بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 464

حاج محمّد صادق تاجر اصفهانی، از نیکوکاران و خَیّرین قرن سیزدهم هجری است. او در شیراز ساکن بوده و آثار خیریه بسیاری را ساخته و وقف کرده است که از آن جمله است کاروانسرای احمدی در شش فرسنگی برازجان.[1]

حاج صادق تخت فولادی

حاج صادق تخت فولادی عارف کامل و عابد زاهد [از عرفاء و اهل سلوک اصفهان در قرن سیزدهم هجری. در جوانی در شغل رنگرزی مشغول بود. هنگامی که با عارف روشن ضمیر بابا رستم بختیاری آشنا شده دگرگون شده و به سیر و سلوک روی آورد و به دستور استاد به تهجّد و عبادت مشغول شد. او سالها تحت تعلیمات مراد خود به تزکیه نفس مشغول بود تا اینکه پس از فوت او] در تکیه مادرشاهزاده واقع در تخت فولاد اصفهان رحل اقامت افکنده و به تهجّد و عبادت پرداخت. با وجودی که عامی و بی سواد بوده، در اثر ریاضت و تقوا دارای صفای باطن شده بود معروف ترین شاگرد و مرید او شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی است که مراتب سیر و سلوک را نزد حاج صادق طی نموده است.

این سالک و عارف الهی سرانجام در شب دوشنبه پانزدهم ذی القعده 1290ق وفات یافته و در صحن تکیه مادرشاهزاده (تکیه شیخ محمّد تقی رازی) مدفون شد[2]

میرزا صادق تسلیم اصفهانی

میرزا صادق اصفهانی متخلّص به «تسلیم»، شاعر و عارف ادیب [از سخنوران قرن سیزدهم هجری] چندی به سفر مشغول بوده و عاقبت به سلسله جلالیه پیوسته و دست

[1]آثار عجم، ص368.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص77؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص712؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص120؛ نشان از بی نشان ها: مقدمه؛ شرح مجموعه گل، صص 161-164.


صفحه 465

ارادت به غلام علی شاه جلالی هندی داده و به سیر و سلوک مشغول شد. دیوان اشعارش قریب به پنج هزار بیت بود.

از اوست:

صوفی که گوید برملا، روی تو دیدم بارها گر راست می گوید چرا، بانگ انا الحق می زند[1]

میر محمّد صادق خاتون آبادی

میر محمّد صادق حسینی خاتون آبادی از علماء و دانشمندان در قرن دوازدهم هجری. در سال 1140ق وفات یافته و در تکیه خاتون آبادی واقع در تخت فولاد مدفون شد.[2]

ملّا صادق ذاکری سدهی

ملّا صادق ذاکری سدهی [از شعرای قرن سیزدهم هجری و از اهالی سِدِه ماربین (خمینی شهر) اصفهان است.]

این شعر از اوست:

اندر دل شب ناله شبگیر خوش است در وقت سحر توبه ز تقصیر خوش است

مطلوب سحرگهان بود استغفار چون فجر دمد صدای تکبیر خوش است[3]

ملّا محمّد صادق روشن اردستانی

ملّا محمّد صادق متخلّص به «روشن» از شعراء و عرفای قرن سیزدهم هجری. از نوادگان ملّا محمّد صادق اردستانی عارف و حکیم اواخر عهد صفویه است. در اصفهان

[1]تذکره ریاض العارفین، ص414.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص712؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص217؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص870؛ بیان المفاخر، ج2، ص232.


صفحه 466

علم و ادب آموخته و به حرفه صحافی مشغول شده است. [آنگاه به طهران رفته و در کارخانه دارالطّباعه خاصّه (چاپخانه دولتی) به صحافی پرداخته است.] در فنون شعر و ادب مهارت داشته و دیوان اشعارش به طبع رسیده است. از مردان صافی ضمیر و عارف مسلک بوده و مرید حاج محمّد کاظم سعادت علی شاه اصفهانی شده و به لقب «روشن علی» ملقّب شده است. او سرانجام در سال 1305ق وفات یافته و جنازه اش به نجف اشرف حمل شده و مدفون گردید. در انواع شعر قصیده و غزل را خوب می گفته و با شعراء و فضلای طهران معاشر و مأنوس بوده است.

از اوست:

ما نشناسیم هیچ، نیک و بد روزگار در دل ما یاد دوست، بر لب ما ذکر یار

عقل من و هوش من، بُرد و به تاراج برد عشوه عابد فریب، غمزه زاهد شکار[1]

محمّد صادق سرکانی

محمّد صادق بن محمّد علی سرکانی همدانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری[ مجموعه ای شامل 26 رساله و مقاله ترجمه از جمله «شرح فارسی موجز»، «ترجمه رساله شهید در عمل بقول میّت»، «ترجمه رساله جمعه» کرکی و «ترجمه رساله اجتهاد» شهید که در یکشنبه 7 ربیع الاولی 1033ق در اصفهان به خط نسخ نوشته و اصل آن در کتابخانه وزیری یزد و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]

[1]طرائق الحقائق، ج3، صص 165 و 166؛ تذکره مدایح معتمدّیه: خطی؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص322؛ شمس التّواریخ، ص84؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 691-694.

[2]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص703.


صفحه 467

در فهرست کتابخانه وزیری از مجموعه فوق با عنوان «پراکنده هایی از اصول، کلام، فقه و ادب و غیرها، ترجمه مانند» ذکر شده که از آثار محمّد صادق سرکانی است و به شماره 1283 در آن کتابخانه موجود است.[1]

همچنین در روز سه شنبه 16 جمادی الثّانی 1028ق از کتابت «مفاوضات» صدرالدّین قونیوی فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 2681 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]

کتاب «التّصریح بمضمون التّوضیح» تألیف: شیخ خالد بن عبداللّه ازهری، را به خط نسخ در رجب 1047ق در دارالسّلطنه اصفهان نوشته که در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.[3]

سیّد محمّد صادق شهاب*

سیّد محمّد صادق شهاب (افتخاری) هنرمند قرن چهاردهم هجری در سال 1254ش (حدود 1292ق) در محلّه لنبان اصفهان متولّد شد. در جوانی در جرگه آزادیخواهان قرار گرفت و همراه برادرش «افتخارالسادات» در فتح تهران به وسیله قوای بختیاری شرکت کرد و به لقب «شهاب السادات اصفهانی» ملقّب شد. او موفق شد از صدراعظم آن روزگار امین السلطان دستخط بگیرد و باغ هشت بهشت را به باغ ملّی تبدیل کند. او به کشاورزی علاقه فراوان داشت و از مزارع خود امرار معاش می کرد.

سیّد صادق شهاب از جوانی صدای خوشی داشت و قرآن را با صدای نیکو و زیبا می خواند. او از محضر حبیب شاطر حاجی برخوردار شده و آواز را از او آموخت و کم کم استادی نامور شد. او صدای دو دانگ بم و گرم و پخته و گیرا داشت، امّا متأسّفانه اثری از او ضبط نشده است. شهاب علاقه زیادی به موسیقی دان هنرمند ابوالحسن صبا داشت

[1]فهرست وزیری، ج3، ص915.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1570.

[3]فهرست گوهرشاد، ج1، ص195.


صفحه 468

و هر وقت به تهران می رفت به او سری می زد و صبا در سفر به اصفهان، سراغ شهاب می رفت. در یکی از سفرها به تهران، شهاب به همراه صدای ویولون صبا، بیات ترک خواند و گوشه ای را خواند که صبا آنرا برای اولین بار می شنید. لذا صبا این گوشه را «شهابی» نام نهاد.[1]

شهاب مردی شوخ طبع و بذله گو، حاضر جواب و رُک گو بود و در راه کمک به نیازمندان از هیچ کمکی دریغ نداشت. او سرانجام در 29 مهر 1328ش بر اثر بیماری سل درگذشت و در قبرستان بزرگ مصلای اصفهان (نزدیک خیابان آب 250 در تخت فولاد) به خاک سپرده شد.

مادّه تاریخ وفات او را یداللّه بر خوردار متخلّص به «تائب» چنین گفته است:

خرد گفت با «تائب» دل پریش بتاریخ فوتش چنین کن حساب

بنه پا بجمع و بتاریخ گوی: «بسوی جنان رفت صادق شهاب»[2]

ملّا محمّد صادق صبّاغ کاشانی*

حاج ملّا محمّد صادق صبّاغ کاشانی، عالم فاضل، فقیه ماهر و حکیم متبحّر. وی با وجود کهولت و پیری به تحصیل مشغول بوده و از حاج ملّا هادی سبزواری بهره برده و به مراتب عالی فضل و دانش دست یافته و در کاشان به تدریس پرداخته است. ملّا حبیب اللّه شریف کاشانی از شاگردان اوست. در زهد و تقوا و حُسن اخلاق از نوادر عهد بوده و بنا به ادّعای مرحوم میرزا محمّد علی معلم حبیب آبادی اصلاً اصفهانی است و کتابی در «شرح تشریح الافلاک» نوشته است.[3]

[او از شاگردان حاج محمّد ابراهیم کلباسی بوده و در اوایل سلطنت ناصرالدّین شاه

[1]هنر موسیقی (ماهنامه)، سال هفتم، شماره 54، اَمرداد 1383، صص 4 و 5؛ تاریخ موسیقی ایران، ص678؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص305.

[2]یادداشت های آقای حمید خلیلیان.

[3]لباب الالقاب، ص111؛ نقباء البشر، ج2، ص854.


صفحه 469

وفات یافته است.]

ملّا محمّد صادق فاضل هرندی

مولی محمّد صادق معروف به «فاضل هرندی» مؤلّف کتاب «زاد الواعظین» به فارسی در دو مُجَلَّد، در فهرست کتب مطبوعه خان بابا مشار نامش محمّد باقر هرندی ذکر شده است و تربیت او را مرندی نوشته است و کتاب در سال 1323 در 132صفحه به طبع رسیده است.[1]

ملّا محمّد صادق کرباسی

آخوند ملّا محمّد صادق اصفهانی کرباسی همدانی، عالم فاضل محقّق. در اصفهان ساکن بوده و ملّا محمّد تقی مجلسی در سال 1068ق به او اجازه داده و او را با القاب «المولی الجلیل و الفاضل النّبیل جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع و الاصول» ستوده است. این اجازه در مُجَلَّد اجازات «بحارالانوار» آورده شده است.[2]

محمّد حسین بن حیدرعلی شوشتری در سال 1072ق نسخه ای از «اصول کافی» را نزد صاحب عنوان خوانده و سپس این کتاب را نزد علّامه مجلسی خوانده است. این نسخه در کتابخانه «حسینیه تستریه» نجف اشرف موجود بوده است.[3]

محمّد صادق گلستانه

محمّد صادق گلستانه [از فضلاء خاندان گلستانه اصفهان در عصر صفویه] در هفتم ربیع الاوّل سال 1001ق نسخه ای از «من لایحضره الفقیه» را کتابت نموده که به شماره

[1]الذریعه، ج12، ص12؛ فهرست کتابخانه فیضیه قم، ص69؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص853.

[2]الذریعه، ج1، ص163؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص713؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص390؛ نجوم السماء، ص181.

[3]الروضه النّضره، ص277.


صفحه 470

311 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.[1]

کتاب دارای حواشی متعددی به نقل از مجلسی اوّل است که شخصی غیر از کاتب متن کتاب آنرا نوشته است. زیرا تولّد ملّا محمّد تقی مجلسی در سال 1003ق و بعد از کتابت این کتاب بوده است.

[مؤلف فقید در «زندگینامه علّامه مجلسی» صاحب عنوان را به عنوان یکی از شاگردان و یا مجازین ملّا محمّد تقی مجلسی ذکر کرده که صحیح نیست.]

میرزا صادق گویای نطنزی*

میرزا صادق حسینی نطنزی متخلّص به «گویا»، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. او برادرزاده میر ابوالمعالی حسینی برزرودی نطنزی واقعه نویس و داماد او بود. در اصفهان به تحصیل علوم نقلی و عقلی نزد جمعی از دانشمندان اصفهان از جمله علّامه ملّا سلطان حسین ندوشنی یزدی پرداخت. چندی نگذشت که به او شوریدگی و سودا غالب شد. او ترک درس و بحث کرده، به کاشان رفت و قهوه خانه ای خریده و در آنجا فوت شد. سال فوتش معلوم نیست ولی مُسَلّم است که قبل از سال 1083ق اتّفاق افتاده است.[2]

از اوست:

جایی که ترک سر اوّلین قدم بود غفلت نگر که طره به دستار می زنند

میر محمّد صادق موسوی خواجوئی

میر محمّد صادق موسوی خواجوئی، عالم فاضل کامل [از علمای قرن دوازدهم هجری] در ماه شعبان المعظّم سال 1203ق وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد مدفون شد.[3]

[1]فهرست فیضیه (استادی)، ج1، ص274؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص390.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 160 و 161؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 112 و 113.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص218؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص713؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114.


صفحه 471

صادق موسوی مازندرانی

صادق موسوی مازندرانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری ساکن اصفهان] در سال 1224ق در اصفهان کتاب «شرح درایه» شهید ثانی را کتابت نموده که ضمن مجموعه شماره 1143 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است. همچنین او در سال 1244ق «رساله مشاعر» ملّا صدرا و «رساله تصوّر و تصدیق» و «شواهد الرّبوبیّه» وی را کتابت نموده و ضمن مجموعه شماره 1270 در همان کتابخانه نگهداری می شود.[1]

میرزا محمّد صادق مستوفی*

میرزا محمّد صادق، خوشنویس ادیب قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در دستگاه اداری صفویه در منصب مستوفی الممالکی به خدمت مشغول بود. در حساب و سیاق مهارت به سزایی داشت و اهل فضل و ادب بود و خط نستعلیق را خوش می نوشت.

او در سال 1084ق نسخه ای از کتاب «هشت بهشت» تألیف: ادریس بدلیسی رومی را به خط نستعلیق خوش کتابت کرده که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

میرزا محمّد صادق ناطق اصفهانی

میرزا محمّد صادق اصفهانی متخلّص به «ناطق» از شعراء و ادبای قرن سیزدهم هجری. پدرش از اَتراک [ترک ها] و مادرش از اهالی مدینه منوّره است. مدّتی در خوزستان و آذربایجان مسافرت کرد و عاقبت در اصفهان ساکن شد. در فن مادّه

[1]فهرست فیضیه (استادی)، ج3، صص 59 و 86.

[2]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: خطی؛ فهرست الفبائی رضوی، ص611.