بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 390

همچون میر سیّد حسن مدرس (محلّه نوئی)، حاج سیّد محمّد باقر حجه الاسلام شفتی، ملّا جعفر فشارکی، میرزا حسن بن ملّا علی نوری، سیّد ابوتراب، میر سیّد محمّد علی بن میر سیّد محمّد حسینی خاتون آبادی و میرزا علینقلی بن محمّد باقر حسینی در یک استشهاد (درباره مالکیت او بر املاکی بر کرچکان لنجان اصفهان) از او با القاب عالی یاد کرده اند و از این القاب معلوم می شود که از سرآمدان علماء و مجتهدین و مقدّم بر علمای اصفهان و سایر بلاد در آن عهد بوده است. امّا بنا به دلایلی نامش تحت الشعاع نام یکی دو تن از علماء مشهور آن روزگار قرار گرفته و همچنین به خاطر تدفین او در بقعه حاج سیّد محمّد باقر حجه الاسلام چندان که شایسته مقام علم و فضل اوست شهرت نیافته است.]

او سرانجام در سال 1266ق وفات یافته [و به اهتمام حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی[ فرزند سیّد حجه الاسلام در مقبره کوچک مسجد سیّد اصفهان مدفون شد [و متأسفانه سنگ مزار او و اعقابش را که آنجا بود در تعمیرات سال های اخیر از بین بردند.[ فرزندان و اعقاب او اغلب از علماء و ادباء اهل فضل اصفهان بوده اند.[1]

[از ایشان کتابی در «فقه استدلالی» باقی مانده که اکنون نزد استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» موجود است.]

آقا سیّد شفیع شوشتری

آقا سیّد شفیع بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد جواد بن سیّد عبداللّه بن سیّد نورالدّین علی بن سیّد نعمت اللّه موسوی جزائری شوشتری، عالم فاضل صالح [از علمای قرن سیزدهم هجری.] در سال 1211ق در شوشتر متولّد شد و در 20 سالگی به اصفهان آمده نزد جمعی از فضلاء و علماء خصوصا حاج محمّد ابراهیم کلباسی به تحصیل پرداخت و در علوم مختلف خصوصا فقه و حدیث و رجال مهارتی به سزا یافت.

[1]مکارم الآثار، ج5، صص 1084-1086؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص698؛ تذکره شبگرد، ص191؛ یادداشت های استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا).


صفحه 391

او در محله شهشهان ساکن بوده و عمر خود را به تدریس و اقامه جماعت و تألیف و تصنیف گذرانیده و سرانجام در روز 21 ذیحجه الحرام 1274ق وفات یافته و در صحن تکیه خوانساری ها مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حاشیه بر نقد الرّجال» 2. «رساله ای در منجزات مریض»3. «کشف الریاض» (یا «حاشیه بر ریاض المسائل»4. تحقیقات پراکنده در نحو، فقه و غیره.[1]

ملّا محمّد شفیع واعظ قزوینی

ملّا محمّد شفیع بن رفیع الدّین محمّد بن فتح اللّه واعظ قزوینی، عالم فاضل، ادیب شاعر و واعظ ماهر [از شعراء و خطبای قرن یازدهم هجری].

در قزوین ساکن بود و در آنجا کسب علم و ادب نموده بود. در سال 1088ق به اصفهان آمد و در مسجد حکیم داود در نهایت فصاحت و بلاغت به موعظه برای مردم پرداخت. گاهی شعر نیز می گفت.

از اوست:

پیش ما سرگشتگان یکسان نماند خوب و زشت یک روش گردد به آب تلخ و شیرین آسیا[2]

ملّا محمّد شفیع خاتون آبادی

ملّا محمّد شفیع بن نورالدّین محمّد خاتون آبادی، عالم فاضل [از علماء قرن دوازدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از بزرگان علم و فضل از جمله علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است. همچنین میر محمّد حسین بن

[1]مکارم الآثار، ج2، صص 408-410؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 699 و 700؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص92؛ الذریعه، ج18، ص36.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص248.


صفحه 392

محمّد صالح خاتون آبادی در سال 1131ق برای او و فرزندش نورالدّین محمّد (صغیر) اجازه نوشته است.

صاحب عنوان در فقه، حدیث و رجال مهارت به سزایی داشته است.[1]

محمّد شفیع خوزانی*

محمّد شفیع بن جمال الدّین محمّد خوزانی اصفهانی، از نیکوکاران عهد صفویّه است. او در دفترخانه سلطنتی صفویه به کار اداری مشغول بود. از مردان متمکّن اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده و مدرسه شفیعیه را در محلّه دردشت اصفهان و نزدیک مدرس ابن سینا ساخته و موقوفاتی را برای آن معیّن نموده است. سال بنای مدرسه شفیعیه 1067ق مقارن سلطنت شاه عباس ثانی است. [او جُنگ شعر (مجموعه)ای فراهم ساخته که ظاهرا از بین رفته است.[2]]

محمّد شفیع گنابادی

محمّد شفیع بن محمود گنابادی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در سال های 1014 و 1015ق کتابت بخش های سوم و چهارم و خاتمه «حبیب السیّر» را در اصفهان به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3159 در کتابخانه مجلس وجود دارد. مهر بیضی شکل کاتب با نقش «عبده محمّد شفیع بن محمود 1016» بر برخی از صفحات کتاب مشهود است.[3]

میرزا محمّد شفیع منجّم*

[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص41؛ الذریعه، ج1، ص152؛ الکواکب المنتشره، صص 344 و 345؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص104.

[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص590؛ تاریخچه اوقاف اصفهان، ص352؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص125.

[3]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص742.


صفحه 393

میرزا محمّد شفیع منجّم فرزند میرزا مظفر منجّم گنابادی از منجّمان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان نزد پدر نجوم را آموخته و در دربار شاه عباس صفوی وارد شد. او و برادرش میرزا محمّد تققی، در دربار شاه صفی به پیش گویی و استخراج احکام نجوم مشغول بودند. منزل میرزا محمّد شفیع پشت مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه= مسجد امام فعلی) واقع شده بود.

از او دو فرزند به نام های میرزا محمّد باقر و میرزا محمّد مقیم به جای ماند که اهل فضل و ادب و آشنا به نجوم بودند.[1]

سیّد محمّد شفیع خلیفه سلطانی

سیّد محمّد شفیع بن سیّد محمّد نصیر خلیفه سلطانی بن نواب میرزا سیّد حسن بن علّامه سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی مرعشی، عالم فاضل. در قرن دوازدهم هجری زندگی می کرده و از طرف برادر خود میرزا محمّد مقیم، نایب التّولیه آستان مقدّس رضوی بوده است.[2]

محمّد شفیع تویسرکانی

محمّد شفیع تویسرکانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل مشغول شده است. علّامه مجلسی در آخر نسخه ای از «اصول کافی» برای او اجازه نوشته است.[3]

محمّد شفیع عباسی*

[1]خلد برین (ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم)، صص 338 و 339؛ خلاصه السیّر، ص33؛ سفرنامه شاردن، (قسمت اصفهان)، ص28.

[2]مزارات اصفهان، ص251.

[3]الکواکب المنتشره، ص344؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص104.


صفحه 394

محمّد شفیع عباسی از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. برخی او را فرزند آقا رضا عباسی دانسته اند ولی مدرک معتبری برای اثبات آن به دست نیامده است. او از نقاشان طراز اوّل عهد شاه عباس دوم و شاه صفی است.

او غالبا به ترسیم گل های مختلف و پرندگان می پرداخته و از نخستین کسانی بوده که نقاشی گل و مرغ را رواج دادند. علاوه بر این در صورت سازی نیز مهارت به سزائی داشته و طرح هایی نیز برای پارچه ارائه داده و در قلمدان سازی و خوشنویسی نیز زبردست بوده است.

وی تقریبا از سال 1037ق تا 1084ق در اصفهان به فعالیت هنری مشغول بوده و در آخر عمر به هند مهاجرت کرده و در سال 1085ق در شهر «آگره» هند وفات یافته است. فرزندش محمّد تقی نیز از نقاشان ماهر آن عهد بوده است.

او آثار خود را با عبارات «کمینه شفیع عباسی» و «محمّد شد شفیع هر دو عالم» رقم می زده است. از آثار معروف او می توان به «درویش خفته» (1061ق)، «بوته گل بنفشه» (سال 1054ق)، «کبک روی شاخه گل سیب» (سال 1066ق) و «پرنده، پروانه ها و شکوفه ها» (سال 1062ق) اشاره کرد.[1]

سیّد محمّد شفیع مستوفی

سیّد محمّد شفیع مستوفی (حسینی مازندرانی اصفهانی)، عالم فاضل و ادیب شاعر. [از دانشمندان و سخن سرایان قرن یازدهم هجری].

اصلاً از سادات علاقه بند مازندران بوده و در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته

[1]سیری در تاریخ نقاشی ایران، ص384؛ هنر قلمدان، ص99؛ دائره المعارف هنر، صص 330 و 331؛ جلوه های هنر در اصفهان، ص142؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص169؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 314 و 315؛ فرهنگ فارسی (معین)، ج5، ص906؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص64.


صفحه 395

است. در اوایل حال مُشِرف باغات سلطنتی بوده و کم کم به مقامات بالاتر دست یافته و عاقبت مستوفی الممالک موقوفات دولت صفویّه شد. پس از آنکه میرزا مهدی اعتمادالدّوله، به صدارت رسید، او از آن منصب عزل شده و در منزل عزلت گزید و به تحقیق و تألیف و مصاحبت با دانشمندان و شعراء پرداخت. [و سرانجام در سال 1095ق وفات یافت.]

گاهی شعر نیز می سرود. این بیت از اوست:

سوخت ما را ز آشنایی هر که بزم افروز شد آفت پروانه باشد شمع چون روشن شود[1]

در اغلب علوم چون کلام، تاریخ و ادبیات مهارت داشته و سال وفاتش معلوم نیست.

کتاب «بحرالفوائد و عقد الفرائد» به فارسی، در علم تاریخ از اوست که آن را به نام شاه عباس دوّم نوشته و در 5 جلد آن را به پایان رسانیده است. نسخه های فراوانی از این کتاب در کتابخانه ها موجود است. این کتاب هنوز به طبع نرسیده است.[2][2. «نسب نامه» که در سال 1090ق به نام شاه سلیمان صفوی آن را تألیف کرده و نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]]

میرزا محمّد شفیع ورزنه ای*

میرزا محمّد شفیع ورزنه ای اصفهانی، از صاحب منصبان دولت صفوی است. او وزارت دارالعباده یزد را برعهده داشته و در سال 1106ق وفات یافته است.[4]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 99 و 100؛ تذکره غنی، ص74.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص699؛ الذریعه، ج3، ص44؛ الرّوضه النّضره، ص263؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص567؛ فهرست وزیری، ج1، ص336؛ فهرست مرعشی، ج11، ص301 و ج19، ص43؛ فهرست مدرسه حجّتیه، ص100؛ فهرست احیاء، ج6، صص114 و 124 و ج7، ص131؛ فهرست عکسی احیاء، ج2، ص128.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص58؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج2، ص1094.

[4]دستور شهر یاران، ص81.


صفحه 396

در سال 1099ق به دستور او در زادگاهش (ورزنه) مسجد جامع ورزنه مرّمت گردیده و این عمل در کتیبه کاشیکاری به خط ثلث در سردر مسجد جامع ذکر شده است.[1]

شکر ابهری اصفهانی

ابوزید شکر بن احمد بن محمّد بن ابی بکر ابهری مؤدّب اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری]. از «ابو عبداللّه قاسم ثقفی» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از وی استماع حدیث کرده است. او در ماه ذی القعده سال 546ق وفات یافت.[2]

[«ابهر» از دهات جِی اصفهان بوده و اکنون از محلّه های اصفهان است و به آن «اَبَر» می گویند.]

میرزا شکراللّه مستوفی شهرستانی

میرزا شکراللّه مستوفی [بن خواجه حبیب اللّه شهرستانی، از دانشوران اهل قلم قرن دهم هجری و از سادات جلیل القدر شهرستان اصفهان است. او پس از تحصیل در اصفهان به قزوین رفته و در دربار شاه طهماسب صفوی به خدمات دیوانی مشغول شد. در اواخر سلطنت شاه طهماسب، به منصب «مستوفی الممالک ممالک محروسه» منصوب شد. در سال 984ق شاه اسماعیل ثانی او را به وزارت دیوان اعلی برگزید اما یک سال بعد که شاه اسماعیل ثانی فوت نمود، شاه محمّد خدابنده او را از این منصب عزل کرده و او را به عنوان «وزیر» و «ممیزی» خراسان و تولیت آستان قدس رضوی به مشهد مقدس فرستاد، اما بیگلربیگیان خراسان به مخالفت با او برخاستند. سرانجام او در هنگام مراجعت از خراسان، در دامغان وفات یافت.

[1]اصفهان در دوره جانشینان تیمور، ص18.

[2]التّحبیر، ج1، ص326.


صفحه 397

او مردی سلیم النّفس، باوقار، خوش خلق و ماهر در انشاء، سیاق، حساب، خوشنویسی و امور دیوانی بود.[1]]

از او آثار خیریه ای به جای ماند از جمله: 1. مسجد مستوفی در محلّه خواجوی اصفهان 2. بازار مستوفی در محلّه خواجو 3. باغ مستوفی (واقع در خیابان فیض فعلی) در اصفهان.[2]

شکراللّه ورنامخواستی لنجانی

شکراللّه بن علیرضا ورنامخواستی لنجانی اصفهانی، [از کاتبان قرن یازدهم هجری [در سال 1092ق کتاب «النّخبه الوجیزه» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته است. کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 1/1179 موجود است.[3]

[ورنامخواست از دهات بلوک لنجان اصفهان است.]

استاد شکراللّه صنیع زاده

استاد شکراللّه صنیع زاده فرزند عبدالمحمود غفّاریان، هنرمند نقاش و میناکار معاصر اصفهان، در 20 ذیحجه 1324ق (برابر با 15 بهمن 1285ش) در محلّه درب امام اصفهان متولّد شد. او تحصیلات ابتدائی و اوایل متوسّطه را در مدرسه قدسیّه گذراند امّا در نوجوانی ترک تحصیل کرده و نزد پدربزرگ مادریش میرزا عبدالحسین صنیع همایون به فراگیری نقاشی و میناکاری پرداخت. همچنین از استاد مصورالملکی تذهیب، تشعیر، نقاشی طبیعت، صورت سازی، گل و مرغ و بوته پردازی را آموخت.

[1]احسن التواریخ، صص 127 و 639 و 716؛ از شیخ صفی تا شاه صفی، صص 96 و 97؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چاپ 1377ش)، ج1، صص 255 و 256؛ وقایع السّنین و الاعوام، ص391؛ تاریخ پانصد ساله خاندان شهرستانی، صص 105-110.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1004.

[3]فهرست گوهرشاد، ص425.