون شاعری خصوصا در گفتن مادّه تاریخ مهارت داشت. در اوایل عمر در یکی از ادارات دولتی خدمت می کرد. اما در اواخر عمر از شغل دولتی مستعفی شده و به انزوا و تنهایی عمر را سپری می کرد. در شعر «تاراج» تخلّص می کرد و دیوان اشعارش نزد فرزندش حیدر پژوهنده موجود بوده است. همچنین برخی از اشعار او در روزنامه ها و مجلّات: ندای شهرضا، بهبود شهرضا، شهرضا، ارمغان و آینده به چاپ رسیده است.
تاراج قمشه ای در 13 دی 1323ش در شهرضا وفات نمود. این دو بیت از اوست:
گر سِرّ عشقم از نگهی فاش شد چه باک هرگز به پنبه شعله آتش نهان نماند
در جستجوی دل پی دلبر شدم ولی در کوی او نشانی از آن بی نشان نماند[1]
رضا قلی خان برومند گزی
رضا قلی خان برومند بن محمّد کریم خان برومند گزی، شاعر و ادیب دانشمند معاصر. در سال 1326ق در اصفهان متولّد شده و پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به تهران رفته و ادامه تحصیل داد و لیسانس حقوق گرفت. سپس به استخدام دادگستری
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 126-129؛ تاریخ شهرضا، صص 102 و 103.
درآمده و به قضاوت پرداخت. او از قضات پاکدامن و باشهامت بود و سالها در دانشکده ادبیات اصفهان تدریس می کرد. او علاوه بر کلیه فضائل، از حسن معاشرت و نیک سیرتی و خوش محضر بودن، شعر هم می گفت و «برومند» تخلّص می کرد. لکن کمتر بدان می پرداخت. از نمونه اشعارش در مجله باختر اصفهان قطعه ای چاپ شده است و از آنجا آن را در تذکره شعرای معاصر اصفهان نقل کرده ایم.
مرحوم برومند در ربیع الثانی سال 1410ق در اصفهان وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان مدفون شد.[1]
رضا قلی خان اعتمادی*
رضا قلی خان اعتمادی (یا بیدآبادی) یگانه فرزند محمّد قلی خان بن رضا قلی بیگ بن محب علی خان بن محمّد قلی خان بن فتحعلی خان اعتماد الدوله داغستانی لکزی، از هنرمندان اصفهان در قرن چهاردهم هجری قمری.
مادرش دختر محمّد باقر کیخا بن شاه منصور کیخا بن عبداللّه کیخا بن محمّد نصیر کیخا بن محمّد باقر (از ایل کیخا و سالار و کلانتر قشقایی، از جانب دربار صفوی) بوده و خود با آقا میرزا محمّد جعفر محلّه نوئی باجناق و با جهانگیرخان قشقائی خاله زاده می شد.
در شیرخوارگی به جهت حادثه ای که برای پدرش اتفاق افتاد و یتیم شد دچار کمی لکنت زبان شد امّا با این حال به تحصیل علم پرداخته و همچنین به فراگیری نقاشی مشغول شد. تا جایی که در همه انواع نقاشی: طبیعت، مینیاتور، آبرنگ، سیاه قلم و تذهیب، روی سوخت معرّق و قلمدان و جعبه و سرلوحه و جلد کتب و غیره استاد گردید و شاگردانی هم تعلیم داد. مردی صالح، متین، باهوش و محترم نزد مردم عموم
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، 82؛ مزارات اصفهان، ص128.
بوده و سرانجام در 7 محرم 1338ق وفات یافته و در جنوب غربی تکیه حاج آقا مجلس (تکیه سیّد ابوجعفر خادم الشّریعه) مدفون شد و عیال و دخترش نیز همانجا مدفون شدند و اطاق و مقبره ای آبرومند بر سر مزار آنان ساخته شد. امّا پس از تعریض خیابان مجاور (خیابان سعادت آباد) و خراب شدن سردر و مسجد این تکیه و اطاق مزبور، بقایای اجساد آنان با اجازه آیتین ارباب و خراسانی به زیارتگاه زینبیه در شمال اصفهان نقل و در یکی دو اطاق غیروقفی صحن علیای زینبیه مدفون شد.[1]
ملّا رضا قلی پیشنماز
آخوند ملّا رضا قلی قاری اصفهانی معروف به «پیشنماز» عالم فاضل صالح [از دانشمندان قرن یازدهم هجری].
او در فقه و حدیث و قرائت و تجوید استاد بوده و در مسجد جامع جدید عباسی [مسجد امام فعلی [به تدریس قرائت و تجوید می پرداخته و هم در آن مسجد اقامه جماعت می نموده است.
وی عمری طولانی یافته و در سال 1072ق در اصفهان وفات یافته است.[2]
[در مجموعه شماره 13674 کتابخانه مجلس برگ 105 و 106 بندی با عنوان «دوازده امام» به عربی از مولا رضا قلی اصفهانی آمده است.[3]]
رضایی مشهدی*
رضای مشهدی، شاعر ادیب، در اوایل قرن یازدهم هجری می زیسته و در اصفهان ساکن بوده و در زمان تألیف «تذکره عرفات العاشقین» در سال 1022-1024ق
[1]یادداشت های شاعر گرانمایه آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «بُرنا».
[2]ریضای العلماء، ج2، ص312؛ وقایع السنین و الاعوام، ص522؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص638؛ اعیان الشّیعه، ج32، ص43.
[3]فهرست مجلس، ج37، ص199.
درگذشته است.[1]
آقا رضی اصفهانی
آقا رضی اصفهانی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. استاد فن و نقّاد و سخن بوده، سیر هندوستان نموده و برگشته، در سال 1024ق وفات یافت. جمله «آه از رضی» مادّه تاریخ وفات اوست.
در فراق تو خیالی است تن بی جانم که چو فانوس به تحریک نفس می گردد[2]
سیّد رضی اصفهانی
سیّد رضی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در نجف در خدمت حاج میرزا حسین نوری و آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی به تلمّذ پرداخته و پس از فوت آخوند خراسانی به درس میرزا محمّد تقی شیرازی حاضر شده است. او در جوانی حدود سال 1334ق در کربلا وفات یافته و همانجا مدفون گردیده است.[3]
محمّد رضی اصفهانی
محمّد رضی اصفهانی، عالم فقیه، از دانشمندان گمنامی است که در اصفهان در قرن سیزدهم می زیسته و مانند هزاران عالم دیگر بدون اسم و رسم زندگی نموده و بدرود حیات گفته است. از آثارش اجازه اجتهادی است که به نام آقا سیّد محمّد حسن مجتهد موسوی بعد از سال 1244ق نوشته است.[4]
[1]تذکره غنی، ص58؛ کاروان هند، ج1، ص446.
[2]تذکره حسینی، صص 133 و 134؛ تذکره آتشکده: بخش سوم، ص943؛ ریحانه الادب، ج1، ص23؛ تذکره غنی، ص58؛ الذریعه، ج9، ص371؛ کاروان هند، ج1، صص 449-451؛ تاریخ نظم و نثر، ص413؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «رضی»، ص500؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص640؛ تذکره سرو آزاد، ص31.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 609 و 644؛ نقباء البشر، ج1، ص783.
[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 640 و 641.
محمّد رضی اصفهانی
محمّد رضی بن محمّد شریف اصفهانی، خطاط نسخ نویس قرن یازدهم هجری. از آثارش کتابت نسخه «تحفه الابرار» تألیف: سیّد مصطفی بن ابراهیم تبریزی می باشد. نسخه به شماره 4074 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[1]
آقا رضی مجلسی
آقا رضی بن ملّا محمّد نصیر بن عبداللّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری.
وی در اصفهان به تحصیل پرداخته است. در «تذکره الانساب» درباره او می نویسد: «صبیه مرحوم میرزا محمّد کاظم جدّحقیر در حباله او می بود و میرزا محمّد شفیع و میرزا یحیی و دو همشیره (اولاد او می باشند)».
مشارالیه در سال 1126ق وفات یافته و میرزا عزیزاللّه الماسی در مرثیه و مادّه تاریخ وفاتش گوید:
رضیّ خالق و خلق از قضا چون ز فوتش عالمی را ساخت مغموم
بتاریخ وقوع این مصیبت «غم و سوز ابد» گردید مرقوم
این کتابها از اوست:
[2]«صحیفه المتّقین و منهج الیقین» به فارسی، در تکمیل کتاب «حیوه القلوب» علّامه مجلسی در یک مقدمه و 118 باب.[3]«ترجمه بحارالانوار» مجلد هفتم و هشتم و نهم، که در سال 1297ق در تبریز چاپ شده است.[4]
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3054.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3054.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص645؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 278 و 279 و 363؛ الذریعه، ج15، ص23 و ج4، ص92 و 88؛ الکواکب المنتشره، ص278؛ فیض قدسی، ص202؛ مرآه الاحوال جهان نما، ص262؛ نجوم السماء، ص130؛ کشف الحُجَب، ص369.
[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص645؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 278 و 279 و 363؛ الذریعه، ج15، ص23 و ج4، ص92 و 88؛ الکواکب المنتشره، ص278؛ فیض قدسی، ص202؛ مرآه الاحوال جهان نما، ص262؛ نجوم السماء، ص130؛ کشف الحُجَب، ص369.