سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن حیدر اصفهانی، از نویسندگان کُتُب در قرن دهم هجری بوده و در 17 ربیع الاوّل 980ق نسخه ای از کتاب «مطوّل» تفتازانی را به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه مؤلف فقید سیّد مصلح الدّین مهدوی موجود بوده و پس از وفات ایشان به کتابخانه ابن مسکویه اصفهان منتقل شده است.[1]
سلطان محمّد نطنزی
سلطان محمّد بن محمّد علی بن قاسم بن حسن حکم آبادی نطنزی، از عرفاء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است.
[وی در بقعه شیخ ابومسعود رازی در اصفهان به سیر و سلوک و تهذیب نفس می پرداخته و مراتب عرفانی را نزد مشایخ طریقت طی می نموده است.] از آثار او کتابت نسخه ای از «اکمال الدّین» شیخ صدوق در بقعه شیخ ابومسعود در جمعه 19 رمضان 1041ق است که به شماره 797 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2][همچنین «مصحف فاطمه الزّهرا علیهاالسلام » را به خط نسخ در ماه رمضان 1054ق کتابت نموده که به شماره 52 در کتابخانه امام جمعه گلپایگان نگهداری می شود.[3]از آثار دیگر او کتابت «علل الشّرایع» در 2 شوال 1054ق است.[4]]
سلطان محمّد میرزا سیف الدوله قاجار
سلطان محمّد میرزا قاجار متخلّص به «سلطان» و ملقّب به «سیف الدّوله» فرزند
[1]فهرست کتابخانه سیّد مصلح الدّین مهدوی، ص104.
[2]فهرست مرعشی، ج2، ص403.
[3]فهرست کتابخانه های گلپایگان، ص161.
[4]تراجم الرجال، (چ 1422ق)، ج1، ص388.
فتحعلی شاه قاجار شاعر و ادیب هنرمند، حکمران اصفهان در قرن سیزدهم هجری. مادرش طاووس خانم اصفهانی از زنان فتحعلی شاه قاجار است.
[در 26 جمادی الاوّل 1228ق در تهران متولّد شده و در سال 1240ق در حالی که 13 سال بیشتر نداشت حکومت اصفهان برعهده او گذاشته شد و یوسف خان گرجی سپهدار وزیر سیف الدّوله شد. در این زمان قیومیت او را زنی به نام مریم بیگم دایه برعهده داشت. هم از این رو بود که پس از وفات دایه، بقعه و تکیه ای باشکوه به دستور سیف الدّوله در تخت فولاد بر مزار مریم بیگم ساخته شد که به «تکیه مادرشازده» معروف است.
سیف الدّوله ده سالی در اصفهان حکومت کرد. هنگامی که پدرش مُرد و محمّد شاه به حکومت رسید، او را از حکومت اصفهان کنار گذاشته و به تهران احضار کرد و دو سه سالی او را تحت نظر گرفت و حکومت اصفهان به خسروخان گرجی سپرده شد. عاقبت سلطان محمّد میرزا از شاه اجازه یافت تا به اتفاق مادر در عتبات عالیات مجاور شود. چندی در نجف و بغداد ساکن بود. آنگاه به مسافرت شامات، حمص اسکندریه، دیار بکر و موصل و استانبول و قیروان رفته و سفرنامه ای نوشت و به تهران مراجعت کرد. در سال 1288ق به دستور ناصرالدّین شاه متولّی آستان قدس رضوی شد و در سال 1299ق وفات یافت. او مردی ادیب و هنرمند بود و سیاه قلم را به خوبی نقاشی می کرد.[1]]
شعر می سروده و «سلطان» تخلّص می نموده، دیوان اشعارش به شماره 3723 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2][این دیوان در تهران به چاپ رسیده
[1]تذکره مآثر الباقریه: تعلیقات، صص 351 و 352؛ تاریخ عضدی: تعلیقات، ص 214؛ مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، شماره اوّل، ص سال 1381ش، صص 67-90؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص103؛ مجله یغما: سال اوّل، شماره 10، دی ماه 1327ش، صص 462-465.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2722.
است اثر دیگر او مثنوی «سیف الرّسائل» در باب سرگذشت خود و دشمنی حاج میرزا آقاسی با او و سفرش به عراق است که نسخه هایی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]]
سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن قطب الدّین اصفهانی، از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری است. وی مؤلف کتاب «معارف» است که به شماره 2085 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. این نسخه را محمّد جعفر بن غضنفر [خرم آبادی] به خط نسخ خوش در سال 1088ق کتابت کرده است.[2]
سلطان محمّد اصفهانی*
سلطان محمّد بن رفیع الدّین محمّد اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان پرکار عصر صفویه است. در اصفهان ساکن بوده و بیش از 30 سال به خوشنویسی و کتابت گذران زندگی کرده است. احتمال دارد او همان «سلطان محمّد اصفهانی» کاتب «قرآن مجید» که در صفحات قبل شرح حال او را آورده ایم باشد.
او نسخه ای از «الحبل المتین» تألیف: شیخ بهائی را به خط نسخ در دوشنبه 3 رمضان 1063ق کتابت کرده که به شماره 7337 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]همچنین او نسخه ای از «شرح کافی» تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ در سلخ ذیحجه 1087ق کتابت کرده و به شماره 8681 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[4]
[1]فهرست رضوی، ج7، ص423؛ الذریعه، ج12، ص286؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1521؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص141.
[2]فهرست مجلس، ج6، ص73.
[3]فهرست مجلس، ج25، ص318.
[4]فهرست مرعشی، ج22، ص231.
سلطان محمّد اصفهانی
سلطان محمّد بن شمس الدّین محمّد اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. از آثار وی نسخه ای از «شرح کافی» مولی محمّد صالح مازندرانی شامل کتاب ایمان و کفر تا کتاب الرّوضه است که به خطّ نسخ در اوّل جمادی الثّانیه 1081ق (در زمان حیات مؤلف) نوشته است. کتاب به شماره 4808 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[1]
سلطان محمّد ندوشنی یزدی*
سلطان محمّد ندوشنی یزدی فرزند محمّد، از علماء و فقهای عالیقدر قرن یازدهم هجری است. در فقه، کلام، حدیث و ادبیات مهارت داشته و در اصفهان به تدریس مشغول بوده است. از اساتید او آگاهی در دست نیست ولی بسیاری از علمای آن عهد همچون: ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، آقا حسین خوانساری، سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان (سلطان العلماء) و ملّا خلیل قزوینی نزد او تحصیل کرده اند. شاه عباس به او ارادت داشته و از هرگونه احترام به او خودداری نمی نموده است. حتّی یک بار او را به سفارت به دربار امپراطور عثمانی فرستاده است.
این کتابها از اوست:
1. «رساله در کلام» 2. «شرح باب حادی عشر»[2]
سلطان محمّد تربتی*
سلطان محمّد تربتی اصفهانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن
[1]فهرست مجلس، ج13، ص217.
[2]الروضه النضره، صص 245 و 246؛ الذریعه، ج4، ص505 و ج6، ص52؛ مفاخر یزد، ج2، ص792.
بوده و روزگار به تجارت می گذرانیده است. در سرودن شعر نیز صاحب طبع و قریحه بوده است.[1]
سلطان محمود طبسی
سلطان محمود بن غلامعلی طبسی [از علماء اواخر دوره صفویه] ظاهرا در مشهد به تحصیل پرداخته و به منصب قضاوت درآن شهر منصوب شده است. پس از آن به اصفهان آمده و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تکمیل تحصیلات خود پرداخته و در 14 ربیع الاوّل 1096ق و بار دیگر در سال 1109ق موفق به اخذ اجازه از علّامه شده است.[2]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «رساله در اثبات رجعت» نسخه آن در ضمن مجموعه شماره 4331 در کتابخانه وزیری یزد.[3]و نسخه دیگری از آن در مدرسه فیضیه قم موجود است.[4][نسخه ای دیگر هم به شماره 94/13443 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[5]] 2. «شرح نهج البلاغه» (تلخیص شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه) که در سال 1080ق تألیف شده و نسخه ای از آن به شماره 2178 در کتابخانه ملّی ملک[6]و نسخه دیگری در کتابخانه آیت اللّه مرعشی به شماره 4822 موجود است.[7]نسخه ای دیگر نیز در کتب موقوفه ملّا نوروزعلی بسطامی در مشهد مقدس موجود بوده است.[8]3. «رساله در
[1]تذکره غنی، ص65.
[2]امل الآمل، ج2، ص316؛ ریاض العلماء، ج2، صص 355؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص38؛ الکواکب المنتشره، ص317؛ تلامذُه العلّامه المجلسی، ص27.
[3]فهرست وزیری، ج3، ص862.
[4]فهرست فیضیه، ج2، ص161.
[5]فهرست مجلس، ج36، ص389.
[6]فهرست ملک، ص456.
[7]فهرست مرعشی، ج13، صص 22 و 23.
[8]الذریعه، ج20، ص199.
عروض» [[1]«مختصر الاشباه و النّظائر النحویه»5. «مختصر الاذکار بالمسائل الفقیّه» دو کتاب اخیر به شماره 7115 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]]
سلم ثقفی
ابو اُمیّه سلم بن عصام بن سلم بن مغیره بن عبداللّه ثقفی، [از محدثان عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] نوشته ها و احادیث زیاد و از جمله احادیث غریب داشت. از عبیداللّه بن حجاج بن منهال و بشر بن آدم و دیگران نقل حدیث کردته و قاضی محمّد بن احمد بن ابراهیم اصفهانی (ابواحمد عسّال) از او روایت می کند.[3]
سلمان اصفهانی
سلمان اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن دهم هجری است. [او «تاریخ بلعمی» را در محرم 927ق کتابت نموده و اکنون در کتابخانه «شچدرین» سن پطرزبورگ روسیه وجود دارد.[4]]
او همچنین «اسکندرنامه» ترکی، تألیف: تاج الدّین احمد بن ابراهیم احمدی کرمیانی را به خط نستعلیق در صفر 924ق کتابت نموده و به شماره 4948 در کتابخانه ملّی ملک موجود است.[5]
سلمان قزوینی
سلمان بن خلیل بن غازی قزوینی اصفهانی [عالم فاضل از دانشوران اواخر عهد صفویّه [در نیمه رمضان 1099ق در اصفهان کتاب «صافی) شرح فارسی «کافی» پدر خود را مقابله کرده است. نسخه به شماره 450 در مجلس شورای ملّی موجود است.
[1]فهرست ملک، (کتب خطی ترکی)، ص2.
[2]فهرست مرعشی، ج18، صص 268 و 269.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص337؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص212.
[4]فهرست خوشنویسان قرن دهم، ص118.
[5]فهرست ملک، (کتب خطی ترکی)، ص2.
سجع او «سلمان منا اهل البیت» بوده است.[1]
میرزا سلمان جابری
میرزا سلمان جابری بن علی، شاعر ادیب [از شعرای قرن دهم هجری] از رجال و اعیان دولت صفویّه و جدّ خاندان جابری انصاری اصفهان. [پدرش چند سال وزیر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم فارس بود. او در شیراز به کسب علم و ادب پرداخته و به خدمات دیوانی مشغول شد. در زمان شاه طهماسب صفوی ناظر بیوتات سلطنتی شد. شاه اسماعیل دوم او را به وزارت برگزیده و پس از مرگ او، در زمان سلطنت سلطان محمّد خدابنده به لقب «اعتماد السلطنه» ملقّب گردیده و منصب وزارت اعظم دولت صفوی را برعهده گرفت. نفوذ و قدرت او در دربار صفویه و تسلّط و چیرگی او بر ارکان دولت و مملکت نگرانی و حسادت را در بین برخی دولتمردان و امرای قزلباش برانگیخت تا جایی که توطئه چیدند تا او را از پیش پای خود بردارند. آنان از ضعف و بی کفایتی شاه استفاده کرده و در سال 991ق در هرات او را به قتل رسانده و اموالش را مصادره کردند.
شعر را نیکو می سروده و در علوم زمان خود خصوصا حساب و سیاق مهارت داشته است.
از اوست:
عنان زلف به چشمان فتنه بار مده به دست مردم پرفتنه اختیار مده
ز زلف پرده به رخسار لاله گون مفکن کلید گنج سعادت به دست مار مده[2]]
[1]فهرست مجلس، ج12، ص179.
[2]احسن التواریخ، صص 655 و 716؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ 1377ش)، ج1، صص 441-445؛ تذکره آتشکده (بخش سوم از نیمه نخست)، ص946؛ تذکره روز روشن، ص263؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سلمان»، ص601؛ تاریخ نظم و نثر، صص 461-463؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513؛ منتخب اللطایف، ص330؛ تذکره مجمع الخواص، ص41.
سلمان فارسی
ابوعبداللّه سلمان فارسی، نامش روزبه و از اهالی جی اصفهان بوده و در طلب تحقیق دین رنج ها برده و مسافرت ها نموده و سرانجام به شرف حضور محضر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مشرّف گردیده، از بزرگترین صحابه آن حضرت معدود بوده و به خطاب «السّلمان منّا اهل البیت» مفتخر گردیده [است].
در سال 33 یا 36ق در مداین وفات یافته، قبرش معروف است. در سنین عمر سلمان اختلاف زیاد است و عموم مورّخین وی را از معمّرین نام برده اند.
ظاهرا وی را سه فرزند بوده: 1. عبداللّه 2. کثیر3. محمّد و برادری در شیراز و خواهر و دختری در اصفهان داشته و جمعی کثیر از محدّثین از اولاد اویند و سوزنی سمرقندی و ضیاءالدّین خجندی خود را از اولاد او می دانسته اند.[1]
میرزا سلمان حسابی نطنزی
میرزا سلمان نطنزی متخلّص به «حسابی» از شعراء و ادبای قرن دهم هجری. او برادرزاده خواجه قاسم مستوفی الممالک نطنزی است. در کاشان نشو و نما یافته و در اصفهان ساکن شده است. اغلب عمر را به تحصیل علم گذرانیده و در ادبیات فارسی و عرب، طب، عرفان، موسیقی، انشاء و غیره دارای معلوماتی بوده اما هیچ علمی را به کمال نرسانده بود و بدین جهت ظرفاء او را دکان پس کوچه می گفتند (چرا در دکان او
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص672؛ طبقات ابن سعد، ج4، ص53؛ ذکر اخبار اصبهان، ج1، صص 49-52؛ حلیه الاولیاء، ج1، صص 185-208؛ طبقات المحدثین، ج1، صص 203-236؛ اُسد الغابه، ج12، ص417؛ محاسن اصفهان، ص23؛ مروج الهذب، ج1، ص320؛ مجالس المؤمنین، ج2، صص 205-208؛ نفس الرحمان فی فضائل سلمان؛ بررسی سیر زندگی و حکمت و حکومت سلمان فارسی؛ سلمان محمّدی (عبدالواحد مظفر)؛ سلمان فارسی (جعفر مرتضی عاملی)؛ سلمان فارسی، استاندار مدائن (احمد صادقی اردستانی)؛ روزبه یا سلمان فارسی؛ سلمان پاک؛ تاریخ تشیع اصفهان؛ صص 71-73؛ خورشید جی، صص127-201؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج2، ص1251.