کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «شرح خلاصه الحساب» به فارسی، در 10 باب و یک مقدّمه که در سال 1129ق کتابت شده و در کتابخانه «سلطان المتکلمین» در طهران موجود بوده است. 2. «فهرس ابواب فروع الکافی» که در سال 1042ق آنرا استخراج نموده است.[1]
طالب اصفهانی
ابوالنّجم طالب بن زید بن علی بن شهریار ببع [کذا فی الاصل] اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری] از «ابو زید احمد بن علی مصقلی»، «شجاع بن علی مصقلی»، «ابو ربیع عبدالجبّار بن عبداللّه بن ابراهیم بن برزه رازی جوهری واعظ» و «ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس حافظ» و دیگران حدیث شنیده است. «ابوسعد سمعانی» از او استماع حدیث کرده است.
در سال 450ق متولّد و در روز سه شنبه دوّم یا سوّم رمضان سال 533ق وفات یافته است.[2]
طالب قهپایی
طالب بن خواجه علی قهپایی اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1075ق کتاب «شرح اصول و روضه کافی» (کتاب العقل) تألیف: ملّا محمّد صالح مازندرانی را به خط نسخ کتابت کرده که در کتابخانه مدرسه حجتیّه قم (به شماره 132) موجود است.[3]
[1]الروضّه النّضره، ص299؛ تراجم الرّجال، ج2، ص729؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص741.
[2]التّحبیر، ج1، ص356.
[3]فهرست حجتیّه، ص62.
حاجی طالب نصیب اصفهانی
حاجی طالب بن حاجی مقصود چیت ساز اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری.
ابتدا در خدمت پدر به شغل چیت سازی امرار معاش می کرد پس از فوت پدر به تجارت پرداخته و به هند رفت. در شعر طبعش خالی از لطف نبود و «نصیب» تخلّص می کرد.
این رباعی از اوست:
از خویش به یک نگاه می باید رفت بی منت پا به راه می باید رفت
آواز درآ ز شش جهت می آید آیا به کدام راه می باید رفت[1]
میرزا طالب تبریزی
میرزا طالب تبریزی عباس آبادی فرزند حاج میرزا خان کمال بیگ از شعرای قرن یازدهم هجری.
از اهالی محلّه عباس آباد اصفهان است. پدرش از تجّار صاحب مکنت و ثروت بود. او پس از فوت پدر اموال او را صرف کرد و عاقبت به تنگدستی و ناداری مبتلا شد، امّا روزگار را به قناعت و درویشی گذراند. در جوانی مقدار زیادی تحصیل کرد، امّا پس از فوت پدر آنرا رها کرد. در سرودن شعر طبع روانی داشته و تا سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) در قید حیات بوده است. از آثار او غیر از «دیوان اشعار» می توان به «ساقی نامه» و «مثنوی در جواب تحفه العراقین» اشاره کرد.
از اوست:
با این که بتان شکوه ما گوش نکردند جرمی که نکردیم فراموش نکردند
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص510؛ تذکره روز روشن، ص155؛ کاروان هند، ج2، صص 1435 و 1436؛ الذریعه، ج9، ص172.
آغوش گشادیم برین کبک خرامان یک جلوه به اندازه آغوش نکردند[1]
محمّد طالب مهابادی*
محمّد طالب مهابادی اردستانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او در اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است. او در سال 1086ق «نهج البلاغه» را به خط نسخ کتابت کرده که به شماره 3216 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
سیّد طه بهشتی
آقا سیّد طه (طاها) بهشتی فرزند آقا سیّد محمّد باقر، عالم فاضل محقّق و شاعر و ادیب ماهر [از ادباء و فضلای معاصر اصفهان] در 4 صفر 1322ق در اصفهان متولّد شد و نزد شیخ علی یزدی، حاج میر سیّد علی نجف آبادی و آقا میرزا احمد اصفهانی و دیگران به تحصیل مشغول شد. دو پسر او در سالهای نوجوانی عمر وفات یافته و پدر را به مفارقت خود گرفتار ساختند. امّا او به وعظ و خطابه و تحصیل و تألیف ادامه تا این که در سال 1374ق به علت بیماری رماتیسم و معالجات غلط پزشکان فلج شده و تا آخر عمر خانه نشین گردید. امّا از جادّه صبر و رضا خارج نشد. و پیوسته به یاد خدا بود و به مطالعه و تحقیق و سرودن شعر می پرداخت. سرانجام در 17 رمضان 1403ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی (جنب مصلای تخت فولاد) مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «انیس المتّقین» 2. «تحفه الاحباب» در شرح حال علماء و بزرگان سادات بهشتی اصفهان، مطبوع3. «دُرَر المواعظ» شامل 41 مجلس4. «دیوان بهشتی»، مطبوع5. «عشریه» راجع به ایّام عاشورا6. «علائم المتّقین» در شرح خطبه همام از نهج البلاغه
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 181-184؛ دانشمندان آذربایجان، صص 244 و 245؛ فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج1، ص40؛ الذریعه، ج9، ص637 و ج12، ص110.
[2]فهرست الفبائی رضوی، ص381.
در 3 جلد، مطبوع7. «کنز المواعظ» در 51 مجلس8. «لئالی المواعظ»9. «نوادر المواعظ» 10. «نور الایمان» در خطبه آخر شعبان در فضیلت ماه رمضان، شامل 42 مجلس 11. «هدیه الصّالحین»، مطبوع.
این رباعی از اوست:
چون نوبت باغ و موسم گلزار است بلبل به نوا و نغمه و گفتار است
با سروقدان رویم اندر بُستان چون باغ پر از شاهد گلرخسار است[1]
شیخ طه کافی*
شیخ طه (طاها) کافی، عالم فاضل معاصر در سال 1318ش در اصفهان متولّد شده و پس از گذرانیدن دروس مقدّماتی و سطوح اولیّه، سطوح عالی را به طور عمده از مرحوم شیخ احمد فیاض فراگرفت و در درس خارج عالم مجاهد حاج آقا حسین خادمی شرکت نمود و همچنین از درس مرحوم سیّد علی بهبهانی بهره برد و تقریراتی از دروس او فراهم کرد.
آنگاه در قم از محضر حضرات آیات سیّد محمّد رضا گلپایگانی، شیخ مرتضی حائری (در فقه) و شیخ عبداللّه جوادی آملی (در فلسفه) بهره گرفت. پس از آن در قم و اصفهان به تدریس سطح مشغول شد و در کنار آن به تدریس معارف اسلامی در دانشکده سپاه پرداخت.
او سرانجام در سال 1365ش بر اثر سانحه رانندگی وفات یافته و در تکیه لسان الارض تخت فولاد (واقع در تکیه شهداء فعلی) مدفون شد.[2]
ملّا محمّد طاهر اصفهانی
[1]دیوان بهشتی: مقدمه؛ تحفه الاحباب، ص46؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
[2]وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی.
ملّا محمّد طاهر بن محمّد زمان اصفهانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در پشت جلد هفتم «بحارالانوار» موجود در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران (نسخه شماره 4400) نوشته است که صاحب عنوان آن را نزد علّامه مجلسی قرائت نموده و در تاریخ 27 ربیع الاوّل 1096ق مجلسی به وی اجازه داده است. بنابراین مشارالیه شاگرد و مجاز از علّامه مجلسی می باشد.[1][وی در شب شنبه 14 ربیع الثانی 1100ق بر کتاب «اصول کافی» حاشیه نوشته است. این نسخه نزد میرزا صادق بن محمّد حسن جولائی همدانی در همدان موجود بوده است.[2]]
حاج محمّد طاهر اصفهانی
حاج محمّد طاهر اصفهانی، از علماء و فقهاء قرن سیزدهم هجری است. او معاصر ملّا اسماعیل عقدایی از مراجع و فقهای عالیقدر یزد بوده و در یزد سکونت داشته و خود مرجع امور شرعی در یزد بوده است.[3]
محمّد طاهر اصفهانی*
محمّد طاهر اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است که در ربیع الاوّل 1038ق کتاب «صریح الملک» را تألیف نموده و در موزه ایران باستان نگهداری می شود. در این کتاب قباله های املاک آستان شیخ صفی الدّین اردبیلی گردآوری شده است. نسخه هایی از این کتاب در موزه ایران باستان در تهران موجود است.[4]
طاهر اصفهانی
[1]فهرست مجلس، ج12، ص103؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص47.
[2]الکواکب المنتشره، ص396.
[3]الکرام البرره، ج2، ص678.
[4]فهرست موزه ایران باستان، ص210؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج2، ص1014.
طاهر بن ابوالحسن قاضی اصفهانی، از فضلای اوایل قرن یازدهم هجری است. در هندوستان ساکن بوده و خط نسخ را خوش می نوشته است. او کتاب «ارشاد الاذهان» را به خواهش میر مخدوم در شهر حیدرآباد هندوستان در اواخر شوال 1025ق کتابت نموده است. این کتاب در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
میرزا محمّد طاهر قائنی
میرزا محمّد طاهر بن میرزا ابوالحسن [بن محمّد هادی بن محتشم بن عمیدالملک بن شهنشاه قائنی] عالم و ریاضیدان ماهر [در قرن دوازدهم هجری و ساکن اصفهان] در ریاضیات و حکمت نادره زمان بوده و «شرح تذکره»، «تحریر اقلیدس» و «تحریر مجسطی» را تدریس می کرده و شیخ محمّد علی حزین نزد او به تحصیل پرداخته است.[2][اجدادش محتشم و محمّد هادی و همچنین برادرش محمّد حسین از فضلاء و دانشمندان آن روزگار بوده اند. در مدرسه مروی تهران «رساله ای در اقسام ساعات» از شخصی به نام محمّد طاهر موجود است که ظاهرا همین میرزا محمّد طاهر قائنی است.[3]]
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی*
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی فرزند میرزا محمّد تقی بن میرزا صالح آزادانی، شاعر، ادیب و منشی توانا در قرن یازدهم هجری. در سال 1027ق در قریه «نصرآباد» بلوک ماربین اصفهان متولّد شد و تحت نظر پدر به تعلیم پرداخت و به راهنمایی پدر نزد ملّا عبدالباقی تبریزی مشق خط کرد. در سال 1044ق پدر او وفات نمود و میرزا طاهر به لهو و لعب پرداخت و چندی را به غفلت به سر آورد. عاقبت از آن افعال توبه کرده و در محضر
[1]فهرست مرعشی، ج13، ص26.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص742؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص171؛ الکواکب المنتشره، ص397.
[3]فهرست مدرسه مروی، ص322.
فضلای اصفهان خصوصا آخوند نصیرا قزوینی و آقا حسین خوانساری به کسب علم و ادب پرداخت. او در شعر طبعی روان داشت و «طاهر» تخلّص می کرد و در سرودن غزل و قصیده و مادّه تاریخ و معمّا مهارتی به سزا داشت. او شاعری خوش محضر و مهمان نواز بود و اغلب شعراء و فضلاء به منزل او در قریه نصرآباد می آمده و مورد اکرام او قرار می گرفتند.
او سخت پایبند به اعتقادات مذهبی خود بود و سفری به حج و سفری به مشهد مقدس نمود و در سالهای آخر عمر در مسجد لنبان عزلت اختیار کرد و عبادت مشغول شد و در این مکان بود که بسیاری از فضلاء و شعراء نزد او آمده و از او کسب فیض می کردند.
میرزا طاهر در نیمه دوم عمر خود به گردآوری احوال و اشعار شاعران پارسی گوی ایران و هند و ماوراءالنهر در آن روزگار پرداخت و پس از سالها تلاش تذکره ای ارزنده موسوم به «تذکره الشعراء نصرآبادی» مشتمل بر احوال بیش از یکهزار شاعر از عهد صفویه را تألیف کرد که بعدها از منابع اصلی بسیاری از تذکره نویسان همچون واله داغستانی، آذر بیگدلی، رضاقلی خان هدایت قرار گرفت. از ملاحظه این تذکره معلوم می شود که او مردی دقیق و نکته سنج و با صداقت بوده است.
ظاهرا او در آخرین سالهای قرن یازدهم هجری وفات یافته و در خانقاه میرزا ابوالقاسم نصرآبادی واقع در زادگاه خود مدفون شده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تذکره الشعراء» که نسخه هایی از آن در کتابخانه های ملک، مجلس شورا و وزیری یزد موجود است. کامل ترین نسخه که به دست سبزعلی بابا احمدی در غرّه ماه رجب 1091ق کتابت شده و به تأیید مؤلف رسیده، در کتابخانه وزیری موجود است. این تذکره در سال 1317ش به همت استاد حسن وحید دستگردی به چاپ رسیده و در سالهای اخیر به کوشش احمد مدقّق یزدی در یک جلد و به کوشش محسن ناجی
نصرآبادی در 2 جلد به زیور طبع آراسته شده است.2. «دیوان طاهر» که نسخه ای از آن تاکنون شناسایی نشده است.3. «گلشن خیال» که نسخه های متعدد از آن موجود است و آقای ناجی نصرآبادی آنرا به ضمیمه تذکره نصرآبادی به طبع رسانیده است. این کتاب نمونه ای از انشاء میرزا طاهر است.4. «گل و رعنا» که آن هم نثر منشیانه است و به ضمیمه تذکره (تصحیح آقای ناجی) چاپ شده است.5. «منتخب دیوان صائب» که در یکی از کتابخانه های ترکیه وجود دارد.6. «منتخب شاهنامه» که نسخه ای از آن شناسایی نشده است.7. «مجموعه نصرآبادی» که جُنگی است از اشعار و خطوط شعر معاصر نصرآبادی و متأسّفانه نسخه ای از آن به دست نیامده است.
این شعر از اوست:
پرتو شمع جمالت چون شود روشن در آب می کند ماهی ز شوق سوختن شیون در آب
صاف شد چون دل بود آیینه روی یار را کی شود مه عکس خود را مانع بودن در آب
جسم را جان مانع است از سیر بحر معرفت چون شوی از جامه عریان می توان رفتن در آب
غرق دریای فنا شو تا گشاید هر طرف چشم ماهی بر جهان باقی ات روزن در آب[1]
[1]اصفهان، کتاب جوانان، صص 240 و 241؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح وحید): مقدمه؛ تذکره نصرآبادی (تصحیح ناجی)، مقدّمه؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح مدقق): مقدّمه؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 204-206؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص181؛ فرهنگ معیّن ج6، ص2124؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص133؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج2، صص 399-406؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329 و 627-630؛ الکواکب المنتشره، ص399؛ مجمع الفصحاء، ج1: مقدمه؛ هفته نامه صدا، شماره 305، سوم تیر 1385، ص3؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 1784-1787؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نصرآبادی»، ص549؛ ریحانه الادب، ج6، ص179؛ معجم المؤلفین، ج10، ص101؛ دانشمندان خوانسار، صص 167 و 168؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص520.