از اوست:
سر که نبود گوی چوگانی وبال گردن است جان که قربان نیست در راه بتی بار تن است
گریه و سوزت به کُنج خلوتِ دربسته به شمع اندر خانه تاریک بهتر روشن است[1]
میرزا شریف خازن تبریزی
میرزا شریف متخلّص به «خازن» فرزند نوری بیک خازن تبریزی، شاعر و ادیب خوشنویس قرن یازدهم هجری. در محلّه عباس آباد اصفهان ساکن بوده و علاوه بر سرودن شعر مستوفی محال موقوفات مسجد جامع عباسی [مسجد امام فعلی] در اصفهان بوده است. از آن شغل کناره گرفته و وزیر یوسف خان حاکم ایل بختیاری شد.
از اوست:
تا گیرمش در آغوش همچو عکس هر جا که یار جلوه کند آب می شوم[2]
محمّد شریف جِزِه ای*
محمّد شریف جزه ای قهپایه ای، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او جلد اوّل کتاب «احقاق الحق» تألیف: قاضی سیّد نوراللّه شوشتری را در روز 21 محرم 1131ق در اصفهان کتابت کرده است. همچنین او نسخه ای از «تحریر وسائل الشیعه» را کتابت کرده که در کتابخانه خوانساری موجود بوده است.[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 594-597؛ تذکره هفت آسمان، ص150؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص359.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص129؛ دانشمندان آذربایجان، ص331؛ تذکره شعرای آذربایجان، ج2، صص 196 و 197؛ سخنوران آذربایجان، ص331؛ تذکره غنی، ص48.
[3]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص21؛ الکواکب المنتشره، ص339.
«جزه» (به کسر جیم و زاء)، از دهات کوهپایه اصفهان است.
ملّا محمّد شریف سرمدی اصفهانی*
ملّا محمّد شریف اصفهانی متخلّص به «سرمدی» از شعراء و دانشوران اواخر قرن دهم ا وایل قرن یازدهم هجری است.
از اصفهان به هند مسافرت کرده و در دربار جلال الدّین اکبر شاه پادشاه آنجا مرتبه ای بلند یافت و چندی مناصب دولتی را برعهده داشت. عاقبت در سال 1015ق در هندوستان وفات یافت. در نظم و نثر یدی طولی داشت و شعر نیکو می سرود ابتدا «فیضی» تخلّص می کرد، امّا چون «فیضی دکنی» هم آن تخلّص را داشت، به ناچار آن را به «سرمدی» تغییر داد.
از اوست:
عشق آنقدر خوش است که عاشق به راه دوست جایی رسد که یار طلبکار او بود[1]
محمّد شریف مجلسی
محمّد شریف مجلسی [از فضلاء خاندان مجلسی اصفهان در قرن سیزدهم هجری[ در سال 1225ق نسخه ای از کتاب «محرق القلوب» تألیف: مولی مهدی نراقی را به خط نسخ کتابت نموده است.[2]
حاجی شریف منشور اصفهانی
[1]تذکره روز روشن، ص353؛ کاروان هند، ج1، صص 547-550؛ تاریخ نظم و نثر، صص 428 و 822.
[2]فهرست گوهرشاد، ص172؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص354.
حاجی شریف قناد اصفهانی متخلّص به «منشور» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری] در جوانی مانند پدرش در قنادخانه به کار مشغول بود. امّا از آن پیشه دست کشیده و اوقات خود را صرف شعر و مصاحبت با ادباء نمود. طبعش خالی از لطف نبود، امّا به عسرت روزگار می گذرانید.[1][در سال 1075ق در اصفهان وفات یافته و در مزار امامزاده اسماعیل اصفهان مدفون شد.[2]]
از اوست:
دید سروت را و آغوشش ز حسرت باز ماند بال قُمری چو کمان در حسرت پرواز ماند
خواجه محمّد شریف هجری طهرانی
خواجه محمّد شریف هجری طهرانی، از شعرای قرن دهم هجری. از اهالی طهران و برادرزاده امیدی طهرانی است. ابتدا وزیر محمّد خان تکلّو حاکم خراسان بود. پس از فوت او به خدمت شاه طهماسب درآمد و از طرف او وزیر دارالعباده یزد شد. مدّتی بعد از آن منصب عزل و به وزارت اصفهان منصوب شد. او سالها در اصفهان ساکن بود و با شعراء و ادبای اصفهان معاشرت و مجالست داشت. دو تن از شعرای متوسط اصفهان «سلامی» و «کلامی» که دو برادر بودند هر روز شعری نزد او آورده و از او صله طلب می کردند. او در هجو دو برادر چنین سرود:
دو چیز است بدتر ز تیغ حرامی کلام سلامی، سلام کلامی
هجری طهرانی عاقبت به یزد رفته و در سن حدود 70 سالگی در سال 982ق وفات یافت.
از اوست:
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص594؛ تذکره روز روشن، صص 771 و 772.
[2]قصص الخاقانی، ج2، ص126.
آه چه بودی اگر، روزی هجری شدی هجر به مقدار وصل، وصل به مقدار هجر[1]
شعاع صدری اصفهانی
شعاع صدری اصفهانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. شاعر ادیب و خطیب، متولّد 1305 و ساکن کرمان. از آثار او: 1. «آثارالملل» در تاریخ 2. «دیوان اشعار» به طبع رسیده است.
شعبانعلی اصفهانی*
شعبانعلی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «ترجمه رساله حسنیه» اثر: ملّا ابراهیم واعظ استرآبادی را به خط نستعلیق در ماه ربیع الآخر 1232ق در مدرسه ملّا عبداللّه اصفهان کتابت کرده است. این نسخه به شماره 1/767 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی موجود است.[2]
شعبان خان تارزن*
شعبان خان تارزن از هنرمندان موسیقی اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در نواختن تار از نوادر روزگار بود. در ادوار موسیقی و شناختن الحان و گوشه ها و دانشتن اصطلاحات قدیم مهارت داشت. او با وجود اینکه خود، کامی از هنر موسیقی ندید و در ایّام پیری به فقر و فاقه مبتلا گردید، پسران خود حسین شهناز و استاد جلیل شهناز را مثل خود تربیت کرد.
شعبان خان در حوالی 1368 قمری فوت شد. سنش از هشتاد متجاوز بود. غلامرضا
[1]تذکره تحفه سامی، صص 246 و 247؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561؛ تاریخ نظم و نثر، ص513؛ الذریعه، ج9، ص1291؛ ریحانه الادب، ج6، ص353؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «هجری»، ص150؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص515؛ تذکره سخنوران یزد، صص 352 و 353؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص349؛ منتخب اللّطایف، ص717؛ تذکره روز روشن، صص 775 و 776؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561.
[2]فهرست مطالعات و تحقیقات، ج2، ص47.
سارنج (کمانچه زن» پسر برادر اوست.[1]
شعیا نبی علیه السلام
شعیا، از بزرگان قوم یهود در اصفهان و به روایتی از پیامبران آنان بوده و پس از وفات در قریه «خُشینان» از توابع یهودیه [در اصفهان قدیم] مدفون شده و قرن ها بعد یکی از سادات عالیقدر مقیم اصفهان یعنی «اسماعیل» از احفاد امام حسن مجتبی علیه السلام در جوار قبر «شعیا» مدفون شد و آنجا به امامزاده اسماعیل معروف شد.
در حال حاضر بقعه شعیا جنب بقعه امامزاده اسماعیل واقع شده و یک ضریح چوبی بر روی قبر نصب شده است.
خواجه شعیب جوشقانی
خواجه شعیب جوشقانی کاشانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن و در زمان شاه عباس اوّل وزیر زراعت ارامنه بود. در فنون شعر و ادب مهارت داشت و میرشوقی از بستگان او در شعر و ادب از محضر او استفاده کرد. سال وفات او معلوم نیست. مثنوی «وامق و عذرا» از سروده های اوست.
از اوست:
لبت ز خنده نمک بر جراحت جان ریخت نمک ز تنگی جابر لب نمکدان ریخت
زمانه دفتر اوصاف حسن یوسف را ز شرم روی تو برد و به چاه کنعان ریخت[2]
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص248.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 112 و 113؛ تذکره شمع انجمن، ص365؛ تذکره حسینی، ص177؛ کلمات الشعراء، ص61؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره آتشکده: بخش سوم، ص950؛ تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی، صص 188 و 189؛ الذریعه، ج9، ص529 و ج19، ص330.
شعیب خوانساری
ملّا شعیب خوانساری معروف به «ملّا شعیبا» عالم فاضل و ادیب شاعر [از سخنوران قرن یازدهم هجری].
در خوانسار متولّد شده و در اصفهان، در مدرسه جدّه سکونت گزیده و نزد آقا حسین خوانساری کسب فیض نموده است و مورد توجه بسیار استاد قرار گرفته است. وی در سال 1083ق وفات یافته [در کتاب «اختران فروزان خوانسار» به نقل از «خوانسارنامه» می نویسد: در قبرستان سنگ شیر، شیر سنگی نسبتا بزرگی بر روی قبر ملّا شعیبا قرار داشته که تاریخ منقور بر آن یکهزار و شصت و سه بوده است و دارای مادّه تاریخ نیز بوده و به دست غارتگران میراث فرهنگی به یغما رفته است.
در باب تاریخ فوت او باید گفت «ولی قلی بیگ شاملو» که تذکره مختصر خود را در خاتمه کتاب تاریخی «قصص الخاقانی» نوشته، در باب فوت شعیب خوانساری می نویسد: «در سنه هزار و هفتاد و سه در ولایت اصفهان وفات یافته، مدفنش در اراضی چملان در قرب جوار حضرت شیخ ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر...» و چون «شاملو» قبل از «نصرآبادی» تذکره اش را نوشته و آدرس دقیق قبر او را داده، باید سال فوت و محل دفن شعیب را همان چیزی که «شاملو» نوشته پذیرفت و باقی تواریخ و مدفن های ادعا شده صحیح نیست. تنها نکته قابل توجّه اینکه شیخ ابوالفتوح رازی در ری مدفون است و این شیخ ابوالفتوح، عالم سنّی معروف به شیخ ابوالفتوح عجلی است که در جلد اوّل اعلام اصفهان شرح حال و مدفن او ذکر شده است.]
این شعر از شعیب خوانساری است:
با هر که حرف دوستی اظهار می کنم خوابیده دشمنی است که بیدار می کنم
از بس که در زمانه یکی اهل درد نیست اظهار درد خویش به دیوار می کنم[1]
[1]قصص الخاقانی، ج2، ص85؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص278؛ تذکره روز روشن، ص425؛ تذکره غنی، ص73؛ الذریعه، ج9، ص529؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 134 و 135؛ الروضّه النضّره، صص 262 و 263؛ اختران فروزان خوانسار، صص 179 و 180؛ دانشمندان خوانسار، صص 127 و 549.
شفاءاللّه قلزم چهارمحالی
شفاءاللّه قلزم فرزند آقا شیخ محمّد قلزم نافجی چهارمحالی، شاعر و ادیب فاضل. در اوّل خرداد 1311ش در قریه «نافج» چهارمحال متولّد شد. و نزد پدر و برخی از دانشوران به تحصیل پرداخت. سپس در فرهنگ شهرکرد به سمت دبیری و آموزگاری وارد خدمت شده و به تدریس مشغول شد. در شعر صاحب طبعی روان است. مقدمات علوم عربیت و ادب را نیکو آموخته و در صرف و نحو مهارت دارد.[1]
محمّد شفیع اصفهانی*
محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. او در سال 1179ق نسخه ای از «دیوان فیض کاشانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 118 در کتابخانه عمومی ساری موجود است.[2]
محمّد شفیع اصفهانی
محمّد شفیع بن احمد اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری]. در سال 1229ق نسخه ای از کتاب «دعا» مؤلف: مجهول که شاید خود او باشد، را به خط نسخ معرّب زیبا کتابت نموده است که به شماره 3 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]
[شاید صاحب عنوان همان «محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی» که قبل از این مدخل آمده، باشد و آن دو یک نفر باشند.]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص381.
[2]فهرست کتابخانه عمومی ساری و تنکابن، ص95.
[3]فهرست مرعشی، ج1، ص18.
محمّد شفیع نیشابوری
محمّد شفیع بن ملّا محمّد باقر نیشابوری، از فضلاء قرن یازدهم هجری.
وی در اصفهان به تحصیل علوم دینی خصوصا فقه و حدیث مشغول بوده و از محضر علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی بهره گرفته است. او نسخه ای از «زاد المعاد» را کتابت کرده و در آخر آن علّامه مجلسی جهت او و جمیع مؤمنین اجازه مرقوم فرموده است. کتاب به شماره 1443 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.
[همچنین نسخه ای از «لوامع صاحبقرانی» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را در سال 1095ق کتابت کرده است.[1]]
میرزا محمّد شفیع محلّه نوئی
میرزا محمّد شفیع محلّه نوئی فرزند ملّا محمّد تقی بن ملّا محمّد شفیع خوئی، از عرفای سلسله خاکساریه بوده و در سال 1350ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی جنب تکیه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[تنها ولد ذکور ملّا محمّد تقی خوئی است و در محلّه نو شهیش اصفهان متولّد شده و نزد علمای عالیقدر اصفهان خصوصا آخوند کاشی تحصیل نموده و گویا از او و یا شیخ مرتضی ریزی مجاز شده است. او عالمی فاضل و صاحب وقار و متانت و تواضع و حلم و حسن سلوک بوده و مورد احترام و توجّه عموم طبقات بود و سرانجام در 18 آبان 1310ش (مطابق 29 جمادی الثّانی 1350ق) در اصفهان وفات یافته و در مقبره خاندان خوئی در جنوب غربی تکیه علّامه خوانساری در تخت فولاد مدفون شد. او
[1]فهرست مرعشی، ج2، ص231؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص39؛ اجازات الحدیث، ص209؛ تلامذه العلّامه المجلسی، صص 163 و 164؛ الکواکب المنتشره، ص349.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص150.