حاج میرزا محمّد رفیع بن میر محمّد طباطبایی اردستانی بن میر محمّد حسین بن رفیع الدّین محمّد بن محمّد مهدی بن ابوالحسن محمّد بن رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نایینی اصفهانی.
از علمای اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] بوده و نزد بزرگان اهل علم تلمّذ نموده، مدّتی به هندوستان مهاجرت نموده، و در آنجا زنی از امرای سِند اختیار نموده، و از آن مخدّره اولادی نداشت. لکن از عیال دیگرش شش فرزند پسر یافته که دو نفر از آنان از اطباء زمان و بدین علم شهرت داشته اند.
مشارالیه مورد توجّه و عنایت سیّد محمّد باقر حجه الاسلام بوده و پس از معاودت از سفر هند، از طرف ایشان متصدی موقوفات میر جمله اردستانی گردیده و بدین مناسبت از اصفهان به زواره مهاجرت نموده و آنجا سکونت فرموده است.[1]به ظنّ قوی مشارالیه از شاگردان سیّد حجه الاسلام بوده است.
آقا محمّد رفیع خوانساری*
آقا محمّد رفیع بن آقا جمال الدّین محمّد بن آقا حسین خوانساری، عالم فاضل جلیل. مرجع احکام و ارقام و اقاریر. علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی می نویسد: صورت سجّلات مبسوط به خط او و پدرش را در بعضی ارقام اوقاف دیده ام و امضاء او عبارت «ابن جمال الدیّین محمّد الخوانساری محمّد رفیع الشّریف» است.[2]
محمّد رفیع*
محمّد رفیع فرزند منشی الممالک، شاعر، ادیب خوشنویس و منشی در قرن یازدهم و دوازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و خط نستعلیق را خوش می نوشته و در انشاء
[1]آتشکده اردستان، ج1، ص188 و ج2، ص291؛ بیان المفاخر، ج2، ص320.
[2]الکواکب المنتشره، ص282.
و گفتن شعر فارسی و ترکی مهارت به سزایی داشته است.[1]
ظاهرا منظور از منشی الممالک میرزا عبدالحسین نصیری طوسی اردوبادی است.
ملّا محمّد رفیع گیلانی*
ملّا محمّد رفیع بن ملّا محمّد مؤمن جیلی (گیلانی)، عالم فاضل، محدّث عالیقدر، محقّق مدقّق و ادیب اریب، از دانشمندان قرن یازدهم هجری.
وی نزد ملّا محمّد تقی مجلسی در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و پس از آن نزد علّامه مجلسی به تلمّذ پرداخته و حضرت علّامه در سال 1087ق جهت او اجازه نوشته است. او همچنین از شیخ محمّد حرّ عاملی در اواخر محرّم الحرام 1088ق اجازه گرفته است.
برخی از تراجم نویسان به اشتباه تألیفات و اجازات او را به یکی از دانشمندان قرن دوازدهم هجری: محمّد رفیع بن فرخ گیلانی متوفی 1160ق نسبت داده اند.
این کتابها از ملّا محمّد رفیع بن محمّد مؤمن گیلانی است:
1. «شواهد الاسلام» در شرح اصول کافی 2. «اجتهاد و تقلید» 3. «نان و پنیر» که نسخه ای از آن در کتابخانه شیخ هادی کاشف الغطاء در نجف موجود است و محمّد علی بن یحیی در سال 1107ق در اصفهان آنرا کتابت کرده است.[2]
رفیع الدّین جابری
رفیع الدّین بن مهدی جابری، از اعیان و افاضل اصفهان بوده و در عهد صفوی منصب مستوفی الممالک ایران را به عهده داشته است.[3]
[او کتاب «دستور الملوک» را در باب نظام اداری و سیاسی دولت صفویه تألیف کرده که اولین بار مرحوم استاد محمّد تقی دانش پژوه در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص739.
[2]فهرست مرعشی، ج31، صص 267-269 و 271؛ الکواکب المنتشره، ص282؛ الذریعه، ج24، ص30.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513.
تهران به چاپ رسانده است.[1]]
ملّا محمّد رفیع گیلانی
مولی محمّد رفیع بیدآبادی، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری]. شیخ عبدالنّبی قزوینی در کتاب «تتمیم امل الآمل» درباره او می نویسد:
«کان فاضلاً محقّقا و عالما مدققّا و زاهدا متقّیا و صالحا تقیّا و بالجمله کان من اهل الفوز و الفلاح و العباده و الصّلاح»
قبرش در گوشه شمال شرقی بقعه، سنگ او شکسته و نیمی از آن از بین رفته و تاریخ فوت نیز به همین علّت نامعلوم است. او پدر حکیم و فیلسوف عالیقدر آقا محمّد بیدآبادی است.[2]
محمّد رفیع پیرزاده
محمّد رفیع زاهدی معروف به «پیرزاده» از حکماء و دانشمندان نیمه دوم قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و از خواصّ اصحاب و شاگردان حکیم ملّا رجبعلی تبریزی است.
او به دستور استادش تقریرات و مطالب درسی او را گردآوری و مدوّن نموده و آن را «المعارف الالهیّه» نامید. نسخه ای از این کتاب که در سال 1391ق، از روی نسخه ای قدیمی به خط محمّد خلیل بن محمّد حسین رازی، در غرّه رجب 1125ق در دارالسلطنه اصفهان کتابت شده بود در کتابخانه آقای سیّد کاظم مدرسی یزدی در قم موجود است، قسمتی از این کتاب به تصحیح مرحوم استاد سیّد جلال الدّین آشتیانی در کتاب «منتخبات آثار حکمای الهی ایران» به چاپ رسیده است.
[1]مجلّه بخارا، شماره 31، مرداد و شهریور 1382، ص80.
[2]تتمیم امل الآمل، ص112؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص195 و 196؛ الکواکب المنتشره، ص283.
ظاهرا پیرزاده تا سال 1080ق (سال وفات ملّا رجبعلی تبریزی) زنده بوده و بعد از آن وفات یافته است.[1]
میرزا رفیع قزوینی
میرزا رفیع قزوینی [خطاط نستعلیق نویس] در سال 1244ق دیوان مشتاق علی شاه را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته [است] کتاب به شماره 2488 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[2]
میر رمزی اصفهانی*
میر رمزی اصفهانی، از شعراء و سخنوران قرن دهم هجری در اصفهان ساکن بود. در جوانی به عیش و نوش و لَهو و لَعِب مشغول بود. امّا موفّق به توبه شده و اوقات خود را صرف عبادت نمود. در رمل مهارت به سزایی داشت. وی در اواخر عمر به قزوین رفته به مدح شاه طهماسب صفوی پرداخت و صله های ارجمند گرفت و در بازگشت به اصفهان در سال 978ق در حوالی قم وفات یافت.
از اوست:
رُخَش زِ سبزه تَر بر سمن نقاب کشید ز مُشک تَر خط نسخی بر آفتاب کشید[3]
رمضان شیرنشان*
رمضان شیرنشان اصفهانی فرزند ابراهیم، از روزنامه نگاران معاصر در سال 1305ش در اصفهان متولّد شد. او در سال 1331ش نشریه «شیرنشان» را با رویه انتشار هفتگی
[1]دو رساله فلسفی (عین الحکمه و تعلیقات): مقدمه؛ فهرست عکسی احیاء، ج5، ص155.
[2]فهرست مجلس، ج8، ص184.
[3]تذکره خلاصه الاشعار: بخش اصفهان، صص 411-414؛ تذکره روز روشن، صص 311 و 312؛ الذریعه، ج9، ص384؛ تاریخ نظم و نثر، ص676.
تأسیس کرد.
از این نشریه از شماره 1 تا 97 در کتابخانه ملّی ایران نگهداری می شود.[1]
او سرانجام در 11 اسفند 1379ش درگذشت و در قطعه 35 گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.[2]
رمضان صابر اصفهانی
[حاج مرشد] رمضان سیچانی متخلّص به «صابر» فرزند حسن [از شعرای معاصر اصفهان] در روز نوزدهم رمضان المبارک سال 1325ق در اصفهان متولّد گردید. زمانی در مدارس قدیم ساکن بوده و به تحصیل علوم اشتغال داشت. [سپس] به بازرگانی پرداخت.[3]
[در شعر طبعی روان داشت و در مادّه تاریخ سرایی صاحب مهارت و ذوق بود. اغلب اشعارش غزل و قصیده و اغلب در مدح و مرثیه حضرات معصومین علیهم السلام است. او در انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن شیدا شرکت می کرد. دیوان اشعار او در سال 1367ش به چاپ رسیده است.
او سرانجام در 6 مهر 1366ش وفات یافته و در قطعه 3 باغ رضوان اصفهان مدفون شد.[4]
سیّد مرتضی محمّدی نژاد (کهتر اصفهانی) مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«کهتر» به شمسی گفت سال فوتش «صابر به دیدار علی از جان رفت»[5]
این شعر از صابر اصفهانی است:
کشیده عشق چو مجنون مرا به دشت جنون جز این نبوده ز سودای عشق حاصل من
[1]فهرست روزنامه ها و مجلات اصفهان، ص119.
[2]سایت اینترنتی یادبود.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص298.
[4]دیوان صابر اصفهانی، صص 205-207.
[5]دیوان کهتر اصفهانی، ص442.
ز درس عقل نچیدم گلی ز باغ مراد حدیث عشق تو بنمود حلّ مسائل من[1]]
رمضان نجف آبادی
رمضان بن حسن نجف آبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1264ق کتاب «شرح کبیر» را تا آخر وصیّت، به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 574 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران موجود است.[2]
رمضان هشیار
رمضان تولیّت متخلّص به «هشیار» فرزند محمود، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1311ش در اصفهان متولّد گردیده، اندکی تحصیل کرده و از سال 1330ش لب به گفتن اشعار گشوده و در انجمن ادبی پروانه شرکت می کرد.
از اوست:
بند نقاب از رخ، دلدار باز کرده شرمنده مهر و مه را، آن دلنواز کرده
تا او گره ز زلف پر پیچ و خم گشوده بر ما شب جدایی، آن مه دراز کرده[3]
رمضان طلاکوب
استاد رمضان طلاکوب، از هنرمندان عصر قاجاریه است در هنر طلاکوبی از اساتید بزرگ اصفهان بوده است. از آثار او ضریح فولادی نفیس آرامگاه سیّد محمّد باقر حجه الاسلام در مسجد سیّد اصفهان است که در سال 1322ق به اتمام رسیده و وی
[1]گلهای زاینده رود، ج2، ص37.
[2]فهرست سپهسالار، ج1، ص472.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص533.
چنین رقم زده است:«عمل استاد رمضان طلاکوب اصفهانی».[1]
رمضانعلی سدهی لنجانی*
رمضانعلی بن مشهدی تقی سدهی لنجانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او از مجموعه ای از چند رساله (از جمله رساله «اصول دین» تألیف: میرزا ابوالقاسم قمی در سال 1267ق و «عقود و ایقاعات» تألیف: حاج محمّد جعفر آباده ای) را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه صدر خواجو در اصفهان نگهداری می شود.[2]
رمضانعلی اصفهانی*
رمضانعلی بن حاج علی بن ملّا ابراهیم اصفهانی، از کاتبان قرن سیزدهم هجری است. او در اوّل شعبان 1299ق از کتابت «الدرّه الثمینه» تألیف: علی اکبر حسنی حسینی لغوی یزدی به خط نسخ فراغت یافته است. نسخه حاضر در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]
رمضانعلی رارانی اصفهانی
رمضانعلی بن محمّد علی رارانی [جی اصفهانی، از کاتبان و خوشنویسان قرن یازدهم هجری، از اهالی قریه «راران» یا «رهروان» جی (که اکنون به شهر اصفهان پیوسته است) احتمالاً از شاگردان ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری است.
او این کتابها را به دست خود کتابت کرده است]:
1. «ذخیره المعاد» تألیف ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری (از زکوه تا صوم) در سال 1058ق، موجود به شماره 687 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم.[4]2. «حاشیه الروضه
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص788.
[2]فهرست صدر خواجو، ص76.
[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص214.
[4]فهرست فیضیه (استادی)، ج1، ص81؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص74.
البهیه» تألیف: محمّد بن قاسم اصفهانی معروف به دیلماج، در سال 1084ق موجود به شماره 689 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم.[1][3. «فروع کافی» تألیف: شیخ کلینی، در سال 1080 موجود به شماره 849 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.[2]]
شیخ رمضانعلی املائی خوزانی*
حاج شیخ رمضانعلی املائی فرزند ملّا غلامحسین، عالم فاضل و فقیه معاصر. در سال 1333ق در سِدِه ماربین (خمینی شهر) متولّد شد. مقدمات را در زادگاه خود نزد سیّد مصطفی ابطحی آغاز کرد. سپس به اصفهان رفته و نزد علمای عالیقدر حوزه علمیه اصفهان شیخ اسماعیل معزی، سیّد محمّد باقر ابطحی، شیخ محمّد باقر قزوینی، سیّد محمّد باقر درچه ای، ملّا محمّد جواد فریدنی، حاج آقا رحیم ارباب، سیّد عباس صفی دهکردی، میرزا علی آقا شیرازی، سیّد علی اصغر برزانی، شیخ محمّد علی عالم حبیب آبادی، سیّد مهدی حجازی فروشانی ادامه تحصیل داد. سپس به قم رفته و در درس خارج آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، حاج آقا حسین بروجردی و سیّد محمّد تقی خوانساری حاضر شد و به اجتهاد نائل آمد.
او سالها در مدرسه جده بزرگ اصفهان به تدریس فقه و اصول مشغول بود و در کنار آن به اقامه جماعت در مسجد قائمیه خمینی شهر و حلّ مشکلات شرعی مردم و ترویج دین پرداخت.
او عالمی متواضع و فقیهی متبحّر بود و عمر خود را با نیکنامی و رعایت تقوا سپری نمود تا اینکه سرانجام در روز جمعه 20 محرم 1428ق برابر با 20 بهمن 1385ش وفات یافت و در امامزاده سیّد محمّد خمینی شهر مدفون شد.
فرزند برومندش شیخ محمّد حسین املائی، عالمی شایسته و انقلابی و مبارز بود که
[1]فهرست فیضیه (استادی)، ج1، ص112.
[2]فهرست مختصر مجلس، ص638.