ز کوچه های شهر ما عبور کن و شهر را پر از نشاط و شور کن
به سرزمین پاک اشتیاق ها بیا به جام شب شراب نور کن
بیا به خانه دلم سری بزن فضای خانه را پر از سرور کن[1]
سیّد سینا کشفی
سیّد سینا بن سیّد جعفر کشفی بن اسحاق دارابی، عالم فاضل کامل و ادیب، فقیه و مفسر محقّق. [از علماء عالیقدر اواخر دوره قاجاریّه].
در اغلب علوم زمان خود همچون ادبیات، فقه، تفسیر و کلام مهارت داشته[2]و در اصفهان به تدریس می پرداخته است. [جلسات درس تفسیر او رونق کافی داشته و بزرگانی چون عارف الهی شیخ حسنعلی اصفهانی در آن جلسات شرکت می کرده اند.[3]]
وی سرانجام در [جمادی الثّانی] سال 1325ق وفات یافته و [در حجره بالا سر مقبره میر ابوالقاسم فندرسکی (در جوار قبر میر محمّد طاهر تویسرکانی) واقع در تکیه میر در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[4]]
از او فرزندانی به جای مانده و اعقابش در اصفهان و نجف آباد ساکن و به «کشفی» معروفند.[5][یکی از دختران سیّد سینا در صحن تکیه میر مدفون است و شعر مرثیه روی سنگ قبر او سروده «حقایق»: سیّد محمّد بن سیّد مصفّی بن سیّد جعفر کشفی است.[6]
از آثار به جای مانده از صاحب عنوان نسخه ای از «خلاصه البیان فی حل المشکلات القرآن» تألیف شیخ محمّد تقی هروی است که آن را در 12 محرم الحرام 1276ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 12057 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود.[7]]
[1]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص243.
[2]نقباء البشر، ج2، ص834.
[3]نشان از بی نشان ها، ص17.
[4]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[5]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 691 و 692.
[6]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[7]فهرست مجلس، ج35، ص68.
اعلام اصفهان
«ش»
اشاره
شاپور فارقانی اصفهانی
ابومنصور شاپور بن محمّد بن محمّد بن محمّد فارقانی (فارفانی) اصفهانی، [از محدّثین اوایل قرن ششم هجری] از «ابوعبداللّه قاسم ثقفی» استماع حدیث کرده و «ابوسعد سمعانی» جزء دوم «فوائد» «قاسم ثقفی» را از شنیده است. او در قریه «فارفان» قاضی بوده است.[1]
[فارفاآن، از روستاهای شرق اصفهان است.]
شادی اصفهانی
ابونصر شادی بن فرج بن عبداللّه اصفهانی [از محدّثین عامّه ساکن نیشابور] در «تاریخ نیشابور» او را «هندی الاصل و اسلامی المولد و المنشاء» نوشته است. از «اباالحسن علی بن محمّد بن یحیی سجزی» حدیث شنیده [و «ابوعبداللّه فارسی» از او روایت می کند.[2]]
شافع حَبّال اصفهانی
ابوبکر شافع بن محمّد بن علی حبّال اصفهانی [از محدّثین قرن ششم هجری] از «ابوبکر لاحق بن اسکاف»، «ابوالحسن مکی بن منصور بن علان» استماع حدیث کرده و جهت «ابوسعد سمعانی» در سال 545ق حدیث نوشته است.[3]
شاکر اسواری اصفهانی
ابوالفضل شاکر بن علی بن احمد بن علی اسواری اصفهانی [از محدّثین قرن ششم
[1]التّحبیر، ج1، ص324؛ معجم البلدان، ج4، ص228؛ اللباب، ج2، ص404.
[2]تاریخ نیشابور، ص393؛ المختصر من کتاب السیّاق لتاریخ نیسابور، ص121.
[3]التّحبیر، ج1، ص323.
هجری] از: «ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او و برادرش «ابوالوفاء ذاکر» استماع حدیث کرده است.
در شب شنبه 14 رمضان 553ق (و یا اواخر رمضان 563ق) وفات یافته است.[1]
شاکر انصاری اصفهانی
ابوالمطهر شاکر بن محمّد بن طاهر بن محمّد بن طاهر انصاری صفّار اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] ابوسعد سمعانی به قدر یک برگ از او حدیث شنیده و از او با عبارت: «کان شیخا جلیل القدر کثیرالمال مشهورا من مباسیر اهل اصبهان» یاد کرده است.
او از «ابوالفتح احمد بن محمّد بن علی بن لؤلؤ انصاری معروف به «ترکجه» حدیث شنیده است.[2]
شاهپور اصفهانی
شاهپور بن خداداد شاهپور اصفهانی، [خطاط نستعلیق نویس] در روز سه شنبه 4 شعبان 888ق نسخه ای از «دیوان کمال الدّین اسماعیل» راfه خط نستعلیق نوشته و نسخه اصل در موزه بریتانیا و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]
میرزا شاه حسین اصفهانی
میرزا شاه حسین اصفهانی، از وزراء معروف دولت صفویّه در قرن دهم هجری است. نسب او به شیخ محمّد بن یوسف بنّا (از عرفای قرن سوم هجری اصفهان) منتهی می شود. [او و خاندانش در اصفهان متولّی موقوفات هارون ولایت بوده اند. در جوانی به
[1]التّحبیر، ج1، ص322.
[2]التّحبیر، ج1، ص322.
[3]فهرست میکروفیلم های دانشگاه طهران، ص97.
معماری و بنّایی مشغول بوده و چندی بعد وزیر داروغه که ملازم دورمیش خان شاملو بود گردید. کم کم کار او پیشرفت کرد و در دستگاه حکومتی شاه اسماعیل راه یافته و به وزارت برگزیده شد. و با سخاوت و گشاده دستی به نیازمندان اعانت نمود. امّا چون امراء و اعیان پیرامون شاه اسماعیل را حرمت نمی نهاد، برخی از امراء کینه او را به دل گرفته و کمر به نابودی او بستند و هنگامی که میرزا شاه حسین از دولتخانه شاه اسماعیل در تبریز به خانه برمی گشت مهتر شاهقلی رکابدار و جمعی از فتنه جویان بر سر او ریخته] در چهارشنبه 28 جمادی الاوّل سال 929ق او را به قتل رساندند. [شاه اسماعیل از مرگ او متأسف شده و شاهقلی را که به شیروان گریخته بود دستگیر کرده و به خانواده شاه میرزا حسین سپرد و آنان قاتل را قصاص کردند.
ضیاءالدّین میرم مرثیه ای جهت او سروده و مادّه تاریخ آن عبارت «شاه شهیدان کربلا» است.
برخی تذکره نویسان شرح حال انی میرزا شاه حسین اصفهانی را با شاعر دیگری به نام شاه حسین میوه فروش اصفهانی (متخلّص به «سیاقی» و متوفی به سال 941ق در هم آمیخته و آن دو نفر را یکی پنداشته اند. همچنین برخی شغل او را که بنّایی بوده، «ثنایی» خوانده و گمان کرده اند که تخلّص اوست و این پندارها اشتباه است.
میرزا شاه حسین بسیار کم شعر می گفته و این بیت از اوست:
عاشقان هجر تو را مونس جان ساخته اند وصل چون نیست میسّر به همان ساخته اند[1]]
[1]احسن التّواریخ، صص 231-235؛ تذکره تحفه سامی، صص 89 و 90؛ وقایع السّنین و الاعوام، ص454؛ آثار الشیعه، ج4، ص94؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص945؛ تذکره روز روشن، ص342؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 529 و 530؛ رجال حبیب السیر، صص 257-262.