بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 296

تقی مجلسی وفات کردند، همسر و طفل دو ساله خود محمّد امین را در اصفهان گذاشته و از خراسان به هند رفت و در آنجا مورد توجّه «اورنگ زیب» واقع شده و معلّم دخترش «زیب النّساء» متخلّص به «مخفی» شده و به او علم و ادب و خوشنویسی آموخت. در سال 1083ق به اصفهان مراجعت کرده و چندی در آنجا بود. عاقبت با خانواده به هند رفته و در «عظیم آباد پتنه» ساکن شده و مورد عنایت حاکم آنجا واقع شد. در اواخر عمر اراده حج کرده و از بنگاله راهی سفر شد اما در شهر «منگیر» از توابع عظیم آباد، در سال 1116ق وفات یافته و همانجا مدفون شد.

[او شاعری وارسته و در کمال صلاح و سداد و درنهایت فضل و رشاد بوده و اشعارش در ایران و هند مقبول و مطبوع خواص و عوام بود. خط نستعلیق را خوش می نوشت. در یکی از مرقع های کتابخانه سلطنتی سابق قطعه ای به خط نستعلیق خوش بدون تاریخ و با رقم «بنده شاه دین اشرف در دارالسلطنه اصفهان مرقوم شد» موجود است که ممکن است از او باشد.] اشرف در نقاشی هم استاد بوده ولی معلوم نیست که نزد چه کسی آنرا آموخته است.

[کلیات اشعار اشرف در سالهای اخیر به طبع رسیده است و شامل «ساقی نامه»، «شهرآشوب»، «قضا و قدر» و چند منظومه دیگر می باشد] کتاب «شرح احادیث مستصحبه» را هم از تألیفات او دانسته اند.

زینب بیگم، محمّد هادی، میرزا محمّد علی و محمّد امین از فرزندان او هستند که دو نفر اخیر اهل فضل و ادب به شمار می روند.

از اوست:

جز به جولانگاه خوبرویان کی توان دیدن مرا ذرّه ام در پرتو خورشید پیدا می شوم

خورشید از فروغ رُخَت آب گشت و ریخت وز شرم رویت آینه سیماب گشت و ریخت


صفحه 297

برداشتی نقاب ز رخسار و چون سرشک از شرم عارضت نگهم آب گشت و ریخت[1]

میرزا محمّد سعید خلیفه سلطان

میرزا محمّد سعید بن میرزا محمّد طاهر خلیفه سلطانی بن سیّد علی نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی مرعشی اصفهانی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری.

وی در 24 صفر 1126ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آب بخشان مدفون شده است.

بر لوح قبر او این القاب آمده بود: «الفقیه الزّاهد. الحکیم المتألّه، العابد النّاسک، السّاجد الادیب الشاعر...»

به هنگام تسطیح و تخریب قبرستان قبر او را از بین بردند و سنگ لوح آن نیز مفقود و ناپدید شد.[2]

[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 351 و 352؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص670؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 258 و 259؛ تذکره المعاصرین (حزین)، صص 165-168 و 309-317؛ صحف ابراهیم، صص 54 و 53؛ تذکره شمع انجمن، صص 65-68؛ تذکره نتایج الافکار، صص 54-56؛ تذکره کلمات الشعراء، صص 7 و 8؛ تذکره الشعراء غنی، ص14؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 158 و 159؛ تذکره مآثر الکرام، ص116؛ الذریعه، ج9، ص 78 و ج12، ص103 و ج17، ص145 و ج19، صص 82 و 228؛ الکواکب المنتشره، صص 314 و 315؛ مرآت الاحوال جهان نما، ج1، صص 132 و 133؛ فیض قدسی، صص 216 و 217؛ شهرآشوب در شعر فارسی، ص69؛ کاروان هند، ج1، صص 62-74؛ دانشمندان و رجال مازندران، ص24؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، صص 773-775؛ الکواکب المنتشره، صص 314 و 315؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «اشرف»، ص2655؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 552 و 553؛ خزانه عامره، ص262؛ تذکره پیمانه، صص 91-95.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص327؛ مزارات اصفهان، ص28.


صفحه 298

سعید صالحانی

ابوالخیر سعید بن طلحه بن حسین بن ابی ذر بن ابراهیم بن علی صالحانی اصفهانی، از محدّثین عامّه و ادبای قرن پنجم و ششم هجری. از اهالی محلّه «صالحان» اصفهان و از خاندان علم و ادب و فقه و حدیث بوده و خود مردی صالح و فاضل و دانشمند در علم لغت و مدرس ادبیات در اصفهان است.

در حدود سال 450ق متولّد شده و از «عایشه ورکانی» حدیث شنیده و از «ابوبکر احمد باطرقانی» اجازه داشته است. «ابوسعد سمعانی» از او و برادرش «حسین بن طلحه» و زوجه اش «فاطمه صالحانی» حدیث شنیده است. فوتش در چهارشنبه 11 شعبان 531ق (و یا سال 532ق) اتّفاق افتاد.[1]

سعید جرواآنی

سعید بن عطاء بن سعید جَرواآنی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. از عامر بن ابراهیم بن واقد روایت می کند و احمد بن حسین انصاری از او نقل حدیث کرده است.[2]

ملّا محمّد سعید رودسری

ملّا محمّد سعید بن ملّا عطاءاللّه رودسری گیلانی، عالم فاضل حکیم بارع [از دانشوران قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] سالها به همراه پدر در اصفهان می زیسته و از اجلّه شاگردان ملّا محمّد باقر محقق سبزواری بوده است. وی به همراه ملّا محمّد تنکابنی (فاضل سراب) از طرف محقّق سبزواری، در جلسه علماء درباره حکم نماز جمعه در عصر غیبت که به خواهش شیخ علیخان زنگنه وزیر اعظم شاه سلیمان

[1]التّحبیر، ج1، ص304؛ معجم البلدان، ج3، ص389.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص329.


صفحه 299

صفوی تشکیل می شده شرکت می نموده است.

شیخ عبدالنبّی قزوینی در «تتمیم امل الآمل» وی را بسیار ستوده و ماجرایی در باب نهی از منکر او در شهر کرمانشاه نقل می کند. رساله در «وحدت وجود» از تألیفات اوست.[1]

محمّد سعید ابهری اصفهانی

محمّد سعید بن حاجی علی ابهری جی اصفهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در 15 رمضان 1074ق کتابت نسخه ای از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 1725 در کتابخانه ملّی ملک طهران موجود است.[2]

[او در سال 1084ق جلد بیست و دوم «بحارالانوار» را به خط نسخ خوش کتابت نموده و علّامه مجلسی در آخر این نسخه اجازه ای برای او نوشته است.[3]]

سعید تانی اصفهانی

ابوسعد سعید بن ابوطاهر علی بن عبدالواحد بن فادشاه تانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری. از خاندان علم و حدیث بوده و از پدرش و همچنین از «ابوسهل حمد بن احمد بن عمر بن دلکیز صیرفی»، «ابوعمرو عبدالوهاب بن منده» و «ابوعیسی عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن زیاد تانی» و دیگران حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او در اصفهان حدیث نوشته است.[4]

[1]تتمیم امل الآمل، صص 172-174؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص75؛ الکواکب المنتشره، صص 308 و 309.

[2]فهرست ملک، ص25.

[3]خورشید جی، ص433؛ فهرست مرعشی، ج17، ص293.

[4]التّحبیر، ج1، ص304.


صفحه 300

محمّد سعید اصفهانی*

محمّد سعید بن محمّد علی اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او نسخه ای از «حاشیه علی الحاشیه الخطائیه علی المختصر» تألیف: عبداللّه شهابادی یزدی را به خط نسخ در 14 شعبان 1086ق کتابت کرده که به شماره 8295 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[1]

سعید قصری اصفهانی

ابوالخیر سعید بن فضل بن احمد بن عبداللّه بن محمّد بن ممیز قصری اصفهانی، از محدّثین عامّه در قرن پنجم و ششم هجری، قبل از سال 470ق متولّد شده و از «ابوبکر محمّد بن احمد بن ماجد» و «ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقاش» و «ابوالمظفر محمود بن جعفر کوسج» و جز آنان حدیث شنیده است. او در قریه «کوهارسباران» ساکن بوده و «ابوسعد سمعانی» جزئی از احادیث «لوین» را به روایت «ابن ماجه» از او استماع کرده است. او سرانجام در رجب سال 532ق فوت شده است.

دو برادرش «ابوالعباس احمد» و «ابوالوفا عمر» نام دارند.[2]

سیّد محمّد سعید قهپائی

سیّد محمّد سعید بن سیّد سراج الدّین قاسم طباطبائی قهپایه ای عالم فاضل کامل و عابد صالح زاهد. [از علمای اصفهان در قرن یازدهم هجری است].

در سال 1012ق متولّد شده و نزد جمعی از علماء اصفهان خصوصا پدر دانشمند خود تحصیل کرده و به مقام بلند علم و فضل نائل شد و صبیه یکی از فضلاء قهپایه، میرزا جلال قهپایه ای را به عقد همسری خود درآورد.

سالها در اصفهان به تدریس و تألیف و ترویج دین مشغول بود و جمعی از فضلاء از

[1]فهرست مختصر مجلس، ص291.

[2]التّحبیر، ج1، ص305.


صفحه 301

جمله: میر محمّد معصوم عقیلی شیرازی از محضر او کسب فیض کردند. میر معصوم عقیلی در جمادی الثّانی 1082ق از او اجازه روایت گرفته است.

وی در سال 1092ق وفات یافت.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. رساله «احیاء موات» 2. «حاشیه بر حاشیه تهذیب المنطق»3. «روض الجنان فی حیاء الابدان»4. «مفاتیح الاحکام فی شرح آیات الاحکام» که نسخه های متعددی از آن موجود است. از جمله نسخه ای به شماره 4828 مورخ 15 رمضان 1071ق ظاهرا به خط مؤلف، در کتابخانه مجلس شورای اسلامی و نسخه ای دیگر به شماره 2140 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم.[1]

محمّد سعید نقشبند یزدی (مجنون)

محمّد سعید نقشبند [بن لطف اللّه یزدی] معروف به «سعیدای نقشبند» از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری.

سالها در اصفهان ساکن بود و در فن نقشبندی استاد بود. پسرانش هم به شعربافی مشغول بوده اند. علاوه بر هنر نقشبندی، از علم و فضل با بهره بوده و شعر را نیکو می سرود و از دوستان «صائب تبریزی» و «جلالای یقین» بود و در شعر «مجنون» تخلّص می کرد.

[در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی مجموعه ای به شماره 9263 شامل چند رساله (از جمله رساله های خواجه صائن الدّین علی ترکه) وجود دارد که سعیدای نقشبند مالک آنها بوده و در محرم 1063ق یادداشت تملک بر آن نوشته و مهر خود «موفق ز لطف

[1]جامع الرّواه، ج2، ص118؛ نجوم السّماء، ص267؛ الذریعه، ج11، ص275 و ج13، ص302 و ج21، ص299؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص671؛ فهرست مجلس، ج12، ص199؛ فهرست مرعشی، ج6، ص149؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص148؛ تراجم الرّجال، ج2، ص773.


صفحه 302

محمّد سعید» را بر آن کتاب نقش نموده است.]

سال وفاتش به دست نیامد. ظاهرا تا سال 1083ق زنده بوده است.

از اوست:

دور از وصال او تب و تابم گرفته است آن ماهیم که خاک ز آبم گرفته است

نقش قدم به همرهیم قطره می زند در راه شوق بس که شتابم گرفته است[1]

سعید بقال اصفهانی

ابوالقاسم سعید بن محمّد بن احمد بن سعید بن صالح بقال اصفهانی، از محدّثین عامّه قرن پنجم هجری. از «ابی اسحاق تاجر اصفهانی» و «احمد بن محمّد بن مرزبان اصفهانی» و «ابی عبداللّه بن منده» و دیگران روایت می کند. «ابوصالح مؤذن» از او روایت نموده است. او محدّثی «ثقه» و «سریع الکتابه» بوده و «الابواب» و «المشایخ» و «التراجم» را تألیف نموده است. در سال 430 و اندی وفات نمود.[2]

ملّا محمّد سعید لاهیجی

ملّا محمّد سعید بن میرزا محمّد لاهیجی گیلانی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری].

[1]جامع مفیدی، ج3، ص455؛ الذریعه، ج9، ص452؛ تذکره شبستان، ص478؛ تذکره سخنوران یزد، ص156؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 474 و 475؛ فهرست مرعشی، ج24، ص58؛ تذکره سرو آزاد، ص55؛ تذکره آتشکده: نیمه سوم، صص 107 و 108؛ تذکره محمّد شاهی: خطی؛ تذکره شمع انجمن، ص330؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص329؛ تذکره شعرای یزد، ص76؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص750؛ تذکره شبستان، ص478.

[2]المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ص93؛ تاریخ نیشابور، ص738؛ تاریخ بغداد، ج8، ص94.


صفحه 303

در اصفهان ساکن بوده و شیخ عبدالنبی قزوینی او را در سال 1175ق ملاقات نموده و از علم و دانش او تمجید و تحسین نموده است. [قزوینی می نویسد: از علماء صلحاء و از وابستگان سلسله حکیم داود است و او را در سفر زیارت عتبات عالیات ملاقات کرده ام[1]]

شیخ محمّد علی حزین در تذکره خود در شرح حال فرزند صاحب عنوان می نویسد:

«مولانا شمس الدّین محمّد گیلانی خلف ارجمند مجتهدالزّمان مولانا محمّد سعید گیلانی...»[2]

«شرح حرز الامانی» یا «شرح شاطبیّه» از تألیفات اوست که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود بوده است.[3]

سعید سکری کاتب اصفهانی

ابواسماعیل سعید بن مطهر بن احمد بن عبداللّه سکری کاتب اصفهانی، از محدّثین عامّه اوایل قرن ششم هجری است. او مردی محتشم و صاحب ثروت بوده و از «ابوبکر احمد بن فضل باطرقانی»، «ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس حافظ» و «ابومسعود سلمان ابراهیم» حدیث شنیده است.

«ابوسعد سمعانی» در خانه او در جلسه، یکی: احادیث «احمد بن فضل» و دیگری: «ابوعلی یونس» را استماع کرده است.[4]

محمّد سعید فدای اردستانی

محمّد سعید اردستانی متخلّص به «فدا» فرزند سیّد محمّد مهدی بن محمّد سعید بن

[1]تتمیم امل الآمل، صص 175 و 176.

[2]تذکره المعاصرین (حزین)، ص210.

[3]الذریعه، ج13، ص312؛ الکواکب المنتشره، صص 312 و 313؛ ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ج1، ص301؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص671.

[4]التّحبیر، ج1، ص311.