زین العابدین اشرف الکتاب اصفهانی
ملّا زین العابدین اشرف الکتاب بن محمّد تقی اصفهانی، یکی از بزرگترین خوشنویسان قرن سیزدهم هجری.
[او در سال 1187ق در اصفهان متولّد شده[1]] و نزد آقا محمود اصفهانی و [عبدالغفار اصفهانی[2]] مشق خط کرده و در انواع خطوط خصوصا ثلث و نسخ به مقامی عالی رسیده و در بین خوشنویسان عهد خویش ممتاز گشته است.
اعتمادالسلطنه در مقام بلند او می نویسد:
«آقا زین العابدین خطاط، از مفاخر عظیمه این دولت است که در قلم نسخ کرامت اظهار می فرمود.»[3]
به پیش خط خوش نغز اشرف الکتاب ز خط سبزنکویان همه دهان بستند[4]
[جمعی از خوشنویسان زبده در اصفهان نزد او مشق خط کرده اند از جمله: میرزا محمّد علی سلطان الکتاب، میرزا محمّد علی مطلق، میرزا علی تنباکوفروش، سیّد محمّد بقاء اصفهانی، میرزا علیرضا پرتو، میرزا محمّد علی قاری و دیگران.[5]
اشرف الکُتّاب در پیری نیز بدون عینک و در کمال پختگی و استادی خط می نوشت. بسیاری از قرآن ها و ادعیه را به سفارش ناصرالدّین شاه و رجال و اعیان قاجاریه کتابت کرد و بدین خاطر از سوی ناصرالدّین شاه به «اشرف الکُتّاب» و «سلطانی» لقب گرفت.[6]]
تاریخ وفات او را «اعتماد السلطنه» و به تبعیّت از ازاو سایر زندگینامه نویسان 9 شعبان 1296ق نوشته اند.[7][ولی صحیح تر آن است که در همان روز ماه ولی در
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]فهرست خوشنویسان اصفهان: خطی.
[3]چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج1، ص286.
[4]تذکره خوشنویسان معاصر، ص65.
[5]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص78.
[6]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، صص 1071 و 1072.
[7]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص292؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص213؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص226؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص107؛ کارنامه بزرگان ایران، ص347؛ فرهنگ معیّن ج5، ص182؛ مرقع (استاد قدسی)، ص21.
1295ق او از دنیا رفته است. مدفن او در تکیه آقا حسین خوانساری واقع در تخت فولاد اصفهان است. سنگ مزار او سالیان دراز در زیر انبوهی از خاک از دیده ها پنهان بود. نگارنده (غلامرضا نصرالهی) در تابستان 1378 موفق به شناسایی قبر او شد.]
قرآن ها، ادعیه و قطعات فراوانی از او اغلب با خطوط نسخ و رقاع ممتاز در کتابخانه های مختلف ایران و خارج موجود است. از نمونه خطوط زیبای او خطوط سنگ لوح مرمرین قبر میرزا ابوالحسن سلطان الاطباء (متوفی به سال 1269ق) به خط ثلث عالی در تخت فولاد اصفهان است.[1]
سیّد زین العابدین حسینی اصفهانی
سیّد زین العابدین بن محمّد تقی حسینی اصفهانی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] که در محرم 1132ق نسخه ای از «استبصار» شیخ صدوق را با نسخه علّامه مجلسی و نسخه ملّا محمّد تقی مجلسی مقابله کرده و حواشی آنها را نقل نموده است. نسخه به شماره 7049 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی وجود دارد. او در آخر نسخه تصریح کرده که نزد علّامه مجلسی تحصیل کرده و از او چنین یاد کرده است:
«شیخنا و مقتدانا و استادنا و من به استنادنا...»[2]
زین العابدین عابد اصفهانی
حاج زین العابدین اصفهانی متخلّص به «عابد» [فرزند محمّد جعفر]، شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری.
در مشهد مقدس به تجارت مشغول بود. عاقبت در سال 1229ق وفات یافت. شعر را نیکو می سرود و در سرودن قصیده و غزل و مثنوی مهارت داشت.
او در سال 1224ق «جلاء العیون» تألیف: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را به بحر
[1]تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص111.
[2]فهرست مرعشی، ج18؛ ص220؛ تراجم الرّجال، ج1، ص226.
متقارب به نظم کشیده و آن را «چهارده گنج مثنوی» یا «مثنوی روضه المؤمنین» نام نهاده است، که در کتابخانه حاج محمّد نخجوانی در تبریز موجود بوده است. از اوست:
رایحه خلق او نفحه عنبر ببرد چاشنی نطق او رونق شکر شکست
باد به هر سو که برد خاک سر کوی او مجمره عود سوخت، طبله عنبر شکست
صاعقه میغ او، شعله در اخگر نشاند شعشعه تیغ او، لمعه در اختر شکست
کلک تو از یک کنار بر ورق روزگار نامه بهزاد شست، خامه آذر شکست[1]
میرزا زین العابدین موسوی خوانساری
میرزا زین العابدین بن ابوالقاسم جعفر بن آقا سیّد حسین موسوی اصفهانی خوانساری، از علماء اتقیاء و مجتهدین بزرگ اصفهان.
وی در 8 ذیقعده 1190ق در خوانسار متولّد شد و به اصفهان مراجعت کرده و در محلّه چهارسوق شیرازی ها ساکن شده و به تحصیل مشغول شد. اساتید او در خوانسار پسرعمویش سیّد ابوالقاسم بن سیّد حسن خوانساری و پدر دانشمند خود و سیّد محمّد مهدی خوانساری (صاحب رساله ابوبصیر) بوده اند. او پس از آن به نجف اشرف مهاجرت کرده و ادامه تحصیل داد. آنگاه به اصفهان آمده و از درس حاج محمّد ابراهیم کلباسی، ملّا علی اکبر اژه ای و ملّا علی نوری بهره برده و از جمعی از علماء از جمله میر محمّد حسین امام جمعه، حاج سیّد محمّد باقر حجه الاسلام، آقا سیّد محمّد قصیر رضوی مشهدی، سیّد صدرالدّین محمّد عاملی، شیخ حسین بحرانی و حاج محمّد ابراهیم کلباسی موفق به اخذ اجازه گردید.
او عالمی دانشمند و زاهد و متّقی و مورد احترام علماء و مردم بوده و به قداست و عبادت شهرت داشته و اهل تهجّد و تزکیه و تهذیب بوده است و در مسجدی از محلّه
[1]تذکره دلگشا، صص 427 و 428؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 1139 و 1140؛ الذریعه، ج5، ص312؛ تذکره اختر، ص141؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص407؛ تذکره نگارستان دارا، ص232؛ مکارم الآثار، ج3، ص869؛ ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ج2، ص852.
چهارسوق شیرازی ها (در فلکه چهارسوق کنونی) اقامه جماعت می نموده است.
جمعی از علماء و مجتهدین از او اجازه گرفته اند که از آن جمله اند:
دو فرزند بزرگوارش میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات)، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و نیز مجتهد عالیقدر میر سیّد حسن مدرس (میر محمّد صادقی).
وی سرانجام در 1275ق وفات یافته و در بقعه تکیه مادرشاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. خط ثلث زیبای سنگ لوح مرمرین مزار او به خط خوشنویس توانا میر محمّد حسین حسینی قائنی است.
وی را تألیفات عدیده است که از آن جمله است:
1. «شرح اصول المعالم»2. «شرح زبده الاصول»3. «رساله در قواعد عربیّت»4. «رساله در اجماع»5. «حلّو التّناول و سهل التّداول فی مسأله التّداول» یا «رساله در تداخل اسباب»6. «الطّلع النّضید و النّور الجدید» یا «رساله در تعارض حقیقت مرجوحه با مجاز راجح»7. «رساله در نیّت»8. «رساله در احباط و تکفیر»9. «رساله در نوادر احکام» 10. «شرح خلاصه الحساب» 11. «رساله در قرائت مالک و ملک در نماز» 12. «بهجه النّاضر و سرور الخاطر»
علاوه بر اینها تعلیقات و حواشی زیادی بر کتابها نوشته است. در شعر صاحب طبع عالی بوده و خطب و اشعار او که مُشَعَّر بر مقام شامخش در ادبیّت و عربیّت است موجود است. از جمله این شعر از اوست:
لب لعل شکر باری که از یارم درخشان است شرف دارد بر آن لعلی که در کوه بدخشان است
نیستان شکرها را به هندستان سمرقند است به از آنها لب شیرین ترکان سمرقند است
میرزا زین العابدین خطوط ثلث و نسخ را بسیار زیبا می نوشته و از جمله در سالهای جوانی در سال 1217ق نسخه ای از قرآن کریم را کتابت کرده و در حاشیه آن مطالب
تفسیری نوشته است.[1]
سیّد زین العابدین رضوی خوانساری
آقا سیّد زین العابدین رضوی خوانساری بن سیّد محمّد حسن بن محمّد بن میر علی اکبر نقوی، عالم فاضل زاهد.
در حدود سال 1225ق متولّد شده و در اصفهان خدمت جمعی از اعاظم علماء همچون میر سیّد حسن مدرس، ملّا حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد محمّد شهشهانی و احتمالاً حاج شیخ محمّد باقر نجفی تلمّذ نموده و به آقایان مسجد شاه [علمای خاندان نجفی اصفهان] اختصاص یافته است. در محله مسجد حکیم سکونت داشته و در مسجد علی اکبر امامت می نموده است.
وی از جمله کسانی است که به شرف ملاقات حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشّریف) نایل گردیده و از او کرامات و استجابت دعوات منقول است.
او در 13 ربیع المولود 1307ق وفات یافته و نزدیک تکیه لسان الارض در تخت فولاد مدفون گردید.
تألیفاتی دارد که از آن جمله است:
1. «ترجمه انوار نعمانی» تألیف سیّد نعمت اللّه جزائری که ترجمه به نام آقانجفی به طبع رسیده است. 2. «حسام الشّیعه» که به نام [بعضی از علمای اعلام و فضلاء کرام حاضرین مجلس شریف و محفل ضیف سرکار شریعتمدار] آقانجفی به طبع رسیده است.[2]
[1]مناهج المعارف (مقدمه)، صص 220-225؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص 97-100؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2084-2090؛ دو گفتار، ص104؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 112-116؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 128 و 129؛ الکرام البرره، ص590؛ ریحانه الادب، ج2، ص190؛ دانشمندان خوانسار، صص 367-375؛ فرزانگان خوانسار، صص 83-85؛ الذریعه، ج1، ص280 و ج13، ص300 و ج11، ص141؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص49؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 339 و 340؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65؛ بیان المفاخر، ج1، صص 322 و 323.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص660؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 371 و 377؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص138؛ الذریعه، ج7، ص12؛ فهرست مرعشی، ج7، ص171.
حاج زین العابدین اصفهانی
حاج زین العابدین بن آقا حسن قناد، عارف سالک، از عرفای قرن سیزدهم هجری. بر روی سنگ مزار او یان القاب مشاهده می شود: «النّاشر الشّریعه النّبویّه و سالک المسالک المرتضویّه».
وی در ماه جمادی الاولی سال 1231ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
سیّد زین العابدین مطهری
آقا سیّد زین العابدین مطهری (معروف به «افتخار الواعظین» فرزند سیّد محمّد حسن سلطان الواعظین کاشانی (سیّد حسن کاشی)، عالم فاضل، واعظ کامل از شاگردان شیخ محمّد تقی آقانجفی. مؤلّف کتاب «دفینه الدّرر» درباره امامزاده های اصفهان. متوفی در 3 رمضان المبارک 1360ق به سن متجاوز از 85 سالگی مدفون جنب قبر پدر خود در یکی از اطاق های تکیه میرزا ابوالمعالی واقع در تخت فولاد اصفهان.[2]
زین العابدین شکوه*
زین العابدین شکوه فرزند میرزا حسین خان، از شعراء و نویسندگان معاصر، از دودمان میرزاهای سرجوبشاهی اصفهان. در سال 1309ش در اصفهان متولّد شد. در منزل او را «حسن» می گفتند. پدرش نایب الحکومه بود و سپس در فلاورجان بخشدار شد. عمویش از کارمندان خوشنام و باسابقه استانداری اصفهان بود.
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص477؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص61.
پس از طی تحصیل در مقطع ابتدائی، تا سیکل اوّل را در دبیرستان فرهنگ و تا دیپلم را در دبیرستان ادب طی نمود. در این سالها که مقارن با جنبش ملّی شدن نفت بود به سازمان دانش آموزان طرفدار ملّی شده نفت پیوست. او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و وارد دانشگاه تهران شد. در این سالها او عضو حزب زحمتکشان بود و پس از انشعاب خلیل ملکی و همفکرانش، او نیز به حزب نیروی سوم پیوست. پس از کودتای 28 مرداد 1332ش به علّت مبارزات سیاسی، از ادامه تحصیل او جلوگیری شد. او به ناچار در آموزشگاه برادرش محمود شکوه به تدریس پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، او به تحصیل ادامه داد و عاقبت فوق لیسانس گرفت. او عمر را بدون همسر و در تجرّد به سر برد و در اواخر عمر در کرج ساکن شد. تا اینکه بر اثر حمله سارقان به او در پارک به شدّت مجروح شده و چند روز بعد در سه شنبه 21 آبان 1381ش (7 رمضان 1423ق) در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمود و جسدش در قبرستان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
شکوه مردی نیک رفتار، دیندار، میهن دوست و طالب ترقّی مسلمین بود (و بسیاری از اشعارش درباره انقلاب اسلامی است و اشعاری در رثای فوت دکتر مصدق و شهادت استاد شهید مطهری و مدح امام خمینی (ره) و توصیف انقلاب اسلامی سروده است.)
اشعار و مقالات سیاسی او در چهار جزوه به نام های1. «بهار دوم»2. «حسینیّه»3. «سرود استقلال» و4. «سه قصیده» به چاپ رسیده است.
استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در رثاء و مادّه تاریخ فوت او این شعر را سروده است:
شکوه اصیل مبارز که با بیان و قلم پی عقاید خود بود راسخ و نستوه
علیه مستبدّ و توده ای بسی کوشید به طور منفرد و در صفوف و بین گروه
دریغ و درد که دوران چه بر سرش آورد کسی که جان و دلش بود از صفا انبوه
دچار کیف رُبا گشت و سارق شهری هزار مرتبه بدتر ز رهزن کوه
ز حمله با موتور و ضربه و شکست عِظام شد از جهان ز پس هفته ای قرین ستوه
به دست سارق جانی اجل سپرد او را که تا کند دل «برنا» غمین و پراندوه
نوشت از پی تاریخ رحلتش: «گردید شهید زجر و جفا زین العابدین شکوه»
1423=238+1185
این شعر از اوست:
تا به راه عشق جانان، ترک جان و سر گرفتم محو در او لذّتی بیرون ز حدّ و مَر گرفتم
زنده می ماندم که سازم زنده جاوید حق را ور نه جان را در رهش از هرچه کم، کمتر گرفتم
بوالعجب کاری به گیتی کردم و از کَرّ و فَرَّش پرچم آزادگی بر دوش تا محشر گرفتم
لکّه ننگ و سیاهی شُستم و نسل بشر را از تباهی وا رهاندم، زندگی از سر گرفتم
راه جمعی رهزن دنیا و دین و عقل و ایمان با تنی معدود از مردان جنگاور گرفتم
در جهاد اکبر آوردم جوان و پیر و هر کودک ترک ظاهر از برادر و اصغر و اکبر گرفتم