به ترویج دین و تحقیق و تألیف مشغول شد. سرانجام در روز 19 ذیحجه] سال 1392ق وفات یافته و در تکیه صاحب روضات (جدّ عالیقدر خود) در تخت فولاد مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را شاعر فرزانه استاد فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین گوید:
نوشت از پی تاریخ فوت او «برنا» «شدی بگلشن مینو مقام صدرالدّین»
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تشریح الانسان» 2. «چهل حدیث» 3. «سراج الایمان فی أخبار و مصائب الائمه الأطهار» که چاپ شده است.4. «علائم الإیمان فی المواعظ مولانا أمیرالمؤمنین علیه السلام لهمام بن شریح»5. «کمال الیقین»6. «نور الإیمان فی أحکام القرآن» که چاپ شده است.7. «هادی المضلّین»[1]]
صدرالدّین اصفهانی
صدرالدّین بن محمّد بن صدرالدّین اصفهانی. از خوشنویسان خط نسخ در قرن دهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «منیه اللبیب» را در سال 954ق کتابت نموده که در کتابخانه وزیری یزد موجود است. همچنین کتاب «مختلف الشیعه» را در غرّه رجب 960ق کتابت کرده است که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]
سیّد صدرالدّین بهشتی
سیّد صدرالدّین بن سیّد مهدی بهشتی، از علماء اواخر دوره قاجاریه و امام جماعت مسجد سیچان اصفهان متوفی در 29 رجب 1338ق مدفون در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد).[3]
[1]مناهج المعارف: مقدمه، ص249؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]فهرست وزیری، ج4، ص1232؛ فهرست مرعشی، ج20، ص94.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
سیّد صدرالدّین امامی*
حاج سیّد صدرالدّین امامی فرزند استاد میرزا آقا امامی اصفهانی، از هنرمندان معاصر. در سال 1298ه .ش در محلّه بیدآباد متولّد شد و پس از کمی تحصیل نزد پدر به فراگیری نقاشی پرداخت. هنر سوخت را هم از استاد عباس اسفرجانی فرا گرفت.
او بیش از 40 سال به نقاشی مشغول بود ولی پس از آن دست از این هنر کشید. در نقاشی از سبک مینیاتورهای صفویه پیروی نموده است و نقاشی را نه در هنرستان هنرهای زیبا بلکه سینه به سینه از پدران خویش فراگرفته است.[1]
صدرالدّین سنگتراش*
استاد صدرالدّین سنگتراش، از هنرمندان قرن دهم هجری است. در حجاری استاد بوده و آثار ارزنده ای به وجود آورده است از جمله: حجاری سنگ قبر استاد فولاد بن شجاع حلوائی که در سال 959ق حجاری شده است و حجاری سنگ قبر صفی الدّین محمّد بن عمده القضاه غیاث الدّین علی زواره ای در سال 995ق.
اثر اوّل در تخت فولاد و اثر دوم در امامزاده اسماعیل اصفهان موجود است.[2]
صفایی اصفهانی*
صفای اصفهانی، از شعرای اصفهان است. ظاهرا در قرن سیزدهم هجری می زیسته است. مدّتی سرداری نمود و شجاعت داشت. عاقبت به تصوّف روی آورده و سر و پای برهنه سیاحت می کرد تا فوت شد.
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با حاج سیّد صدرالدّین امامی در سوم اردیبهشت 1381ش.
[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص534؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
این رباعی از اوست:
غمگین دل خود به دهر شاد از که کنیم چون دلبر خود خودیم، یاد از که کنیم
مردم ز فلک داد ز بیداد کنند ما خود فلک خودیم داد از که کنیم[1]
دکتر صفدر صانعی*
دکتر صفدر صانعی، پزشک متدیّن و نیکوکار معاصر. در سال 1309ش در روستای «بهمن» از توابع آباده متولّد شد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود طی کرد. سپس در اصفهان جهت امرار معاش به کار پرداخت. پس از ازدواج موفق به ادامه تحصیل شد و چند سال بعد در آزمون ورودی دانشگاه در رشته پزشکی پذیرفته شد و این رشته را تا دریافت دکترای بیماریهای داخلی ادامه داد.
او عمر خود را به خدمت به مردم، تحقیق درباره گیاهان دارویی و تألیف کتابهای ارزنده گذراند.
وی سرانجام در روز 23 اردیبهشت 1369ش (برابر با 7 صفر 1421ق) در اصفهان وفات یافته و در قبرستان جدید اصفهان معروف به «باغ رضوان» به خاک سپرده شد.
کتابهای زیر از تألیفات اوست که هر کدام چندین بار تجدید چاپ شده است.
1. «آرامش روانی و مذهب» 2. «ارمغان کعبه»3. «بهداشت ازدواج از نظر اسلام»4. «دل یا محفل نور»5. «راز تندرستی»6. «راز طول عمر»7. «راهی به سوی او»8. «نسخه شفا» دو جلد9. «همیشه لاغر باشید» دو جلد 10. «تعالیم بهداشتی اسلام»
استاد صفرعلی اصفهانی*
استاد صفرعلی اصفهانی، از معماران چیره دست و توانای عصر قاجاریه است. وی
[1]تذکره ریاض العارفین، (چاپ 1344ش)، ص156.
معماری مسجد شاه (سابق) سمنان را برعهده داشت و در سال 1243ق آن مسجد را به پایان رساند.[1]
صفرعلی نجف آبادی
صفرعلی بن اسماعیل نجف آبادی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] سالها در نجف آباد و اصفهان به کتابت مشغول بوده و خط نسخ را نیکو می نوشته و کتب زیر را کتابت نموده است:
1. «شرح زیارت جامعه» تألیف: شیخ احمد احسائی که در سال 1240ق از کتابت آن فراغت یافته و به شماره 1641 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.[2]2. «کافی» که در دوشنبه از ماه شعبان 1239ق آنرا کتابت نموده و نسخه به شماره 3894 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. روی برگ اوّل تملّک حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی بن شیخ محمّد تقی صاحب حاشیه و مهر بیضوی او «محمّد باقر بن محمّد تقی» دیده می شود.[3]3. «منتهی المطلب» علّامه حلّی که در سال 1248ق به خط نسخ نوشته و به شماره 3310 در کتابخانه مدرسه مجلس شورای ملّی موجود است.[4]4. «حاشیه بر شرح عضدی» از: ملّا میرزا جان باغنوی که در یک شنبه 25 صفر 1254ق به خط نسخ کتابت نموده است.[5]5. «الفصول الغرویه» تألیف: شیخ محمّد حسین ایوان کیفی به خط نسخ که در سال 1255ق کتابت شده است.[6]نسخه در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد موجود است.
[1]تاریخ صنایع ایران، ص218.
[2]فهرست فیضیه (استادی)، ج1، ص148.
[3]فهرست مرعشی، ج10، ص276.
[4]فهرست مجلس، ج10، بخش دوم، ص961.
[5]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ص232.
[6]فهرست گوهرشاد، ص359.
شیخ صفرعلی شریعت فلاورجانی*
حاج صفرعلی شریعت فرزند حاج شیخ محمّد حسین شریعت فلاورجانی، از علماء معاصر اصفهان. در سال 1315ش در فلاورجان متولّد شد. و نزد علمای اصفهان همچون: شیخ علی فقیه فریدنی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج آقا حسین خادمی، سیّد علی مشکاه سدهی شیخ احمد فیاض و سیّد علی اصغر برزانی تحصیل نمود. سپس به قم رفته و درس حضرات آیات: بروجردی، امام خمینی، محقّق داماد و حائری یزدی حاضر شد.
او سالها در فلاورجان به تبلیغ دین و اقامه جماعت و حل مشکلات شرعی مردم مشغول بوده و 8 سال امام جمعه آن شهر را برعهده داشت و در جریان جنگ ایران و عراق برای کمک به جبهه تلاش فراوانی را انجام داد و یکی از فرزندانش نیز در این جنگ به شهادت رسید. از دیگر اقدامات صاحب عنوان تأسیس حوزه علمیه امام خمینی در فلاورجان است.
شیخ صفرعلی همدانی
آقا شیخ صفرعلی بن شیخ غلامعلی همدانی، عالم فاضل مُعَمَّر [از علمای اصفهان در نیمه اوّل قرن چهاردهم هجری].
در همدان متولّد گردیده و جهت کسب علم به اصفهان مهاجرت نمود. و خدمت اساتید این شهر همچون حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی و آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) تحصیل نموده و اجازه دریافت نمود. او در محلّه دردشت ساکن بوده و در مسجد کوچه باغ دردشت امامت می نمود.
در سال 1350ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته، در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد اصفهان) بالای سر قبر آخوند کاشی، استاد خود مدفون گردید. مشارالیه برخی از تقریرات اساتید خود را در فقه و اصول به رشته تحریر درآورده است.[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص733؛ سیری در تارخ تخت فولاد، ص203.
صفرعلی لطف آبادی
صفرعلی لطف آبادی بن آخوند ملّا محمّد، شاعر ادیب [از ادباء و نویسندگان قرن چهاردهم هجری].
در سال 1296ش در «لطف آباد» از توابع درگز خراسان متولّد شد. مردی ادیب و شاعر و ساده لوح و خوش طینت بود و از کارمندان اداره قند و شکر شهرضا به شمار می رفت.
او در سال 1386ق در شهرضا وفات یافته در صحن امامزاده شاه رضا مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
1. «آه از کرب و بلایت» 2. «پانزده بهمن» 3. «حوادث ده ساله»4. «سیاحت نامه ناصح»5. «قافله دل» یا «کاروان حقیقت»[1]
صفی خان اصفهانی*
صفی خان اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری. او کتاب «عقد الدُّرَر» تألیف: حسین بن شعبان را در 25 جمادی الاول 1089ق به خط نسخ کتابت کرده و اکنون آن کتاب در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم است.[2]
محمّد صفی اصفهانی
محمّد صفی اصفهانی [از کاتبان نستعلیق نویس قرن یازدهم هجری] در سال 1066ق کتابت «سفینه السّلوک» تألیف: ملّا ادهم واعظ قرشی خلخالی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 290 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 861 و 862.
[2]فهرست مرعشی، ج16، ص32.
اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[1]
آقا صفی اصفهانی
آقا صفی فرزند آقا احمد معرّف اصفهانی، [از خوشنویسان و ادبای قرن یازدهم هجری]
پدرش سالها منصب معرّفی اصفهان را داشت. خود وی مردی خوش طبع و شعرشناس بود. [جز نستعلیق، تعلیق را نیز خوش می نوشت و از انشاء وقوف داشت و تا حدود سال 1010ق (سال تألیف «خلاصه الاشعار») هنوز در قید حیات بود.[2]]
محمّد صفی هرندی*
محمّد صفی بن جلال الدّین هرندی، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. یادداشت تملّک او بر نسخه ای از کتاب «النّهایه» تألیف: شیخ طوسی به تاریخ 1024ق دیده شده است. ظاهرا او در اصفهان مدرسه معینیّه را بنیاد گذاشته است.[3]
آقا صفی اصفهانی
آقا صفی اصفهانی معروف به «صفیا» فرزند خواجه قاسم مستوفی اصفهانی [شاید خواجه قاسم نطنزی؟!] شاعر و ادیب دانشمند قرن یازدهم هجری.
در سال 965ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخت و در علوم مختلف چون ادبیات، سیاق، حساب و رمل مهارت کافی یافت. در جوانی در اصفهان ساکن بوده و با حکیم شفایی معارضه داشت. مدّتی بعد راهی هند شد و در شهر
[1]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص148.
[2]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، ص293؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص187؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص347.
[3]تراجم الرّجال، ج2، ص729.
«برهان پور» به خدمت یکی از امرای مشهور آنجا سپهسالار (عبدالرحیم خان خانان) درآمد. عاقبت لباس قلندران و درویشان را پوشیده و به سیاحت در شهرهای هند پرداخت. یکی دیگر از امرای صاحب نام هند، مهابت خان از حال او آگاهی یافته و او را از لباس فقر خارج ساخت و مناصبی چون اداره سپاه و امور اداری را به او سپرد و آقا صفی با کاردانی آن وظیفه را انجام داد.
وی سرانجام در سال 1028ق در کابل وفات یافت.
از آثار او:
1. «کلیات اشعار» حدود شش هزار بیت 2. «ساقی نامه» که در تذکره میخانه چاپ شده است. 3. «مثنوی» به سبک «مثنوی معنوی»4. «مثنوی» به سبک «خسرو و شیرین» نظامی.
از اوست:
به جلوه بود بازار خودفروشی گل چو دید روی تو از شرم در چمن بگریخت[1]
صفی حنفی اصفهانی
صفی حنفی اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه است.] در کتاب «انباء الرّواه» او را فرزند باقولی (علی بن حسین بن علی اصفهانی» دانسته است.[2]«ابوالسّرایا خلیقه بن سلیمان بن خلیفه قرشی خوارزمی» از شاگردان اوست.[3]
[1]تذکره میخانه، صص 429-433؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص432؛ تذکره روز روشن، ص475؛ تاریخ نظم و نثر، ص684؛ فهرست کتابخانه گوهرشاد، ص119؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص40؛ الذریعه، ج9، ص614 و ج12، ص109؛ تذکره منتخب الّطایف، ص393.
[2]معجم الادباء، ج13، ص163، پاورقی.
[3]الفوائد البهیّه فی طبقات الحنفیّه، ص71.