محمّد طاهر تبریزی
محمّد طاهر تبریزی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن یازدهم هجری] در سال 1077ق کتابت نسخه ای از کتاب «استبصار» تألیف: شیخ طوسی را به خط نسخ در اصفهان به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 49 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدس.[1]
سیّد محمّد طاهر تویسرکانی*
سیّد محمّد طاهر تویسرکانی، عالم فاضل و عارف زاهد، از علمای اواخر دوره قاجاریه.
در همدان مقدّمات علوم دینی را فرا گرفت. سپس به تهران رفته و در جنب مدرسه دارالفنون، در مدرسه ای به ادامه تحصیل پرداخت امّا چون آوازه جامعیّت حوزه علمیه اصفهان را شنید به اصفهان آمده و در مدرسه صدر حجره گرفت و به تحصیل مشغول شد. جهانگیرخان قشقائی و آخوند کاشی از مصاحبان و همدرسان او بودند و در روحیه با صفای او تأثیر فراوان به جا گذاشتند.
وی در مسجد سرخی اصفهان اقامه جماعت می نموده و از نزدیکی به حکام و بزرگان شهر پرهیز داشته است. ظل السّلطان حاکم ستمگر اصفهان کیسه ای پر از سکه های طلا نزد او می فرستد تا آنرا سیّد تویسرکانی میان فقراء تقسیم کند. سیّد که آنرا حاصل زورگویی به زحمتکشان و گرفتن حق آنان به زور می دانسته است، پولها را پس می فرستد و در نامه ای این بیت را برای ظل السّلطان می نویسد:
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم با پادشه بگوی که روزی مقدّر است
[1]فهرست گوهرشاد، ص211.
وی سرانجام در ماه جمادی الاولی سال 1327ق وفات یافته و در اطاق بالا سر قبر میر ابوالقاسم فندرسکی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
فرزندش سیّد حسین طاهرزاده از هنرمندان برجسته موسیقی و استاد مُسَلّم آواز ایران است.[1]
محمّد طاهر حجار اصفهانی*
محمّد طاهر حجار اصفهانی، از هنرمندان دوره صفویه است. در سنگتراشی استاد بوده و تا سال 1133ق در قید حیات بوده است. از آثار او: حجاری سنگاب مدرسه چهارباغ است که رقم آن چنین است:
«در شهر شعبان المعظم سنه 1110ق به انجام رسید عمل کمترین محمّد طاهر»[2]
همچنین حجاری سنگاب بقعه امامزاده سلطانعلی بن امام محمّد باقر علیه السلام در مشهد اردهال کاشان که در سال 1133ق کار حجاری آن پایان پذیرفته است.[3]
حاج محمّد طاهر حکاک*
حاج محمّد طاهر حکاک اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری. در حکاکی بر روی سنگ های قیمتی استاد بوده و حکاکی های او بر روی عقیق بسیار مشهور و قیمتی است. در خوشنویسی، و کتیبه نگاری و ترکیب بندی استاد بوده و برای ناصرالدّین شاه مُهر می ساخته است. وی حدود 90 سال عمر کرده و در اصفهان درگذشته است.[4]
محمّد طاهر درکوشکی*
[1]مجله مقام: شماره 5، دوره جدید، ص28؛ یادداشت های آقای رسول دادنجانی؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 695-697؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص847.
[3]آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز، ص84؛ دائره المعارف تشیّع، ج9، ص310.
[4]تاریخ برگزیدگان و عده ای از مشاهیر ایران و عرب، صص 523 و 524؛ روزنامه توس، یکشنبه 4 مرداد 1377، ص5.
محمّد طاهر اصفهانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری در محله درکوشک اصفهان ساکن بوده و به شغل شعربافی امرار معاش می کرده است. عاقبت به هند رفته و قبل از سال 1083ق وفات یافت. گاهی شعر می سرود.
این شعر را در مذمّت مردم هندوستان سروده است:
در هند کسانی که گرفتند وطن مانند غلیواج نه مردند و نه زن
این رسم عجب نگر که در ملکت هند زن شوهر شوهر است و شوهر زن زن[1]
میرزا محمّد طاهر شهاب اصفهانی*
میرزا محمّد طاهر اصفهانی متخلّص به «شهاب» شاعر و ادیب خوشنویس قرن سیزدهم هجری.
در اصفهان متولّد شد و با اینکه از خاندان تجار معتبر اصفهان بود، به علم و ادب روی آورده به تحصیل مشغول شد و در کنار آن به مشق خط پرداخته و به مقام عالی در خوشنویسی رسید. خطوط نسخ و ثلث و رقاع را خوش می نوشت. او نسخه ای از «قرآن مجید» را کتابت کرده و خدمت فتح علی شاه فرستاد. او سالها در اصفهان ساکن بود تا اینکه در سال 1233ق از اصفهان به شیراز رفت و مورد عنایت فرمانفرما حسینعلی میرزا قرار گرفت و مصاحب فرزند فرمانفرما، نجفقلی میرزا گردید و به همراه او به بهبهان رفت. پس از مرگ فتح علی شاه، او به شوشتر و هویزه رفته و در آنجا انزوا اختیار کرد. او قصایدی در مدح منوچهرخان گرجی معتمدالدّوله حاکم اصفهان سروده که در تذکره مدایح معتمدیه آمده است.[2]
از آثار او بحر طویلی به نام «ذم زنان» است که ضمن مجموعه شماره 23/1287 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم نگهداری می شود. محمّد بن محمّد کریم تاجر
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص607؛ کاروان هند، ج1، ص790.
[2]تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره حدیقه الشعرا، ج2، ص902.
شوشتری در سال های 1301 تا 1308ق این مجموعه را کتابت کرده است.[1]
این چند بیت از یکی از قصاید اوست:
ای قد سروت به جلوه قامت طوبی وز گل رویت به رشک لاله حمرا
لاله حمرا کجا و گلشن رویت قامت سروت کجا و جلوه طوبا
طره حور است پیچ زلف تو آری لعل لبت حوض کوثری ست مهیّا
حاج طاهر شیرازی
حاجی طاهر شیرازی، عالم فاضل، از علماء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و به تدریس فقه و حدیث می پرداخته و جمعی از فضلاء از محضر او مستفیض می شده اند که از آن جمله است. میر ابوالقاسم موسوی بیضاوی (متخلّص به قاسم).[2]
میر محمّد طاهر علوی کاشانی
میر محمّد طاهر علوی کاشانی، شاعر ادیب از سخنوران قرن دوازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود سپس در عهد عالمگیر پادشاه به هند رفته و در کشمیر ساکن شد و در سال 1136ق در همانجا وفات یافت. وی غیر از «دیوان اشعار» منظومه ای به نام «حدّاد و حلّاج» داشته است.
از اوست:
امشبم چون شیشه مِی، دل ز تنهایی پُر است همچو ساغر همدمی کو، تا دلی خالی کنم[3]
[1]فهرست خطی احیاء، ج4، ص113.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص234.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص529؛ صحف ابراهیم، ص199؛ الذریعه، ج9، ص737 و ج23، ص103؛ ریحانه الادب، ج4، ص191؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «علوی کاشانی»، ص48؛ کاروان هند، ج2، صص 907 و 908؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص521؛ هدیه العارفین، ج2، ص317.
میرزا طاهر مستوفی
میرزا طاهر، مستوفی و مشرف مسجد جامع جدید عباسی (مسجد شاه) [مسجد امام کنونی] بوده و نامش در وقفنامه مسجد مزبور ذکر شده است.[1]
در هر حال از بزرگان اصفهان در قرن یازدهم هجری است.
طاهر محتسب
طاهر محتسب، از ادبای اصفهان در قرن سوم هجری است. مافرّوخی (مؤلف محاسن اصفهان) او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء که متقدّم بر عهد مافرّوخی بوده اند، آورده است.[2]
میرزا محمّد طاهر نایینی
محمّد طاهر نایینی، عالم فاضل [و محدّث محقّق از دانشوران قرن یازدهم هجری[ در اصفهان نزد جمعی از فضلاء به تحصیل مشغول بوده و علّامه مجلسی در ذیقعده الحرام سال 1095ق بر روی برگی از یکی از مُجلَّدات «بحارالانوار» اجازه مختصری برای او نوشته است.[3]
میرزا طاهر نزهت اصفهانی
میرزا طاهر انصاری متخلّص به «نزهت» از شعرای قرن چهاردهم هجری. او در حدود سال 1300ق در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را مطابق سبک زمان نزد
[1]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص60.
[2]محاسن اصفهان، ص32.
[3]اجازات الحدیث للعلّامه المجلسی، ص223؛ الکواکب المنتشره، صص 398 و 399؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص112؛ الذریعه، ج1، ص152؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص47.
اساتید اصفهان به پایان رسانید. او در شعر و ادب دارای طبعی روان بود و در انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد و سرانجام در شوّال 1351ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.[1]
این شعر از اوست:
تو را دو زلف سیه تا به روی گلگون است مرا ز غصه دل آشفته و ز غم خون است
چنانکه میروی آخر دمی نگاهی کن ببین که حال دل از دست رفتگان چون است
طاهری نایینی
ملّا طاهری نایینی، از شعرای قرن یازدهم هجری. خوش طبع و لطیف خیال بود و چندی در اصفهان ساکن بود. گویند آلوده هوا و هوس بوده و بدین خاطر شاه عباس لب و دهان او را سوزانده است.
این شعر از اوست:
ای پری از من دیوانه رمیدن زود است رشته عهد به یکباره بریدن زود است
صید خال تو نشد دل، چه زنی چین به جبین مرغ چون رام نشد دام کشیدن زود است[2]
طبعی قزوینی*
طبعی قزوینی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و در
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 504 و 505؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص419.
خدمت و مصاحبت حکیم شفایی به تحصیل و علم و ادب می پرداخت و همچون استاد، طبعش به هزل و هجو مایل بوده و در هجو برخی از شعرای روزگار خود مانند کاملای کاشی و شاپور طهرانی شعر سروده است.
از اوست:
لذّت تنگدلی باد بر آن غنچه حرام که به امداد صبا میل شکفتن دارد[1]
طلحه جیانی اصفهانی
ابوالهیثم طلحه بن اعلم حنفی جیانی اصفهانی، از محدّثین عامه اصفهان. از «عامر شعبی» روایت نموده و «سفیان ثوری» از او روایت کرده است.
«جیان» از دهات بلوک «قهاب» اصفهان است و در آنجا جایی به نام «مشهد سلمان فارسی» شهرت داشته است. از «هبه اللّه بن عبدالوارث شیرازی» نقل شده که سلمان فارسی به ایران بازگشته و در فتح اصفهان شرکت داشته و مسجدی در زادگاه خود قریه «جیان» بنا نهاده است.[2]
طلحه صالحانی
طلحه بن حسین بن ابی ذر محمّد بن ابراهیم بن علی صالحانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] در اواخر عمر کور شده و در سال 515ق وفات یافته است.[3]
«صالحان» از محلّه های اصفهان بوده است.
از «ابوذر محمّد بن ابراهیم صالحانی» (جدّ خود) و «ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضبّی» حدیث شنیده و از آنان روایت کرده است. او در سال 506 یا 510ق جهت «ابوسعد سمعانی» اجازه نوشته است.[4]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص431.
[2]معجم البلدان، ج2، ص196.
[3]معجم البلدان، ج3، ص389 ذیل کلمه صالحان.
[4]التحبیر، ج1، ص350.
طلحه اصفهانی
ابوزید طلحه بن عبدالرّزاق بن احمد بن عبداللّه [اصفهانی] برادرزاده «حافظ ابراهیم اصفهانی تاجر» [از محدّثین قرن چهارم هجری، در سال 374ق متولّد شده و از «ابن مقری» روایت می کند. در نیشابور حدیث می گفته است. «ابوعلی حسن بن احمدبن حسن خلّاد اصفهانی» از او روایت می کند.[1]
[1]التّحبیر، ج1، ص178؛ المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، ص151.