شیخ عبدالمطلب بن میرزا رحیم اوّل بن میرزا محمّد جعفر سبزواری بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری عالم فاضل جلیل [از علمای صاحب نفوذ در قرن سیزدهم هجری].
در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر خدمت علماء و مجتهدین تلمّذ کرده تا به مقامات عالیه علم و کمال رسیده است. از اساتید او: حاج ملّا حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد محمّد شهشهانی و حاج شیخ محمّد باقر [نجفی] مسجد شاهی را باید نام برد. مشارٌالیه پس از فوت پدر به منصب شیخ الاسلامی اصفهان برقرار گردید و دختر استاد بزرگوار خود حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی را به زوجیّت داشته و از این مخدّره صاحب شش فرزند و از جمله حاج میرزا حسن شیخ الاسلام گردید. او همچنین امام جماعت مسجد شیخ الاسلام در محلّه سینه پایینی بوده و در امر به معروف و نهی از منکر و رسیدگی به امور درماندگان و بیچارگان ساعی و کوشا و در برابر ظلم حکّام و مأمورین سدّی محکم و استوار بوده است. سجع مهر او عبارت «سلام قولاً من رب رحیم» و سجع مهر عیال ایشان جمله «آفتاب برج عصمت فاطمه» است.
این عالم جلیل در سال 1306ق وفات یافت.[1]
حاج آقا رحیم ارباب
حاج آقا رحیم ارباب فرزند علی پناه، [عالم فاضل و حکیم بارع فقیه محقق، عارف ربّانی، قرن چهاردهم هجری در روز 12 جمادی الاولی 1297ق در روستای «چرمهین» از توابع لنجان متولّد شد. پدرش از اعیان و بزرگان ناحیه لنجان بود وی در 7 سالگی به اصفهان رفت. مقدمات دروس حوزوی را نزد ملّا حسن همامی تحصیل کرد و سپس در درس سیّد محمود کلیشادی حاضر شد. آنگاه در درس فقه و اصول حاج میرزا بدیع درب امامی شرکت کرد. همچنین از محضر آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا
[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص294؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 137 و 138؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 220-222.
منیرالدّین بروجردی بهره برد قسمتی از دروس فقهی را هم نزد جهانگیرخان قشقایی تحصیل کرد. فلسفه، ریاضیات، هیأت و منطق را نزد دو حکیم عارف: آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقایی آموخت. خارج فقه و اصول را هم از محضر آقا سیّد محمّد باقر درچه ای بهره گرفت. او در جامعیّت و احاطه به انواع علوم و معارف اسلامی همچون فقه، اصول، کلام، منطق، فلسفه، ادبیات فارسی و عرب، هیأت، ریاضیات و نجوم کم نظیر بود.
عمر خود را صرف تحصیل، تحقیق، مطالعه، تدریس و بیان احکام دین و تهذیب نفس و عبادت نمود.
از نظر اخلاقی یک انسان کامل بود و وجودش از کینه، خودخواهی و تکبّر و طمع خالی بود. نسبت به کوچک و بزرگ تواضع داشت و از ریاکاری و خودنمایی به دور بود و نسبت به همه با حُسن خلق و احترام رفتار می نمود. عدّه زیادی از بزرگان و دانشمندان در محضر ایشان حاضر می شدند و کسب فیض می کردند از جمله استاد بدیع الزّمان فروزانفر که گفته بود: «وقتی به اصفهان می آیم دو قبله دارم یکی آیت اللّه ارباب و دیگری محمّد باقر الفت».]
مرحوم ارباب از قائلین به وجوب عینی نمازجمعه در زمان غیبت امام علیه السلام ، بود و سالها آن را در منزل و سپس در مسجد گرک یراق و بعدا در مسجد جامع و چندین سال در مسجد درکوشک اقامه می نمود و چون در ماه صفر سال 1368ق مرحوم آقا میر محمّد مهدی سلطان العلماء به امامت جمعه اصفهان منصوب گردید، مرحوم آقای ارباب تا اواخر عمر نمازجمعه را در مسجد قریه گورتان (در سمت مغرب اصفهان در کنار جاده نجف آباد) اقامه می نمود.
حوزه تدریس او از حوزه های تحقیقی و ممتاز به شمار می رفت. مدّتی در مسجد حکیم و سپس در منزل خود به تدریس پرداخت و عدّه زیادی از فضلاء و علما معاصر اصفهان از تربیت یافتگان آن مرحوم می باشند.
[از جمله فتاوای ایشان اعتقاد به وجوب نمازجمعه در عصر غیبت، طهارت اهل کتاب، و ارث بردن زوجه از زوج پس از فوت او از تمام ماترک او حتّی زمین بوده است.
این عالم ربانی در اواخر عمر نابینا شد و باقی عمر را به صبر و رضا گذراند] تا اینکه در شب چهارشنبه 18 ذی الحجه سال 1396ق وفات یافت و در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفات او را ضمن قطعه ای چنین گفته اند:
جبرئیل سر فرو کرد در جمع و گشت تاریخ: «حاج آقا رحیم ارباب ازین جهان برفته»[1]
میرزا رحیم کلانتر
میرزا رحیم کلانتر فرزند میرزا محمّد علی موسوی، از سادات حکیم سلمانی، شاعر و ادیب فاضل. از چهره های قرن سیزدهم هجری.
او مردی شریف، نجیب و کریم الطّبع بوده و حمام و بازارچه کلانتر در کوچه گلبهار اصفهان منسوب به اوست. سرانجام در جمعه غرّه رمضان 1295ق وفات یافت و در تکیه خاندان کلانتر در تخت فولاد مدفون شد. حاج میرزا بهاء خواجویی شاعر اصفهانی ضمن قطعه ای گفته است:
سروش گفت «بها» را برای تاریخش کلانتری جان را رحیم داد بدو[2]
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 186 و 188؛ نقباء البشر، ج2، صص 721 و 722؛ الاجازه الکبیره، ص59؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص76؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص107؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 450-455؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص151؛ روزنامه رسالت، شماره 181، 4 تیر 1365، ص4؛ کارنامه همایی، صص 48-51؛ آیین فرزانگی، ج1، صص 53-66؛ ارباب معرفت: اغلب صفحات.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 612 و 613 و 1023؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص188.
محمّد رحیم خوشنویش اصفهانی
محمّد رحیم بن آقا غلامعلی خوشنویس اصفهانی، خوشنویس هنرمند قرن سیزدهم هجری. خط نسخ را خوش می نوشته و در اصفهان سکونت داشته است. [وی قرآن ها و ادعیه بسیاری را به خط خوش خود کتابت کرده که از جمله یکی از آنها را جهت «دبیر الملک» در سوم رجب 1279ق کتابت نموده که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود است. قرآن دیگری نیز مورّخ رجب 1281ق ازا و به جای مانده است.
وی ظاهرا خط نسخ را نزد پدر تعلیم دیده است.[1]]
میرزا رحیم چلبی*
میرزا رحیم بن محمّد قاسم چلبی تبریزی، از ادباء و شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری. در عباس آباد ساکن بوده و ظاهرا به هند رفته و آنجا فوت شده است. او جوانِ قابل آراسته ای بود.
از اوست:
می ستاند صد دل و یک دل نمی دارد نگاه زلف را این باد دستی ها پریشان کرده است[2]
رحیم نقاش اصفهانی*
رحیم نقاش اصفهانی فرزند کرمعلی و از نوادگان کاظم بن نجفعلی (آقا نجف نقاش) اصفهانی، از هنرمندان ماهر قلمدان ساز و نقاش دوره قاجاریه است.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص850؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص89؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1167.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص171؛ کاروان هند، ج1، ص438.
قلمدان های زیبایی از او با رقم «رحیم بن کرمعلی» دیده شده است.[1]
محمّد رحیم بن میرزا محمّد
محمّد رحیم بن میرزا محمّد، کاتب نستعلیق نویس در روز دوشنبه 10 جمادی الثّانیه 1219ق، از کتابت کتاب «روضه الانوار عباسی» تألیف: ملّا محمّد باقر سبزواری فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 3007 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
آقا محمّد رحیم مازندرانی
آقا محمّد رحیم بن نورالدّین محمّد بن ملّا محمّد صالح مازندرانی، عالم فاضل [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری] در علوم زمان خود خصوصا فقه و حدیث ماهر بوده و بر «حاشیه معالم» جدّش ملّا صالح مازندرانی حاشیه نوشته است.[3]
محمّد رحیم اخوت
محمّد رحیم اخوت فرزند سیّد محمّد فرزند سیّد محمود، از منتقدان ادبی و داستان نویسان معاصر اصفهان. در آذر ماه 1324ش در محلّه احمدآباد اصفهان متولّد شد. دوره تحصیلات ابتدایی را در مدرسه جلالیه و سیکل اول متوسّطه را در دبیرستان گلبهار و سیکل دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان کازرونی طی نمود. پس از اتمام تحصیلات متوسطه، به عنوان «سپاهی دانش» در روستاهای رزن همدان تدریس کرد. پنج سال هم در «ورزنه» اصفهان آموزگار بود. آنگاه در «سگزی» واقع در شرق
[1]هنر قلمدان، ص143.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1931.
[3]مرآه الاحوال جهان نما، ص 270 و 131؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص384؛ تتمیم امل الآمل، ص153؛ الذریعه، ج6، ص80؛ الکواکب المنتشره، ص260.
اصفهان تدریس کرد و همزمان در دانشسرای راهنمایی در رشته علوم انسانی به تحصیل مشغول شد و بلافاصله در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده و ادامه تحصیل داد و به دریافت لیسانس زبان و ادبیات فارسی نائل شد.
در سال 1360ش پس از چندی تدریس در دبیرستانها، از خدمت در آموزش و پرورش اجبارا بازنشسته شد و به کارهای متفرقه پرداخت. او سالهاست که در امور شهرسازی و معماری به مطالعه مشغول است.
او در نوجوانی شوق نوشتن یافت و داستانهایی را نوشت. اوّلین نوشته های او در سال 1346ش در مجلّه «فردوسی» به چاپ رسید. او در دور دوم فعالیّت اصحاب جُنگ اصفهان به آنان پیوست و در جلسات آنان شرکت کرد و پس از پراکنده شدن اعضای جُنگ، در هیأت تحریریه فصلنامه «زنده رود» حضور یافت. او مقالات بسیاری در مقوله های گوناگون فرهنگی به چاپ رسانده است.
کتابهای زیر از محمّد رحیم اخوت به چاپ رسیده است:
1. «تعلیق» (داستان بلند)2. «چهارفصل» (در بازخوانی شعر)3. «نیمه سرگردان ما» (مجموعه داستان)، برنده جایزه بنیاد گلشیری4. «شکارچی خرگوش» (در شعر و زندگی تِد هیوز و سیلویا پلات) با همکاری حمید فرازنده5. «نام ها و سایه ها» (رُمان)6. «خورشید» (یک داستان بلند)7. «داستانهای 84» (9 داستان کوتاه)8. «پاییز بود» یا «داستانهای 85» (مجموعه 9 داستان کوتاه)9. «نمی شود» (رُمان)[1]
میرزا محمّد رحیم میردامادی
میرزا محمّد رحیم کبیر (میردامادی) بن میر مرتضی بن میر محمد اشرف بن سیّد عبدالحسیب محمّد میردامادی سدهی بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل، از علمای اواخر قرن دوازدهم هجری بوده و در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] به تبلیغ
[1]نشریه «هنگام» (ویژه محمّد رحیم اخوت).
و ترویج شریعت می پرداخته است.[1]
میرزا رحیم شیخ الاسلام
میرزا رحیم شیخ الاسلام بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میرزا رحیم اول بن میرزا محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، عالم فاضل [از فضلاء قرن سیزدهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و در سال 1226ق پس از فوت پدر، به منصب شیخ الاسلامی اصفهان تعیین گردید. در اصفهان تحصیلات علوم دینی را انجام داده بود. سرانجام در جمعه 9 صفر 1249ق وفات یافته و در بقعه تکیه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون شد. [بر روی قبر او سنگ مرمر نفیسی با حجّاری عالی و خطوط ثلث و نستعلیق خوش نصب است و در حاشیه اشعاری از «حسین ضیاء اصفهانی» در مرثیه او نقر شده که مادّه تاریخ آن چنین آمده است]:
ندای اِرجِعیَش چون به گوش هوش رسید سروش عالم غیبی ز سوی جنّت مأوا
نوشت کلک «ضیاء» از برای سال وفاتش: «رحیم را که کند رحم جز رحیم بِعُقبا»[2]
محمّد رحیم آسف نجف آبادی*
محمّد رحیم نجف آبادی متخلّص به «آسف» فرزند آقا مسلم بن هادی بن نامدار، شاعر ادیب از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در سال 1185ق در نجف آباد متولّد شده
[1]لطائف غیبیه: مقدمه، ص23.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص436؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص136؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص294؛ مکارم الآثار، ج4، ص1341.
و در آنجا علم و ادب آموخت. در انواع شعر خصوصا غزل مهارت داشته و دیوان او با عنوان «زِبَرجد سقف لیلی پوش» به کوشش آقای علی یزدانی در سال 1386ش چاپ شده است.
او سرانجام در سال 1270ق وفات یافته و در قبرستان قدیم نجف آباد مدفون شد و امروزه مزار او از بین رفته است.
از دیگر آثار او یک بیاض شامل اشعار «مثنوی پیر و جوان» نصیر اصفهانی، «ترکیب بند» هاتف اصفهانی و چند شعر از شاعران مختلف است که آنرا در سال 1254ق جمع آوری و به خط خود نوشته است.
از اوست:
ای یوسف ثانی که در اقلیم ملاحت مثل تو به هر مصر به بازار نیامد
رحمی به من دلشده کن کز غم هجران یک بار مرا نخل اَمَل بار نیامد[1]
میرزا محمّد رحیم عقیلی
میرزا محمّد رحیم بن محمّد مؤمن عقیلی استرآبادی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری] از نوادگان دختری شیخ لطف اللّه عاملی است.[2]در اصفهان ساکن بود و [به نوشته «محمّد صالح اصفهانی» در کتاب «تذکره خوشنویسان»: «از فضلای عصر و اعاظم سادات بود. قلم تندی داشت. برهنه نویس بود. پس از رشیدا می زیست.[3]]
او در زمره علمایی است که خط او در خطبه اول جامع الرّواه موجود است.[4]
[1]دیباچه دیار نون، صص 119 و 120؛ زبرجد سقف لیلی پوش، صص 25-31.
[2]الذریعه، ج1، ص95؛ الکواکب المنتشره، ص260.
[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص720.
[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص963.