[شیخ محمّد تقی آقانجفی و فرزندش شیخ جلال الدّین نجفی] اختصاص یافت. همچنین در مدرسه صدر به تدریس کتابهای حکمت مانند «اسفار»، «منظومه»، «شرح تجرید» و غیره می پرداخته و در مجالس خصوصی تفسیر می گفته است.
او مردی وارسته و جامع جمیع ملکات و فضائل انسانی بود و الحق ملکی بود به صورت بشر. در عین فقر و تهیدستی به متموّلین و اغنیاء بی اعتناء و فقط متوجّه حضرت باری تعالی بود. وی در شب شنبه 5 جمادی الاولی سال 1372 به عارضه سکته وفات یافته و در بقعه تکیه درکوشکی مدفون گردید. و قابل توجّه آن که روز قبل در مجلس ختم علّامه فقیه مرحوم آقا سیّد محمّد کوه کمری در مدرسه صدر در حضور جمعی فرمود: «فردا نوبت من است» و فردا به همان کیفیّت وفات یافته، در همان محل جهت او مجلس ختم گرفتند.
[در وفات او میرزا حبیب اللّه متخلّص به «نیر» مرثیه ای به عربی سروده و مادّه تاریخ او را چنین گفته است:
فَیا نَیّر اُکتُب فی الجواب بسؤال من دعاک هنا عن عام فقد لذا الحبر
ثلاثا اذا نقصت من ذا تؤرّخه «فخلد جنانٍ منزل السیّد الصدر»
1372=3-1375]
از آثارش کتاب «شروق الحکمه» است، در حل معضلات اسفار و منظومه که آن را در دوره اشتغال خود در نجف [و تحصیل نزد شیخ عبدالصمد سبزواری] نوشته است. اثر دیگرش «شرح کفایه الاصول» استادش آخوند خراسانی است.
پدرش از فضلاء اصفهان بوده و قبل از سال 1323 فوت شده است.[1]
[1]علوم و عقاید، ص26-35؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص348؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 430 و 431؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 181 و 182؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 731 و 732؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86؛ بوستان فضیلت، صص 88-112.
سیّد صدرالدّین بلاغی
سیّد صدرالدّین محمّد تقی بلاغی نایینی معروف به «صدر بلاغی» فرزند سیّد حسن حسینی عریضی، واعظ کامل، ادیب بارع و فقیه جامع [از خطبای مشهور معاصر] در سال 1290ه .ش در نایین متولّد شده و در اصفهان و شیراز به تحصیل پرداخته و در علوم عقلی و نقلی رحمت ها کشید. سپس به طهران رفته و آنجا ساکن شد. از سخنرانان مذهبی رادیو طهران بود که بیشتر مردم متدیّن ایران به بیانات او اظهار علاقه می کردند. [او علاوه بر ایراد سخنرانی و وعظ و خطابه در دارالفنون و دبیرستانهای مشهور تدریس می کرد. او سرانجام در اوّل اردیبهشت 1373ش وفات کرد.]
در سرودن شعر نیز توانا بود و گاهی بنا به اقتصای حال اشعاری می گفته است.
کتب زیر از تألیفات او به چاپ رسیده است:
1. «سخنرانی های بلاغی» که اغلب آنرا در رادیو ایراد نموده است.2. «شرح و ترجمه صحیفه سجادیه»3. «قصص قرآن و فرهنگ آن» [4. «ترجمه من لایحضره الفقیه»، با همکاری استاد علی اکبر غفاری5. «عدالت و قضا در اسلام»6. «محاکمه گلد زیهر صهیونیست معلم نویسندگان»7. «صلح حدیبیّه»8. «پیغمبر در صحنه کارزار بدر»9. «برهان قرآن و ردّ شبهات پیروان کمونیزم و سایر معاندین اسلام» 10. «ترجمه و تفسیر جزء 23 قرآن مجید» 11. «محمّد صلی الله علیه و آله پیامبر رحمت».
از اوست:
من دلبری ز جمله جهان برگزیده ام و ز غیر او علاقه دل را بریده ام
نشنیده ام جز از لب لعلش پیام روح جز عارضش حقیقت جان را ندیده ام[1]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 91 و 92؛ تذکره سخنوران نایین، ص28؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 543-549؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 533 و 533؛ نایین بلده طیبه، صص 54 و 55؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن،صص 95 و 96.
حاج آقا صدرالدّین کلباسی*
حاج آقا صدرالدّین کلباسی فرزند شیخ محمّد رضا بن میرزا عبدالرّحیم بن میرزا محمّد رضا بن حاج محمّد ابراهیم کلباسی، عالم فاضل، از علمای معاصر اصفهان، در ماه ربیع الثّانی 1334ق (مطابق سال 1294ش) در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیل در مدرسه عَلیّه از مدارس جدید، وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر دانشمند خود و شیخ محمّد تقی فشارکی (شوهر خواهر خود) و دیگران به تحصیل پرداخت. سپس به مشهد مقدّس سفر کرده و به همراه شیخ حبیب اللّه گلپایگانی، از درس علمای آنجا بهره گرفت. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات و آیات عظام مرعشی نجفی، محقّق داماد، میرزا محمّد علی ادیب تهرانی به تحصیل پرداخت. او در اصفهان در درس خارج سیّد علی مجتهد نجف آبادی و آقا سیّد مهدی درچه ای حضور یافت. مدتی هم در بروجرد از محضر مرجع عالیقدر حاج آقا حسین بروجردی و در قم از حضرات آیات سیّد محمّد تقی خوانساری، حجت کوه کمری و مرعشی نجفی کسب فیض نمود.
او پس از بازگشت به اصفهان به تدریس، و اقامه جماعت و منبر مشغول گردیده و مردم را از مواعظ و بیانات خود بهره مند می نمود. سرانجام در 23 رمضان المبارک 1411ق وفات یافته و در یکی از اطاق های مسجد رکن الملک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
سیّد صدرالدّین روضاتی
حاج سیّد صدرالدّین روضاتی فرزند آقا میر سیّد علی بن آقا میرزا مهدی بن آقا میرزا محمّد باقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات الجنّات)، عالم فاضل جلیل.
[در سال 1308ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت و سپس
[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ خاندان کلباسی، ص222؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
به ترویج دین و تحقیق و تألیف مشغول شد. سرانجام در روز 19 ذیحجه] سال 1392ق وفات یافته و در تکیه صاحب روضات (جدّ عالیقدر خود) در تخت فولاد مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را شاعر فرزانه استاد فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین گوید:
نوشت از پی تاریخ فوت او «برنا» «شدی بگلشن مینو مقام صدرالدّین»
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تشریح الانسان» 2. «چهل حدیث» 3. «سراج الایمان فی أخبار و مصائب الائمه الأطهار» که چاپ شده است.4. «علائم الإیمان فی المواعظ مولانا أمیرالمؤمنین علیه السلام لهمام بن شریح»5. «کمال الیقین»6. «نور الإیمان فی أحکام القرآن» که چاپ شده است.7. «هادی المضلّین»[1]]
صدرالدّین اصفهانی
صدرالدّین بن محمّد بن صدرالدّین اصفهانی. از خوشنویسان خط نسخ در قرن دهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «منیه اللبیب» را در سال 954ق کتابت نموده که در کتابخانه وزیری یزد موجود است. همچنین کتاب «مختلف الشیعه» را در غرّه رجب 960ق کتابت کرده است که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]
سیّد صدرالدّین بهشتی
سیّد صدرالدّین بن سیّد مهدی بهشتی، از علماء اواخر دوره قاجاریه و امام جماعت مسجد سیچان اصفهان متوفی در 29 رجب 1338ق مدفون در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد).[3]
[1]مناهج المعارف: مقدمه، ص249؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]فهرست وزیری، ج4، ص1232؛ فهرست مرعشی، ج20، ص94.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
سیّد صدرالدّین امامی*
حاج سیّد صدرالدّین امامی فرزند استاد میرزا آقا امامی اصفهانی، از هنرمندان معاصر. در سال 1298ه .ش در محلّه بیدآباد متولّد شد و پس از کمی تحصیل نزد پدر به فراگیری نقاشی پرداخت. هنر سوخت را هم از استاد عباس اسفرجانی فرا گرفت.
او بیش از 40 سال به نقاشی مشغول بود ولی پس از آن دست از این هنر کشید. در نقاشی از سبک مینیاتورهای صفویه پیروی نموده است و نقاشی را نه در هنرستان هنرهای زیبا بلکه سینه به سینه از پدران خویش فراگرفته است.[1]
صدرالدّین سنگتراش*
استاد صدرالدّین سنگتراش، از هنرمندان قرن دهم هجری است. در حجاری استاد بوده و آثار ارزنده ای به وجود آورده است از جمله: حجاری سنگ قبر استاد فولاد بن شجاع حلوائی که در سال 959ق حجاری شده است و حجاری سنگ قبر صفی الدّین محمّد بن عمده القضاه غیاث الدّین علی زواره ای در سال 995ق.
اثر اوّل در تخت فولاد و اثر دوم در امامزاده اسماعیل اصفهان موجود است.[2]
صفایی اصفهانی*
صفای اصفهانی، از شعرای اصفهان است. ظاهرا در قرن سیزدهم هجری می زیسته است. مدّتی سرداری نمود و شجاعت داشت. عاقبت به تصوّف روی آورده و سر و پای برهنه سیاحت می کرد تا فوت شد.
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با حاج سیّد صدرالدّین امامی در سوم اردیبهشت 1381ش.
[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص534؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
این رباعی از اوست:
غمگین دل خود به دهر شاد از که کنیم چون دلبر خود خودیم، یاد از که کنیم
مردم ز فلک داد ز بیداد کنند ما خود فلک خودیم داد از که کنیم[1]
دکتر صفدر صانعی*
دکتر صفدر صانعی، پزشک متدیّن و نیکوکار معاصر. در سال 1309ش در روستای «بهمن» از توابع آباده متولّد شد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود طی کرد. سپس در اصفهان جهت امرار معاش به کار پرداخت. پس از ازدواج موفق به ادامه تحصیل شد و چند سال بعد در آزمون ورودی دانشگاه در رشته پزشکی پذیرفته شد و این رشته را تا دریافت دکترای بیماریهای داخلی ادامه داد.
او عمر خود را به خدمت به مردم، تحقیق درباره گیاهان دارویی و تألیف کتابهای ارزنده گذراند.
وی سرانجام در روز 23 اردیبهشت 1369ش (برابر با 7 صفر 1421ق) در اصفهان وفات یافته و در قبرستان جدید اصفهان معروف به «باغ رضوان» به خاک سپرده شد.
کتابهای زیر از تألیفات اوست که هر کدام چندین بار تجدید چاپ شده است.
1. «آرامش روانی و مذهب» 2. «ارمغان کعبه»3. «بهداشت ازدواج از نظر اسلام»4. «دل یا محفل نور»5. «راز تندرستی»6. «راز طول عمر»7. «راهی به سوی او»8. «نسخه شفا» دو جلد9. «همیشه لاغر باشید» دو جلد 10. «تعالیم بهداشتی اسلام»
استاد صفرعلی اصفهانی*
استاد صفرعلی اصفهانی، از معماران چیره دست و توانای عصر قاجاریه است. وی
[1]تذکره ریاض العارفین، (چاپ 1344ش)، ص156.
معماری مسجد شاه (سابق) سمنان را برعهده داشت و در سال 1243ق آن مسجد را به پایان رساند.[1]
صفرعلی نجف آبادی
صفرعلی بن اسماعیل نجف آبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] سالها در نجف آباد و اصفهان به کتابت مشغول بوده و خط نسخ را نیکو می نوشته و کتب زیر را کتابت نموده است:
1. «شرح زیارت جامعه» تألیف: شیخ احمد احسائی که در سال 1240ق از کتابت آن فراغت یافته و به شماره 1641 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.[2]2. «کافی» که در دوشنبه از ماه شعبان 1239ق آنرا کتابت نموده و نسخه به شماره 3894 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. روی برگ اوّل تملّک حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی بن شیخ محمّد تقی صاحب حاشیه و مهر بیضوی او «محمّد باقر بن محمّد تقی» دیده می شود.[3]3. «منتهی المطلب» علّامه حلّی که در سال 1248ق به خط نسخ نوشته و به شماره 3310 در کتابخانه مدرسه مجلس شورای ملّی موجود است.[4]4. «حاشیه بر شرح عضدی» از: ملّا میرزا جان باغنوی که در یک شنبه 25 صفر 1254ق به خط نسخ کتابت نموده است.[5]5. «الفصول الغرویه» تألیف: شیخ محمّد حسین ایوان کیفی به خط نسخ که در سال 1255ق کتابت شده است.[6]نسخه در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد موجود است.
[1]تاریخ صنایع ایران، ص218.
[2]فهرست فیضیه (استادی)، ج1، ص148.
[3]فهرست مرعشی، ج10، ص276.
[4]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص961.
[5]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ص232.
[6]فهرست گوهرشاد، ص359.
شیخ صفرعلی شریعت فلاورجانی*
حاج صفرعلی شریعت فرزند حاج شیخ محمّد حسین شریعت فلاورجانی، از علماء معاصر اصفهان. در سال 1315ش در فلاورجان متولّد شد. و نزد علمای اصفهان همچون: شیخ علی فقیه فریدنی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج آقا حسین خادمی، سیّد علی مشکاه سدهی شیخ احمد فیاض و سیّد علی اصغر برزانی تحصیل نمود. سپس به قم رفته و درس حضرات آیات: بروجردی، امام خمینی، محقّق داماد و حائری یزدی حاضر شد.
او سالها در فلاورجان به تبلیغ دین و اقامه جماعت و حل مشکلات شرعی مردم مشغول بوده و 8 سال امام جمعه آن شهر را برعهده داشت و در جریان جنگ ایران و عراق برای کمک به جبهه تلاش فراوانی را انجام داد و یکی از فرزندانش نیز در این جنگ به شهادت رسید. از دیگر اقدامات صاحب عنوان تأسیس حوزه علمیه امام خمینی در فلاورجان است.
شیخ صفرعلی همدانی
آقا شیخ صفرعلی بن شیخ غلامعلی همدانی، عالم فاضل مُعَمَّر [از علمای اصفهان در نیمه اوّل قرن چهاردهم هجری].
در همدان متولّد گردیده و جهت کسب علم به اصفهان مهاجرت نمود. و خدمت اساتید این شهر همچون حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی و آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) تحصیل نموده و اجازه دریافت نمود. او در محلّه دردشت ساکن بوده و در مسجد کوچه باغ دردشت امامت می نمود.
در سال 1350ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته، در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد اصفهان) بالای سر قبر آخوند کاشی، استاد خود مدفون گردید. مشارالیه برخی از تقریرات اساتید خود را در فقه و اصول به رشته تحریر درآورده است.[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص733؛ سیری در تارخ تخت فولاد، ص203.