اصل او از اصفهان است و نسبش به قاضی روزبهان می رسد. ابتدا «فارس» تخلّص می کرد و کمی بعد آنرا به «صبری» تغییر داد. در فنون و شعر و ادب استاد بود و انواع شعر خصوصا غزل را نیکو می سرود. در علوم دینی نیز تحصیلاتی کرده بود و در علم ادوار و موسیقی و نرد و شطرنج ماهر بود.
او از اصفهان به قزوین (پایتخت دولت صفویه در زمان شاه طهماسب) رفته و به ملاقات و معاشرت و مصاحبت با علماء، شعراء و فضلاء می پرداخت. در سال 977ق به اصفهان مراجعت کرد. سال وفات او معلوم نیست. ظاهرا قبل از سال 1000ق از دنیا رفته است.
از اوست:
رحمت بر آن کسی که دلش مایل تو نیست پروانه وار سوخته محفل تو نیست
اظهار دوستیّ زبانی کجا شده است ای سنگدل مترس کسی در دل تو نیست
یا رب دل شکسته من از کجا شنید بوی محبّتی که در آب و گل تو نیست
این بس جزای کشتن «صبری» که روز حشر حسرت نمی کشد که چو او بسمل تو نیست[1]
روشن رامی*
[1]خلاصه الاشعار (بخش اصفهان»، صص 187-192؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، صص 954-956؛ محافل المؤمنین، ص181؛ خلد برین، ص481؛ تذکره غنی، ص79؛ تذکره حسینی، ص186؛ تذکره روز روشن، ص471؛ تاریخ نظم و نثر، ص460؛ الذریعه، ج9، ص593؛ ریحانه الادب، ج3، ص414؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «صبری»، ص134؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص209؛ تذکره شمع انجمن، ص407.
روشن رامی فرزند بهرام، از شاعران نوپرداز معاصر اصفهان. در 7 اسفند 1315ش در اهواز متولّد شد تحصیلات ابتدایی را در اندیمشک و متوسطه را در اهواز طی کرد. سپس به اصفهان آمد و در تربیت معلم درس خواند و از سال 1340ش به تدریس پرداخت.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و در سال 1338ش اوّلین شعرش در مجلّه «امید ایران» چاپ شد. در اصفهان مدّتی در انجمن کمال حاضر می شد امّا کمی بعد با دوستان نویسنده و شاعر جوان خود انجمن صائب را تأسیس کردند، در آن انجمن حاضر می شد. او بعدها به شعر نو روی آورد و مجموعه اشعارش را در کتابهای «ایستگاه های اندوه» و «طعم آفتاب» به چاپ سپرد.[1]
روشن رامی در 7 فروردین 1385ش درگذشت و در قطعه 25 باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
سیّد ریحان الدّین مهدوی
سیّد ریحان الدّین محمّد حسن مهدوی فرزند آقا سیّد شهاب الدّین نحوی موسوی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، در دهه سوم ذی القعده سال 1313ق در اصفهان، از دختر علّامه فقیه مجتهد آخوند ملّا محمّد حسین کرمانی متولّد گردید. پس از گذراندن ایام صباوت در ظل توجّهات پدر دانشمند خود، شروع به فراگرفتن علوم نموده، مقدّمات علوم را نزد عدّه ای از علماء و فضلاء از آن جمله مرحوم آقا شیخ ابوالقاسم زفره ای (حاج آخوند) فراگرفت. سپس سطوح متوسطه فقه و اصول را نزد حاج میرزا ابوالحسن بروجردی و آقا میرزا احمد مدرس و آخوند ملّا عبدالکریم گزی آموخت بعدا چند سال به درس خارج فقه و اصول آقا شیخ محمّد رضا نجفی حاضر گردید و از ایشان به اخذ دو اجازه روایتی و اجتهاد مفتخر شد. همچنین نزد حاج آقا جمال الدّین نجفی، آخوند ملّا
[1]فصلنامه مهراوه، سال اوّل، زمستان 1384، صص 173-187.
محمّد حسین فشارکی، آقا سیّد مهدی درچه ای و سیّد محمّد مدرس درچه ای تحصیل کرده و از مرحوم مدرس نجف آبادی اجازه دریافت نموده است.
از آثار او رساله ای است درباره «وجوب جواب نامه همچون جواب سلام» که به دستور استادش آخوند گزی نوشته و مورد تحسین استاد واقع شده است.
سیّد ریحان الدّین مهدوی در ظهر روز یکشنبه 29 ذی القعده سال 1399ق وفات یافته و در تکیه خانوادگی (مهدوی) در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.
صاحب عنوان برادر بزرگ نویسنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی] است و حقوق بسیاری بر ذمّه این جانب ثابت دارد (رحمه اللّه علیه).[1]
مادّه تاریخ وفات او را شاعر توانا آقای میراز فضل اللّه خان اعتمادی (برنا) چنین سروده است:
کِلک «بُرنا» از پی تاریخ فوت او نوشت: «شد گل گلزار فردوس جنان ریحان دین»
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 318 و 319؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص432؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.
اعلام اصفهان
«ز»
اشاره
زادویه اصفهانی
زادویه بن شاهویه اصفهانی، از ادباء و دانشمندان آشنا به زبان های عربی و پهلوی بوده و ظاهرا در قرن دوم یا سوم هجری می زیسته است. او کتاب «خدای نامه» را از زبان پهلوی به زبان عربی برگردانده است.[1][«ابن ندیم» در «فهرست» خود از او یاد کرده است. «حمزه اصفهانی» در تألیف کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیاء» از «خدای نامه» ترجمه زادویه اصفهانی بهره گرفته است.[2]]
زاوِن قوکاسیان*
زاون قوکاسیان، از هنرمندان رشته سینما در سال 1329ش در اصفهان به دنیا آمد. او فارغ التحصیل شیمی از دانشگاه اصفهان است. فعّالیّت سینمائی را از زمان دانشجوئی و فیلم سازی را از سال 1350ش در سینمای آزاد آغاز کرد. فیلم های «در فلق» و «فصلی دیگر» از او در جشنواره سینمای آزاد و فیلم «عروس کهنه» او در جشنواره هیروشیمای ژاپن در سال 1352ش جوایزی کسب کرده است.
او از سال 1360ش با تلویزیون ایران همکاری داشته و فیلم های «میلاد مسیح» و «عیسی آموزگار است» را برای شبکه اوّل تلویزیون ساخته است.
او در زمینه نقد و بررسی تئاتر و سینما نیز فعالیّت دارد و تاکنون ده ها مقاله و دو کتاب «درباره چشمه» و «نقد و معرفی آثار مسعو کیمیایی» را به رشته تحریر درآورده است.[3]
شیخ زاهد ثانی گیلانی
شیخ زاهد ثانی گیلانی اصفهانی، عالم عارف و ادیب شاعر، از اعقاب شیخ زاهد
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 653 و 654؛ الذریعه، ج8، ص29.
[2]الفهرست، (ترجمه فارسی)، ص446؛ ایران در زمان ساسانیان، ص99.
[3]دانشنامه ایرانیان ارمنی، ص415.
گیلانی عارف مشهور است. از شاگردان آخوند ملّا علی نوری بوده، پس از تحصیل علوم ظاهر خدمت حسین علی شاه رسیده و در سال 1222ق در سفر حج در کاظمین وفات یافته [است].
از اوست:
عمری به درِ مدرسه ها بنشستیم با اهل ریا و کبر و کین پیوستیم
از یک نظر عاشق رندی آخر هم از خود و هم از غیر خود وارستیم[1]
زاهر ثقفی اصفهانی
ابوالمجد زاهر بن احمد بن حامد ثقفی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن هفتم هجری است. وی در سال 607ق متولّد شده و مَقدسی در اصفهان از او اخذ حدیث نموده است.[2]
زاهر مغازلی
ابونصر زاهر بن محمّد بن ابوالقاسم مغازلی واعظ اصفهانی، از محدّثین و خطبای عامّه اصفهان در قرن ششم هجری. در اصفهان و رُستاق های آن به وعظ خطابه مشغول بود و چون اشعری مذهب بود، مردم اصفهان به او اعتقاد نداشته اند. او از ابوعلی حدّاد و ابوالقاسم ثقفی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او حدیث استماع کرده است.
اوائل محرّم سال 537ق فوت شده است.[3]
[1]طرائق الحقائق، ج3، ص233؛ ریاض العارفین، (چ1305ش)، ص261؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص569؛ مکارم الآثار، ج3، ص750؛ بیان المفاخر، ج2، ص234؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص336؛ ریحانه الادب، ج2، ص355؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص356.
[2]جعفر بن ابیطالب، ص23.
[3]التّحبیر، ج1، ص287.
زبیر جرقوهی
ابومحمّد زبیر بن محمّد بن احمد جرقوهی، از محدّثین عامّه در اوایل قرن ششم هجری است. [اصلاً از اهالی جرقوه بوده که اکنون به جرقویه معروف است] در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده و به عمل صالح معروف بوده و عمری طولانی یافته است. او از ابوعلی حدّاد، ابوالمحاسن عبدالواحد بن اسماعیل رویانی، ابوالقاسم غانم بن محمّد برجی و احمد بن فضل خواص حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی و ابوالقاسم دمشقی از او روایت می کنند.[1]
زجری اصفهانی*
زجری اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن دهم هجری است.[2]
زراره اصفهانی
ابومضر زراره بن فاخر (اصفهانی) از ادبای اصفهان است. مافروخی او را در ردیف دانشمندان متقدم عصر خود که در زمینه صرف و نحو و لغت و انشاء مهارت داشته اند ذکر کرده است.[3]
زُفَر عنبری تمیمی
ابوالهذیل زُفَر بن هذیل بن قیس عنبری تمیمی [از محدّثین عامّه در قرن دوم هجری]. اصل او از اصفهان است. از اصحاب ابوحنیفه است. در بصره ساکن بوده و منصب قضاوت آنجا را داشته و هم در آن شهر به سال 158 مرده است. او از اهل رأی و قیاس است و از گفته هایی اوست که: «تا زمانی که قرآن و حدیث (اثر) باشد ما به رأی عمل
[1]التّحبیر، ج17 ص293؛ معجم البلدان، ج2، ص128؛ گرکویه، (ویرایش دوم)، صص 154 و 155.
[2]فرهنگ سخنوران، ص247.
[3]محاسن اصفهان، ص32.