بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 412

یاور مظلومان بود و برای کمک به آنان همواره پیشقدم می شد.

او به عبادت فراوان و انجام واجبات و مستحبّات و تلاوت قرآن اهتمام بسیار داشت. و با برخی از عرفاء و علمای ربّانی خصوصا حاج آقا رحیم ارباب حشر و نشر داشت و از انفاس قدسیه آنان فیض می برد.

او در اواخر عمر به سکته مبتلا شده و از قوای جسمانیش کاسته شد و عاقبت پس از بازگشت از زیارت حضرت ثامن الائمه علیه السلام در پاییز سال 1382ش دچار سانحه تصادف شده و چند روز پس از عمل جراحی روز 5 رمضان 1424ق وفات یافت.

فرزند او حاج سیّد عبدالحمید صفوی در جبهه های نبرد ایران و عراق به شهادت رسید و دو فرزند دیگرش حاج سیّد محمّد باقر و سیّد حسام الدّین در زمان حیات پدر وفات یافتند و بار سنگین فراق بر سینه پدر نشست. امّا او تا آخر عمر از جادّه صبر و رضا خارج نشد و مصائب را تحمّل کرد.[1]

سیّد شهاب الدّین ضیاء الواعظین

سیّد شهاب الدّین ضیاء الواعظین حسینی، از خطباء اهل منبر، متوفی 1363ق به سن قریب به 90 سالگی و مدفون در بیرون بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد.[2]

شهدی اصفهانی

شهدی اصفهانی، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. او از دوستان میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر طرب اصفهانی بوده و طرب در قصیده انجمنیه خود، او را به عنوان شاعر اطعمه ساز ذکر کرده است.[3]

شهدی بختیاری*

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110.

[3]دیوان طرب، ص261؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص914.


صفحه 413

شهدی بختیاری، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان علم و ادب آموخته و به تهران رفت و به مدح ناصرالدّین شاه پرداخت و شمس الشعراء میرزا محمّد علی سروش را هجو کرد. سال فوت او معلوم نیست.[1]

او در پنج شنبه از ماه رمضان سال 1261ق نسخه ای از «دیوان فرخی سیستانی» را به خط نستعلیق کتابت کرده است. میرزا محمّد حسین عنقا در سال 1291ق این نسخه را در اختیار داشته است. این کتاب به شماره 5493 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]

شهریار اُسواری اصفهانی

ابوبکر شهریار بن محمّد بن احمد بن محمّد بن شهریار اسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] به مکّه و بصره سفر کرده و از «ابی یعقوب یوسف بن یعقوب نُجِیری» و «ابی قلابه محمّد بن احمد بن حمدان» امامِ جامعِ بصره در شهر بصره و از «ابا علی حسن بن داود بن سلیمان بن خلف مصری» در مکّه حدیث شنیده است.

«عبدالعزیز» و «عبدالواحد» فرزندان «عبداللّه بن احمد قاذویه»، «عبدالرّحمان بن محمّد بن اسحاق» و «محمّد بن علی جوزدانی» از او حدیث شنیده اند.[3]

شهریار نوذر اصفهانی*

شهریار یاربخت اصفهانی متخلّص به «نوذر» از شعرا و نویسندگان معاصر است. در سال 1316ش متولّد و در طهران ساکن بود. او در بهمن 1369ش درگذشت. از آثار او: 1. «داستان لیلی و مجنون» [2. «نغمه های نوذر» 3. «سرگذشت حاج علی بابا»

[1]حدیقه الشعراء، ج2، ص912.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص21.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص346، معجم البلدان، ج1، ص190.


صفحه 414

4. «قصه های کوتاه ملل» همگی به چاپ رسیده است.

شهسوار بیک نادم لاهیجی

[ شهسوار بیک] لاهیجی متخلّص به «نادم» شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. [در حدود سال 990ق در «سیّد اشرف» لاهیجان متولّد شده] و در جوانی به سرودن شعر پرداخته و «صدقی» تخلّص می نمود و بعدا آنرا به «نادم» تغییر داد. به هند سفر کرده و در آگره با شاعران پارسی گوی هندی و ایرانی هم صحبت شده و به مشاعره پرداخت، آنگاه به گجرات رفته و در خدمت «نظیری نیشابوری» به کسب علم و ادب پرداخته [و به واسطه او در برهان پور به ملازمت «میرزا عبدالرّحیم خان خانان» نائل شد. در سال 1021ق پس از فوت «نظیری» به بیماری سختی دچار شد. عاقبت پس از چندی اقامت در «عظیم آباد» در «پتنه» و «بنگاله» و «دکن» به ایران مراجعت نموده و باقی عمر را در اصفهان طی نمود تا اینکه در حدود سال 1060ق] در سن قریب به 70 سالگی وفات یافته و در تختگاه هارون ولایت اصفهان مدفون شد.

از اوست:

تا باغ از گل تو شناسد نسیم را پیوند کرده است به زلفت نسیم را

از گریه تیره روزی عاشق نمی رود تا کی به آب دیده بشوییم گلیم را[1]

شهفیروز اصفهانی

ابوالهیجاء شهفیروز (شاه فیروز) بن شُعیب بن عبدالسیّد بن منصور بن ابوالفوارس بغدادی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن ششم هجری. از «ابی جعفر محمّد بن احمد بن

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 344 و 345؛ کاروان هند، ج2، صص 1399-1405؛ تذکره روز روشن، صص 789-790؛ کلمات الشعراء، صص 112 و 113؛ تذکره حسینی، ص356؛ تذکره غنی، ص131؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص969؛ مزارات اصفهان، صص 347 و 348.


صفحه 415

مسلمه» و دیگران بهره برده و کتاب «مقامات» را در سال 490ق و کتاب «الرشاد الارب» را تألیف نموده است.

وی در سال 530ق در بغداد در کهولت و پیری وفات یافت. به عربی شعر می سرود و اشعارش لطیف و دلپذیر است.[1]

میر شهنشاه شکیب اصفهانی

میر شهنشاه اصفهانی متخلّص به «شکیب» شاعر ادیب [از سخنوران قرن یازدهم هجری].

از سادات و متولّیان امامزاده زین العابدین (درب امام) اصفهان و پسرعموی مستوفی موقوفات در عهد شاه سلیمان بود. خود او مدّتی مستوفی استرآباد بود. گاهی شعر می سرود [و قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) وفات یافت.

از اوست:

واعظ به مزخرفات خود غرّه مشو خورشید صفت واله هر ذرّه مشو

بر تخته منبر آمد و رفت مکن سوهان طبیعت شده ای ارّه مشو[2]]

شیبان اسدی

ابوسعید شیبان بن ابومحمّد عبداللّه بن شیبان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان بن محمّد بن سمره بن مفضل بن قیس بن عدنان بن نزار بن حرب بن ربیعه بن حسن بن مفضّل محتسب مؤدی اسدی الملقن اصفهانی [از محدّثین عامّه قرن ششم هجری[ مردی صالح و عالم بوده و به تعلیم قرآن به اطفال مشغول بوده است.

او از پدرش «ابو محمّد عبداللّه»، «احمد بن عبدالغفار بن احمد»، «قاضی ابو منصور

[1]معجم الادباء، ج1، صص 273 و 274؛ الاعلام، ج3، ص260؛ طبقات الشافعیه، ج3، ص175؛ راهنمای دانشوران، ج3، ص370.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 175 و 176؛ تذکره روز روشن، ص122.


صفحه 416

محمّد بن سکرویه»، »ابوبکر بن ماجه»، «محمّد بن عبدالواحد بن محمّد»، «ابواسحاق ابراهیم بن محمّد طیان»، «ابوالمظفر سمعانی»، «ابوالفوارس طراد زینبی» و «ابو محمّد رزق اللّه تمیمی» و غیر آنان حدیث شنیده و «حافظ ابن عساکرد مشق» و «ابوسعد سمعانی» از او روایت می کند.

تولّدش در حدود 470ق و فوت او در رمضان 538ق در اصفهان [اتفاق افتاد].[1]

[یاقوت حموی او را از اهالی روستای «بُرج» اصفهان دانسته و کنیه اش را «ابومعمر» ضبط کرده و نوشته است که صاحب «سُنّه» بوده و در اطراف اصفهان مردم را موعظه می کرده و از «ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن منده» حدیث شنیده و از «ابی بکر بن مردویه»، «ابی سعد احمد بن محمّد مالینی»، «ابی عبداللّه جرجانی» و «ابی بکر بن ابی علی» و دیگران حدیث نوشته است. «یحیی بن منده» از او حدیث نقل کرده است.[2]]

شیخ عباسی*

شیخ عباسی، از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. او در سالهای 1060 تا 1098ق در اصفهان به فعّالیّت هنری مشغول بوده و نزد بهرام سفره کش، نقاش زبردست آن روزگار تعلیم دیده و به واسطه تقرّب به دربار شاه عباس دوم به «عباسی» معروف شده است.

شیخ عباسی از نخستین نقاشانی است که شیوه فرنگی سازی را در نقاشی خود به کار گرفتند. او در صورت سازی، مجالس رزمی و بزمی و پرنده سازی مهارت داشته و به قلمدان سازی نیز می پرداخته است. رقم او در آثارش «بها گرفت چو گردید شیخ عباسی» بوده و از معروف ترین آثار او «جلوس شاه عباس دوم و سفیر هند» (در سال 1074ق)، «تیراندازی شاهزاده صفوی در حال اسب دوانی» (سال 1065ق)، «حلقه

[1]التّحبیر، ج1، ص330؛ احقاق الحق، ج17، ص59.

[2]معجم البلدان، ج1، ص373.


صفحه 417

درویشان» (سال 1098ق) را می توان نام برد.[1]

شیخعلی خان زنگنه

شیخعلی خان زنگنه [فرزند علی بیگ، از صاحب منصبان معروف عهد صفویه است. او در سال 1020 یا 1022ق متولّد شده است.] در سال 1064ق حکومت کرمانشاه را داشته و سپس به مقام میرآخوری رسیده و در ذی الحجه سال 1079ق به مقام صدارت عظمی رسیده و مدت 21 سال در کمال قدرت صدرات نموده است. او وزیر مقتدر و دانا و با تدبیر شاه سلیمان صفوی بوده که به مناسبت عقل و کفایت و کاردانی او شاه جوان و کم تجربه صفوی در کمال رفاه و آسودگی سلطنت نموده است.

در «منتظم ناصری» در ضمن وقایع سال 1079ق درباره صاحب عنوان گوید: «مکارم اخلاق شیخعلی خان و بلندی همّت او معروف است و از صفات او این که در تعظیم و تکریم علماء و ارباب فضل مبالغتی وافر می نمود و شبها در لباس مبدّل، در محلّات گردش می کرد و از اوضاع مملکت خبردار می گردید و به فقراء و ضعفاء و طلّاب علوم و ایتام بذل و بخشش می کرد و حمامات نیکو و رباطات در شهر و عرض راه عتبات عالیات بنا کرده که هنوز آثار آن باقی است.»

آثار زیر از شیخ علیخان زنگنه فعلاً در اصفهان و حوالی موجود است: 1. مسجد خان در محلّه تلواسکان مورّخ به سال 1090ق از آثار باستانی اصفهان2. حمام خان در جنب مسجد مزبور در محلّه تلواسکان3. کاروانسرای چاله سیاه بر سر راه اصفهان به غرب مورّخ به سال 1098ق.

اولاد و اعقاب او در اصفهان ساکن می باشند که از جمله آنهاست: حاج ملّا عباس احتشام الواعظین زنگنه.

[1]هنر قلمدان، ص94؛ دائره المعارف هنر، ص336؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص107؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص73.


صفحه 418

تذکّر: در اصفهان چندین بازارچه و مسجد و حمام به نام خان معروف است که آنها منسوب به اشخاصی غیر از صاحب عنوان می باشد.

شیخعلی خان سرانجام در [شب یازدهم محرم الحرام] سال 1101ق وفات یافت.[1]

شیخ وردی اصفهانی*

شیخ وردی اصفهانی، از نقاشان قرن نهم هجری است. او در سال 816ق در اصفهان ساکن بوده و به نوشته استاد کریم زاده از آثار وی نسخه مصوّری است که نقش های خیال انگیز و عجیب تصویر شده و هر نگاره دارای شرح هایی است. این اثر در موزه «توپ قاپوسرای» استانبول است. امضای هنرمند به صورت «کار شیخ وردی» آمده است.[2]

حافظ شیرعلی اصفهانی

حافظ شیرعلی اصفهانی [ظاهرا از هنرمندان قرن یازدهم هجری است که به خاطر حُسن صوت و احاطه بر و الحان موسیقی به «حافظ» معروف شده است.]

نامه او به «صفی قلی خان» حاکم نخجوان که «محمّد یوسف بیک» غلام خاصّه نوشته و در مجموعه شماره 2591 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]

شیرعلی اصفهانی

شیرعلی بن ذوالفقار علی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم و دوازدهم هجری است.[ ظاهرا نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است.

[1]مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص 81 و 82؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 638 و 646.

[2]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص328.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه، ج9، ص1414.


صفحه 419

او جلد پنجم «بحارالانوار» را به خط نسخ نوشته و حواشی با نشان «منه دام ظله» دارد. قسمت های اوّل این نسخه نزد مؤلف خوانده شده و تصحیح گردیده و علّامه مجلسی با خط خود در چند جا بلاغ نوشته اند. کتاب به شماره 615 در مدرسه فیضیه قم موجود است.[1]

او نسخه ای از «تهذیب الاحکام» تألیف: شیخ طوسی را به خط نسخ در 8 جمادی الثّانی 1101ق کتابت نموده که به شماره 1962 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

شیرمردان بیگ برهمن گرجی*

شیرمردان بیگ گرجی متخلّص به «برهمن» از شعرای قرن یازدهم هجری. از جماعت گرجیانی است که در لشکرکشی شاه عباس اوّل به گرجستان اسیر شده و به اصفهان آورده شدند. او از غلامان دربار شاه سلیمان بوده و نزد شاه و درباریان دارای اعتبار و احترام بوده است. او تا سال 1083ق در قید حیات بود.

از اوست:

شب ز گرمی های اشک دشت پیما سوختم چون چراغ ناخدا بر روی دریا سوختم

بس که شوق دام او در آشیانم گرم داشت همچو برق از یک پرافشانی سراپا سوختم[3]

[1]فهرست فیضیه، ج1، ص29؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص41.

[2]فهرست رضوی، ج5، ص56.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص67؛ الذریعه، ج9، ص134؛ جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ص303.