بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 393

میرزا محمّد شفیع منجّم فرزند میرزا مظفر منجّم گنابادی از منجّمان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان نزد پدر نجوم را آموخته و در دربار شاه عباس صفوی وارد شد. او و برادرش میرزا محمّد تققی، در دربار شاه صفی به پیش گویی و استخراج احکام نجوم مشغول بودند. منزل میرزا محمّد شفیع پشت مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه= مسجد امام فعلی) واقع شده بود.

از او دو فرزند به نام های میرزا محمّد باقر و میرزا محمّد مقیم به جای ماند که اهل فضل و ادب و آشنا به نجوم بودند.[1]

سیّد محمّد شفیع خلیفه سلطانی

سیّد محمّد شفیع بن سیّد محمّد نصیر خلیفه سلطانی بن نواب میرزا سیّد حسن بن علّامه سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی مرعشی، عالم فاضل. در قرن دوازدهم هجری زندگی می کرده و از طرف برادر خود میرزا محمّد مقیم، نایب التّولیه آستان مقدّس رضوی بوده است.[2]

محمّد شفیع تویسرکانی

محمّد شفیع تویسرکانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل مشغول شده است. علّامه مجلسی در آخر نسخه ای از «اصول کافی» برای او اجازه نوشته است.[3]

محمّد شفیع عباسی*

[1]خلد برین (ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم)، صص 338 و 339؛ خلاصه السیّر، ص33؛ سفرنامه شاردن، (قسمت اصفهان)، ص28.

[2]مزارات اصفهان، ص251.

[3]الکواکب المنتشره، ص344؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص104.


صفحه 394

محمّد شفیع عباسی از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. برخی او را فرزند آقا رضا عباسی دانسته اند ولی مدرک معتبری برای اثبات آن به دست نیامده است. او از نقاشان طراز اوّل عهد شاه عباس دوم و شاه صفی است.

او غالبا به ترسیم گل های مختلف و پرندگان می پرداخته و از نخستین کسانی بوده که نقاشی گل و مرغ را رواج دادند. علاوه بر این در صورت سازی نیز مهارت به سزائی داشته و طرح هایی نیز برای پارچه ارائه داده و در قلمدان سازی و خوشنویسی نیز زبردست بوده است.

وی تقریبا از سال 1037ق تا 1084ق در اصفهان به فعالیت هنری مشغول بوده و در آخر عمر به هند مهاجرت کرده و در سال 1085ق در شهر «آگره» هند وفات یافته است. فرزندش محمّد تقی نیز از نقاشان ماهر آن عهد بوده است.

او آثار خود را با عبارات «کمینه شفیع عباسی» و «محمّد شد شفیع هر دو عالم» رقم می زده است. از آثار معروف او می توان به «درویش خفته» (1061ق)، «بوته گل بنفشه» (سال 1054ق)، «کبک روی شاخه گل سیب» (سال 1066ق) و «پرنده، پروانه ها و شکوفه ها» (سال 1062ق) اشاره کرد.[1]

سیّد محمّد شفیع مستوفی

سیّد محمّد شفیع مستوفی (حسینی مازندرانی اصفهانی)، عالم فاضل و ادیب شاعر. [از دانشمندان و سخن سرایان قرن یازدهم هجری].

اصلاً از سادات علاقه بند مازندران بوده و در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته

[1]سیری در تاریخ نقاشی ایران، ص384؛ هنر قلمدان، ص99؛ دائره المعارف هنر، صص 330 و 331؛ جلوه های هنر در اصفهان، ص142؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص169؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 314 و 315؛ فرهنگ فارسی (معین)، ج5، ص906؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص64.


صفحه 395

است. در اوایل حال مُشِرف باغات سلطنتی بوده و کم کم به مقامات بالاتر دست یافته و عاقبت مستوفی الممالک موقوفات دولت صفویّه شد. پس از آنکه میرزا مهدی اعتمادالدّوله، به صدارت رسید، او از آن منصب عزل شده و در منزل عزلت گزید و به تحقیق و تألیف و مصاحبت با دانشمندان و شعراء پرداخت. [و سرانجام در سال 1095ق وفات یافت.]

گاهی شعر نیز می سرود. این بیت از اوست:

سوخت ما را ز آشنایی هر که بزم افروز شد آفت پروانه باشد شمع چون روشن شود[1]

در اغلب علوم چون کلام، تاریخ و ادبیات مهارت داشته و سال وفاتش معلوم نیست.

کتاب «بحرالفوائد و عقد الفرائد» به فارسی، در علم تاریخ از اوست که آن را به نام شاه عباس دوّم نوشته و در 5 جلد آن را به پایان رسانیده است. نسخه های فراوانی از این کتاب در کتابخانه ها موجود است. این کتاب هنوز به طبع نرسیده است.[2][2. «نسب نامه» که در سال 1090ق به نام شاه سلیمان صفوی آن را تألیف کرده و نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]]

میرزا محمّد شفیع ورزنه ای*

میرزا محمّد شفیع ورزنه ای اصفهانی، از صاحب منصبان دولت صفوی است. او وزارت دارالعباده یزد را برعهده داشته و در سال 1106ق وفات یافته است.[4]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 99 و 100؛ تذکره غنی، ص74.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص699؛ الذریعه، ج3، ص44؛ الرّوضه النّضره، ص263؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص567؛ فهرست وزیری، ج1، ص336؛ فهرست مرعشی، ج11، ص301 و ج19، ص43؛ فهرست مدرسه حجّتیه، ص100؛ فهرست احیاء، ج6، صص114 و 124 و ج7، ص131؛ فهرست عکسی احیاء، ج2، ص128.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص58؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج2، ص1094.

[4]دستور شهر یاران، ص81.


صفحه 396

در سال 1099ق به دستور او در زادگاهش (ورزنه) مسجد جامع ورزنه مرّمت گردیده و این عمل در کتیبه کاشیکاری به خط ثلث در سردر مسجد جامع ذکر شده است.[1]

شکر ابهری اصفهانی

ابوزید شکر بن احمد بن محمّد بن ابی بکر ابهری مؤدّب اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری]. از «ابو عبداللّه قاسم ثقفی» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» از وی استماع حدیث کرده است. او در ماه ذی القعده سال 546ق وفات یافت.[2]

[«ابهر» از دهات جِی اصفهان بوده و اکنون از محلّه های اصفهان است و به آن «اَبَر» می گویند.]

میرزا شکراللّه مستوفی شهرستانی

میرزا شکراللّه مستوفی [بن خواجه حبیب اللّه شهرستانی، از دانشوران اهل قلم قرن دهم هجری و از سادات جلیل القدر شهرستان اصفهان است. او پس از تحصیل در اصفهان به قزوین رفته و در دربار شاه طهماسب صفوی به خدمات دیوانی مشغول شد. در اواخر سلطنت شاه طهماسب، به منصب «مستوفی الممالک ممالک محروسه» منصوب شد. در سال 984ق شاه اسماعیل ثانی او را به وزارت دیوان اعلی برگزید اما یک سال بعد که شاه اسماعیل ثانی فوت نمود، شاه محمّد خدابنده او را از این منصب عزل کرده و او را به عنوان «وزیر» و «ممیزی» خراسان و تولیت آستان قدس رضوی به مشهد مقدس فرستاد، اما بیگلربیگیان خراسان به مخالفت با او برخاستند. سرانجام او در هنگام مراجعت از خراسان، در دامغان وفات یافت.

[1]اصفهان در دوره جانشینان تیمور، ص18.

[2]التّحبیر، ج1، ص326.


صفحه 397

او مردی سلیم النّفس، باوقار، خوش خلق و ماهر در انشاء، سیاق، حساب، خوشنویسی و امور دیوانی بود.[1]]

از او آثار خیریه ای به جای ماند از جمله: 1. مسجد مستوفی در محلّه خواجوی اصفهان 2. بازار مستوفی در محلّه خواجو 3. باغ مستوفی (واقع در خیابان فیض فعلی) در اصفهان.[2]

شکراللّه ورنامخواستی لنجانی

شکراللّه بن علیرضا ورنامخواستی لنجانی اصفهانی، [از کاتبان قرن یازدهم هجری [در سال 1092ق کتاب «النّخبه الوجیزه» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته است. کتاب در کتابخانه جامع گوهرشاد به شماره 1/1179 موجود است.[3]

[ورنامخواست از دهات بلوک لنجان اصفهان است.]

استاد شکراللّه صنیع زاده

استاد شکراللّه صنیع زاده فرزند عبدالمحمود غفّاریان، هنرمند نقاش و میناکار معاصر اصفهان، در 20 ذیحجه 1324ق (برابر با 15 بهمن 1285ش) در محلّه درب امام اصفهان متولّد شد. او تحصیلات ابتدائی و اوایل متوسّطه را در مدرسه قدسیّه گذراند امّا در نوجوانی ترک تحصیل کرده و نزد پدربزرگ مادریش میرزا عبدالحسین صنیع همایون به فراگیری نقاشی و میناکاری پرداخت. همچنین از استاد مصورالملکی تذهیب، تشعیر، نقاشی طبیعت، صورت سازی، گل و مرغ و بوته پردازی را آموخت.

[1]احسن التواریخ، صص 127 و 639 و 716؛ از شیخ صفی تا شاه صفی، صص 96 و 97؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چاپ 1377ش)، ج1، صص 255 و 256؛ وقایع السّنین و الاعوام، ص391؛ تاریخ پانصد ساله خاندان شهرستانی، صص 105-110.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1004.

[3]فهرست گوهرشاد، ص425.


صفحه 398

صنیع زاده در زمان سلطنت رضا شاه، با یک مهندس آلمانی به نام «شونِمان» که در اصفهان به سر می برد آشنا شده و برای راه اندازی کوره و رنگ ها و لوازم کار میناکاری ازاو بهره فراوان برد، تا اینکه کم کم استادی قابل و هنرمندی ماهر شد. آثار میناکاری او در نمایشگاه بین المللی بروکسل یک دیپلم افتخار و مدال بُرنز به ارمغان آورد. همچنین تقدیرنامه ای از مرجع عالیقدر شیعه سیّد محسن حکیم دریافت نمود.[1]

او سرانجام در جمادی الاولی 1404ق (بهمن 1362ش) در اصفهان وفات یافته و در تکیه آغاباشی در تخت فولاد مدفون شد.[2]

درهای نفیس میناکاری شده آستان حضرت رضا علیه السلام ، میناکاری ضریح حضرت عباس علیه السلام در کربلا و میناکاری در حرم مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف از آثار ارزنده اوست.

شکراللّه خاکسار*

شکراللّه خاکسار فرزند علی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1311ش متولّد شد. او در انجمن های ادبی اصفهان شرکت می کرد و از اعضای انجمن صائب بود. سرانجام در سال 1381 پس از پیدا شدن پیکر فرزندش که در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده بود، به عارضه قلبی دچار شد و در تهران درگذشت.

از اوست:

چه کردی با محبّت ای که می دانی نمی ماند غمی افسانه ای عکس خیالی زندگانی را

مرا کُشتی ولیکن دل به یادت زندگی دارد بنازم این تحمّل سخت جانی را[3]

[1]کیهان فرهنگی، (اردیبهشت 1363)، ص39؛ فصلنامه فرهنگ اصفهان، (بهار 1375)، صص 35-38؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 336 و 337؛ گلزار مشاهیر، صص 431 و 432.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص55.

[3]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم)، ص235.


صفحه 399

میرزا شکراللّه منعم اصفهانی

میرزا شکراللّه منعم بن میرزا محمّد علی مسکین اصفهانی، شاعر ادیب و فاضل، از سخنوران قرن چهاردهم هجری.

در اصفهان به سال 1286ق متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته و فنون شعر و ادب را از میرزا محمّد حسین عنقا فرا گرفت و چون در سرودن شعر صاحب طبع روان و قریحه خدادادی بود در انجمن ادبی شیدا حضور یافت. او از راه زرگری امرار معاش می کرد. او مردی عارف مسلک و سخن سنجی ماهر بود. قصیده و غزل را نیکو می سرود و در گفتن مادّه تاریخ مهارتی به سزا داشت.

منعم در روز شنبه 4 جمادی الاولی 1360ق وفات یافته [و در تکیه آغاباشی واقع[ در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

برخی از اشعار او در کتاب «دانشنامه» به طبع رسیده و مجموعه ای از اشعارش با عنوان «سفره منعم» در سال 1360ق چاپ سنگی شده است.

از اوست:

دم ز چشم تو بزد نرگس و هشیار نبود حرف بیهوده زدن دور ز بیمار نبود

دوش گفتم ننمودی ز چه رخ بر خورشید گفت این بی سر و پا لایق دیدار نبود[1]

پدرش «مسکین» و برادرش «میرزا عبدالرحیم افسر» و برادرزاده اش «فتح اللّه

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص471؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص350؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114؛ دیوان طرب، ص250؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2706 و 2707؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1732؛ الذریعه، ج9، ص1111.


صفحه 400

جلالی» نیز شاعر و اهل فضل و ادب بوده اند.

شکراللّه حسینی خوراسکانی

شکراللّه بن محمّد حسینی خوراسکانی [از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن یازدهم هجری] در سه دهه اوّل ربیع الثّانی 1097ق نسخه ای از «مجمع البحرین» طریحی را به پایان رسانیده است و در 1098ق شیخ صفی الدّین طریحی فرزند مؤلّف جهت او اجازه مرقوم داشته است (پایان جزء سوم و چهارم) نسخه به شماره 1180 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]همچنین او در جمعه 12 رجب 1094ق کتابت نسخه ای از کتاب «السرائر الحاوی» تألیف: ابن ادریس را به خط زیبا به پایان رسانیده و نسخه مقابله شده و به شماره 2166 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]

شکراللّه پیمان بروجنی

شکراللّه ارباب زاده متخلّص به «پیمان» از شعرای معاصر در سال 1320ق در بروجن متولّد شده و در آنجا تحصیل نمود. او مدّتی رئیس اداره اقتصادی بروجن بود.

از اوست:

کوهکن در بیستون از جان شیرین چون گذشت تیشه انسان زد به سر کز کوه موج خون گذشت[3]

شکوهی همدانی

شکوهی همدانی معروف به «ملّا شکوهی» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری].

در اصفهان ساکن بوده و در قهوه خانه های اصفهان با شاعران و فضلاء معاشرت و

[1]فهرست مرعشی، ج3، ص350.

[2]فهرست مرعشی، ج6، ص171.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 118 و 119.