[سرانجام در جمعه 23 جمادی الآخر 1378ق مطابق جمعه 21 دی ماه 1337ش وفات یافته و در ایوان شمالی صحن قدس] در جوار بارگاه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام مدفون گردید.[1]
محمّد سعید حسینی مازندرانی
محمّد سعید بن میر نظام حسنی مازندرانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. در نیمه شعبان 1091ق کتاب «شفا»ی ابن سینا را به خط نستعلیق در اصفهان کتابت نموده و به شماره 2284 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
سعید جُرواءآنی اصفهانی
ابوعبداللّه (یا ابوعمر) سعید بن وهب بن ابی سُکین جرواءانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری بوده و] از حفاظ حدیث است. از مسلم بن ابراهیم، سلیمان بن حرب، مسدّد، عمرو بن مرزوق، علی بن المدینی، محمّد بن کثیر حوضی و عمرو بن حکّام روایت کرده و ابوعبدالرّحمان مقری و محمّد بن احمد بن یزید زُهَری از او حدیث نقل کرده اند.[3]
سعید اصفهانی
سعید بن یحیی بن سعید اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان [در قرن سوم هجری[ است. «قاسم بن مَنده بن کوشید» از او روایت می کند.[4]
سعید سعدویه اصفهانی
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص357؛ نائین بلده طیبه، صص 85-92.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج9، ص926.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص328.
[4]فرهنگنامه پارسی، ص660.
سعید بن یحیی بن طویل معروف به «سعدویه اصفهانی» [از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن سوم هجری].
در محلّه «شروانشادان» ساکن بوده و از: مسلم بن خالد زنجی، ابی بکر بن عیاش، سلمه بن صالح احر حدیث نقل کرده است. عبداللّه بن محمّد بن زکرّیا و عبداللّه بن بندار از او روایت کرده اند.
«سعدویه اصفهانی در سال 277ق وفات یافت.[1]
سعید سرّاج
ابوعثمان سعید بن یعقوب بن سعید قرشی سرّاج از محدّثین عامّه اصفهان است. او از نصر بن علی، بُندار، محمّد بن منصور جَوّاز، محمّد بن وزیر واسطی و محدّثین اصفهان نقل حدیث کرده است.[2]
سعید میرنظامی
سعید میرنظامی متخلّص به «سعید» فرزند حاج سیّد یعقوب [از شعراء معاصر اصفهان]. در شب 21 رمضان المبارک سال 1351ق در اصفهان متولّد شد. نسب او از طرف پدر به «میرنظام الدّین» از علماء و متنفذّین قرن ششم هجری و از طرف مادر به حاج آقا محسن اراکی (م 1325ق) از علماء مشهور قرن چهاردهم هجری می پیوندد. وی پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه، در دانشکده ادبیات دانشگاه طهران تحصیل کرد. گاهی شعر می سرود و «سعید» تخلّص می کرد.
از اوست:
دوست بگذاشت قدم دوش به کاشانه ما گشت چون خلد برین خانه ویرانه ما
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص325؛ طبقات المحدّثین باصبهان، ج2، صص 223 و 224.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص330؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص 324 و 325.
ما خرابات نشینان همه مخمور توایم مستی چشم تو باشد می میخانه ما[1]
سیّد محمّد سعید بحرینی
سیّد محمّد سعید موسوی بحرینی، عالم فاضل متّقی، در فتنه افغان وفات یافته و در منزل خود مدفون، سپس قبر در داخل چهلستون مسجد سیّد قرار گرفت که تاکنون معروف و معیّن است.[2]
محمّد سعید سبزواری
محمّد سعید سبزواری اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری]. در سلخ محرم 1191ق در اصفهان نسخه ای از کتاب «مناقب» که مؤلف آن مجهول است را نوشته و در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[3]همچنین نسخه ای از کتاب «وافی» را در سال 1091 کتابت نموده که در همان کتابخانه وجود دارد.[4]
سعید قاری اصفهانی
سعید قاری اصفهانی، از دانایان به علوم قرآن بوده و در مسجد جامع اصفهان جلسه قرائت و تجوید داشته و شیخ محمّد بن شمس الدّین کاظمینی نزد او تلمُّذ نموده است. از فضلاء عهد شاه سلیمان صفوی است.[5]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص488.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 214 و 215؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص669؛ بیان المفاخر، ج2، ص225.
[3]فهرست رضوی، ج5، ص181.
[4]فهرست رضوی، ج5، ص202.
[5]الذریعه، ج11، ص221؛ الروضه النضره، ص242؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص667.
میرزا سعید قمشه ای*
میرزا سعید قمشه ای، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. مردی در کمال آدمیّت و همواری و نهایت مردمی و بردباری بوده و به انجام فرایض و مستحبّات اهتمام فراوان داشته است. مدّتی وزیر سیستان بود. در فنون شعر و ادب و انشاء مهارتی کافی داشت و گاهی شعر می سرود. برادرش میرزا احمد نیز شاعر بوده است.
از اوست:
تا به کی از درد بی درمان به جان باشد کسی تا به کی درمانده کار جهان باشد کسی
گرد هستی از وجود خویشتن باید فشاند تا به کی در زیر این بار گران باشد کسی[1]
میر محمّد سعید محیط اصفهانی*
میر محمّد سعید محیط اصفهانی، از شعرای قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و پس از محاصره آنجا توسط افغان ها کشته شد.
این رباعی از اوست:
ای آه بیا دامن آن ماه بگیر وی ناله گریبان سحرگاه بگیر
دلبر زِ بَر خانه ما می گذرد ای اشک برون آی و سر راه بگیر[2]
میرزا سعید مستوفی نطنزی*
میرزا سعید نطنزی، از کارگزاران اداری دولت صفویّه و نواده خواجه قاسم مستوفی نطنزی است.
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص107؛ الذریعه، ج9، ص452.
[2]گلزار جاویدان، ج3، ص1306؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج4، ص2197.
او به اعتبار سابقه خانوادگی مورد عنایت شاه عباس صفوی قرار گرفته و ابتدا اوراجه نویس آذربایجان شد. در سال 1029ق پس از فوت میرزا قوام الدّین محمّد کفرانی، به جای او منصب مستوفی الممالکی را برعهده گرفت و در زمان شاه صفی نیز این منصب را حفظ کرد.[1]
میرزا نوراللّه کفرانی رویدشتی اصفهانی متخلّص به ضیاء که اعضاء دفترخانه سلطنتی و مسؤول تحریر جلد توجیه بوده از میرزا سعید مستوفی دل خوشی نداشته و این شعر را جهت او سروده است:
صبا به خدمت مستوفی الممالک دهر اگر رسی ز مَنَش هیچ دردسر مرسان
ور او کند گله از من به حقّ نکهت گل که هرچه بشنوی از وی مرا خبر مرسان
مگو چرا ز تو نفعی نمی رسد به ضیا که من گذشته ام از نفع گو ضرر مرسان
همین بس است که گویی ز خیر و شر با او مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان[2]
سفیان خرقی اصفهانی
ابوعبداللّه سفیان بن احمد بن محمّد بن محمّد بن علی بن عمر خرقی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری است. بسیار مشتاق کسب علم بوده و از خاندان علم و حدیث است. از پدرش «ابوالفضل احمد بن ابی طاهر محمّد» و «سیّد ابومحمّد حمزه بن عباس علوی»، «ابوالقاسم غانم بُرجی» و «ابوالفضل جعفر بن عبدالواحد ثقفی» استماع حدیث کرده است.
«ابوسعد سمعانی» از او حدیث شنیده و او نیز از «ابوسعد» استماع حدیث کرده است.[3]
[1]خلد برین: ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم، ص346؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 75 و 76.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص125.
[3]التّحبیر، ج1، ص314.
سلام اللّه عارفی موغاری
سلام اللّه بن عارف بن محمّد موغاری [از کاتبان نسخ نویس قرن دهم هجری] در اوّل رمضان 939ق مجموعه ای شامل «مختصر تفسیر علی بن ابراهیم» و «تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام » را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 464 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
[موغار از دهات اردستان است. برای آشنایی با تاریخ و جغرافیا و مشاهیر این روستا به کتاب «آتشکده اردستان» رجوع شود.]
سلامی اصفهانی
سلامی اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در شعر صاحب قریحه و استعداد بود. سام میرزا که معاصر اوست می نویسد: «به قابضی اردو بازار اوقات می گذرانَد و ضایع می کند و از بسیار خوردن افیون نزدیک است که جان به قابض ارواح بسپارد». امین احمد رازی او و برادرش را به طمع فراوان و وقاحت متهم می کند. کلامی برادر کوچکتر او هم شاعر بوده است. این دو برادر هنگامی که میرزا محمّد شریف هجری طهرانی وزارت اصفهان را برعهده داشت و خود شاعری قابل بود، نزد او حاضر می شده و با خواندن اشعار خود در مدح او، طلب صله و پاداش می کردند و چنان اصرار می ورزیدند که ممدوح خود را به تنگ می آورده اند تا جایی که او سروده است:
دو چیز است بدتر از تیز حرامی سلام کلامی و کلام سلامی
سلامی و برادرش با اغلب شعرای اصفهان همچون ضمیری، حزنی و نیکی معاشرت و مصاحبت داشته اند. ولی امیر نظام الدّین هاشمی کاشانی با دو برادر مشاعره و معارضه
[1]فهرست مرعشی قم، ج2، ص72.
داشته است.
سال وفات او معلوم نیست، اما روشن است که قبل از سال 987ق (سال وفات ضمیری اصفهانی) فوت شده است.
از اوست:
بی گل روی تو نرگس چشم تر دارد بسی غنچه بی لعل لبت خون در جگر دارد بسی[1]
سلطان علی اصفهانی
سلطان علی اصفهانی [از فضلاء قرن دهم هجری] در یک شنبه 22 ربیع الثّانی 991ق کتابت نسخه ای از «جامع المقاصد» محقّق کرکی را در نجف به پایان رسانیده است و کتاب به شماره 884 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]
سلطان علی خان شهاب السلطنه
سلطان علی خان شهاب السلطنه فرزند عباسقلی خان بختیاری [از خوانین دانشمند و هنرپرور بختیاری بوده و دبیرستان جمال الدّین و دبستان شهاب، از آثار خیریه و باقیه او در بروجن است و جزو اولین مدارس فرهنگ چهارمحال و بختیاری به شمار می رود. در سال 1323ش وفات یافته و در اطاقی مخصوص در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
«مشفق ضرغام بروجنی» مادّه تاریخ وفاتش را چنین یافته است:
خواهی اگر تاریخ او چون «مشفق» بیدل بگو: «حاجی شهاب السّلطنه باشد بگلزار ارم»[3]]
[1]تذکره تحفه سامی، ص362؛ تذکره هفت اقلیم، ج2، ص438؛ الذریعه، ج9، ص455؛ تاریخ نظم و نثر، صص 523 و 514؛ تذکره خلاضه الاشعار، (بخش اصفهان)، ص305.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص40.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ شرح مجموعه گل، صص 537 و 538.
سلطان علی خلخالی
سلطان علی بن عبداللّه خلخالی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1055ق نسخه ای از «ارشاد الاذهان» علّامه حلّی را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است. کتاب در جامع گوهرشاد به شماره 286 موجود است.[1]
سلطان علی بیگ رهی شاملو*
سلطان علی بیگ متخلّص به «رهی» فرزند ولی قلی بیگ بن علی قلی بیگ شاملو، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. پدرانش از صاحب منصبان عالی رتبه دولت صفویه بودند. خودش منصب «یساول صحبت» را در عهد شاه عباس دوم برعهده داشت. در شعر و فنون ادبی زبردست بوده و با ادباء و شعراء مجالست و مشاعره داشت. در سال 1064ق در اصفهان فوت نموده و در جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد مقدّس مدفون شد. «دیوان اشعار»ش از پنج هزار بیت بوده و مثنوی «تحفه الصباحین» را در بحر «تحفه العراقین» سروده و قریب به سه هزار بیت داشته است.
از اوست:
فروغ حسن که آتش در این بیابان زد که دشت مجمره گردید و روزگار سپند[2]
سلطان محمّد اصفهانی
سلطان محمّد اصفهانی، مؤلّف رساله «التّجلی علی الطّور» که به طریقه حروفیه تألیف شده است. دو نسخه از آن در کتابخانه اهدایی آقای مشکاه به دانشگاه طهران
[1]فهرست گوهرشاد، ص210.
[2]قصص الخاقانی، ج2، صص 95. 96؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 38. 39؛ تذکره آتشکده: بخش اول از نیمه نخست، ص61؛ تذکره غنی، ص61؛ تذکره شمع انجمن، ص298.