هجری. به راهنمایی میرزا زین العابدین شیروانی (مست علی شاه) به خدمت مجذوب علی شاه رسید. آنگاه به خدمت رحمت علی شاه رسیده و پس از فوت میرزا زین العابدین، مجاز و مأذون از رحمت علی شاه گردید.] در صدق و صفا، مهر و وفا و جود و سخا ممتاز و در کسر نفس و طهارت ذیل و صفوت ضمیر و حسن معاشرت با امتیاز بود.
سالها در نصرآباد جرقویه در مسند شیخ طریقت به ارشاد فقراء نعمت اللهی مشغول بوده و سرانجام در ماه رمضان 1268ق در آنجا وفات یافت.[1]
صابر گلپایگانی
صابر گلپایگانی [شاعر ادیب و خوشنویس قرن یازدهم هجری]. در سال 1096ق کتاب «ایساغوجی» ابهری را در اصفهان به خط شکسته نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 5/1152 در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.[2]
[عجالتا از نام و زندگی او اطلاعی به دست نیامد. مرحوم خیام پور در «فرهنگ سخنوران» نیز که تذکره ها را دیده و شعرای آنرا فهرست کرده نامی از «صابر گلپایگانی» نمی برد. اگر «صابر» نام کوچک او نباشد. معلوم می شود که اهل شعر و ادب بوده و به تحصیل علوم عقلی نیز رغبت داشته است.]
حاج میرزا صادق
حاج میرزا صادق، از محترمین تجّار عهد فتحعلی شاه بوده و مسجدی در محلّه خواجو جنب چهارسوق آجری در سال 1242ق بنا کرده که به نام او به مسجد حاج میرزا صادق معروف است.
[1]طرائق الحقائق، ج3، صص 399 و 400؛ مکارم الآثار، ج6، صص 1894 و 1895؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص105؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص180؛ بستان السیاحه، ص586.
[2]فهرست گوهرشاد، ص223.
حاج میرزا صادق در 21 ذی القعده الحرام سال 1248ق وفات یافته و در ایوان شمالی مسجد خود مدفون گردید. بر روی سنگ قبر اشعاری در هفت بیت به خط نستعلیق برجسته منقور است با این مطلع:
معدن جود و سخا، جامع دنیا و دین مجمع صدق و صفا، پیرو اهل یقین
آن که به تأیید حق، برد سبق از سبق کرد بنا مسجدی، رشک سپهر برین
تا آنجا که گوید:
از پی تاریخ او خواست برآرد خرد از صدف بحر نظم، لؤلؤ دُرّ ثمین
جلوه گر افتاد عقل، از پی تاریخ فوت گفت: «لکان هو جامع فضل مبین»[1]
حاج ملّا محمّد صادق
حاج ملّا محمّد صادق، عالم فاضل [از علمای گمنام قرن سیزدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و در 20 ذیقعده 1264ق وفات یافته و جنب مزار فاضلان در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[مؤلف فقید نام او را با نسبت «یزدی» آورده و نوشته اند که در یزد متولّد شده و در اواخر عمر به اصفهان آمده است. اما بر روی سنگ نوشته مرمر منصوب بر قبر این عالم نسبت «یزدی» دیده نمی شود و چنین مطلبی در منابع معتبر هم دیده نشد.]
صادق اصفهانی
صادق اصفهانی معروف به «صادقای گاو» شاعر ادیب [در قرن یازدهم هجری]. خادم مسجد جامع اصفهان بوده و گاهی شعر می سروده و بسیار شوخ طبع و خوش
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص762؛ مزارات اصفهان، صص 312 و 313.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص60؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص713؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص164.
مشرب بوده است.
از اوست:
ای صادق آن کسان که طریق تو می روند ایشان خرند و خرروش گاوش آرزوست
گیرم که خر کند تن خود را به شکل گاو کو شاخ بهر دشمن و کو شیر بهر دوست[1]
میرزا محمّد صادق اصفهانی*
میرزا محمّد صادق اصفهانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1194ق کتاب «تحقیق الاعراب» در باب واژه های جغرافیایی را تألیف کرده است. این نسخه در کتابخانه «بادلیان» موجود است.[2]
محمّد صادق اصفهانی*
محمّد صادق اصفهانی، ادیب فاضل در قرن سیزدهم هجری و مؤلّف کتاب «انوار المعتمدیه» به خواهش منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان. نسخه آن در کتابخانه ملک تهران موجود است.[3]
محمّد صادق اصفهانی*
محمّد صادق اصفهانی، از فضلاء اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. او در 24
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص213؛ منتخب اللطایف، ص399؛ آتشکده، (بخش سوم از نیمه نخست، ص956؛ تذکره حسینی، ص180؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «صادق»، ص59.
[2]فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص182.
[3]فهرست ملک، ج2، ص41.
ذیحجه 1255ق نسخه ای از «حاشیه تحریر القواعد المنطقیّه» از: میر سیّد شریف جرجانی را بر خط نستعلیق کتابت کرده است. این نسخه به شماره 12952 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]
سیّد محمّد صادق اصفهانی
سیّد محمّد صادق اصفهانی، عالم فاضل جلیل. از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری است. ظاهرا در نجف اشرف ساکن بوده و نزد آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی به تحصیل پرداخته است. او در سال 1309ق کتاب «حاشیه فرائد الاصول» را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]
صادق بیگ افشار*
صادق بیگ افشار متخلّص به «صادقی» و معروف به «صادقی کتابدار»، شاعر، ادیب و نقاش هنرمند قرن یازدهم هجری.
او از بزرگان ایل خدابنده لوی افشار بوده است. پدرش در زمان شاه اسماعیل، با ایل افشار، از شام به ایران آمد و «صادقی» در سال 940ق (و یا به روایتی در 933ق) در محله «ورجو» یا «ویجویه» تبریز متولّد شد. در 20 سالگی پدرش کشته شد. پس از آن مدّتی با امیرخان موصلوی و بدرخان و اسکندرخان افشار بود. در عهد شاه اسماعیل ثانی داخل کتابخانه سلطنتی شده و در زمان شاه عباس صفوی به اصفهان منتقل شده و به منصب «کتابداری» برگزیده شد.
او از آغاز جوانی به نقاشی علاقه نشان داد و به شاگردی نزد مظفرعلی، نقاش معروف آن روزگار پرداخت و خود نیز به تمرین پرداخته و نقاشی ماهر گردید و در دربار
[1]فهرست رضوی، ج24، ص84.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص197.
صفوی خصوصا نزد شاه عباس صفوی صاحب ارج و قرب فراوان شد. تا آنکه علیرضا عباسی منصب کتابداری را از او گرفت. ولی او تا آخر عمر مواجب کتابداری را دریافت می کرد.
چنان که نوشته اند، او بدمزاج و تندخو و تنگ حوصله بود و با همه به درشتی رفتار می کرد. «صادقی» در شعر نیز دستی توانا داشت و به فارسی و ترکی شعر می سرود. در جنگاوری و فنون رزم نیز ماهر بود.
عاقبت او در سال 1017ق در اصفهان وفات یافت. میر الهی همدانی این مصرع را مادّه تاریخ فوت او یافته است:
«دگر عجب که دمد صبح صادق از شب ما»
این کتابها از اوست:
1. «زبده الکلام» شامل قصایدی که در مدح و منقبت دیگران سروده است.2. «مثنوی فتح نامه عباس نامدار» که در بحر شاهنامه و به دستور شاه عباس سروده است.3. «مقالات و حکایات» بر وزن «مخزن الاسرار» نظامی و «بوستان» سعدی، منظوم4. «مثنوی سعد و سعید» در بحر «خسرو و شیرین»5. «دیوان غزلیات» به فارسی و ترکی6. «تذکره مجمع الخواص» که به ترکی نوشته شده و شرح حال 480 نفر از سخنوران عهد صفوی است و به چاپ رسیده است.7. «منظومه قانون الصّور» درباره فنون نقاشی، در بحر «خسرو و شیرین»8. «حظّیات» که مماثل رساله «لذات» معین استرآبادی سروده شده است.9. «تذکره الشعراء» مشتمل بر رباعیات معمائی که به اسامی شعراء و متقدّمین و متأخرین خود منظوم کرده است. 10. «منشئآت و مکاتبات» فارسی و ترکی.
از اوست:
ز غیر با دل پر شکوه پیش یار شدم گرفت جانب اغیار و شرمسار شدم
رباعی
در عشق تو ای از می خود کامی مست در گوشه بی غمی نشستم پیوست
از بس که گزیدم سر انگشت دریغ کوتاه شد از دامن امیدم دست[1]
میرزا صادق خان انصاری
میرزا صادق خان انصاری، [از ادباء و فرهنگیان قرن چهاردهم هجری است] در طهران سکونت داشته و در سال 1379ق وفات یافته است. در این سال حبیب اللّه نیّر، و حسن اهتمام از شعرای اصفهان نیز وفات یافتند. استاد فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (بُرنا) در مادّه تاریخ وفات این سه نفر چنین سروده است.:
سال تاریخشان ز مقطع جو همچو «برنا» اگر که هشیاری
«سه ادیب معزّز و دانا نیّر و اهتمام و انصاری»[2]
محمّد صادق انیس اصفهانی
محمّد صادق اصفهانی متخلّص به «انیس» شاعر ادیب. [از سخنوران قرن سیزدهم هجری] در اصفهان به تجارت مشغول بوده و به حُسن خُلق معروف بوده است.
از اوست:
جان به سختی می دهد از دوری جانان انیس مژده بادا خلق، یک چندی اَجَل بیکار نیست[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 58-60؛ گلستان هنر، صص 152 و 153؛ تذکره منتخب اللطایف، ص395؛ تذکره شمع انجمن، ص395؛ تذکره حسینی، ص186؛ ریحانه الادب، ج3، ص405؛ دانشمندان آذربایجان، صص 212 و 213؛ فرهنگ معین، ج6، ص973؛ الذریعه، ج9، ص581 و ج20، ص27 و ج23، ص31؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «صادقی»، ص65؛ تاریخ نظم و نثر، ص457؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 298-302.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص331.
[3]تذکره نگارستان دارا، ج1، ص171؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، ص198؛ تذکره منظوم رشحه، ص18؛ تذکره اختر، ص23؛ تذکره دلگشا، صص 482 و 483؛ مصطبه خراب، ص10؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص139؛ تذکره شبستان، صص 63 و 64؛ تذکره انجمن خاقان، صص 470 و 471.
شیخ محمّد صادق اصفهانی
شیخ محمّد صادق بن ابی الفتح اصفهانی، ادیب فاضل [از دانشوران قرن سیزدهم هجری]. وی برخی از کتابهای علمی و درسی را در سال 1206ق در مدرسه باقریه اصفهان کتابت نموده است که از جمله کتاب «مغنی اللّبیب» است و علّامه شیخ آقابزرگ طهرانی آنرا در کتابخانه شیخ علی قمی در نجف اشرف مشاهده نموده است.[1]
محمّد صادق اصفهانی
محمّد صادق بن ابی الفتوح [اصفهانی]، از علمای قرن دوازدهم هجری. او در سال 1144ق کتاب «حدیقه المتّقین» تألیف: ملّا محمّد تقی مجلسی را در اصفهان به خط نسخ خوش نوشته است. نسخه به شماره 702 در کتابخانه جامع گوهرشاد موجود است.[2]
سیّد محمّد صادق موسوی اصفهانی
سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم موسوی خواجوئی اصفهانی بن سیّد محمّد باقر بن سیّد محمّد صادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی، از علمای اخیار و فضلای ابرار [در قرن دوازدهم هجری] بوده و در سال 1203ق وفات یافته و در تکیه خاتون آبادی ها مدفون شده است.[3]
[1]بیان المفاخر، ج2، ص297؛ الکرام البرره، ج2، ص635.
[2]فهرست گوهرشاد، ص108.
[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص218؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص713.
ملّا محمّد صادق پیکانی
ملّا محمّد صادق بن احمد پیکانی، عالم فاضل و فقیه محقّق، [از اهالی قریه «پیکان» ازjوابع جرقویه اصفهان بوده و پس از تحصیل در اصفهان به عتبات عالیات رفته و[ نزد شیخ مرتضی انصاری به تحصیل پرداخت سپس به اصفهان بازگشته و به تدریس فقه و اصول مشغول شد. عالمی با تحقیق و تدقیق بود و به او امید ترقیّات زیاد می رفت ولی دنیا با او موافقت نکرده و در جوانی وفات یافته و در ایوانچه بیرون بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
او رساله موسوم به «هدایه الطّالبین» میر سیّد حسن مدرس اصفهانی را مختصر نموده و شخصی به نام «محمّد علی بن محمّد رضا» در سال 1267ق آن را تصحیح و مقابله نموده است که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی موجود است.[2]نسخه های دیگری از آن نیز در کتابخانه سیّد آقا شوشتری در نجف اشرف و کتابخانه شیخ قاسم محی الدّین جامعی در نجف موجود است.[3]
[مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی او را به عنوان «شیخ محمّد صادق تنکابنی» آورده و «تنکابنی» تعریف شده «پیکانی» است. او اضافه می کند که شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی در ابتدای تحصیل خود در اصفهان نزد این شخص تحصیل نموده است و از او تجلیل زیاد می نموده است.[4]]
[سنگ قبر اصلی او در تعمیرات تکیه خوانساری ها در سال 1373ش ناپدید شده و در قطعه سنگ کوچکی که به جای آن نهاده اند سال 1286ق به عنوان سال فوت او نوشته شده است.[5]]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 92 و 93؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 714 و 715؛ زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص360؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110.
[2]فهرست مرعشی، ج2، ص341.
[3]الذریعه، ج25، صص 180 و 181.
[4]الکرام البرره، ج2، ص629.
[5]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.