بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 376

آه چه بودی اگر، روزی هجری شدی هجر به مقدار وصل، وصل به مقدار هجر[1]

شعاع صدری اصفهانی

شعاع صدری اصفهانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری. شاعر ادیب و خطیب، متولّد 1305 و ساکن کرمان. از آثار او: 1. «آثارالملل» در تاریخ 2. «دیوان اشعار» به طبع رسیده است.

شعبانعلی اصفهانی*

شعبانعلی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «ترجمه رساله حسنیه» اثر: ملّا ابراهیم واعظ استرآبادی را به خط نستعلیق در ماه ربیع الآخر 1232ق در مدرسه ملّا عبداللّه اصفهان کتابت کرده است. این نسخه به شماره 1/767 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی موجود است.[2]

شعبان خان تارزن*

شعبان خان تارزن از هنرمندان موسیقی اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در نواختن تار از نوادر روزگار بود. در ادوار موسیقی و شناختن الحان و گوشه ها و دانشتن اصطلاحات قدیم مهارت داشت. او با وجود اینکه خود، کامی از هنر موسیقی ندید و در ایّام پیری به فقر و فاقه مبتلا گردید، پسران خود حسین شهناز و استاد جلیل شهناز را مثل خود تربیت کرد.

شعبان خان در حوالی 1368 قمری فوت شد. سنش از هشتاد متجاوز بود. غلامرضا

[1]تذکره تحفه سامی، صص 246 و 247؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561؛ تاریخ نظم و نثر، ص513؛ الذریعه، ج9، ص1291؛ ریحانه الادب، ج6، ص353؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «هجری»، ص150؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص515؛ تذکره سخنوران یزد، صص 352 و 353؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص349؛ منتخب اللّطایف، ص717؛ تذکره روز روشن، صص 775 و 776؛ تذکره شبستان، صص 560 و 561.

[2]فهرست مطالعات و تحقیقات، ج2، ص47.


صفحه 377

سارنج (کمانچه زن» پسر برادر اوست.[1]

شعیا نبی علیه السلام

شعیا، از بزرگان قوم یهود در اصفهان و به روایتی از پیامبران آنان بوده و پس از وفات در قریه «خُشینان» از توابع یهودیه [در اصفهان قدیم] مدفون شده و قرن ها بعد یکی از سادات عالیقدر مقیم اصفهان یعنی «اسماعیل» از احفاد امام حسن مجتبی علیه السلام در جوار قبر «شعیا» مدفون شد و آنجا به امامزاده اسماعیل معروف شد.

در حال حاضر بقعه شعیا جنب بقعه امامزاده اسماعیل واقع شده و یک ضریح چوبی بر روی قبر نصب شده است.

خواجه شعیب جوشقانی

خواجه شعیب جوشقانی کاشانی، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن و در زمان شاه عباس اوّل وزیر زراعت ارامنه بود. در فنون شعر و ادب مهارت داشت و میرشوقی از بستگان او در شعر و ادب از محضر او استفاده کرد. سال وفات او معلوم نیست. مثنوی «وامق و عذرا» از سروده های اوست.

از اوست:

لبت ز خنده نمک بر جراحت جان ریخت نمک ز تنگی جابر لب نمکدان ریخت

زمانه دفتر اوصاف حسن یوسف را ز شرم روی تو برد و به چاه کنعان ریخت[2]

[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص248.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 112 و 113؛ تذکره شمع انجمن، ص365؛ تذکره حسینی، ص177؛ کلمات الشعراء، ص61؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره آتشکده: بخش سوم، ص950؛ تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی، صص 188 و 189؛ الذریعه، ج9، ص529 و ج19، ص330.


صفحه 378

شعیب خوانساری

ملّا شعیب خوانساری معروف به «ملّا شعیبا» عالم فاضل و ادیب شاعر [از سخنوران قرن یازدهم هجری].

در خوانسار متولّد شده و در اصفهان، در مدرسه جدّه سکونت گزیده و نزد آقا حسین خوانساری کسب فیض نموده است و مورد توجه بسیار استاد قرار گرفته است. وی در سال 1083ق وفات یافته [در کتاب «اختران فروزان خوانسار» به نقل از «خوانسارنامه» می نویسد: در قبرستان سنگ شیر، شیر سنگی نسبتا بزرگی بر روی قبر ملّا شعیبا قرار داشته که تاریخ منقور بر آن یکهزار و شصت و سه بوده است و دارای مادّه تاریخ نیز بوده و به دست غارتگران میراث فرهنگی به یغما رفته است.

در باب تاریخ فوت او باید گفت «ولی قلی بیگ شاملو» که تذکره مختصر خود را در خاتمه کتاب تاریخی «قصص الخاقانی» نوشته، در باب فوت شعیب خوانساری می نویسد: «در سنه هزار و هفتاد و سه در ولایت اصفهان وفات یافته، مدفنش در اراضی چملان در قرب جوار حضرت شیخ ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر...» و چون «شاملو» قبل از «نصرآبادی» تذکره اش را نوشته و آدرس دقیق قبر او را داده، باید سال فوت و محل دفن شعیب را همان چیزی که «شاملو» نوشته پذیرفت و باقی تواریخ و مدفن های ادعا شده صحیح نیست. تنها نکته قابل توجّه اینکه شیخ ابوالفتوح رازی در ری مدفون است و این شیخ ابوالفتوح، عالم سنّی معروف به شیخ ابوالفتوح عجلی است که در جلد اوّل اعلام اصفهان شرح حال و مدفن او ذکر شده است.]

این شعر از شعیب خوانساری است:

با هر که حرف دوستی اظهار می کنم خوابیده دشمنی است که بیدار می کنم

از بس که در زمانه یکی اهل درد نیست اظهار درد خویش به دیوار می کنم[1]

[1]قصص الخاقانی، ج2، ص85؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص278؛ تذکره روز روشن، ص425؛ تذکره غنی، ص73؛ الذریعه، ج9، ص529؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 134 و 135؛ الروضّه النضّره، صص 262 و 263؛ اختران فروزان خوانسار، صص 179 و 180؛ دانشمندان خوانسار، صص 127 و 549.


صفحه 379

شفاءاللّه قلزم چهارمحالی

شفاءاللّه قلزم فرزند آقا شیخ محمّد قلزم نافجی چهارمحالی، شاعر و ادیب فاضل. در اوّل خرداد 1311ش در قریه «نافج» چهارمحال متولّد شد. و نزد پدر و برخی از دانشوران به تحصیل پرداخت. سپس در فرهنگ شهرکرد به سمت دبیری و آموزگاری وارد خدمت شده و به تدریس مشغول شد. در شعر صاحب طبعی روان است. مقدمات علوم عربیت و ادب را نیکو آموخته و در صرف و نحو مهارت دارد.[1]

محمّد شفیع اصفهانی*

محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی، از خوشنویسان قرن یازدهم هجری است. او در سال 1179ق نسخه ای از «دیوان فیض کاشانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 118 در کتابخانه عمومی ساری موجود است.[2]

محمّد شفیع اصفهانی

محمّد شفیع بن احمد اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری]. در سال 1229ق نسخه ای از کتاب «دعا» مؤلف: مجهول که شاید خود او باشد، را به خط نسخ معرّب زیبا کتابت نموده است که به شماره 3 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]

[شاید صاحب عنوان همان «محمّد شفیع بن آقا احمد اصفهانی» که قبل از این مدخل آمده، باشد و آن دو یک نفر باشند.]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص381.

[2]فهرست کتابخانه عمومی ساری و تنکابن، ص95.

[3]فهرست مرعشی، ج1، ص18.


صفحه 380

محمّد شفیع نیشابوری

محمّد شفیع بن ملّا محمّد باقر نیشابوری، از فضلاء قرن یازدهم هجری.

وی در اصفهان به تحصیل علوم دینی خصوصا فقه و حدیث مشغول بوده و از محضر علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی بهره گرفته است. او نسخه ای از «زاد المعاد» را کتابت کرده و در آخر آن علّامه مجلسی جهت او و جمیع مؤمنین اجازه مرقوم فرموده است. کتاب به شماره 1443 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.

[همچنین نسخه ای از «لوامع صاحبقرانی» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را در سال 1095ق کتابت کرده است.[1]]

میرزا محمّد شفیع محلّه نوئی

میرزا محمّد شفیع محلّه نوئی فرزند ملّا محمّد تقی بن ملّا محمّد شفیع خوئی، از عرفای سلسله خاکساریه بوده و در سال 1350ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی جنب تکیه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]

[تنها ولد ذکور ملّا محمّد تقی خوئی است و در محلّه نو شهیش اصفهان متولّد شده و نزد علمای عالیقدر اصفهان خصوصا آخوند کاشی تحصیل نموده و گویا از او و یا شیخ مرتضی ریزی مجاز شده است. او عالمی فاضل و صاحب وقار و متانت و تواضع و حلم و حسن سلوک بوده و مورد احترام و توجّه عموم طبقات بود و سرانجام در 18 آبان 1310ش (مطابق 29 جمادی الثّانی 1350ق) در اصفهان وفات یافته و در مقبره خاندان خوئی در جنوب غربی تکیه علّامه خوانساری در تخت فولاد مدفون شد. او

[1]فهرست مرعشی، ج2، ص231؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص39؛ اجازات الحدیث، ص209؛ تلامذه العلّامه المجلسی، صص 163 و 164؛ الکواکب المنتشره، ص349.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص150.


صفحه 381

وابستگی به صوفیه نداشته و انتساب او به فرقه خاکساریه صحیح نیست.[1]]

محمّد شفیع لاری

محمّد شفیع بن محمّد تقی لاری [از خطاطان اواخر دوره قاجاریه] در سال های 1297 و 1300 و 1302 در دهکرد [شهرکرد کنونی] در محکمه خانه آقازاده ملّا محمّد حسن مجموعه ای نوشته که به شماره 4389 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]

محمّد شفیع سالم اصفهانی*

محمّد شفیع اصفهانی متخلّص به «سالم» فرزند میرزا محمّد حسین از شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری است.

او مردی هنرمند بوده که در شبکه و طرحی طلا و نقره نظیر نداشته و مورد قبول اساتید فن قرار گرفته است. شعر نیز می سروده ولی اثری از دیوان اشعار او نیست. وی تا سال 1089ق (سال اتمام تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است.

از اوست:

ز سینه تا دل ناکام برطرف شد و رفت بهانه جوئی ایام برطرف شد و رفت[3]

ملّا محمّد شفیع قاری بحار

آخوند ملّا محمّد شفیع قاری بحار بن محمّد رفیع اصفهانی، عالم فاضل و محدّث

[1]یادداشت های آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا).

[2]فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج13، ص3356.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 606 و 607؛ قصص الخاقانی، ج2، ص149؛ تذکره منتخب اللطایف، ص331؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص385.


صفحه 382

محقّق [از علماء اواخر عهد صفویّه].

در اصفهان خدمت جمعی از علماء به تحصیل پرداخته و به خاطر حضور در مجلس مباحثه و تدوین و تصحیح کتاب «بحارالانوار» و قرائت آن کتاب بر مؤلّف (علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی) به «قاری بحار» معروف بوده است. او از شاگردان علّامه مجلسی است.[1]مرحوم علّامه در شعبان 1088ق اجازه ای جهت او نوشته که نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی موجود است.[2]همچنین علّامه مجلسی در مجلد «فتن» از کتاب «بحارالانوار» در سه موضع سه اجازه به تاریخ های رجب 1095ق و دوم صفر 1097ق و رجب 1097ق جهت او نوشته و در هر سه مورد فرماید: «قرائه تنقیحا و تدقیقا»[3]علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی او را با شخصی دیگر به نام «محمّد شفیع بن محمّد رفیع جیلانی اصفهانی» مجاز از «سیّد ماجد بحرانی» در 1087ق و محقّق سبزواری در 1085ق یکی دانسته و از تألیفاتش به کتاب «تحدیق النّظر فی کیفیه ادراک البصر» اشاره کرده است.[4]

از آثار او کتابت مجلد دوم «بحارالانوار» موسوم به «کتاب التوحید» است که آنرا در میانه های رجب 1088ق کتابت کرده و بر مؤلّف قرائت نموده است. نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی موجود است.[5]

این کتابها از تألیفات اوست:

1. «انیس الوحشه و جلیس اللّیله» در آداب نماز شب که در یک مقدّمه و 12 باب و یک خاتمه تنظیم شده و تألیف آن در 6 ربیع الاوّل 1115ق به پایان رسیده است. نسخه ای از آن به خط عالم فاضل و ادیب محقق، میرزا یحیی بن میرزا شفیع مستوفی اصفهانی به شماره 3346 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[6]

[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص36.

[2]فهرست دائره المعارف اسلامی، ج1، ص10.

[3]تلامذه العلّامه المجلسی، ص105.

[4]الذریعه، ج3، ص376.

[5]فهرست عکسی دائره المعارف اسلامی، ج1، صص 46 و 47.

[6]فهرست مرعشی، ج9، صص 122 و 123؛ الذریعه، ج1، ص23 و ج2، ص469؛ الکواکب المنتشره، صص 343 و 344.


صفحه 383

2. «الجبر و التّفویض» که آنرا در ذیحجه 1117ق تألیف نموده و نسخه ای را آن در کتابخانه حاج شیخ محمّد سلطان الواعظین در طهران موجود است.[1]نسخه ای دیگر از این کتاب در کتابخانه فاضل محترم سیّد مصطفی حسینی فرادنبه ای در اصفهان موجود است.[2]

آخوند ملّا محمّد شفیع موحّد طالقانی

آخوند ملّا محمّد شفیع طالقانی متخلّص به «موحّد» بن محمّد رفیع، ادیب فاضل و شاعر عارف، از شعراء و عرفای قرن دوازدهم هجری. معروف به «آخوند شفیعا ابرو» از اساتید او اطلاعی دردست نیست ولی در سیر و سلوک مرید ملّا حسین موزه دور بوده و عمر را به ریاضت های شاقّه و عبادت می گذرانیده و از او خوارق عادات و کراماتی به ظهور رسیده است.

اصلاً از اهالی طالقان قزوین بوده ولی سالها در اصفهان اقامت داشته است. میرزا معزالدین بن میرزا حسن تبریزی در علوم عقلی و نقلی نزد او تحصیل کرده است. او سرانجام در سال 1161ق (مطابق نوشته کتاب «وقایع السنین و الاعوام») در اصفهان وفات یافته و در قبرستان شاه میر حمزه مدفون شد. در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی که قبرستان را خراب کردند، قبر او هم از بین رفت. گاهی شعر می سروده است.

از اوست:

آن شوخ که عشق را هوس می داند بلبل با زاغ هم قفس می داند

گفتا که مگوی راز عشقم به کسی من با که نگویم همه کس می داند[3]

[1]الذریعه، ج5، ص85.

[2]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص40.

[3]تذکره نگارستان دارا، ج1، ص258؛ وقایع السنین و الاعوام، ص570؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 169 و 216؛ الکواکب المنتشره، صص 346 و 343؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص35؛ مزارات اصفهان، ص274؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1745؛ تذکره خزانه عامره، ص429؛ الکواکب المنتشره، ص343.