بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 189

محمّد اسماعیل واحدالعین حکمت متعالیه را فرا گرفته و حکمت مشاء را از سایر حکماء آموخت. برخی از میرزا عبدالجواد شیرازی و میرزا رفیع شیرازی به عنوان اساتید او نام برده اند که محلّ تردید و تشکیک است و از این دو نفر مجهول الحال در منابع معتبر تاریخ و تراجم ذکری نشده است.

او جامع حکمت و عرفان بوده و بر فلسفه اشراقی و عرفان محی الدّین عربی تسلط داشته و کتب مربوط به آنها را تدریس می فرموده و در بین اقران در احاطه به مباحث حکمی و عرفانی ممتاز بوده و طلاب و علمای اهل ذوق و حال درس او را بر مدرسین هم طبقه او ترجیح می داده اند. از شاگردان او می توان به حکیم آقا محمّد رضا قمشه ای (صهبا)، حاج ملّا هادی سبزواری، میرزا محمّد حسن شیرازی (میرزای بزرگ)، ملّا محمّد اسماعیل درکوشکی، میرزا محمّد جعفر لواسانی (حکیم الهی) و غیره اشاره کرد.

لاریجانی در سال 1267ق به دعوت میرزا اسماعیل مستوفی گرکانی به تهران رفت و به تدریس ادامه داد تا همانجا مرحوم شد.[1]]

میرزا سیّد رضی اصفهانی

میرزا سیّد رضی اصفهانی متخلّص به «محرم» از شعرای قرن سیزدهم هجری.

او از تُجّار معتبر و خوشنام اصفهان بوده ولی در تجارت ورشکسته شده و در کاظمین (نزدیک بغداد) سکونت گزیده و تا سال 1297ق در قید حیات بوده است. گاهی شعر می سرود.

از اوست:

[1]کیهان اندیشه: شماره 62، مهر و آبان 1374ش، صص 65-73؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص462؛ جغرافیای اصفهان، ص68؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران)، ج1، ص235؛ مدینه الادب، ج2، ص675 و ج3، ص81؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، صص 261-263؛ منتخب معجم الحکماء، صص 96 و 97؛ مکارم الآثار، ج6: ص1957؛ الکرام البرره، ج2، ص575؛ بیان المفاخر، ج1، صص 224 و 225؛ شرح مشاعر (لاهیجی): مقدمه؛ قصص العلماء، صص 93 و 127؛ نجوم السماء، ج1، ص112.


صفحه 190

به تمنّای توام هوش برون رفته ز سر به تولّای توام عقل شده دیوانه

هاتفی دوش مرا طرفه سروشی در داد که به جز عشق همه قول و غزل افسانه[1]

سیّد رضی مصلح لنجانی

حاج سیّد رضی لنجانی اصفهانی متخلّص به «مصلح» از فضلاء و ائمه جماعت و شعرای اصفهان [در اوایل قرن چهاردهم هجری [بوده و با مرحوم عباسعلی خرم لنبانی مشاعراتی داشته است.

رفیعای نقاش اصفهانی

رفیعای نقاش اصفهانی، شاعر و نقاش، مؤلف کتاب «اوصاف الاوباش» که به روش «اوصاف الاشراف» نگاشته است. نسخه آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]

[این بیت از اوست:

قماش برگ گل و آن عُذار آل یکی ست زِ هَرچه جلوه کند حُسن را قال یکی ست[3]]

میرزا محمّد رفیع میردامادی

میرزا محمّد رفیع میردامادی فرزند میرزا محمّد رحیم کبیر بن سیّد مرتضی بن میر محمّد اشرف بن سیّد عبدالحسیب محمّد بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل [در قرن سیزدهم هجری] از محدّثین، فقهاء و متکلمین عالیقدر بوده و نزد آقا

[1]تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1543.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص214.

[3]تذکره روز روشن، ص303.


صفحه 191

محمّد باقر وحید بهبهانی و میرزا ابوالقاسم قمی تحصیل نموده است. از اصدقاء و معاشرین حاج محمّد ابراهیم کلباسی و حاج سیّد محمّد باقر حجت الاسلام و مورد وثوق و احترام عموم مردم بوده و پس از وفات در نجف اشرف مدفون شده است.[1]

محمّد رفیع رشتی گیلانی

ملّا محمّد رفیع بن رفیع گیلانی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقّق از علمای قرن سیزدهم هجری.

در گیلان متولّد شده و پس از تحصیل مقدّمات به اصفهان مهاجرت نموده و سالها به تکمیل فضائل و معلومات خود گذرانیده و در نجف به درس سیّد بحرالعلوم و دیگران حاضر شده است.

وی در حدود سال 1245ق وفات یافته است.

کتب زیر از اوست:

1. «اصل الاصول» در شرح معالم، مفصل [که نسخه ای از آن در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران و نسخه ای دیگر در نجف اشرف نزد سیّد محمّد صادق بحرالعلوم و همچنین نسخه ای در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.] 2. «جواهر الاصول» حاشیه ای است بر معالم تا آخر تعادل و تراجیح3. «حواشی بردرّه» بحرالعلوم4. «رساله در جمعه»5. «کشف المدارک» مطبوع.[2]

سیّد محمّد رفیع خاتون آبادی

سیّد محمّد رفیع بن سیّد محمّد صالح خاتون آبادی، عالم جلیل از سلسله

[1]لطائف غیبیّه: مقدمه، ص24.

[2]الکرام البرره، ج1، صص 577 و 578؛ الذریعه، ج2، ص168 و ج6، ص29 و 206 و ج12، ص245 و ج18، ص59 و ج25، ص49؛ فهرست رضوی، ج16، صص 23 و 24؛ فهرست مروی، ص123؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 646 و 647.


صفحه 192

خاتون آبادی ها می باشد. به سن 88 سالگی وفات یافته و در تکیه بابا رکن الدّین مدفون گردیده است.[1]

[محدّث قمی در ذکر میر محمّد صالح فرزند میر اسماعیل بن میر عماد می نویسد: همانا میر محمّد صالح را از زوجه خود سیّده النّساء بنّت سیّد حسین حسینی که منتسب به گلستانه است، دو فرزند بود: سیّد عبدالواسع و سیّد محمّد رفیع. سیّد محمّد رفیع مشغول به عبادت بود. هشتاد و هشت سال عبادت کرد و در اصفهان وفات نمود و در مقبره بابا رکن الدّین مدفون گشت.[2]]

آقا رفیع نقاش زرگر*

آقا رفیع نقاش زرگر فرزند آقا طالب، از هنرمندان و صنعتگران قرن دوازدهم هجری است. در طراحی طلا و نقره استاد بوده و در 20 جمادی الثّانی 1203ق وفات یافته و در قبرستان مصلی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[3]

رفیع اصفهانی

رفیع بن محمّد علی اصفهانی ]غراباغی از کاتبان فاضل قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را زیبا می نوشته و در اصفهان ساکن بوده است و بیش از 40 سال به کتابت مشغول بوده است.[4]] برخی از آثاری که به خط او در کتابخانه ها موجود است به شرح زیر است:

1. «جواهر الکلام» تألیف: حاج شیخ محمّد حسن نجفی تاریخ کتابت: 20 رمضان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 650 و 651؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص66؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73.

[2]منتهی الآمال، ج2، ص165.

[3]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[4]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: خطی.


صفحه 193

1264ق، موجود به شماره 1244 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد[1][[2]«حاشیه بر شرح ملخص» تألیف عبدالعلی بیرجندی، تاریخ کتابت: سال 1232ق، موجود در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم.[3][[4]«غایه المرام» تألیف: سیّد نعمت اللّه جزائری، تاریخ کتابت: پنج شنبه 5 شوال 1244 و شعبان 1245ق، موجود بر شمارهM802در کتابخانه دانشگاه لس آنجلس آمریکا.[5][6]«خزائن جواهر سلطانی» تألیف: میر محمّد حسین خاتون آبادی، تاریخ کتابت: 1252ق، موجود به شماره 6453 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس.[7][8]«اشارات» تألیف: حاج محمّد ابراهیم کلباسی، تاریخ کتابت: جمادی الاوّل 1270ق».[9]]

محمّد رفیع اصفهانی

محمّد رفیع بن فتح اللّه اصفهانی، از کاتبان زبردست و خوشنویسان هنرمند قرن یازدهم هجری است خطوط نسخ، ثلث و رقاع را خوش می نوشت و به کتابت امرار معاش می کرد.

او در سال 1090ق «صحیفه سجّادیه» را به خط نسخ زیبا کتابت کرده که به شماره 878 در کتابخانه ملّی ایران موجود است.[10]] همچنین در یکشنبه اواخر شوال سال 1081ق نسخه ای از قرآن کریم به خط نسخ خوش را کتابت کرده که در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی به شماره 1492 نگهداری می شود.[11]]

حاج میرزا رفیع طباطبایی نایینی اردستانی

[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص378.

[2]فهرتس حجتیّه، ص53.

[3]فهرتس حجتیّه، ص53.

[4]نسخه های خطی، ج11 و 12، ص297.

[5]نسخه های خطی، ج11 و 12، ص297.

[6]فهرست الفبایی رضوی، ص234.

[7]فهرست الفبایی رضوی، ص234.

[8]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص33.

[9]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص33.

[10]فهرست کتابخانه ملّی، ج8، ص388.

[11]فهرست احیاء، ج8، ص388.


صفحه 194

حاج میرزا محمّد رفیع بن میر محمّد طباطبایی اردستانی بن میر محمّد حسین بن رفیع الدّین محمّد بن محمّد مهدی بن ابوالحسن محمّد بن رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نایینی اصفهانی.

از علمای اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] بوده و نزد بزرگان اهل علم تلمّذ نموده، مدّتی به هندوستان مهاجرت نموده، و در آنجا زنی از امرای سِند اختیار نموده، و از آن مخدّره اولادی نداشت. لکن از عیال دیگرش شش فرزند پسر یافته که دو نفر از آنان از اطباء زمان و بدین علم شهرت داشته اند.

مشارالیه مورد توجّه و عنایت سیّد محمّد باقر حجه الاسلام بوده و پس از معاودت از سفر هند، از طرف ایشان متصدی موقوفات میر جمله اردستانی گردیده و بدین مناسبت از اصفهان به زواره مهاجرت نموده و آنجا سکونت فرموده است.[1]به ظنّ قوی مشارالیه از شاگردان سیّد حجه الاسلام بوده است.

آقا محمّد رفیع خوانساری*

آقا محمّد رفیع بن آقا جمال الدّین محمّد بن آقا حسین خوانساری، عالم فاضل جلیل. مرجع احکام و ارقام و اقاریر. علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی می نویسد: صورت سجّلات مبسوط به خط او و پدرش را در بعضی ارقام اوقاف دیده ام و امضاء او عبارت «ابن جمال الدیّین محمّد الخوانساری محمّد رفیع الشّریف» است.[2]

محمّد رفیع*

محمّد رفیع فرزند منشی الممالک، شاعر، ادیب خوشنویس و منشی در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و خط نستعلیق را خوش می نوشته و در انشاء

[1]آتشکده اردستان، ج1، ص188 و ج2، ص291؛ بیان المفاخر، ج2، ص320.

[2]الکواکب المنتشره، ص282.


صفحه 195

و گفتن شعر فارسی و ترکی مهارت به سزایی داشته است.[1]

ظاهرا منظور از منشی الممالک میرزا عبدالحسین نصیری طوسی اردوبادی است.

ملّا محمّد رفیع گیلانی*

ملّا محمّد رفیع بن ملّا محمّد مؤمن جیلی (گیلانی)، عالم فاضل، محدّث عالیقدر، محقّق مدقّق و ادیب اریب، از دانشمندان قرن یازدهم هجری.

وی نزد ملّا محمّد تقی مجلسی در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و پس از آن نزد علّامه مجلسی به تلمّذ پرداخته و حضرت علّامه در سال 1087ق جهت او اجازه نوشته است. او همچنین از شیخ محمّد حرّ عاملی در اواخر محرّم الحرام 1088ق اجازه گرفته است.

برخی از تراجم نویسان به اشتباه تألیفات و اجازات او را به یکی از دانشمندان قرن دوازدهم هجری: محمّد رفیع بن فرخ گیلانی متوفی 1160ق نسبت داده اند.

این کتابها از ملّا محمّد رفیع بن محمّد مؤمن گیلانی است:

1. «شواهد الاسلام» در شرح اصول کافی 2. «اجتهاد و تقلید» 3. «نان و پنیر» که نسخه ای از آن در کتابخانه شیخ هادی کاشف الغطاء در نجف موجود است و محمّد علی بن یحیی در سال 1107ق در اصفهان آنرا کتابت کرده است.[2]

رفیع الدّین جابری

رفیع الدّین بن مهدی جابری، از اعیان و افاضل اصفهان بوده و در عهد صفوی منصب مستوفی الممالک ایران را به عهده داشته است.[3]

[او کتاب «دستور الملوک» را در باب نظام اداری و سیاسی دولت صفویه تألیف کرده که اولین بار مرحوم استاد محمّد تقی دانش پژوه در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص739.

[2]فهرست مرعشی، ج31، صص 267-269 و 271؛ الکواکب المنتشره، ص282؛ الذریعه، ج24، ص30.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513.


صفحه 196

تهران به چاپ رسانده است.[1]]

ملّا محمّد رفیع گیلانی

مولی محمّد رفیع بیدآبادی، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری]. شیخ عبدالنّبی قزوینی در کتاب «تتمیم امل الآمل» درباره او می نویسد:

«کان فاضلاً محقّقا و عالما مدققّا و زاهدا متقّیا و صالحا تقیّا و بالجمله کان من اهل الفوز و الفلاح و العباده و الصّلاح»

قبرش در گوشه شمال شرقی بقعه، سنگ او شکسته و نیمی از آن از بین رفته و تاریخ فوت نیز به همین علّت نامعلوم است. او پدر حکیم و فیلسوف عالیقدر آقا محمّد بیدآبادی است.[2]

محمّد رفیع پیرزاده

محمّد رفیع زاهدی معروف به «پیرزاده» از حکماء و دانشمندان نیمه دوم قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و از خواصّ اصحاب و شاگردان حکیم ملّا رجبعلی تبریزی است.

او به دستور استادش تقریرات و مطالب درسی او را گردآوری و مدوّن نموده و آن را «المعارف الالهیّه» نامید. نسخه ای از این کتاب که در سال 1391ق، از روی نسخه ای قدیمی به خط محمّد خلیل بن محمّد حسین رازی، در غرّه رجب 1125ق در دارالسلطنه اصفهان کتابت شده بود در کتابخانه آقای سیّد کاظم مدرسی یزدی در قم موجود است، قسمتی از این کتاب به تصحیح مرحوم استاد سیّد جلال الدّین آشتیانی در کتاب «منتخبات آثار حکمای الهی ایران» به چاپ رسیده است.

[1]مجلّه بخارا، شماره 31، مرداد و شهریور 1382، ص80.

[2]تتمیم امل الآمل، ص112؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص195 و 196؛ الکواکب المنتشره، ص283.