بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 359

خواجه شاهکی فنائی اصفهانی

خواجه شاهکی اصفهانی متخلّص به «فنائی» از شعرای قرن دهم هجری. از اهالی قریه «رنان» ماربین اصفهان است (که اکنون به شهر پیوسته و از محله های اصفهان است). در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخت و در فنون ادب و سیاق و حساب و موسیقی مهارتی به سزا کسب کرد. او از مردان متمکّن و معتبر قریه رنان و از بستگان نزدیک رئیس امیر یوسف رنانی بود. در جوانی شعر می سرود امّا در میان سالی دیگر شعر نگفت. «دیوان فنائی» بالغ بر پنج هزار بیت است. سال وفاتش معلوم نیست، امّا تا سال 989ق در قید حیات بوده است.

از اوست:

عشقی داریم و سینه سوزانی دردی داریم و دیده گریانی

عشقی و چه عشقی عالم سوزی دردی و چه درد بی درمانی[1]

شاه محمّد اصفهانی*

شاه محمّد اصفهانی، از نقاشان هنرمند قرن دهم هجری است. وی پیرو سبک نقاشی سلطان محمّد بوده است. از آثار او «شاهزاده صفوی گل به دست» را می توان نام برد که در موزه هنرهای زیبای «بوستون» در آمریکا موجود است.[2]

شاه مراد خوانساری*

شاه مراد خوانساری، موسیقیدان هنرمند قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و

[1]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 286. 287؛ تذکره تحفه سامی، ص237؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص947؛ تذکره روز روشن، ص409؛ الذریعه، ج9، ص500؛ تاریخ نظم و نثر، ص711.

[2]هنر ایران، ص110؛ کتابشناسی کتابهای خطی، ص32؛ مجلّه نشر دانش، سال دهم، شماره 4، خرداد و تیر 1369، ص42.


صفحه 360

در فن موسیقی و ترکیب تصنیف و قول و عمل بی مثل و مانند بود. شاه عباس اوّل توجّه بسیاری به او داشت و او را با پاداش ها و بخشش خلعت می نواخت. او تصنیف های فراوانی سروده است.

این رباعی از اوست:

دمساز به من چرخ بدآموز نشد این سفله نواز کینه اندوز نشد

یک صبح به کام خطار ما ندمید یک شب به مراد دل ما روز نشد[1]

شاه میرک قائنی*

شاه میرک بن میر سیّد علی قائنی خراسانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. وی سالها در اصفهان به تحصیل علوم عقلی و نقلی مشغول بوده و از محضر علمای عالیقدر همچون آقا حسین خوانساری و میر سیّد محمّد اسماعیل خاتون آبادی بهره برده است.

او نسخه ای از کتاب «التّحفه الرّضویه» تألیف: میر سیّد محمّد اسماعیل خاتون آبادی را کتابت کرده و حواشی و تعلیقاتی بر آن نوشته است.[2]

شیخ شاه نظر نذری قمشه ای*

شیخ شاه نظر قمشه ای متخلّص به «نذری» از شعرای قرن یازدهم هجری. او متولّی امامزاده شاه رضا در قمشه از توابع اصفهان بود. او با سرمایه موروثی به هند رفته و با طالب آملی و کلیم کاشانی معاشرت و مصاحبت نمود. مدّتی هم در برهان پور به مدح میرزا عبدالرّحیم خان خانان سپهسالار مشغول شد. عاقبت به قمشه مراجعت نموده و

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص453؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 268. 269؛ تاریخ موسیقی ایران، ج1، ص328؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص213، تذکره منتخب اللّطایف، ص368؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 133 و 134؛ دانشمندان خوانسار، ص548.

[2]تراجم الرجال، ج1، ص240؛ دانشمندان خوانسار، ص127.


صفحه 361

تأهل اختیار کرد. در اواخر عمر به فقر و فاقه گرفتار بود و از عایدات امامزاده شاه رضا امرار معاش می کرد تا اینکه در سال 1055ق وفات یافته و در جواز امامزاده شاه رضا مدفون شد، او در انواع شعر خصوصا قصیده و رباعی مهارت داشته و به شیوه پیر و استاد خود میر مغیث همدانی رباعی می سروده است.

از اوست:

خورشید که هر طرف سپاهی دارد دزدیده بر هر طرف نگاهی دارد

چون نابلدان به کُنج عزلت منشین هر کوره دهی به شهر راهی دارد[1]

[ظاهرا خاندان «شاه نظری» در شهرضا که متولّی امامزاده شاه رضا هستند از نوادگان و اعقاب او هستند.]

شبیب ماربانانی اصفهانی

ابوالمظفر شبیب بن عبداللّه بن محمّد بن احمد بن خوره ماربانانی اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری]. از «ابوبکر احمد باطرقانی» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از او در منزلش حدیث شنیده است و در کتابش از او به عنوان «شیخ صالح من اهل الخیر» یاد کرده است.[2]

شبیب اصفهانی

شبیب بن محمّد اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری است] در نهاوند

[1]قصص الخاقانی، ج2، صص 110 و 111؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 391 و 392؛ تذکره آتشکده، بخش سوم، ص947؛ الذریعه، ج9، صص 501 و 502؛ تذکره میخانه، صص 832-836؛ تذکره شمع انجمن، ص717؛ منتخب اللّطایف، ص376؛ نتایج الافکار، ص383؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 474 و 893؛ اثرآفرینان، ج3، ص321.

[2]التّحبیر، ج1، ص323؛ معجم البلدان، ج5، ص34؛ شرح روضات الجنّات، ج1، ص36؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص692؛ معجم الادباء، ج17، ص32.


صفحه 362

ساکن بوده و از «ابی سعید اشیح» روایت نموده است. «محمّد بن سفیان بن هارون [رِباطی اصفهانی] از او نقل حدیث نموده است.[1]

حاجی شجاع اصفهانی*

حاجی شجاع اصفهانی، عارف سالک در قرن یازدهم هجری در اوایل حال به خدمت اربابی در قریه «ماربینان» (ماربانان؟) اشتغال داشت و املاک موروثی در آن قریه داشت. چندی بعد به سیر و سلوک پرداخته در خانقاه ساکن شده و سپس در قریه خود به عبادت و تزکیه نفس مشغول شد. تا سال 1074ق در قید حیات بوده و عمر را به طاعت پروردگار گذرانیده است.[2]

شجاع لفتوانی*

ابونصر شجاع بن ابی بکر بن علی بن ابراهیم لفتوانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در اوایل قرن ششم هجری. از «ابی طاهر بن عبدالرّحیم کاتب» و «ابی العباس قصاص» روایت نموده و «ابوالقاسم هبه اللّه بن عبدالوارث شیرازی» و فرزند خودش «ابوبکر محمّد بن شجاع» از او روایت کرده اند.[3]

«لفتوان» و «هفتان» از قریه های بلوک جی اصفهان بوده اند و اکنون از محلّه های اصفهان به شمار می روند.

شجاع اصفهانی

شجاع بن علی بن شجاع اصفهانی [از دانشمندان قرن پنجم هجری] از اساتید خواجه

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص345.

[2]قصص الخاقانی، ج2، ص198.

[3]اللباب، ج3، ص132.


صفحه 363

نظام الملک طوسی است.[1]

حاجی شجاع بناء اصفهانی

استاد حاجی شجاع بن استاد قاسم بناء اصفهانی، از هنرمندان قرن یازدهم هجری. از بنایان زبردست اصفهان بوده و نزد پدرش شاگردی کرده و به استادی رسیده است. از آثار او: قسمت الحاقی مسجد شاه [مسجد امام کنونی] معروف به مسجد شاه سلیمان است که آنرا در سال 1078ق به پایان رسانیده است [و رقم او در این اثر چنین است:

«عمل فقیر شجاع بن مرحوم استاد قاسم البنّاء الاصفهانی».

از آثار او بنای «مصلا» در امتداد خیابان مشهد مقدس در سال 1087ق و مرمت تعمیر مسجد جامع گوهرشاد مشهد در سال 1088ق هنوز باقی است.[2]]

میرزا شجاع سیستانی

میرزا شجاع سیستانی، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. پسرعموی ملک حمزه سیستانی است. از سیستان به اصفهان آمد و در محلّه عباس آباد اصفهان ساکن شد. در سخن شناسی و معنی پردازی کمال مهارت را داشت و انواع شعر را نیکو می سرود. در زمان تألیف تذکره نصرآبادی (حدود 1083ق) هنوز جوان بود.

این رباعی از اوست:

گر سکّه دل بر سخن خویش زنی کی حرف بدی ز دشمن خویش زنی

بدگویی خلق همچو چنگ و دُهُلست منواز که خود بر دهن خویش زنی[3]

[1]مدارس نظامیه، ص57؛ طبقات (سبکی)، ج4، ص318.

[2]کارنامه بزرگان ایران، ص246؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص457؛ بناهای تاریخی خراسان، ص25؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص354؛ مطلع الشّمس، ص428؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص692؛ آثار ملّی اصفهان، ص471؛ دائره المعارف تشیّع، ج9، ص524.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص52؛ بزرگان سیستان، ص228؛ الذریعه، ج9، ص507.


صفحه 364

شدره کبیر

ابوالهیثم شدره بن ابراهیم بن شدره بن موسی بن شدره کبیر [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] فرزندش ابراهیم و نیز «ابوعمرو احمد بن محمّد بن ابراهیم اَبرش» از او نقل حدیث کرده اند.[1]

[ظاهرا او و فرزندش در «مدینه» (شهرستان) اصفهان ساکن بوده اند.]

شرف الدّین سلطانی*

شرف الدّین سلطانی، از خوشنویسان هنرمند قرن نهم هجری است. وی در اصفهان ساکن و معاصر سلطان محمّد بن باسینقر گورکانی بوده و خطوط ثلث و نسخ را خوش می نوشته است.

از آثار او خطوط کتیبه های سر در مدرسه و خانقاه شیخ ابوالقاسم نصرآبادی در روستای نصرآباد ماربین اصفهان است که در سال 954ق آنرا نوشته است.[2]

شرف شاه افطسی

سیّد ابوعلی شرف شاه بن عبدالمطلب بن جعفر حسینی افطسی اصفهانی، فاضل نسّابه شریف، از علماء عالیقدر و سادات عظیم الشأن شیعه در اصفهان بوده و «شیخ مُنتَجَب الدّین» در «الفهرست» از او یاد کرده است. ولی اطّلاعات دیگری از زندگی او در دست نیست.[3]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص 186 و 345.

[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329-331؛ آثار ملّی اصفهان، ص820؛ تذکره نصرآبادی (وحید): مقدمه؛ دائره المعارف تشیّع، ج9، ص256.

[3]تاریخ تشیّع اصفهان، ص290؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص693؛ اعیان الشیعه، ج36، ص53؛ امل الآمل، ج2، ص395؛ الفهرست، ص70؛ ثقات العیون، ص130؛ جامع الرواه، ج1، ص399.


صفحه 365

[نسب سادات افطسی به جناب «حسن افطس» بن «علی اصغر» بن امام هُمام حضرت زین العابدین «علی بن حسین علیهماالسلام » منتهی می شود.]

ملّا محمّد شریف

آخوند مولانا محمّد شریف ساکن مدرسه جدّه بزرگ در سال 1089ق [از علمای قرن یازدهم هجری].

در عبارتی که پشت نسخه «شرح تجرید» (شوارق) که در جامع گوهرشاد مشهد نگهداری می شود از او یاد شده است.[1]

محمّد شریف

محمّد شریف، از فضلاء گمنام قرن یازدهم هجری است. او در سال 1054ق حاشیه وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان را سجل نوشته است. سجع مهر او این عبارت است:

«سیف اللّه الغالب کل غالب علی عبده محمّد الشریف 1054»

ملّا محمّد شریف اشرفی

آخوند ملّا محمّد شریف اشرفی (احتمالاً سِدِهی ماربینی) اصفهانی، از علمای قرن سیزدهم هجری در اصفهان.

وی شاگرد میر سیّد حسن مدرس بوده و در شوال 1262ق بنا به دستور او عبدالحسین بن حاج محمّد ربیع اصفهانی، نسخه ای از کتاب «الطّهاره» تألیف: امیر سیّد حسن (ظاهرا میر محمّد صادقی معروف به مدرّس) را کتابت نموده است. کتاب به شماره 1571 در

[1]فهرست گوهرشاد، ص342.


صفحه 366

کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]

محمّد شریف اصفهانی

محمّد شریف اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در تاریخ 5 محرم سال 972ق نسخه ای از کتاب «مطوّل» را در شیراز به خط نستعلیق و نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7404 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]

میرزا شریف الهام اصفهانی

میرزا شریف اصفهانی متخلّص به «الهام» از شعرای قرن یازدهم هجری است. از نزدیکان و خویشان میر روزبهان صبری اصفهانی بود. تولیت امامزاده قیس علی در سرحدّ گندمان چهارمحال با خاندان او بود. مدّتی در هند بود و در سال 1076ق به اصفهان مراجعت کرد. گاهی شعر می سرود. او تا سال 1083ق زنده بوده است.از اوست:

دل عبث لب به شکوه وا نکند شیشه تا نشکند صدا نکند

وعده گر یک نفس بود عمری است بلکه عمر این قدر وفا نکند[3]

میر شریف امانی اصفهانی

میر شریف اصفهانی متخلّص به «امانی» از شعرای قرن دهم هجری در اصفهان می زیست. او به هرات رفته و مدّتی نیز در کابل بود و از آنجا عازم هندوستان شد. در هندوستان حدود بیست سال مجرّد زیسته و اغلب عمر را به افیون معتاد بوده است.

[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص708.

[2]فهرست مرعشی، ج19، ص200.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص485؛ تذکره نتایج الافکار، ص53؛ تذکره غنی، ص17؛ الذریعه، ج9، ص92؛ کاروان هند، ج1، ص86؛ تذکره پیمانه، ص113.