بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 61

اصفهان تدریس کرد و همزمان در دانشسرای راهنمایی در رشته علوم انسانی به تحصیل مشغول شد و بلافاصله در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده و ادامه تحصیل داد و به دریافت لیسانس زبان و ادبیات فارسی نائل شد.

در سال 1360ش پس از چندی تدریس در دبیرستانها، از خدمت در آموزش و پرورش اجبارا بازنشسته شد و به کارهای متفرقه پرداخت. او سالهاست که در امور شهرسازی و معماری به مطالعه مشغول است.

او در نوجوانی شوق نوشتن یافت و داستانهایی را نوشت. اوّلین نوشته های او در سال 1346ش در مجلّه «فردوسی» به چاپ رسید. او در دور دوم فعالیّت اصحاب جُنگ اصفهان به آنان پیوست و در جلسات آنان شرکت کرد و پس از پراکنده شدن اعضای جُنگ، در هیأت تحریریه فصلنامه «زنده رود» حضور یافت. او مقالات بسیاری در مقوله های گوناگون فرهنگی به چاپ رسانده است.

کتابهای زیر از محمّد رحیم اخوت به چاپ رسیده است:

1. «تعلیق» (داستان بلند)2. «چهارفصل» (در بازخوانی شعر)3. «نیمه سرگردان ما» (مجموعه داستان)، برنده جایزه بنیاد گلشیری4. «شکارچی خرگوش» (در شعر و زندگی تِد هیوز و سیلویا پلات) با همکاری حمید فرازنده5. «نام ها و سایه ها» (رُمان)6. «خورشید» (یک داستان بلند)7. «داستانهای 84» (9 داستان کوتاه)8. «پاییز بود» یا «داستانهای 85» (مجموعه 9 داستان کوتاه)9. «نمی شود» (رُمان)[1]

میرزا محمّد رحیم میردامادی

میرزا محمّد رحیم کبیر (میردامادی) بن میر مرتضی بن میر محمد اشرف بن سیّد عبدالحسیب محمّد میردامادی سدهی بن میر سیّد احمد علوی عاملی، عالم فاضل جلیل، از علمای اواخر قرن دوازدهم هجری بوده و در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] به تبلیغ

[1]نشریه «هنگام» (ویژه محمّد رحیم اخوت).


صفحه 62

و ترویج شریعت می پرداخته است.[1]

میرزا رحیم شیخ الاسلام

میرزا رحیم شیخ الاسلام بن میرزا مرتضی بن میرزا عبدالمطلب بن میرزا رحیم اول بن میرزا محمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، عالم فاضل [از فضلاء قرن سیزدهم هجری].

در اصفهان متولّد شده و در سال 1226ق پس از فوت پدر، به منصب شیخ الاسلامی اصفهان تعیین گردید. در اصفهان تحصیلات علوم دینی را انجام داده بود. سرانجام در جمعه 9 صفر 1249ق وفات یافته و در بقعه تکیه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون شد. [بر روی قبر او سنگ مرمر نفیسی با حجّاری عالی و خطوط ثلث و نستعلیق خوش نصب است و در حاشیه اشعاری از «حسین ضیاء اصفهانی» در مرثیه او نقر شده که مادّه تاریخ آن چنین آمده است]:

ندای اِرجِعیَش چون به گوش هوش رسید سروش عالم غیبی ز سوی جنّت مأوا

نوشت کلک «ضیاء» از برای سال وفاتش: «رحیم را که کند رحم جز رحیم بِعُقبا»[2]

محمّد رحیم آسف نجف آبادی*

محمّد رحیم نجف آبادی متخلّص به «آسف» فرزند آقا مسلم بن هادی بن نامدار، شاعر ادیب از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در سال 1185ق در نجف آباد متولّد شده

[1]لطائف غیبیه: مقدمه، ص23.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص436؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص136؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص294؛ مکارم الآثار، ج4، ص1341.


صفحه 63

و در آنجا علم و ادب آموخت. در انواع شعر خصوصا غزل مهارت داشته و دیوان او با عنوان «زِبَرجد سقف لیلی پوش» به کوشش آقای علی یزدانی در سال 1386ش چاپ شده است.

او سرانجام در سال 1270ق وفات یافته و در قبرستان قدیم نجف آباد مدفون شد و امروزه مزار او از بین رفته است.

از دیگر آثار او یک بیاض شامل اشعار «مثنوی پیر و جوان» نصیر اصفهانی، «ترکیب بند» هاتف اصفهانی و چند شعر از شاعران مختلف است که آنرا در سال 1254ق جمع آوری و به خط خود نوشته است.

از اوست:

ای یوسف ثانی که در اقلیم ملاحت مثل تو به هر مصر به بازار نیامد

رحمی به من دلشده کن کز غم هجران یک بار مرا نخل اَمَل بار نیامد[1]

میرزا محمّد رحیم عقیلی

میرزا محمّد رحیم بن محمّد مؤمن عقیلی استرآبادی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری] از نوادگان دختری شیخ لطف اللّه عاملی است.[2]در اصفهان ساکن بود و [به نوشته «محمّد صالح اصفهانی» در کتاب «تذکره خوشنویسان»: «از فضلای عصر و اعاظم سادات بود. قلم تندی داشت. برهنه نویس بود. پس از رشیدا می زیست.[3]]

او در زمره علمایی است که خط او در خطبه اول جامع الرّواه موجود است.[4]

[1]دیباچه دیار نون، صص 119 و 120؛ زبرجد سقف لیلی پوش، صص 25-31.

[2]الذریعه، ج1، ص95؛ الکواکب المنتشره، ص260.

[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص720.

[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص963.


صفحه 64

رحیم خان بیگلر بیگی

رحیم خان بیگلر بیگی امین الرعایا، از صاحب منصبان نیکوکار قرن سیزدهم هجری در اصفهان.

وی پس از آنکه میر سیّد حسن مدرس از مجتهدین عالی مقام اصفهان مسجدی را در محلّه نو بنا کرد ولی موفق به اتمام آن نشد و وفات یافت را تکمیل نموده و برادرانش محمّد کریم خان و محمّد حسین خان، ساختمان آن را به پایان رساندند. مسجد به نام «رحیم خان» معروف است و از آثار باستانی و نفیس دوره قاجاریه به شمار می رود.[1]

رحیم زری باف*

رحیم زری باف، از هنرمندان موسیقی اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است. او به شغل موروثی زری بافی امرار معاش می کرد و در زمان خود از خوانندگان بسیار مشهور اصفهان به شمار می رفت. وفاتش در 80 سالگی در حدود سال 1312ق واقع شد.[2]

سیّد محمّد رحیم سدهی

حاج سیّد محمّد رحیم سدهی معروف به «حاج آقا سدهی» عالم فاضل [در اواخر دوره قاجاریّه] از موثّقین نزد امام جمعه اصفهان بوده و در شب 18 صفر سال 1337ق در سفر زیارت در مشهد مقدّس وفات یافت.[3]

محمّد رحیم طالقانی

محمّد رحیم طالقانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه شاهزاده ها در

[1]مزارات اصفهان، ص168.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص249.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص357.


صفحه 65

اصفهان به تحصیل مشغول بوده و در این مدرسه نسخه ای از «حاشیه شرح تجرید جدید» تألیف: ملّا عبدالرزّاق فیاض لاهیجی را در سال 1217ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

رحیم قهدریجانی

رحیم قهدریجانی [از نویسندگان کتب در قرن یازدهم هجری و از اهالی «قهدریجان» لنجان اصفهان] در سال 1218ق نسخه ای از «الفوائد الضیائیه» شرح جامی را به خط نسخ جهت میر محمّد جعفر نوشته است. کتاب به شماره 148 در کتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع طهران موجود است.[2]

شیخ رحیم مایل اصفهانی

شیخ رحیم اصفهانی متخلّص به «مایل» شاعر و خوشنویس ادیب از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته و نزد درویش عبدالمجید مشق خط کرد و خط شکسته را خوش نوشت. امّا بین او و استادش کدورتی واقع شده و او درویش را هجو کرد. بدین خاطر آن حُسن خط را یکسره از دست بداد.

شعر نیز می سرود. از اوست:

دنبال دل فتاده به هر خانه می روم دیوانه ام که از پی دیوانه می روم[3]

[1]فهرست مرعشی، ج15، ص166.

[2]آشنایی با چند نسخه خطی، ص333.

[3]تذکره نگارستان دارا، ج1، ص254؛ تذکره سفینه المحمود، صص 307 و 308؛ تذکره منظوم رشحه، صص 68 و 69؛ تذکره دلگشا، ص 539 و 540؛ تذکره لفصحاء، ج5، ص934؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1501؛ تذکره شبستان، ص327؛ تذکره انجمن خاقان، ص624.


صفحه 66

ملّا محمّد رحیم یزدی

ملّا محمّد رحیم یزدی [از فضلاء و علمای قرن یازدهم هجری] در اصفهان ساکن بوده و در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] تدریس می نموده و نامش در وقفنامه مسجد مزبور ذکر شده است.

او همچنین وقفنامه مدرسه نوریه را گواهی و امضاء نموده است. سجع مهر او «سلام قولاً من رب رحیم» است.[1]

رزق اللّه تمیمی اصفهانی

ابومحمّد رزق اللّه بن عبدالوهاب بن عبدالعزیز بن حارث بن اسد بن لیث بن سلیمان بن اسود بن سفیان بن زید بن اکینه بن عبداللّه تمیمی، از محدّثین حنبلی اصفهان در قرن پنجم هجری. در اصفهان ساکن بوده و از پدرش عبدالوهاب نقل حدیث نموده و عبدالعزیز بن محمّد آدمی و ابوالمعالی مطهر بن مفضل کاتب اصفهانی از او روایت می کنند.[2]

رستم بیگ آق قویونلو

رستم بیگ آق قویونلو، در محله درکوشک در جنب مدرسه و مسجد، قبرستان بزرگی بوده که تا این اواخر قسمتی از آن باقی بود و سر در آن از آثار باستانی اصفهان به شمار می رفت که به چهلستون منتقل گردید. در این قبرستان عدّه کثیری از فضلاء و دانشمندان و عرفاء و وزراء مدفون بوده اند. در پشت سر آن، بقعه ای وجود داشته که جزو خانه های اطراف شده، بقعه ای در آنجا بود. مشهور در بین عموم مردم آن بود که مقبره متعلّق به رستم بیگ بن مقصود بیگ بن امیرحسن، از حکمرانان آق قویونلو

[1]تاریخچه اوقاف اصفهان، صص 60 و 101.

[2]میزان الاعتدال، ج2، ص134.


صفحه 67

می باشد. مشارالیه در سال 903 به دست احمد بیگ اغرلو محمّد بن امیر حسن عموزاده خود کشته شده است.[1]

میرزا رستم گورکانی

میرزا رستم بن عمر شیخ بن امیر تیمور گورکانی، از طرف شاهرخ حکومت اصفهان را داشته و در سال 824ق در اصفهان وفات یافته و مدفون گردید.[2]

رستم مدینی اصفهانی

قاضی ابوالقاسم رستم بن محمّد بن عبدالرّحمان بن محمّد بن عبدالرّحمان بن زیاد مدینی تانی اصفهانی، از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری. ابوسعد سمعانی از او به عنوان «کان اماما فاضلاً بهی النّظر» یاد کرده و نوشته که متصدی قضاوت اصفهان بوده است. از جدّ خود عبدالرّحمان بن محمّد استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.

فوت او در 8 محرم سال 540ق در اصفهان[3][اتّفاق افتاد].

رستم خسروی بختیاری

آرستم بختیاری، از بزرگ زادگان ایل احمد خسروی بختیاری [از شعرای قرن چهاردهم هجری].

در حدود سال 1310ق متولّد شده و علاوه بر معلومات ادبی و تاریخی در نقاشی و گلدوزی استاد هنرمندی بود. اشعار زیادی گفته است.

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص176؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 613 و 614.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص212؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص613.

[3]التّحبیر، ج1، ص280.


صفحه 68

از اوست:

دنیاست تخته، خلق بود مهره، طاس بخت تا بر که طاس روی کند در قمار عشق[1]

رسول بهروان

رسول بهروان بن محمّد جواد، شاعر ادیب [از سنخوران قرن چهاردهم هجری [در سال 1315ق در کوهپایه اصفهان متولد گردید. در کسب علوم و فضائل خصوصا تاریخ و ادب رنجها برده و زحمت ها کشیده و از اساتید فنّ شعر و ادب در اصفهان بود. او سالها در دبیرستانهای اصفهان به تدریس ادبیات مشغول بود [و سرانجام در 13 فروردین 1344ش وفات یافته و در تکیه خلیلیان واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد]. در شعر طبعی روان داشت.[2]

بهروان برادر شاعر مشهور حسین سخنیار (مسرور اصفهانی) است.

شیخ رسول جعفریان*

رسول جعفریان (فرزند عباس) نویسنده، محقّق، مورّخ و دانشمند فاضل معاصر، در سال 1343ش در قریه پزوه از شهر «خوراسگان» (از توابع اصفهان) در خانواده ای با ده فرزند به دنیا آمد. دوره دبستان و راهنمایی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تحصیل علوم به اصفهان آمد و به مدرسه ذوالفقار رفت. وی در مدت اقامت در اصفهان، به صورت آزاد از مدارس دینی دیگری چون «نیماورد»، «نوریه» و «جده کوچک» استفاده می کرد.

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص179.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص95؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، صص 539 و 540؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.