بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 409

شمس تیشی شیرازی*

شمس تیشی شیرازی، از شعراء هنرمندان قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در علم موسیقی و صوت و عمل مهارتی به سزا داشته و شعر و تصنیف نیکو می سروده است. شاه عباس صفوی به او علاقه فراوان داشت و دستور داد در چهارباغ اصفهان برای او قهوه خانه ای بسازند.

از اوست:

ابروانم شده پل چشم ترم چشمه آن داد من این سر پل می دهی یا آن سر پل[1]

شمس شیرازی

شمس شیرازی معروف به «شمسا بینی» خوشنویس هنرمند. سالها در اصفهان ساکن بوده و نزد میرعماد به مشق خط پرداخته است. خط نستعلیق را خوش می نوشت. برادرش «جمالا» متخلّص به «واله» شاعر و خوشنویس بوده و در هندوستان ساکن شده و وفات نموده است.[2]

شمسی اصفهانی

شمسی اصفهانی، از شعرای قرن هشتم هجری است.[3]

سیّد شهاب الدّین نحوی [پدر مؤلّف]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 213 و 214.

[2]تذکره نصرآبادی، ص408.

[3]تاریخ نظم و نثر، ص226.


صفحه 410

سیّد شهاب الدّین محمّد تقی نحوی فرزند سیّد محمّد حسن مجتهد اصفهانی بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر بن میر محمّد صادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل زاهد [از علمای عالیقدر قاجاریه].

او در شب غرّه رجب سال 1263ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات و سطوح را نزد برادر خود حاج سیّد مهدی نحوی و برادر دیگرش سیّد محمّد (که در جوانی به سال 1275ق وفات یافت) فرا گرفته و سپس جهت تکمیل در محضر مرحومین حجتین ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا میر سیّد محمّد شهشهانی حاضر شده و سال ها از محضر آنان مستفید گشت و ضمنا به درس آخوند ملّا عبدالجواد خراسانی حکیم حاضر شده، سپس به مجلس حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی اختصاص یافته و از خواص اصحاب ایشان گردید. مدّتی نیز از درس مرحوم میر محمّد صادق کتابفروش استفاده برده و مدّت دو سال به درس حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی حاضر شد. در اغلب علوم، از ریاضی و طبیعی و حکمت و فقه و اصول و ادب تبحّر یافت. او ارادت خدمت عارف مشهور مرحوم فیض علی شاه ثانی داشت و تا آخر عمر به خدمت خلق و عبادت خالق پرداخته و مورد احترام خاص و عام قرار گرفته و نزد عموم طبقات، محترم و مقبول القول بود.

او در شب چهارشنبه غرّه رجب المرّجب سال 1340ق وفات یافته و در تخت فولاد، جنب مقبره پدر مدفون شد. پس از گذشت چندین سال، استخوان های ایشان به نجف اشرف نقل و در وادی السّلام جنب مقبره علّامه آقا میرزا محمّد هاشم چهارسوقی مدفون گردید.

از آثارش کتابی است «جُنگ» مانند در دو قسمت: 1. در فوائد متفرقه از نظم و نثر عربی و فارسی و فقه و حدیث و تفسیر2. مجموعه ای از مراسلات استادش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی که به علماء و غیره نوشته است.[1]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص705؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.


صفحه 411

سیّد شهاب الدّین آل دیباج*

سیّد شهاب الدّین آل دیباج عالم کامل مدّت 17 سال در کربلای معلی تحصیل نموده و به درجه اجتهاد نائل گردیده و از بزرگانی همچون شیخ زین العابدین مازندرانی اجازه اجتهاد دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران در مسجد محلّه «لادره» خمینی شهر به امامت جماعت و تبلیغ احکام مشغول شد. وی در سال 1333ق وفات یافت و در مقبره مسجد خود (امام جعفر صادق علیه السلام ) مدفون گردید. وی پسر عموی سیّد بحرالعلوم سدهی (شاگرد شیخ انصاری) و جدّ مادری مرحوم دکتر سیّد رضا ابوالبرکات بود.

شیخ شهاب الدّین اَزیرانی

شیخ شهاب الدّین اَزیرانی اصفهانی [از عرفای قرن هشتم هجری] متوفی به سال 769ق مدفون در قریه «ازیران» از توابع «براآن» اصفهان.[1]

سیّد شهاب الدّین صفوی قمی*

سیّد شهاب الدّین صفوی قمی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1304ش در روستای «سُه» از توابع شهرستان نطنز (و فعلاً تابع شهرستان بُرخوار و میمه) متولّد شد و پس از تحصیل مقدّمات به قم رفته و سطح را نزد برخی از علماء آنجا از جمله شیخ علی فیض (مشکینی) تحصیل کرد و در درس خارج مرجع عالیقدر حاج آقا حسین بروجردی حاضر شد امّا با رحلت او به اصفهان مراجعت کرده و از درس حضرات آیات خادمی، فانی و حاج آقا رحیم ارباب بهره برد. پس از آن به وعظ ارشاد مشغول شده و با بیانی شیوا و سخنانی گیرا مردم را جذب معارف اهل بیت علیهم السلام نمود. او حامی مستمندان و

[1]مزارات اصفهان، ص98.


صفحه 412

یاور مظلومان بود و برای کمک به آنان همواره پیشقدم می شد.

او به عبادت فراوان و انجام واجبات و مستحبّات و تلاوت قرآن اهتمام بسیار داشت. و با برخی از عرفاء و علمای ربّانی خصوصا حاج آقا رحیم ارباب حشر و نشر داشت و از انفاس قدسیه آنان فیض می برد.

او در اواخر عمر به سکته مبتلا شده و از قوای جسمانیش کاسته شد و عاقبت پس از بازگشت از زیارت حضرت ثامن الائمه علیه السلام در پاییز سال 1382ش دچار سانحه تصادف شده و چند روز پس از عمل جراحی روز 5 رمضان 1424ق وفات یافت.

فرزند او حاج سیّد عبدالحمید صفوی در جبهه های نبرد ایران و عراق به شهادت رسید و دو فرزند دیگرش حاج سیّد محمّد باقر و سیّد حسام الدّین در زمان حیات پدر وفات یافتند و بار سنگین فراق بر سینه پدر نشست. امّا او تا آخر عمر از جادّه صبر و رضا خارج نشد و مصائب را تحمّل کرد.[1]

سیّد شهاب الدّین ضیاء الواعظین

سیّد شهاب الدّین ضیاء الواعظین حسینی، از خطباء اهل منبر، متوفی 1363ق به سن قریب به 90 سالگی و مدفون در بیرون بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد.[2]

شهدی اصفهانی

شهدی اصفهانی، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. او از دوستان میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر طرب اصفهانی بوده و طرب در قصیده انجمنیه خود، او را به عنوان شاعر اطعمه ساز ذکر کرده است.[3]

شهدی بختیاری*

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110.

[3]دیوان طرب، ص261؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص914.


صفحه 413

شهدی بختیاری، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان علم و ادب آموخته و به تهران رفت و به مدح ناصرالدّین شاه پرداخت و شمس الشعراء میرزا محمّد علی سروش را هجو کرد. سال فوت او معلوم نیست.[1]

او در پنج شنبه از ماه رمضان سال 1261ق نسخه ای از «دیوان فرخی سیستانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده است. میرزا محمّد حسین عنقا در سال 1291ق این نسخه را در اختیار داشته است. این کتاب به شماره 5493 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]

شهریار اُسواری اصفهانی

ابوبکر شهریار بن محمّد بن احمد بن محمّد بن شهریار اسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] به مکّه و بصره سفر کرده و از «ابی یعقوب یوسف بن یعقوب نُجِیری» و «ابی قلابه محمّد بن احمد بن حمدان» امامِ جامعِ بصره در شهر بصره و از «ابا علی حسن بن داود بن سلیمان بن خلف مصری» در مکّه حدیث شنیده است.

«عبدالعزیز» و «عبدالواحد» فرزندان «عبداللّه بن احمد قاذویه»، «عبدالرّحمان بن محمّد بن اسحاق» و «محمّد بن علی جوزدانی» از او حدیث شنیده اند.[3]

شهریار نوذر اصفهانی*

شهریار یاربخت اصفهانی متخلّص به «نوذر» از شعرا و نویسندگان معاصر است. در سال 1316ش متولّد و در طهران ساکن بود. او در بهمن 1369ش درگذشت. از آثار او: 1. «داستان لیلی و مجنون» [2. «نغمه های نوذر» 3. «سرگذشت حاج علی بابا»

[1]حدیقه الشعراء، ج2، ص912.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص21.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص346، معجم البلدان، ج1، ص190.


صفحه 414

4. «قصه های کوتاه ملل» همگی به چاپ رسیده است.

شهسوار بیک نادم لاهیجی

[ شهسوار بیک] لاهیجی متخلّص به «نادم» شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. [در حدود سال 990ق در «سیّد اشرف» لاهیجان متولّد شده] و در جوانی به سرودن شعر پرداخته و «صدقی» تخلّص می نمود و بعدا آنرا به «نادم» تغییر داد. به هند سفر کرده و در آگره با شاعران پارسی گوی هندی و ایرانی هم صحبت شده و به مشاعره پرداخت، آنگاه به گجرات رفته و در خدمت «نظیری نیشابوری» به کسب علم و ادب پرداخته [و به واسطه او در برهان پور به ملازمت «میرزا عبدالرّحیم خان خانان» نائل شد. در سال 1021ق پس از فوت «نظیری» به بیماری سختی دچار شد. عاقبت پس از چندی اقامت در «عظیم آباد» در «پتنه» و «بنگاله» و «دکن» به ایران مراجعت نموده و باقی عمر را در اصفهان طی نمود تا اینکه در حدود سال 1060ق] در سن قریب به 70 سالگی وفات یافته و در تختگاه هارون ولایت اصفهان مدفون شد.

از اوست:

تا باغ از گل تو شناسد نسیم را پیوند کرده است به زلفت نسیم را

از گریه تیره روزی عاشق نمی رود تا کی به آب دیده بشوییم گلیم را[1]

شهفیروز اصفهانی

ابوالهیجاء شهفیروز (شاه فیروز) بن شُعیب بن عبدالسیّد بن منصور بن ابوالفوارس بغدادی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن ششم هجری. از «ابی جعفر محمّد بن احمد بن

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 344 و 345؛ کاروان هند، ج2، صص 1399-1405؛ تذکره روز روشن، صص 789-790؛ کلمات الشعراء، صص 112 و 113؛ تذکره حسینی، ص356؛ تذکره غنی، ص131؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص969؛ مزارات اصفهان، صص 347 و 348.


صفحه 415

مسلمه» و دیگران بهره برده و کتاب «مقامات» را در سال 490ق و کتاب «الرشاد الارب» را تألیف نموده است.

وی در سال 530ق در بغداد در کهولت و پیری وفات یافت. به عربی شعر می سرود و اشعارش لطیف و دلپذیر است.[1]

میر شهنشاه شکیب اصفهانی

میر شهنشاه اصفهانی متخلّص به «شکیب» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری].

از سادات و متولّیان امامزاده زین العابدین (درب امام) اصفهان و پسرعموی مستوفی موقوفات در عهد شاه سلیمان بود. خود او مدّتی مستوفی استرآباد بود. گاهی شعر می سرود [و قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) وفات یافت.

از اوست:

واعظ به مزخرفات خود غرّه مشو خورشید صفت واله هر ذرّه مشو

بر تخته منبر آمد و رفت مکن سوهان طبیعت شده ای ارّه مشو[2]]

شیبان اسدی

ابوسعید شیبان بن ابومحمّد عبداللّه بن شیبان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان بن محمّد بن سمره بن مفضل بن قیس بن عدنان بن نزار بن حرب بن ربیعه بن حسن بن مفضّل محتسب مؤدی اسدی الملقن اصفهانی [از محدّثین عامّه قرن ششم هجری[ مردی صالح و عالم بوده و به تعلیم قرآن به اطفال مشغول بوده است.

او از پدرش «ابو محمّد عبداللّه»، «احمد بن عبدالغفار بن احمد»، «قاضی ابو منصور

[1]معجم الادباء، ج1، صص 273 و 274؛ الاعلام، ج3، ص260؛ طبقات الشافعیه، ج3، ص175؛ راهنمای دانشوران، ج3، ص370.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 175 و 176؛ تذکره روز روشن، ص122.


صفحه 416

محمّد بن سکرویه»، »ابوبکر بن ماجه»، «محمّد بن عبدالواحد بن محمّد»، «ابواسحاق ابراهیم بن محمّد طیان»، «ابوالمظفر سمعانی»، «ابوالفوارس طراد زینبی» و «ابو محمّد رزق اللّه تمیمی» و غیر آنان حدیث شنیده و «حافظ ابن عساکرد مشق» و «ابوسعد سمعانی» از او روایت می کند.

تولّدش در حدود 470ق و فوت او در رمضان 538ق در اصفهان [اتفاق افتاد].[1]

[یاقوت حموی او را از اهالی روستای «بُرج» اصفهان دانسته و کنیه اش را «ابومعمر» ضبط کرده و نوشته است که صاحب «سُنّه» بوده و در اطراف اصفهان مردم را موعظه می کرده و از «ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن منده» حدیث شنیده و از «ابی بکر بن مردویه»، «ابی سعد احمد بن محمّد مالینی»، «ابی عبداللّه جرجانی» و «ابی بکر بن ابی علی» و دیگران حدیث نوشته است. «یحیی بن منده» از او حدیث نقل کرده است.[2]]

شیخ عباسی*

شیخ عباسی، از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. او در سالهای 1060 تا 1098ق در اصفهان به فعّالیّت هنری مشغول بوده و نزد بهرام سفره کش، نقاش زبردست آن روزگار تعلیم دیده و به واسطه تقرّب به دربار شاه عباس دوم به «عباسی» معروف شده است.

شیخ عباسی از نخستین نقاشانی است که شیوه فرنگی سازی را در نقاشی خود به کار گرفتند. او در صورت سازی، مجالس رزمی و بزمی و پرنده سازی مهارت داشته و به قلمدان سازی نیز می پرداخته است. رقم او در آثارش «بها گرفت چو گردید شیخ عباسی» بوده و از معروف ترین آثار او «جلوس شاه عباس دوم و سفیر هند» (در سال 1074ق)، «تیراندازی شاهزاده صفوی در حال اسب دوانی» (سال 1065ق)، «حلقه

[1]التّحبیر، ج1، ص330؛ احقاق الحق، ج17، ص59.

[2]معجم البلدان، ج1، ص373.