محمّد بن سکرویه»، »ابوبکر بن ماجه»، «محمّد بن عبدالواحد بن محمّد»، «ابواسحاق ابراهیم بن محمّد طیان»، «ابوالمظفر سمعانی»، «ابوالفوارس طراد زینبی» و «ابو محمّد رزق اللّه تمیمی» و غیر آنان حدیث شنیده و «حافظ ابن عساکرد مشق» و «ابوسعد سمعانی» از او روایت می کند.
تولّدش در حدود 470ق و فوت او در رمضان 538ق در اصفهان [اتفاق افتاد].[1]
[یاقوت حموی او را از اهالی روستای «بُرج» اصفهان دانسته و کنیه اش را «ابومعمر» ضبط کرده و نوشته است که صاحب «سُنّه» بوده و در اطراف اصفهان مردم را موعظه می کرده و از «ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن منده» حدیث شنیده و از «ابی بکر بن مردویه»، «ابی سعد احمد بن محمّد مالینی»، «ابی عبداللّه جرجانی» و «ابی بکر بن ابی علی» و دیگران حدیث نوشته است. «یحیی بن منده» از او حدیث نقل کرده است.[2]]
شیخ عباسی*
شیخ عباسی، از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. او در سالهای 1060 تا 1098ق در اصفهان به فعّالیّت هنری مشغول بوده و نزد بهرام سفره کش، نقاش زبردست آن روزگار تعلیم دیده و به واسطه تقرّب به دربار شاه عباس دوم به «عباسی» معروف شده است.
شیخ عباسی از نخستین نقاشانی است که شیوه فرنگی سازی را در نقاشی خود به کار گرفتند. او در صورت سازی، مجالس رزمی و بزمی و پرنده سازی مهارت داشته و به قلمدان سازی نیز می پرداخته است. رقم او در آثارش «بها گرفت چو گردید شیخ عباسی» بوده و از معروف ترین آثار او «جلوس شاه عباس دوم و سفیر هند» (در سال 1074ق)، «تیراندازی شاهزاده صفوی در حال اسب دوانی» (سال 1065ق)، «حلقه
[1]التّحبیر، ج1، ص330؛ احقاق الحق، ج17، ص59.
[2]معجم البلدان، ج1، ص373.
درویشان» (سال 1098ق) را می توان نام برد.[1]
شیخعلی خان زنگنه
شیخعلی خان زنگنه [فرزند علی بیگ، از صاحب منصبان معروف عهد صفویه است. او در سال 1020 یا 1022ق متولّد شده است.] در سال 1064ق حکومت کرمانشاه را داشته و سپس به مقام میرآخوری رسیده و در ذی الحجه سال 1079ق به مقام صدارت عظمی رسیده و مدت 21 سال در کمال قدرت صدرات نموده است. او وزیر مقتدر و دانا و با تدبیر شاه سلیمان صفوی بوده که به مناسبت عقل و کفایت و کاردانی او شاه جوان و کم تجربه صفوی در کمال رفاه و آسودگی سلطنت نموده است.
در «منتظم ناصری» در ضمن وقایع سال 1079ق درباره صاحب عنوان گوید: «مکارم اخلاق شیخعلی خان و بلندی همّت او معروف است و از صفات او این که در تعظیم و تکریم علماء و ارباب فضل مبالغتی وافر می نمود و شبها در لباس مبدّل، در محلّات گردش می کرد و از اوضاع مملکت خبردار می گردید و به فقراء و ضعفاء و طلّاب علوم و ایتام بذل و بخشش می کرد و حمامات نیکو و رباطات در شهر و عرض راه عتبات عالیات بنا کرده که هنوز آثار آن باقی است.»
آثار زیر از شیخ علیخان زنگنه فعلاً در اصفهان و حوالی موجود است: 1. مسجد خان در محلّه تلواسکان مورّخ به سال 1090ق از آثار باستانی اصفهان2. حمام خان در جنب مسجد مزبور در محلّه تلواسکان3. کاروانسرای چاله سیاه بر سر راه اصفهان به غرب مورّخ به سال 1098ق.
اولاد و اعقاب او در اصفهان ساکن می باشند که از جمله آنهاست: حاج ملّا عباس احتشام الواعظین زنگنه.
[1]هنر قلمدان، ص94؛ دائره المعارف هنر، ص336؛ مکتب نگارگری اصفهان، ص107؛ مکتب نقاشی صفوی اصفهان، ص73.
تذکّر: در اصفهان چندین بازارچه و مسجد و حمام به نام خان معروف است که آنها منسوب به اشخاصی غیر از صاحب عنوان می باشد.
شیخعلی خان سرانجام در [شب یازدهم محرم الحرام] سال 1101ق وفات یافت.[1]
شیخ وردی اصفهانی*
شیخ وردی اصفهانی، از نقاشان قرن نهم هجری است. او در سال 816ق در اصفهان ساکن بوده و به نوشته استاد کریم زاده از آثار وی نسخه مصوّری است که نقش های خیال انگیز و عجیب تصویر شده و هر نگاره دارای شرح هایی است. این اثر در موزه «توپ قاپوسرای» استانبول است. امضای هنرمند به صورت «کار شیخ وردی» آمده است.[2]
حافظ شیرعلی اصفهانی
حافظ شیرعلی اصفهانی [ظاهرا از هنرمندان قرن یازدهم هجری است که به خاطر حُسن صوت و احاطه بر و الحان موسیقی به «حافظ» معروف شده است.]
نامه او به «صفی قلی خان» حاکم نخجوان که «محمّد یوسف بیک» غلام خاصّه نوشته و در مجموعه شماره 2591 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]
شیرعلی اصفهانی
شیرعلی بن ذوالفقار علی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم و دوازدهم هجری است.[ ظاهرا نزد علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به تحصیل پرداخته است.
[1]مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص 81 و 82؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 638 و 646.
[2]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص328.
[3]فهرست مرکزی دانشگاه، ج9، ص1414.
او جلد پنجم «بحارالانوار» را به خط نسخ نوشته و حواشی با نشان «منه دام ظله» دارد. قسمت های اوّل این نسخه نزد مؤلف خوانده شده و تصحیح گردیده و علّامه مجلسی با خط خود در چند جا بلاغ نوشته اند. کتاب به شماره 615 در مدرسه فیضیه قم موجود است.[1]
او نسخه ای از «تهذیب الاحکام» تألیف: شیخ طوسی را به خط نسخ در 8 جمادی الثّانی 1101ق کتابت نموده که به شماره 1962 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
شیرمردان بیگ برهمن گرجی*
شیرمردان بیگ گرجی متخلّص به «برهمن» از شعرای قرن یازدهم هجری. از جماعت گرجیانی است که در لشکرکشی شاه عباس اوّل به گرجستان اسیر شده و به اصفهان آورده شدند. او از غلامان دربار شاه سلیمان بوده و نزد شاه و درباریان دارای اعتبار و احترام بوده است. او تا سال 1083ق در قید حیات بود.
از اوست:
شب ز گرمی های اشک دشت پیما سوختم چون چراغ ناخدا بر روی دریا سوختم
بس که شوق دام او در آشیانم گرم داشت همچو برق از یک پرافشانی سراپا سوختم[3]
[1]فهرست فیضیه، ج1، ص29؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص41.
[2]فهرست رضوی، ج5، ص56.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص67؛ الذریعه، ج9، ص134؛ جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ص303.
اعلام اصفهان
«ص»
اشاره
میر صابر اصفهانی
میر صابر اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. از اصفهان به هند رفته و مورد عنایت جهانگیر پادشاه قرار گرفته و از سوی او وقایع نگاری گجرات و سپس دکن را بر عهده گرفت. آثار خیریّه زیادی از او به جای ماند. او در سال 1029ق استخوان های عرفی شیرازی را که در هند وفات کرده و دفن شده بود را به نجف اشرف انتقال داده و مدفون ساخت.
[ظاهرا تا آخر عمر مجرّد و بدون همسر زیسته و در سال 1064ق در «برهان پور» هند وفات یافته است. در سرودن شعر طبعی روان داشت.]
از اوست:
آن کز نگاه خانه خلقی خراب کرد تنها همین نه با من مسکین عتاب کرد
مجنون و کوهکن همه هستند، لیک عشق انداخت قرعه ای و مرا انتخاب کرد
ساقی بیار باده که ایّام روزه رفت بلبل به باغ آمد و گل هم شتاب کرد
«صابر» بنوش باده که رزّاق در ازل رزق تو را حواله به جام شراب کرد[1]
صابر علی شاه نصرآبادی
صابر علی شاه نصرآبادی جرقویه ای اصفهانی، عارف سالک [از عرفای قرن سیزدهم
[1]تذکره میخانه، صص 225-227؛ تذکره شمع انجمن، ص393؛ کاروان هند، ج2، صص 667 و 668؛ تذکره روز روشن، ص454؛ تذکره غنی، ص78؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص711؛ تذکره خزانه عامره، ص319.
هجری. به راهنمایی میرزا زین العابدین شیروانی (مست علی شاه) به خدمت مجذوب علی شاه رسید. آنگاه به خدمت رحمت علی شاه رسیده و پس از فوت میرزا زین العابدین، مجاز و مأذون از رحمت علی شاه گردید.] در صدق و صفا، مهر و وفا و جود و سخا ممتاز و در کسر نفس و طهارت ذیل و صفوت ضمیر و حسن معاشرت با امتیاز بود.
سالها در نصرآباد جرقویه در مسند شیخ طریقت به ارشاد فقراء نعمت اللهی مشغول بوده و سرانجام در ماه رمضان 1268ق در آنجا وفات یافت.[1]
صابر گلپایگانی
صابر گلپایگانی [شاعر ادیب و خوشنویس قرن یازدهم هجری]. در سال 1096ق کتاب «ایساغوجی» ابهری را در اصفهان به خط شکسته نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 5/1152 در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.[2]
[عجالتا از نام و زندگی او اطلاعی به دست نیامد. مرحوم خیام پور در «فرهنگ سخنوران» نیز که تذکره ها را دیده و شعرای آنرا فهرست کرده نامی از «صابر گلپایگانی» نمی برد. اگر «صابر» نام کوچک او نباشد. معلوم می شود که اهل شعر و ادب بوده و به تحصیل علوم عقلی نیز رغبت داشته است.]
حاج میرزا صادق
حاج میرزا صادق، از محترمین تجّار عهد فتحعلی شاه بوده و مسجدی در محلّه خواجو جنب چهارسوق آجری در سال 1242ق بنا کرده که به نام او به مسجد حاج میرزا صادق معروف است.
[1]طرائق الحقائق، ج3، صص 399 و 400؛ مکارم الآثار، ج6، صص 1894 و 1895؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص105؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص180؛ بستان السیاحه، ص586.
[2]فهرست گوهرشاد، ص223.