در 3 جلد، مطبوع7. «کنز المواعظ» در 51 مجلس8. «لئالی المواعظ»9. «نوادر المواعظ» 10. «نور الایمان» در خطبه آخر شعبان در فضیلت ماه رمضان، شامل 42 مجلس 11. «هدیه الصّالحین»، مطبوع.
این رباعی از اوست:
چون نوبت باغ و موسم گلزار است بلبل به نوا و نغمه و گفتار است
با سروقدان رویم اندر بُستان چون باغ پر از شاهد گلرخسار است[1]
شیخ طه کافی*
شیخ طه (طاها) کافی، عالم فاضل معاصر در سال 1318ش در اصفهان متولّد شده و پس از گذرانیدن دروس مقدّماتی و سطوح اولیّه، سطوح عالی را به طور عمده از مرحوم شیخ احمد فیاض فراگرفت و در درس خارج عالم مجاهد حاج آقا حسین خادمی شرکت نمود و همچنین از درس مرحوم سیّد علی بهبهانی بهره برد و تقریراتی از دروس او فراهم کرد.
آنگاه در قم از محضر حضرات آیات سیّد محمّد رضا گلپایگانی، شیخ مرتضی حائری (در فقه) و شیخ عبداللّه جوادی آملی (در فلسفه) بهره گرفت. پس از آن در قم و اصفهان به تدریس سطح مشغول شد و در کنار آن به تدریس معارف اسلامی در دانشکده سپاه پرداخت.
او سرانجام در سال 1365ش بر اثر سانحه رانندگی وفات یافته و در تکیه لسان الارض تخت فولاد (واقع در تکیه شهداء فعلی) مدفون شد.[2]
ملّا محمّد طاهر اصفهانی
[1]دیوان بهشتی: مقدمه؛ تحفه الاحباب، ص46؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
[2]وفیات علمای معاصر اصفهان، خطی.
ملّا محمّد طاهر بن محمّد زمان اصفهانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در پشت جلد هفتم «بحارالانوار» موجود در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران (نسخه شماره 4400) نوشته است که صاحب عنوان آن را نزد علّامه مجلسی قرائت نموده و در تاریخ 27 ربیع الاوّل 1096ق مجلسی به وی اجازه داده است. بنابراین مشارالیه شاگرد و مجاز از علّامه مجلسی می باشد.[1][وی در شب شنبه 14 ربیع الثانی 1100ق بر کتاب «اصول کافی» حاشیه نوشته است. این نسخه نزد میرزا صادق بن محمّد حسن جولائی همدانی در همدان موجود بوده است.[2]]
حاج محمّد طاهر اصفهانی
حاج محمّد طاهر اصفهانی، از علماء و فقهاء قرن سیزدهم هجری است. او معاصر ملّا اسماعیل عقدایی از مراجع و فقهای عالیقدر یزد بوده و در یزد سکونت داشته و خود مرجع امور شرعی در یزد بوده است.[3]
محمّد طاهر اصفهانی*
محمّد طاهر اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است که در ربیع الاوّل 1038ق کتاب «صریح الملک» را تألیف نموده و در موزه ایران باستان نگهداری می شود. در این کتاب قباله های املاک آستان شیخ صفی الدّین اردبیلی گردآوری شده است. نسخه هایی از این کتاب در موزه ایران باستان در تهران موجود است.[4]
طاهر اصفهانی
[1]فهرست مجلس، ج12، ص103؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص47.
[2]الکواکب المنتشره، ص396.
[3]الکرام البرره، ج2، ص678.
[4]فهرست موزه ایران باستان، ص210؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج2، ص1014.
طاهر بن ابوالحسن قاضی اصفهانی، از فضلای اوایل قرن یازدهم هجری است. در هندوستان ساکن بوده و خط نسخ را خوش می نوشته است. او کتاب «ارشاد الاذهان» را به خواهش میر مخدوم در شهر حیدرآباد هندوستان در اواخر شوال 1025ق کتابت نموده است. این کتاب در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
میرزا محمّد طاهر قائنی
میرزا محمّد طاهر بن میرزا ابوالحسن [بن محمّد هادی بن محتشم بن عمیدالملک بن شهنشاه قائنی] عالم و ریاضیدان ماهر [در قرن دوازدهم هجری و ساکن اصفهان] در ریاضیات و حکمت نادره زمان بوده و «شرح تذکره»، «تحریر اقلیدس» و «تحریر مجسطی» را تدریس می کرده و شیخ محمّد علی حزین نزد او به تحصیل پرداخته است.[2][اجدادش محتشم و محمّد هادی و همچنین برادرش محمّد حسین از فضلاء و دانشمندان آن روزگار بوده اند. در مدرسه مروی تهران «رساله ای در اقسام ساعات» از شخصی به نام محمّد طاهر موجود است که ظاهرا همین میرزا محمّد طاهر قائنی است.[3]]
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی*
میرزا محمّد طاهر نصرآبادی فرزند میرزا محمّد تقی بن میرزا صالح آزادانی، شاعر، ادیب و منشی توانا در قرن یازدهم هجری. در سال 1027ق در قریه «نصرآباد» بلوک ماربین اصفهان متولّد شد و تحت نظر پدر به تعلیم پرداخت و به راهنمایی پدر نزد ملّا عبدالباقی تبریزی مشق خط کرد. در سال 1044ق پدر او وفات نمود و میرزا طاهر به لهو و لعب پرداخت و چندی را به غفلت به سر آورد. عاقبت از آن افعال توبه کرده و در محضر
[1]فهرست مرعشی، ج13، ص26.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص742؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص171؛ الکواکب المنتشره، ص397.
[3]فهرست مدرسه مروی، ص322.
فضلای اصفهان خصوصا آخوند نصیرا قزوینی و آقا حسین خوانساری به کسب علم و ادب پرداخت. او در شعر طبعی روان داشت و «طاهر» تخلّص می کرد و در سرودن غزل و قصیده و مادّه تاریخ و معمّا مهارتی به سزا داشت. او شاعری خوش محضر و مهمان نواز بود و اغلب شعراء و فضلاء به منزل او در قریه نصرآباد می آمده و مورد اکرام او قرار می گرفتند.
او سخت پایبند به اعتقادات مذهبی خود بود و سفری به حج و سفری به مشهد مقدس نمود و در سالهای آخر عمر در مسجد لنبان عزلت اختیار کرد و عبادت مشغول شد و در این مکان بود که بسیاری از فضلاء و شعراء نزد او آمده و از او کسب فیض می کردند.
میرزا طاهر در نیمه دوم عمر خود به گردآوری احوال و اشعار شاعران پارسی گوی ایران و هند و ماوراءالنهر در آن روزگار پرداخت و پس از سالها تلاش تذکره ای ارزنده موسوم به «تذکره الشعراء نصرآبادی» مشتمل بر احوال بیش از یکهزار شاعر از عهد صفویه را تألیف کرد که بعدها از منابع اصلی بسیاری از تذکره نویسان همچون واله داغستانی، آذر بیگدلی، رضاقلی خان هدایت قرار گرفت. از ملاحظه این تذکره معلوم می شود که او مردی دقیق و نکته سنج و با صداقت بوده است.
ظاهرا او در آخرین سالهای قرن یازدهم هجری وفات یافته و در خانقاه میرزا ابوالقاسم نصرآبادی واقع در زادگاه خود مدفون شده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تذکره الشعراء» که نسخه هایی از آن در کتابخانه های ملک، مجلس شورا و وزیری یزد موجود است. کامل ترین نسخه که به دست سبزعلی بابا احمدی در غرّه ماه رجب 1091ق کتابت شده و به تأیید مؤلف رسیده، در کتابخانه وزیری موجود است. این تذکره در سال 1317ش به همت استاد حسن وحید دستگردی به چاپ رسیده و در سالهای اخیر به کوشش احمد مدقّق یزدی در یک جلد و به کوشش محسن ناجی
نصرآبادی در 2 جلد به زیور طبع آراسته شده است.2. «دیوان طاهر» که نسخه ای از آن تاکنون شناسایی نشده است.3. «گلشن خیال» که نسخه های متعدد از آن موجود است و آقای ناجی نصرآبادی آنرا به ضمیمه تذکره نصرآبادی به طبع رسانیده است. این کتاب نمونه ای از انشاء میرزا طاهر است.4. «گل و رعنا» که آن هم نثر منشیانه است و به ضمیمه تذکره (تصحیح آقای ناجی) چاپ شده است.5. «منتخب دیوان صائب» که در یکی از کتابخانه های ترکیه وجود دارد.6. «منتخب شاهنامه» که نسخه ای از آن شناسایی نشده است.7. «مجموعه نصرآبادی» که جُنگی است از اشعار و خطوط شعر معاصر نصرآبادی و متأسّفانه نسخه ای از آن به دست نیامده است.
این شعر از اوست:
پرتو شمع جمالت چون شود روشن در آب می کند ماهی ز شوق سوختن شیون در آب
صاف شد چون دل بود آیینه روی یار را کی شود مه عکس خود را مانع بودن در آب
جسم را جان مانع است از سیر بحر معرفت چون شوی از جامه عریان می توان رفتن در آب
غرق دریای فنا شو تا گشاید هر طرف چشم ماهی بر جهان باقی ات روزن در آب[1]
[1]اصفهان، کتاب جوانان، صص 240 و 241؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح وحید): مقدمه؛ تذکره نصرآبادی (تصحیح ناجی)، مقدّمه؛ تذکره نصرآبادی، (تصحیح مدقق): مقدّمه؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 204-206؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص181؛ فرهنگ معیّن ج6، ص2124؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص133؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج2، صص 399-406؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329 و 627-630؛ الکواکب المنتشره، ص399؛ مجمع الفصحاء، ج1: مقدمه؛ هفته نامه صدا، شماره 305، سوم تیر 1385، ص3؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 1784-1787؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نصرآبادی»، ص549؛ ریحانه الادب، ج6، ص179؛ معجم المؤلفین، ج10، ص101؛ دانشمندان خوانسار، صص 167 و 168؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص520.
محمّد طاهر شاه میرزایی
محمّد طاهر بن محمّد تقی شاه میرزایی، [از فضلاء قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] او مجموعه ای از تألیفات علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را در سال 1103ق کتابت کرده است. او احتمالاً از شاگردان علّامه مجلسی است. این مجموعه به شماره 1223 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]
محمّد طاهر کوهساری*
محمّد طاهر بن حسنعلی معلم کوهساری، از ادباء و فضلای قرن یازدهم هجری و از اهالی قریه «کوسار» جی اصفهان است. (کوسار) اکنون به شهر پیوسته و در خیابان پروین اعتصامی واقع شده ولی از بافت معماری قدیمی و کشاورزی آنجا هیچ اثری به جا نمانده است.)
او در سال 1073ق «استبصار» تألیف: شیخ طوسی و در اواخر رمضان 1081ق «مشیخه» را کتابت کرده است.[2]او همچنین در 17 محرّم 1102ق نسخه ای از کتاب «مشرق الشمسین» تألیف: شیخ بهایی را کتابت کرده که نزد سیّد علی شبّر نجفی در نجف موجود بوده است.[3]
میرزا محمّد طاهر وحید قزوینی*
میرزا محمّد طاهر قزوینی متخلّص به «وحید» فرزند میرزا حسین خان، شاعر، مورّخ، منشی و خوشنویس نامدار عصر صفویه. در اوایل قرن یازدهم هجری متولّد شد. او اگر
[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص427.
[2]تراجم الرجال، ج2، ص731.
[3]الکواکب المنتشره، ص398.
چه به طور رسمی نزد دانشمندان عصر تحصیلاتی نداشت امّا با مطالعه و تلاش بسیار در زمینه های مختلف مهارت به دست آورد و در عهد شاه عباس اوّل به اصفهان رفت و نزد میرزا صالح بن میرزا باقر صاحب توجیه دیوان خانه سلطنتی صفویه به محاسبه و دفترداری و خدمات دیوانی مشغول شد و پس از مرگ میرزا صالح منصب توجیه دیوان اعلی را برعهده گرفت. چندی بعد به خدمت ساروتقی، وزیر اعظم درآمد و پس از مرگ او چندی نزد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، وزیر اعظم به خدمت مشغول بود. در سال 1055 به منصب مجلس نویسی دربار صفویه برگزیده شد و در اوایل سلطنت شاه سلیمان به وزارت اعظم منصوب شد. چندی بعد مورد غضب قرار گرفته و از آن مقام مستعفی شد. پس از مرگ شیخعلی خان زنگنه، دیگر بار به وزارت اعظم منصوب شد. امّا در سال 1105ق به علّت کهولت از آن مقام استعفا داد و در سال 1112ق در سن نزدیک به بکصد سالگی در اصفهان وفات یافت.
او اغلب در محفل و انجمن شاعران و دانشمندان شرکت می کرد و با آنان (از جمله صائب تبریزی) مراوده و معاشرت داشت. برخی از صاحب طبعان و نوشاعران نیز همچون محمّد رضا قزلباش همدانی (امید) از شاگردان محفل ادبی او بودند.
تذکره نویسان و ناقدان سخن اغلب نظم و نثر او را نپسندیده و آنرا میان مایه، مغلق، دشوار و مبهم دانسته اند، هرچند از پرکارترین شاعران عهد خویش بوده و شمار ابیات کلیات اشعارش را بین چهل هزار تا نود هزار بیت تخمین زده اند.
منظومه ها و آثار زیر از اوست: (در تعلیقات تذکره المعاصرین حزین، به قلم بانو معصومه سالک به طور مفصل به معرفی نسخ خطی و چاپی وحید قزوینی پرداخته است.)
1. «دیوان اشعار»2. «ساقی نامه» (چاپ شده در تذکره پیمانه)3. «عباسنامه» (به کوشش ابراهیم دهگان در سال 1329ش در اراک چاپ شده است)4. «شهرآشوب» (در سال 1379ش در قزوین چاپ شده است.)5. «منشآت»6. «وصف همایون تپه» مثنوی7. «وصف طنبور»، مثنوی8. «وصف آلات جنگ»، مثنوی9. «گلزار عباسی»،
مثنوی 10. «فتحنامه قندهار» 11. «عاشق و معشوق»، مثنوی 12. «ساغر سرشار»، مثنوی 13. «ناز و نیاز»، مثنوی 14. «خلوت راز»، مثنوی 15. «تعریف عمارات شاهی»، مثنوی 16. «کلام» 17. «وصف نرد»، مثنوی 18. «مرآه الاعجاز»
سه برادر میرزا طاهر وحید، «میرزا فصیح»، «میرزا یوسف» (متخلّص به واله) و «میرزا امین»، از شعراء و ادبای آن عهد بوده اند.
این بیت از اوست:
مانده بر خارانشان صورت شیرین هنوز شیشه دل را ببین فرهاد چون بر سنگ زد[1]
محمّد طاهر اصفهانی
محمّد طاهر بن محمّد رضا اصفهانی [خطاط نستعلیق نویس در قرن یازدهم هجری[ ظاهرا در تاریخ 1036ق نسخه ای از کتاب «جام جهان نمای عباسی» تألیف: قاضی بن کاشف الدّین یزدی را به خط نستعلیق نوشته و نسخه به شماره 3445 در کتابخانه ملّی تبریز جزو کتب اهدایی حاج محمّد نخجوانی موجود است.[2]
همچنین نسخه ای از «تبصره المتعلمین» تألیف: علّامه حلّی را کتابت نموده که در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.[3]
[1]قصص الخاقانی، ج2، صص 68-72؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 26-29؛ تذکره المعاصرین (حزین)، صص 141-146 و 262-273؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، صص 2460-2464؛ تذکره آتشکده (بخش سوم از نیمه نخست)، 1211-1220؛ شهرآشوب، صص 5-7؛ تذکره کلمات الشعراء، صص 119-121؛ تذکره حسینی، ص359؛ تذکره الشعراء غنی، ص142؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 151 و 152؛ تذکره شمع انجمن، صص 792-794؛ تذکره منتخب اللطایف، ص696؛ تذکره پیمانه، صص 566-570؛ تذکره سرو آزاد، ص132؛ تذکره نتایج الافکار، ص740؛ ریحانه الادب، ج10، صص 310 و 311؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص1346؛ الذریعه: مجلدات مختلف؛ الکواکب المنتشره، صص 399-401؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص784.
[2]فهرست ملّی تبریز، ج1، ص324.
[3]فهرست اعظم قم، ص62.