بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 519

شیخ صفرعلی شریعت فلاورجانی*

حاج صفرعلی شریعت فرزند حاج شیخ محمّد حسین شریعت فلاورجانی، از علماء معاصر اصفهان. در سال 1315ش در فلاورجان متولّد شد. و نزد علمای اصفهان همچون: شیخ علی فقیه فریدنی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج آقا حسین خادمی، سیّد علی مشکاه سدهی شیخ احمد فیاض و سیّد علی اصغر برزانی تحصیل نمود. سپس به قم رفته و درس حضرات آیات: بروجردی، امام خمینی، محقّق داماد و حائری یزدی حاضر شد.

او سالها در فلاورجان به تبلیغ دین و اقامه جماعت و حل مشکلات شرعی مردم مشغول بوده و 8 سال امام جمعه آن شهر را برعهده داشت و در جریان جنگ ایران و عراق برای کمک به جبهه تلاش فراوانی را انجام داد و یکی از فرزندانش نیز در این جنگ به شهادت رسید. از دیگر اقدامات صاحب عنوان تأسیس حوزه علمیه امام خمینی در فلاورجان است.

شیخ صفرعلی همدانی

آقا شیخ صفرعلی بن شیخ غلامعلی همدانی، عالم فاضل مُعَمَّر [از علمای اصفهان در نیمه اوّل قرن چهاردهم هجری].

در همدان متولّد گردیده و جهت کسب علم به اصفهان مهاجرت نمود. و خدمت اساتید این شهر همچون حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی و آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) تحصیل نموده و اجازه دریافت نمود. او در محلّه دردشت ساکن بوده و در مسجد کوچه باغ دردشت امامت می نمود.

در سال 1350ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته، در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد اصفهان) بالای سر قبر آخوند کاشی، استاد خود مدفون گردید. مشارالیه برخی از تقریرات اساتید خود را در فقه و اصول به رشته تحریر درآورده است.[1]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص733؛ سیری در تارخ تخت فولاد، ص203.


صفحه 520

صفرعلی لطف آبادی

صفرعلی لطف آبادی بن آخوند ملّا محمّد، شاعر ادیب [از ادباء و نویسندگان قرن چهاردهم هجری].

در سال 1296ش در «لطف آباد» از توابع درگز خراسان متولّد شد. مردی ادیب و شاعر و ساده لوح و خوش طینت بود و از کارمندان اداره قند و شکر شهرضا به شمار می رفت.

او در سال 1386ق در شهرضا وفات یافته در صحن امامزاده شاه رضا مدفون شد.

کتب زیر از اوست:

1. «آه از کرب و بلایت» 2. «پانزده بهمن» 3. «حوادث ده ساله»4. «سیاحت نامه ناصح»5. «قافله دل» یا «کاروان حقیقت»[1]

صفی خان اصفهانی*

صفی خان اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری. او کتاب «عقد الدُّرَر» تألیف: حسین بن شعبان را در 25 جمادی الاول 1089ق به خط نسخ کتابت کرده و اکنون آن کتاب در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم است.[2]

محمّد صفی اصفهانی

محمّد صفی اصفهانی [از کاتبان نستعلیق نویس قرن یازدهم هجری] در سال 1066ق کتابت «سفینه السّلوک» تألیف: ملّا ادهم واعظ قرشی خلخالی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 290 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 861 و 862.

[2]فهرست مرعشی، ج16، ص32.


صفحه 521

اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[1]

آقا صفی اصفهانی

آقا صفی فرزند آقا احمد معرّف اصفهانی، [از خوشنویسان و ادبای قرن یازدهم هجری]

پدرش سالها منصب معرّفی اصفهان را داشت. خود وی مردی خوش طبع و شعرشناس بود. [جز نستعلیق، تعلیق را نیز خوش می نوشت و از انشاء وقوف داشت و تا حدود سال 1010ق (سال تألیف «خلاصه الاشعار») هنوز در قید حیات بود.[2]]

محمّد صفی هرندی*

محمّد صفی بن جلال الدّین هرندی، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری است. یادداشت تملّک او بر نسخه ای از کتاب «النّهایه» تألیف: شیخ طوسی به تاریخ 1024ق دیده شده است. ظاهرا او در اصفهان مدرسه معینیّه را بنیاد گذاشته است.[3]

آقا صفی اصفهانی

آقا صفی اصفهانی معروف به «صفیا» فرزند خواجه قاسم مستوفی اصفهانی [شاید خواجه قاسم نطنزی؟!] شاعر و ادیب دانشمند قرن یازدهم هجری.

در سال 965ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخت و در علوم مختلف چون ادبیات، سیاق، حساب و رمل مهارت کافی یافت. در جوانی در اصفهان ساکن بوده و با حکیم شفایی معارضه داشت. مدّتی بعد راهی هند شد و در شهر

[1]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص148.

[2]تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، ص293؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص187؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص347.

[3]تراجم الرّجال، ج2، ص729.


صفحه 522

«برهان پور» به خدمت یکی از امرای مشهور آنجا سپهسالار (عبدالرحیم خان خانان) درآمد. عاقبت لباس قلندران و درویشان را پوشیده و به سیاحت در شهرهای هند پرداخت. یکی دیگر از امرای صاحب نام هند، مهابت خان از حال او آگاهی یافته و او را از لباس فقر خارج ساخت و مناصبی چون اداره سپاه و امور اداری را به او سپرد و آقا صفی با کاردانی آن وظیفه را انجام داد.

وی سرانجام در سال 1028ق در کابل وفات یافت.

از آثار او:

1. «کلیات اشعار» حدود شش هزار بیت 2. «ساقی نامه» که در تذکره میخانه چاپ شده است. 3. «مثنوی» به سبک «مثنوی معنوی»4. «مثنوی» به سبک «خسرو و شیرین» نظامی.

از اوست:

به جلوه بود بازار خودفروشی گل چو دید روی تو از شرم در چمن بگریخت[1]

صفی حنفی اصفهانی

صفی حنفی اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه است.] در کتاب «انباء الرّواه» او را فرزند باقولی (علی بن حسین بن علی اصفهانی» دانسته است.[2]«ابوالسّرایا خلیقه بن سلیمان بن خلیفه قرشی خوارزمی» از شاگردان اوست.[3]

[1]تذکره میخانه، صص 429-433؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص432؛ تذکره روز روشن، ص475؛ تاریخ نظم و نثر، ص684؛ فهرست کتابخانه گوهرشاد، ص119؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص40؛ الذریعه، ج9، ص614 و ج12، ص109؛ تذکره منتخب الّطایف، ص393.

[2]معجم الادباء، ج13، ص163، پاورقی.

[3]الفوائد البهیّه فی طبقات الحنفیّه، ص71.


صفحه 523

خواجه صفی الدّین اصفهانی

خواجه امام صفی الدّین اصفهانی، از علمای اهل سنّت در زمان سلجوقیان است. وی در مدرسه ای که مادر ارسلان بن طغرل در همدان بنا کرده بود، به تدریس می پرداخت.[1]

صفی قلی بیک

صفی قلی بیک، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. وی از اتراک بوده و در دربار شاه سلیمان صفوی صاحب جمع هیمه خانه بود و در آن منصب کاردانی و مهارت خود را به اثبات رساند. وی تا حدود 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده و پس از این تاریخ در کهولت و کِبَر سن وفات یافته است.

از اوست:

نرفت از دل گردون غبار کینیه ما شکست در بغل سنگ آبگینه ما[2]

صفی قلی بیک اصفهانی*

صفی قلی بیگ اصفهانی فرزند محمّد علی بیگ ناظر، از سخنوران قرن یازدهم هجری است. پدرش از رجال معتبر و کارگزاران نامدار آن روزگار بود که در این کتاب شرح حال او را خواهید خواند.

صفی قلی بیگ جوان قابل معقولی بود و در ظاهر و باطن کمال قبول و اهلیت را داشت. در زمان شاه عباس ثانی به وزارت دارالعباده یزد منصوب شد.[3]و سرانجام در ماه محرم 1085ق وفات یافته و در تکیه بابا رکن الدّین اصفهان مدفون شد.

نگارنده (غلامرضا نصرالهی) در آبان 1381 هنگامی که سنگ لوح مزار او در هنگام بازسازی تکیه بابا رکن الدّین توسط مجموعه فرهنگی تخت فولاد (وابسته به شهرداری

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص589.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص64.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 101 و 102؛ تذکره غنی، ص80؛ تذکره منتخب اللطایف، ص397.


صفحه 524

اصفهان) از زیر انبوه خاک در صحن تکیه بیرون آورده شد مشاهده کردم. قسمت بالای سنگ لوح شکسته شده و باقی آن به خط نستعلیق حاوی این عبارت بود:

«... / صفی قلی بیک خلف / عالی جاه محمّد علی بیک / ناظر سابق فی شهر / محرم سنه 1085»[1]

از اوست:

سروش به هر مکان که ز جامی شود بلند تا ساق عرش نام خدا می شود بلند

سرگشته ایم گرد جهان همچو آسمان تا دست و تیغ او ز کجا می شود بلند

چون برق آه از سر افلاک بگذرد این دود از آتش دل ما می شود بلند

غم را نهفته ایم به خلوت سرای دل ای ناله دم مزن که صدا می شود بلند

صفی قلی بیگ چرکس*

صفی قلی بیگ فرزند قزاق خان چرکس، از شعرای قرن یازدهم هجری است. پدرش از خوانین چرکس و بیگلربیگی شیروان بود. صفی قلی بیگ در سپاهی گری و جنگاوری مهارت داشت و در کنار آن صاحب ذوق و قریحه بود و شعر می سرود. عاقبت به سلک درویشان در آمده و خاموشی گزید. او تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) زنده بوده و در اصفهان اقامت داشته است.[2]دیوان اشعار او به شماره 4697 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[3]

از اوست:

[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 49 و 50؛ منتخب اللّطایف، ص398.

[3]فهرست الفبائی رضوی، ص263.


صفحه 525

فارغند از گفتگوی عرض مطلب لال ها چشم گویای تو می فهمد زبان حال ها

صلت زاهد

صلت بن زکرّیا زاهد [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. به زهد و تقوا معروف بوده و] از اصحاب محمّد بن یوسف معدانی اصفهانی است. «عبدالرّحمان بن عمر رسته» و «محمّد بن عاصم» از او روایت می کنند.[1]

صلحی کرانی

صلحی کرانی، از شعرای اصفهان است. زمان زندگی او معلوم نیست. «کران» نام محلّه ای از محلّه های اصفهان است.

این رباعی وی در هجو «امیر احمد جگربخون» در اصفهان شهرت داشته است:

ای آن که ز گوهر زبون آمده ای از روز ازل لجوج و دون آمده ای

از کاوش همچو من دلت خون شده است کز پشت پدر جگر به خون آمده ای[2]

صمد هفشویی

صمد بن سلیمان بن احمد هفشویی [از فضلاء عهد صفویه] مؤلف کتابی به نام «لمعات» در مواعظ، به فارسی شامل احادیث اخلاقی و غیره است. کتاب به شماره 692 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است. نسخه به سال 1259ق کتابت

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص346؛ مزارات اصفهان، ص351.

[2]تذکره روز روشن، ص479؛ تذکره منتخب اللّطایف، ص397؛ آثار ملّی اصفهان، ص259؛ مزارات اصفهان، ص185.


صفحه 526

شده و آغاز نسخه چنین است:

آغاز: «الحمدللّه... و بعد مخفی نماند که حسب الالتماس یکی از اخوان...»[1]

[پدرش پیر سلیمان از شعراء و عرفاء قرن یازدهم هجری بوده و در تذکره نصرآبادی از او یاد شده است. هفشویه از دهات بلوک قهاب جی اصفهان بوده و مسجدی تاریخی در آن هنوز باقی است.]

ملّا صوفی

ملّا صوفی، از عرفای گمنام اصفهان است. مقبره او در قریه روشن دشت واقع در کنار جاده قدیم اصفهان بوده و او را «مولینا صوفی» می گفته اند. [اطلاعات بیشتری از این شخص در دست نیست. مرحوم مهدوی مؤلف فقید احتمال داده اند او یکی از این سه نفر (صوفی همدانی، میرزا علاءالدّین محمّد صوفی و یا میر معزّ صوفی) باشد.[2]]

صوفی اردستانی

خواجه صوفی اردستانی شاعر و ادیب خوش طبع و از معاصرین مؤلف تحفه سامی [و از سخنوران قرن دهم هجری] است.

[آذر بیگدلی در «تذکره آتشکده» نامش را ملّا محمّد نوشته و گفته که بعضی او را خالوی ملّا جامی دانسته اند. چون جامی مقدّم بر صوفی اردستانی است و حداقل یک قرن قبل از او می زیسته، ظاهرا او را با یک نفر دیگر به اشتباه یکسان گرفته اند.]

از اوست:

مرشد ماست خم باده که در روی زمین نیست پیری به از اوصاف دل و گوشه نشین[3]

[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص155.

[2]مزارات اصفهان، صص 220 و 221.

[3]تذکره تحفه سامی، ص336؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص958؛ تذکره منتخب اللّطایف، ص392؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735.