فارغند از گفتگوی عرض مطلب لال ها چشم گویای تو می فهمد زبان حال ها
صلت زاهد
صلت بن زکرّیا زاهد [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری است. به زهد و تقوا معروف بوده و] از اصحاب محمّد بن یوسف معدانی اصفهانی است. «عبدالرّحمان بن عمر رسته» و «محمّد بن عاصم» از او روایت می کنند.[1]
صلحی کرانی
صلحی کرانی، از شعرای اصفهان است. زمان زندگی او معلوم نیست. «کران» نام محلّه ای از محلّه های اصفهان است.
این رباعی وی در هجو «امیر احمد جگربخون» در اصفهان شهرت داشته است:
ای آن که ز گوهر زبون آمده ای از روز ازل لجوج و دون آمده ای
از کاوش همچو من دلت خون شده است کز پشت پدر جگر به خون آمده ای[2]
صمد هفشویی
صمد بن سلیمان بن احمد هفشویی [از فضلاء عهد صفویه] مؤلف کتابی به نام «لمعات» در مواعظ، به فارسی شامل احادیث اخلاقی و غیره است. کتاب به شماره 692 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است. نسخه به سال 1259ق کتابت
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص346؛ مزارات اصفهان، ص351.
[2]تذکره روز روشن، ص479؛ تذکره منتخب اللّطایف، ص397؛ آثار ملّی اصفهان، ص259؛ مزارات اصفهان، ص185.
شده و آغاز نسخه چنین است:
آغاز: «الحمدللّه... و بعد مخفی نماند که حسب الالتماس یکی از اخوان...»[1]
[پدرش پیر سلیمان از شعراء و عرفاء قرن یازدهم هجری بوده و در تذکره نصرآبادی از او یاد شده است. هفشویه از دهات بلوک قهاب جی اصفهان بوده و مسجدی تاریخی در آن هنوز باقی است.]
ملّا صوفی
ملّا صوفی، از عرفای گمنام اصفهان است. مقبره او در قریه روشن دشت واقع در کنار جاده قدیم اصفهان بوده و او را «مولینا صوفی» می گفته اند. [اطلاعات بیشتری از این شخص در دست نیست. مرحوم مهدوی مؤلف فقید احتمال داده اند او یکی از این سه نفر (صوفی همدانی، میرزا علاءالدّین محمّد صوفی و یا میر معزّ صوفی) باشد.[2]]
صوفی اردستانی
خواجه صوفی اردستانی شاعر و ادیب خوش طبع و از معاصرین مؤلف تحفه سامی [و از سخنوران قرن دهم هجری] است.
[آذر بیگدلی در «تذکره آتشکده» نامش را ملّا محمّد نوشته و گفته که بعضی او را خالوی ملّا جامی دانسته اند. چون جامی مقدّم بر صوفی اردستانی است و حداقل یک قرن قبل از او می زیسته، ظاهرا او را با یک نفر دیگر به اشتباه یکسان گرفته اند.]
از اوست:
مرشد ماست خم باده که در روی زمین نیست پیری به از اوصاف دل و گوشه نشین[3]
[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص155.
[2]مزارات اصفهان، صص 220 و 221.
[3]تذکره تحفه سامی، ص336؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، ص958؛ تذکره منتخب اللّطایف، ص392؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735.
صوفی همدانی
صوفی همدانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در اصفهان ساکن و به تحصیل علوم دینی مشغول بود، عاقبت بر اثر بیماری در اصفهان وفات یافت.
از اوست:
به من دارد سپاه خرّمی روی غریبی، بینوایی، بی کسی هوی[1]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص444؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735؛ مزارات اصفهان، ص220.
اعلام اصفهان
«ض»
اشاره
ضحّاک مدینی
ابوبکر ضحّاک بن ابی الفضل بن احمد بن حباب مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم هجری] در سال 450 و اَندی در مدینه (شهرستان) جِی اصفهان متولّد شده و از «ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن حسن قصّار مدینی» حدیث شنیده است.
«سمعانی» از او با عبارت «شیخ صالح زاهد معمر» یاد کرده است.[1]
ضحّاک جوزدانی
ابوالقاسم ضحّاک بن علی ابوالقاسم اصفهانی جوزدانی [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] او جهت اخذ حدیث به نیشابور رفته و از «زاهر شحامی» و «ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه حاکم نیشابوری» حدیث شنیده است.[2]
ضحّاک مدینی
ابومحمّد ضحّاک بن محمّد بن ابی محمّد بن ابی بکر مدینی اصفهانی [از محدّثین اوایل قرن ششم هجری] از «ابوالفتح احمد بن محمّد بن احمد بن سعد حداد» حدیث شنیده و «ابوسعد سمعانی» او را ملاقات کرده و از او با عبارت «کان شابا صالحا سدید السیره» ستوده و از وی در سال 531ق استماع حدیث کرده است.[3]
ضحّاک اصفهانی
ضحّاک بن مزید بن عجلان [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] در
[1]التّحبیر، ج1، ص342.
[2]تاریخ نیشابور، ص409.
[3]التّحبیر، ج1، ص342.
اصفهان متولّد شده و از محدّثین اخذ حدیث نموده است. او نوه دختری «ابن متویه» (ابراهیم بن محمّد بن حسن) بود.[1][از «حسین بن حفص» روایت نموده و «احمد بن محمود بن صبیح» از او نقل حدیث می نماید.[2]]
ضرار اصفهانی
ابوالحسن ضرار بن احمد بن ضرار اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] جدّش ضرّار قریه «ضرارآباد» را احداث نموده و قسمتی از «جامع یهودیه» را بنا کرده است.
«سلمان بن احمد» از صاحب عنوان روایت می کند و خود او از «احمد بن یونس ضبّی» نقل حدیث می نماید.[3]
دکتر ضیاء موحّد*
دکتر ضیاء موحّد فرزند سیّد مصطفی موحّد محمّدی، از شعراء و محقّقان و دانشمندان معاصر در 12 دی 1321ش در اصفهان متولّد شد. پدرش از روحانیون و علمای دینی به شمار می رفت و مقدّمات علوم دینی را به فرزند آموخت.
او مقطع ابتدائی را در دبستان خواجه نظام الملک و دبستان جلالیه طی کرد. سپس به دبیرستان سعدی رفت و پس از تحصیل در رشته ریاضی دیپلم گرفت آنگاه در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1343 لیسانس گرفت و به تدریس در «پارچین» ورامین مشغول شد. سه سال بعد به سربازی رفت و بعد از آن در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس فیزیک گرفت و از سال 1348 تا 1354ش در مرکز اسناد ایران به کار مشغول شد. در سال 1354 با بورسیه آموزش
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص350؛ طبقات المحدّثین، ج2، ص298.
[2]الانساب، ج2، ص41.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص351.
عالی به تحصیل در رشته فلسفه و منطق در «یونیورسیتی کالج» لندن پرداخت و در سال 1361 با ارائه تز «ساختار صوری اندیشه در فسلفه فرگه» دکترا گرفت و به ایران بازگشت و در مرکز اسناد و مدارک ملّی به خدمت پرداخت. کمی بعد به مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و علوم انسانی (پژوهشگاه) دعوت شد و به تدریس فلسفه و خصوصا منطق جدید مشغول شد و در برخی مراکز آموزشی عالی تهران نیز تدریس کرد. او از صاحب نظران منطق جدید است و در کنفرانس های داخلی و خارجی سخنرانی نموده و مقالاتی تألیف کرده و پژوهش هایی را به انجام رسانده است.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و به انجمن ادبی کمال اصفهان راه یافت و اشعارش مورد شگفتی شاعران انجمن قرار گرفت. پس از آن در انجمن صائب که جمعی از دوستان شاعر و نویسنده جوان تأسیس کرده بودند شرکت کرد. او مدّتی در قالب های سنّتی شعر می سرود تا اینکه با شعر نو و خصوصا آثار مهدی اخوان ثالث آشنا شد و از سرودن شعر سنّتی کناره گرفته و به شعر نیمایی روی آورد. و کمی بعد او به سرودن شعر سپید پرداخت. او در ایام اقامت در تهران برای کار و تحصیل، در اغلب جلسات جُنگ اصفهان که در اصفهان با حضور دوستان نوگرای او برگزار می شد شرکت می کرد و برخی از اشعارش در نشریه جُنگ اصفهان به چاپ می رسید. از او دهها مقاله، نقد و مصاحبه درباره شعر و ادبیات و منطق در مطبوعات به چاپ رسیده است.
این کتابها از آثار اوست که چاپ شده است:
1. «واژگان توصیفی منطق»2. ترجمه «نظریه ادبیات» نوشته: رنه ولک و آوستن وارن (ترجمه با همکاری پرویز مهاجر)3. «درآمدی بر منطق جدید»4. «از ارسطو تا گودل»5. ترجمه «منتقدان فرهنگ»6. «بر آبهای مرده مروارید» (مجموعه شعر)7. «غراب های سفید» (مجموعه شعر)8. «مشتی نور سرد» (مجموعه شعر)9. «شعر و شناخت» (مجموعه مقاله).[1]
[1]ضیاء موحّد (از مجموعه: تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران) با تلخیص؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص333.