بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 328

«طبرانی» در 28 ذیقعده 360ق در سن یکصد سالگی در اصفهان وفات یافته، «حافظ ابونعیم اصفهانی» بر وی نماز گزارده و سپس جنب مزار «حممه بن ابی حممه» (از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله ) در باب تیره اصفهان مدفون شد.

در محلّه طوقچی مجاور مقبره «صاحب بن عَبّاد» مقبره قدیمی با گنبد خِشتی بود که اخیرا آنرا خراب کرده و حسینیّه بنا کردند. معروف بین عوام آن بود که نام مدفون در بقعه « تبردار» است و ظاهرا « تبردار» تصحیف شده «طبرانی» است.

کتابهای زیر از تألیفات اوست:

1. «کتاب الاوائل»2. «تفسیر قرآن»3. «حدیث الشّامیین»4. «کتاب الدّعوات»5. «دلائل النّبوه»6. «کتاب الرّمی»7. «کتاب السّله»8. «الطوالات فی الحدیث»9. «عشره النّساء» 10. «مسند ابوسفیان» 11. «مسند شیعه» 12. «معجم اوسط» شامل پنجاه و دو هزار حدیث 13. «معجم صغیر» در اسامی مشایخ خود 14. «معجم کبیر» در ذکر اسامی صحابه 15. «کتاب المکارم فی ذکر الاجواد» 16. «کتاب المناسک» 17. «کتاب النوادر»[1]

پیر سلیمان هفشوئی

پیر سلیمان هفشوئی اصفهانی بن پیر احمد یاناکی هفشوئی، شاعر و ادیب فاضل. از شعراء و دانشمندان قرن یازدهم هجری.

اصلاً از اهالی قریه «هفشویه» از بلوک قُهاب اصفهان بوده و جهت تحصیل به

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص335؛ راهنمای دانشوران، ج2، ص100؛ وفیات الاعیان، ج1، ص215؛ هدایه العارفین، ج1، ص396؛ الکتی و الالقاب، ج2، صص 443 و 444؛ روضات الجنات، ج4، ص79؛ هدایه الاحباب، ص213؛ کشف الظّنون، ج2، ص1737؛ الاعلام، ج3، ص181؛ اللّباب، ج2، ص273؛ غایه النّهایه، ج1، ص311؛ طبقات المفسرین، ج1، صص 198-200؛ ریحانه الادب، ج4، ص31؛ معجم المؤلفین، ج4، ص253؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «طبرانی»، ص132؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص746؛ مزارات اصفهان، صص 175 و 176.


صفحه 329

اصفهان آمد و در مدرسه والده ساکن شد.[1]نزد جمعی از فضلاء و علماء خصوصا سیّد شرف الدّین علی شولستانی نجفی و آخوند نصیرا قزوینی به تحصیل پرداخت و از سیّد شرف الدّین شولستانی در 4 رجب سال 1054ق اجازه دریافت نمود.[2]

[او در سال 1033ق کتاب «ذکری الشیعه» تألیف: شهید اوّل را کتابت نموده که به شماره 11215 در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[3]]

در فنون شعر و ادب خصوصا عروض و قافیه و معما و صنایع بدیعی استاد بوده و گاهی شعر می سروده است.

این معما به نام «صدر» از اوست و حلّ آن در تذکره نصرآبادی آمده است:

چون صبا زلف از جمال یارم دور کرد بر کنار لب دو خال هندویم رنجور کرد

[پیر نور و پیر محمّد مقیم از سلسله پیران قریه هفشویه و از بستگان و خویشان پیر سلیمان بوده اند و فرزندانش محمّد صالح و صمد نیز از فضلاء آن عهد بوده اند.]

سیّد سلیمان گلستانه*

سیّد سلیمان بن سیّد محمّد باقر گلستانه، خوشنویس ادیب قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و خط نسخ را خوش می نوشته و معاصر شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی است و ظاهرا تا سال 1090ق در قید حیات بوده است.

او یک جلد قرآن کریم را به خط نسخ خوش در سال 1076ق کتابت کرده که به شماره 12169 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. همچنین نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» را در سال 1087ق کتابت کرده که به شماره 100 در کتابخانه صدوقی یزدی در یزد موجود است.[4]

[1]تذکره نصرآبادی، ج2، ص770.

[2]الذریعه، ج1، ص210.

[3]فهرست الفبائی رضوی، صص 710 و 273.

[4]فهرست مجلس، ج35، ص178؛ فهرست صدوقی، ص79.


صفحه 330

سلیمان اصفهانی

سلیمان بن محمّد حسین اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. او کتاب «ذخیره خوارزمشاهی را در شوال 1079ق کتابت کرده و در کتابخانه سلطنتی سابق در تهران موجود است.[1]

سلیمان منقری شاذکونی

ابو ایوب سلیمان بن داود بن بُشر منقری شاذکونی اصفهان کوفی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری. پدرش در یمن تجارت می کرد و دوخته هایی را می فروخت که در یمن به «شاذکونه» معروف بود. لذا به «شاذکونی» معروف شد. خود او جهت طلب حدیث به بغداد و کوفه رفته و در اصفهان ساکن شده و «رسته»، «محمّد بن عاصم»، «اسید» و «ابوزرعه رازی» از او حدیث نقل کرده اند.

شاذکونی از برخی از شاگردان امام جعفر صادق علیه السلام حدیث نقل می کند امّا رجال شناسان شیعه او را ضعیف دانسته اند.

وی در سال 236ق در اصفهان وفات یافت.[2]

سلیمان وکیل

ابوالحسین سلیمان بن داود بن سلیمان وکیل [از محدّثان عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] وی از «علیّ بن محمّد بن ابان قاضی» و «علی بن حسن بن علی مظالمی» روایت می کند.[3]

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص1080.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص 333 و 334و ترجمه ذکر اخبار اصفهان، ص425؛ مجمع الرّجال، ج3، ص165؛ ریحانه الادب، ج3، ص153؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص344؛ معجم المؤلفین، ج4، ص262.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص336.


صفحه 331

سلیمان حسن آبادی

ابوالعلاء سلیمان بن عبدالرّحیم بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن سلیمان رفّاء حسن آبادی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از «ابی عبداللّه بن منده»، «ابی اسحاق بن خُرشید قوله»، «ابی عمر بن طلحی» استماع حدیث نموده و «ابونصر احمد بن محمّد خوزی اصفهانی» و «ابوبکر محمّد بن علی کابلی» از او اخذ حدیث کرده اند. او مردی فاضل بوده و در سال 469ق وفات یافته است.[1][ظاهرا منظور از «حسن آباد»، حسن آباد جرقویه اصفهان است.]

سیّد سلیمان

سیّد سلیمان بن محمّد علی، از علماء اتقیاء. وفاتش در 19 ذیقعده الحرام 1234ق روی داده و قبرش در تخت فولاد اصفهان است.[2]

میرزا سلیمان کوثر اصفهانی

میرزا سلیمان خان امین پور متخلّص به «کوثر» فرزند میرزا فضل اللّه، [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1290ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات ابتدائی و متوسطه خویش را در این شهر به پایان رسانیده، وارد خدمت فرهنگ شده و از دبیران خوب و مجرب فرهنگ اصفهان به شمار می رفت. گاهی به مقتضای حال اشعاری می سرود و «کوثر» تخلّص می کرد. برادرش هاشم بهروش متخلّص به «روشن» نیز از شعرای اصفهان و مقیم یزد بود.

[1]الانساب، ج4، ص157؛ معجم البلدان، ج2، ص259؛ اللباب، ج1، ص265؛ التّحبیر، ج2، ص185.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص215؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص679.


صفحه 332

از اوست:

باور مکن اگر که وجودم عدم شود اندر دلم ز مهر تو یک ذرّه کم شود[1]

حاج میرزا سلیمان رکن الملک

حاج میرزا سلیمان رکن الملک شیرازی بن محمّد کاظم [خلف بیگی بن محمّد حسین بن محمّد اسماعیل بن ابراهیم سلطان بن امام وردی بیگ بن خلف بیک ثانی (سفره چی)، شاعر و ادیب منشی. از سخنوران و بزرگان اواخر دوره قاجاریه.

او از خاندان خلف بیگی شیراز است که نسب آنان به خلف بیگ طالش از امرای شاه اسماعیل صفوی منتهی می شود. خلف بیگ سفره چی معروف به «خلف بیگ ثانی» بانی مسجد سرخی اصفهان هم از اجداد اوست و امام وردی بیگ مدّتی والی فارس بود.]

صاحب عنوان در سال 1254ق در شیراز متولّد شده و در آنجا علم و ادب آموخته و خطوط نستعلیق و نسخ را مشق نموده و در صنایع و فنون ادب خصوصا انشاء مهارتی وافر کسب کرد.

[در سال 1277ق کارگزار بحرین شده و سپس به دستگاه ظلّ السلطان والی فارس پیوست و در خدمت او به منشی گری پرداخت. پس از ضمیمه شدن حکومت اصفهان و مناطق تابعه به قلمرو حکمرانی ظلّ السّلطان، به اصفهان منتقل شده و «نایب الحکومه» اصفهان گردیده و لقب «رکن الملک» گرفت و عامل ابرقو و جرقویه علیا و سفلا شد.]

او از مردان نیکوکار و خلیق و مهربان و فردی لایق و کاردان بوده و در مقایسه با عموم کارمندان دستگاه ظلّ السّلطان، از همه بهتر و نسبت به قاطبه مراجعین خصوصا علماء و دانشمندان خوشرفتار بوده و در دستگیری از فقراء و ضعفاء اهتمام داشته است. آثار خیریه ای از او باقی مانده است. از آن جمله:

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص391.


صفحه 333

1. ساختن بقعه ای بر سر مزار آقا محمّد بیدآبادی2. ساختن گنبد و تعمیرات تکیه حاج محمّد جعفر آباده ای در تخت فولاد3. تعمیرات در تکیه میرفندرسکی4. تعمیرات صحن مطهر حضرات عسکریین علیهماالسلام در سامرا5. ساختن مسجدی عالی و وسیع و مدرسه در اول تخت فولاد در سال 1321ق6. چاپ 7500 جلد قرآن مجید و چندین کتاب از جمله «جامع عباسی»، «زاد المعاد»، «صحیفه سجادیّه»، «انیس الاعلام فی نصره الاسلام» و اهداء آن به علماء و مؤمنین. در استان فارس هم فعالیّت های خیریه داشته و از جمله صدها جلد قرآن را وقف کرده و تولیّت موقوفات خاندان خلف بیگی در شیراز را برعهده داشته است.

در سخنوری و فنون شعر و ادب نیز استاد بوده و در شعر «خلف» تخلّص می نموده است. وی سرانجام در روز سه شنبه 7 جمادی الاولی سال 1331ق وفات یافته و در مسجد خود در اطاق مخصوص مدفون شد. عدّه ای از شعراء جهت او مرثیه و مادّه تاریخ گفته اند. از جمله «اعوری» شاعر اصفهانی گوید:

باده مرگ ساقی دوران ریختش چون به کام رکن الملک

اثر کار خیر او دارد تا ابد زنده نام رکن الملک

«اعوری» گفت بهر تاریخش «شد بجنت مقام رکن الملک»

این دو بیت از رکن الملک است:

دلِ غمین به وصال بتی ز نوشاد است که رشک لعبت فرخار و شوخ نوشاد است

به کوی خسرو و شیرین ما دلا بگذر ببین که تیشه بر فرق هزار فرهاد است[1]

[1]آثار عجم، ص503؛ تذکره مرآه الفصاحه، ص199؛ فارسنامه ناصری، ج2، ص916؛ مجله یادگار، سال سوم، شماره 9، ص33؛ حدیقه الشعراء، ج2، ص573؛ دانشمندان و سخن سریان فارس، ج2، صص 454-459؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص285؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص31؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 652 و 653؛ بیان المفاخر، ج2، ص115؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص121.


صفحه 334

سلیمان اصفهانی

ابو داود سلیمان بن محمّد بن علی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری[ در شوال 455ق متولّد شده و سرانجام در نیشابور ساکن شده است. او به همراه «ابوسعد سمعانی» از «ابوبکر... بن طاهر شمامی» حدیث شنیده است. وفاتش در سال 541ق اتفاق افتاد.[1]

ملّا سلیمان تنکابنی*

ملّا سلیمان بن محمّد تنکابنی گیلانی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر، جامع معقول و منقول. از علمای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از بزرگان فقه و ادب خصوصا علّامه ملاّ محمّد باقر مجلسی کسب فیض نمود.

وی در سال 1077ق نسخه ای از کتاب «کافی» را کتابت کرده که در مسجد اعظم قم موجود است.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «آداب المؤمنین و اخلاقهم» 2. «التّوحید»3. «الحرکه و السّکون و الزّمان»4. «الرّجعه»5. «شرح الصّحیفه السّجادیه»6. «العلم»7. «المعاد»8. «منظومه فی العوامل»[2]

سلیمان کلاردشتی

سلیمان بن درویش محمود کلاردشتی مازندرانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری ساکن اصفهان] در 17 صفر 1092ق از کتابت «حاشیه مطول» میر سیّد شریف جرجانی، در اصفهان فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 1639 در کتابخانه مرکزی

[1]التّحبیر، ج1، ص313.

[2]تلامذه العلّامه المجلسی، ص29؛ تراجم الرّجال، ج2، ص235.


صفحه 335

دانشگاه طهران موجود است.[1]

سلیمان اصفهانی

سلیمان بن میرزا جان اصفهانی، از کاتبان و فضلای قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «ایضاح الاشتباه» تألیف: علّامه حلّی را به خط نسخ (ظاهرا در اوایل قرن چهاردهم هجری) کتابت کرده است. این کتاب به شماره 1/14685 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[2]

سلیمان فابزانی

سلیمان بن یوسف بن صالح بن زیاد بن عبداللّه عقیلی فابزانی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری. از «نعمان بن عبدالسّلام» روایت می کند.] فرزندش «ابوجعفر احمد» از او نقل حدیث کرده است.[3]

[«فابزان» به احتمال قوی همان «خابجان» (خابجون) فعلی، از محلّه های اصفهان است.]

شیخ سلیمان دارانی

شیخ سلیمان دارانی، از مشاهیر عرفای عهد صفوی است. مدفنش در داران (فریدن) اصفهان است.[4]

آقا سلیمان کلانتری*

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص217.

[2]فهرست مرعشی، ج37، ص183.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص113؛ معجم البلدان، ج4، ص224.

[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص215؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص676.