او به اعتبار سابقه خانوادگی مورد عنایت شاه عباس صفوی قرار گرفته و ابتدا اوراجه نویس آذربایجان شد. در سال 1029ق پس از فوت میرزا قوام الدّین محمّد کفرانی، به جای او منصب مستوفی الممالکی را برعهده گرفت و در زمان شاه صفی نیز این منصب را حفظ کرد.[1]
میرزا نوراللّه کفرانی رویدشتی اصفهانی متخلّص به ضیاء که اعضاء دفترخانه سلطنتی و مسؤول تحریر جلد توجیه بوده از میرزا سعید مستوفی دل خوشی نداشته و این شعر را جهت او سروده است:
صبا به خدمت مستوفی الممالک دهر اگر رسی ز مَنَش هیچ دردسر مرسان
ور او کند گله از من به حقّ نکهت گل که هرچه بشنوی از وی مرا خبر مرسان
مگو چرا ز تو نفعی نمی رسد به ضیا که من گذشته ام از نفع گو ضرر مرسان
همین بس است که گویی ز خیر و شر با او مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان[2]
سفیان خرقی اصفهانی
ابوعبداللّه سفیان بن احمد بن محمّد بن محمّد بن علی بن عمر خرقی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری است. بسیار مشتاق کسب علم بوده و از خاندان علم و حدیث است. از پدرش «ابوالفضل احمد بن ابی طاهر محمّد» و «سیّد ابومحمّد حمزه بن عباس علوی»، «ابوالقاسم غانم بُرجی» و «ابوالفضل جعفر بن عبدالواحد ثقفی» استماع حدیث کرده است.
«ابوسعد سمعانی» از او حدیث شنیده و او نیز از «ابوسعد» استماع حدیث کرده است.[3]
[1]خلد برین: ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم، ص346؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 75 و 76.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص125.
[3]التّحبیر، ج1، ص314.
سلام اللّه عارفی موغاری
سلام اللّه بن عارف بن محمّد موغاری [از کاتبان نسخ نویس قرن دهم هجری] در اوّل رمضان 939ق مجموعه ای شامل «مختصر تفسیر علی بن ابراهیم» و «تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام » را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 464 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
[موغار از دهات اردستان است. برای آشنایی با تاریخ و جغرافیا و مشاهیر این روستا به کتاب «آتشکده اردستان» رجوع شود.]
سلامی اصفهانی
سلامی اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در شعر صاحب قریحه و استعداد بود. سام میرزا که معاصر اوست می نویسد: «به قابضی اردو بازار اوقات می گذرانَد و ضایع می کند و از بسیار خوردن افیون نزدیک است که جان به قابض ارواح بسپارد». امین احمد رازی او و برادرش را به طمع فراوان و وقاحت متهم می کند. کلامی برادر کوچکتر او هم شاعر بوده است. این دو برادر هنگامی که میرزا محمّد شریف هجری طهرانی وزارت اصفهان را برعهده داشت و خود شاعری قابل بود، نزد او حاضر می شده و با خواندن اشعار خود در مدح او، طلب صله و پاداش می کردند و چنان اصرار می ورزیدند که ممدوح خود را به تنگ می آورده اند تا جایی که او سروده است:
دو چیز است بدتر از تیز حرامی سلام کلامی و کلام سلامی
سلامی و برادرش با اغلب شعرای اصفهان همچون ضمیری، حزنی و نیکی معاشرت و مصاحبت داشته اند. ولی امیر نظام الدّین هاشمی کاشانی با دو برادر مشاعره و معارضه
[1]فهرست مرعشی قم، ج2، ص72.
داشته است.
سال وفات او معلوم نیست، اما روشن است که قبل از سال 987ق (سال وفات ضمیری اصفهانی) فوت شده است.
از اوست:
بی گل روی تو نرگس چشم تر دارد بسی غنچه بی لعل لبت خون در جگر دارد بسی[1]
سلطان علی اصفهانی
سلطان علی اصفهانی [از فضلاء قرن دهم هجری] در یک شنبه 22 ربیع الثّانی 991ق کتابت نسخه ای از «جامع المقاصد» محقّق کرکی را در نجف به پایان رسانیده است و کتاب به شماره 884 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]
سلطان علی خان شهاب السلطنه
سلطان علی خان شهاب السلطنه فرزند عباسقلی خان بختیاری [از خوانین دانشمند و هنرپرور بختیاری بوده و دبیرستان جمال الدّین و دبستان شهاب، از آثار خیریه و باقیه او در بروجن است و جزو اولین مدارس فرهنگ چهارمحال و بختیاری به شمار می رود. در سال 1323ش وفات یافته و در اطاقی مخصوص در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
«مشفق ضرغام بروجنی» مادّه تاریخ وفاتش را چنین یافته است:
خواهی اگر تاریخ او چون «مشفق» بیدل بگو: «حاجی شهاب السّلطنه باشد بگلزار ارم»[3]]
[1]تذکره تحفه سامی، ص362؛ تذکره هفت اقلیم، ج2، ص438؛ الذریعه، ج9، ص455؛ تاریخ نظم و نثر، صص 523 و 514؛ تذکره خلاضه الاشعار، (بخش اصفهان)، ص305.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص40.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ شرح مجموعه گل، صص 537 و 538.
سلطان علی خلخالی
سلطان علی بن عبداللّه خلخالی [از فضلاء قرن یازدهم هجری در اصفهان] در سال 1055ق نسخه ای از «ارشاد الاذهان» علّامه حلّی را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است. کتاب در جامع گوهرشاد به شماره 286 موجود است.[1]
سلطان علی بیگ رهی شاملو*
سلطان علی بیگ متخلّص به «رهی» فرزند ولی قلی بیگ بن علی قلی بیگ شاملو، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. پدرانش از صاحب منصبان عالی رتبه دولت صفویه بودند. خودش منصب «یساول صحبت» را در عهد شاه عباس دوم برعهده داشت. در شعر و فنون ادبی زبردست بوده و با ادباء و شعراء مجالست و مشاعره داشت. در سال 1064ق در اصفهان فوت نموده و در جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد مقدّس مدفون شد. «دیوان اشعار»ش از پنج هزار بیت بوده و مثنوی «تحفه الصباحین» را در بحر «تحفه العراقین» سروده و قریب به سه هزار بیت داشته است.
از اوست:
فروغ حسن که آتش در این بیابان زد که دشت مجمره گردید و روزگار سپند[2]
سلطان محمّد اصفهانی
سلطان محمّد اصفهانی، مؤلّف رساله «التّجلی علی الطّور» که به طریقه حروفیه تألیف شده است. دو نسخه از آن در کتابخانه اهدایی آقای مشکاه به دانشگاه طهران
[1]فهرست گوهرشاد، ص210.
[2]قصص الخاقانی، ج2، صص 95. 96؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 38. 39؛ تذکره آتشکده: بخش اول از نیمه نخست، ص61؛ تذکره غنی، ص61؛ تذکره شمع انجمن، ص298.
موجود است.[1]
سلطان محمّد اصفهانی
سلطان محمّد اصفهانی، از خوشنویسان ثلث و نسخ نیمه اوّل قرن دوازدهم هجری. معاصر شاه سلطان حسین صفوی است. [مرحوم استاد همایی می نویسد:
«قطعات بسیار خوب از وی دیده ام که تاریخش 1132ق است در همان ایّام که میرزای نیریزی خوشنویس معروف بوده است».[2]]
سلطان محمّد در صفر سال 1101ق از کتابت نسخه ای از قرآن کریم به خط نسخ فراغت یافته و این قرآن به شماره 150 در گنجینه قرآن کتابخانه آستانه رضویه موجود است.[3]
وی جنگی را که شامل 11 رساله است و برخی از آن در مکه کتابت شده است را در ماه شعبان 1095ق کتابت نموده و به شماره 2711 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[4]
سلطان محمّد اصفهانی
سلطان محمّد بن کمال الدّین حسین اصفهانی، از کاتبان فاضل قرن دهم هجری است. او نسخه ای از «المعتبر» تألیف: شیخ جعفر محقّق حلّی را به خط نسخ در یکشنبه 21 محرم 973ق کتابت کرده و به شماره 7213 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[5]
همچنین کتاب «الاربعین» تألیف: شهید اوّل را در سال 980ق کتابت کرده است.[6]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص892.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص213.
[3]راهنمای گنجینه قرآن، ص259.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج10، ص1589.
[5]فهرست مجلس، ج25، ص218.
[6]احیاء الدّاثر، ص97.
سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن حیدر اصفهانی، از نویسندگان کُتُب در قرن دهم هجری بوده و در 17 ربیع الاوّل 980ق نسخه ای از کتاب «مطوّل» تفتازانی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه مؤلف فقید سیّد مصلح الدّین مهدوی موجود بوده و پس از وفات ایشان به کتابخانه ابن مسکویه اصفهان منتقل شده است.[1]
سلطان محمّد نطنزی
سلطان محمّد بن محمّد علی بن قاسم بن حسن حکم آبادی نطنزی، از عرفاء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است.
[وی در بقعه شیخ ابومسعود رازی در اصفهان به سیر و سلوک و تهذیب نفس می پرداخته و مراتب عرفانی را نزد مشایخ طریقت طی می نموده است.] از آثار او کتابت نسخه ای از «اکمال الدّین» شیخ صدوق در بقعه شیخ ابومسعود در جمعه 19 رمضان 1041ق است که به شماره 797 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2][همچنین «مصحف فاطمه الزّهرا علیهاالسلام » را به خط نسخ در ماه رمضان 1054ق کتابت نموده که به شماره 52 در کتابخانه امام جمعه گلپایگان نگهداری می شود.[3]از آثار دیگر او کتابت «علل الشّرایع» در 2 شوال 1054ق است.[4]]
سلطان محمّد میرزا سیف الدوله قاجار
سلطان محمّد میرزا قاجار متخلّص به «سلطان» و ملقّب به «سیف الدّوله» فرزند
[1]فهرست کتابخانه سیّد مصلح الدّین مهدوی، ص104.
[2]فهرست مرعشی، ج2، ص403.
[3]فهرست کتابخانه های گلپایگان، ص161.
[4]تراجم الرجال، (چ 1422ق)، ج1، ص388.
فتحعلی شاه قاجار شاعر و ادیب هنرمند، حکمران اصفهان در قرن سیزدهم هجری. مادرش طاووس خانم اصفهانی از زنان فتحعلی شاه قاجار است.
[در 26 جمادی الاوّل 1228ق در تهران متولّد شده و در سال 1240ق در حالی که 13 سال بیشتر نداشت حکومت اصفهان برعهده او گذاشته شد و یوسف خان گرجی سپهدار وزیر سیف الدّوله شد. در این زمان قیومیت او را زنی به نام مریم بیگم دایه برعهده داشت. هم از این رو بود که پس از وفات دایه، بقعه و تکیه ای باشکوه به دستور سیف الدّوله در تخت فولاد بر مزار مریم بیگم ساخته شد که به «تکیه مادرشازده» معروف است.
سیف الدّوله ده سالی در اصفهان حکومت کرد. هنگامی که پدرش مُرد و محمّد شاه به حکومت رسید، او را از حکومت اصفهان کنار گذاشته و به تهران احضار کرد و دو سه سالی او را تحت نظر گرفت و حکومت اصفهان به خسروخان گرجی سپرده شد. عاقبت سلطان محمّد میرزا از شاه اجازه یافت تا به اتفاق مادر در عتبات عالیات مجاور شود. چندی در نجف و بغداد ساکن بود. آنگاه به مسافرت شامات، حمص اسکندریه، دیار بکر و موصل و استانبول و قیروان رفته و سفرنامه ای نوشت و به تهران مراجعت کرد. در سال 1288ق به دستور ناصرالدّین شاه متولّی آستان قدس رضوی شد و در سال 1299ق وفات یافت. او مردی ادیب و هنرمند بود و سیاه قلم را به خوبی نقاشی می کرد.[1]]
شعر می سروده و «سلطان» تخلّص می نموده، دیوان اشعارش به شماره 3723 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2][این دیوان در تهران به چاپ رسیده
[1]تذکره مآثر الباقریه: تعلیقات، صص 351 و 352؛ تاریخ عضدی: تعلیقات، ص 214؛ مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، شماره اوّل، ص سال 1381ش، صص 67-90؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص103؛ مجله یغما: سال اوّل، شماره 10، دی ماه 1327ش، صص 462-465.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2722.
است اثر دیگر او مثنوی «سیف الرّسائل» در باب سرگذشت خود و دشمنی حاج میرزا آقاسی با او و سفرش به عراق است که نسخه هایی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]]
سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن قطب الدّین اصفهانی، از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری است. وی مؤلف کتاب «معارف» است که به شماره 2085 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. این نسخه را محمّد جعفر بن غضنفر [خرم آبادی] به خط نسخ خوش در سال 1088ق کتابت کرده است.[2]
سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن رفیع الدّین محمّد اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان پرکار عصر صفویه است. در اصفهان ساکن بوده و بیش از 30 سال به خوشنویسی و کتابت گذران زندگی کرده است. احتمال دارد او همان «سلطان محمّد اصفهانی» کاتب «قرآن مجید» که در صفحات قبل شرح حال او را آورده ایم باشد.
او نسخه ای از «الحبل المتین» تألیف: شیخ بهائی را به خط نسخ در دوشنبه 3 رمضان 1063ق کتابت کرده که به شماره 7337 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]همچنین او نسخه ای از «شرح کافی» تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ در سلخ ذیحجه 1087ق کتابت کرده و به شماره 8681 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[4]
[1]فهرست رضوی، ج7، ص423؛ الذریعه، ج12، ص286؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1521؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص141.
[2]فهرست مجلس، ج6، ص73.
[3]فهرست مجلس، ج25، ص318.
[4]فهرست مرعشی، ج22، ص231.