آقا محمّد رضا اصفهانی
آقا محمّد رضا اصفهانی، از عرفاء و صوفیه در قرن سیزدهم هجری. مرید منوّرعلی شاه بوده و در اواخر عمر به «خفر» در فارس رفته و قبل از 1300ق در آنجا کشته شده و جنازه اش در قبرستان باب سلم شیراز مدفون گردید.[1]
میرزا محمّد رضا اصفهانی
میرزا محمّد رضا اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] از جمله دانشمندانی است که آقا محمّد علی کرمانشاهی در کتاب «خیراتیه» به قول آنها استشهاد نموده است.[2]
محمّد رضا بیگ اعرج اصفهانی*
محمّد رضا بیگ اعرج اصفهانی، حاکم یزد در قرن دوازدهم هجری. او در زمان نادرشاه افشار بر یزد حکومت می کرده و مردی بی رحم و سفّاک بوده و عوارض سه ساله یزد را که قبلاً بخشیده شده بود، او در کمال سختی مطالبه می کرد. بالاخره مردم تظلّم کردند و او را از کار برکنار کردند.[3]
استاد رضا اعظمی*
استاد رضا اعظمی، از هنرمندان معاصر اصفهان و استاد زبردست گچبری است. او در سال 1334ش در اصفهان متولد شده و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به کار بنایی پرداخت و در کنار آن تا مقطع دیپلم را به صورت شبانه ادامه داد. در نوجوانی به فراگیری گچبری نزد استاد رضا افیونی پرداخت و کم کم در تمامی فنون و ریزه کاری های
[1]طرائق الحقائق، ج3، ص419؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص618.
[2]فهرست فیضیه (استادی)، ج2، ص53.
[3]جامع جعفری، ص284؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص355؛ تاریخ سالشماری یزد، ص172.
این هنر مهارتی به سزا یافت.
از آثار او گچبری و مرمت گچبری های حسینیه ای در محلّه سیچان، کنسولگری روسیه، خانه در رحمت آباد نطنز، خانه سوکیاس و خانه داوید در محلّه جلفا، عمارت عالی قاپو، مسجد جامع عتیق، محراب الجاتیو در مسجد جامع، شبستان مسجد علی، بقعه هارونیه، خانه سرهنگ بخردی، خانه شیخ الاسلام، خانه همایی، ایوان عمارت چهلستون، تالار اشرف، رکیب خانه، مدرسه قدسیه، مسجد آقانور و غیره در اصفهان، سردر بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل، بقعه هفده تن در گلپایگان، کتیبه گچی مسجد میرعماد کاشان، محراب مسجد جامع یزد، مسجد جامع ارومیه، گنبد اصلی سلطانیه زنجان، کتیبه های محراب گچی بقعه بایزید بسطامی و غیره قابل ذکر هستند.[1]
این هنرمند توانا در انواع فنون گچبری و گچ کاری همچون قطاربندی، خط کشی، شبکه کاری، سیم گل کشی و غیره استاد است و از آموزش آن به علاقمندان این هنر دریغ نمی ورزد.
استاد محمّد رضا امامی
استاد محمّد رضا امامی ادهمی اصفهانی، خطاط هنرمند [قرن یازدهم هجری [که با محمّد صالح خطاط اصفهانی در خدمت علیرضا عباسی تبریزی تربیت شده اند. آثاری ازا و در اصفهان از سال 1038ق (مسجد شاه) (=مسجد امام فعلی) شروع و به سال 1081ق (درب امام) ختم می شود. بنابراین استاد خط در اصفهان بوده و او را «امام الخطاطین» لقب داده اند.
[خط ثلث را در حدّ اعلای زیبایی می نوشته و کتیبه هایی نیز بر خط نستعلیق ازا و موجود است. غیر از اصفهان در قم و مشهد مقدس نیز کتیبه هایی از او وجود دارد از جمله:
[1]معماران و مرمّت گران سنتی اصفهان، صص 240-245.
کتیبه های بقعه شاه صفی و شاه عباس دوم در سالهای 1059 و 1077ق، در شهر مقدس قم، کتیبه های گنبد مطهر امام رضا علیه السلام در سال 1059ق، ایوان مسجد گوهرشاد در سال 1087ق و کتیبه به خط نستعلیق در مدرسه سعدیه به سال 1087ق همگی در مشهد مقدس.
برخی سال فوت او را 1080ق ذکر کرده اند ولی با مشاهده کتیبه های او در مشهد مقدس معلوم می شود که او تا سال 1087ق زنده بوده است.
فرزندش علینقی و نوه اش محمّد محسن از خطاطان برجسته اواخر عهد صفویه بوده اند.[1]]
حاج آقا رضا امامی سِدِهی*
حاج آقا سیّد رضا امامی سدهی، از علمای عالیقدر معاصر در سال 1303ش در خمینی شهر اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدّماتی در زادگاه خود و اصفهان، به قم عزیمت کرد و در محضر حضرات آیات بروجردی، مرعشی نجفی، حجّت، گلپایگانی، حاج شیخ عبدالنّبی عراقی و خوانساری تحصیل نمود و از برخی از آنان از جمله آیت اللّه مرعشی اجازه دریافت نمود و سالها از اصحاب استفتاء ایشان بود.
او اغلب در قم ساکن و به وظایف شرعیّه مشغول بود و در ایّام تعطیلی حوزه در خمینی شهر به تبلیغ دین می پرداخت و در اصفهان در درس حضرات آیات بهبهانی و ارباب حاضر می شد.
او عالمی متقّی و زاهد و متواضع و غیور در امر به معروف و نهی از منکر بود.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 773 و 774؛ وقایع السنین و الاعوام، ص510؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان: صفحات متعدد؛ گنجینه آثار قم، ج1، صص 603 و 607؛ تاریخ قم (ناصرالشریعه)، ص94؛ انجم فروزان، ص106؛ مطلع الشّمس، صص 416 و 418-420 و 432 و 546؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 217 و 218؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1168؛ تاریخ خط و خطاطان، ص112؛ اطلس خط، صص 350 و 351؛ تذکره خوشنویسان، ص33؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 93-97؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، ص51.
سرانجام در روز 6 اسفند 1368ش وفات یافته و پس از اقامه نماز بر پیکر ایشان توسط مرحوم آیت اللّه مرعشی، به خمینی شهر حمل و در مسجد اعظم خمینی شهر به خاک سپرده شد.[1]
سیّد محمّد رضا آل رسول
حاج سیّد محمّد رضا آل رسول فرزند آقا سیّد محمّد ابراهیم بن آقا سیّد عبداللّه بن میر محمّد علی شمس آبادی بن سیّد محمّد بن سیّد عبداللّه بن سیّد اسماعیل بن سیّد حسین موسوی شاهاندشتی مازندرانی، عالم فاضل معاصر.
در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از بزرگان علماء و مدرّسین تلمّذ نموده. مدّتی با کسب اجازه از مرحوم ملّا حسین فشارکی در دادگستری خدمت نموده و پس از فوت آن مرحوم از خدمت در دادگستری استعفا داده و سالها به خدمت اجتماعی اشتغال داشت. پس از شهادت برادر بزرگوارش حاج سیّد ابوالحسن شمس آبادی (شهید اصفهانی) به جای ایشان در مسجد جناب اَباذر غفاری (مسجد شمس آباد) اقامه جماعت می نمود و مصداق حقیقی «نعم الخلف» بود.[2]سرانجام در 11 رمضان المبارک 1409ق وفات یافته و جنب برادرش در تکیه شهدای اصفهان مدفون شد.[3]
میرزا محمّد رضا کلباسی
میرزا محمّد رضا بن حاج محمّد ابراهیم کلباسی، عالم فاضل متّقی [از علماء قرن سیزدهم هجری].
در شب 14 رمضان المبارک 1219ق متولّد شده و در این شهر خدمت پدر بزرگوارش و حاج سیّد محمّد باقر حجت الاسلام شفتی و دیگران تحصیل نموده است.
[1]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 116-119.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص314.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص152.
از علماء نافذ الکلمه اصفهان بود و به شیخ الاسلام شهرت داشت. در شب جمعه 14 شعبان 1284ق وفات یافته و در بقعه حاجی کلباسی (پدر بزرگوارش) مقابل مسجد حکیم مدفون شد.[1]
میرزا محمّد رضا رشتی
میرزا محمّد رضا رشتی فرزند حاج ابوتراب، از علمای معاصر اصفهان. او در اصفهان نزد جمعی از علمای عالیقدر از جمله آقا شیخ مرتضی ریزی به تحصیل پرداخته و سالها امام جماعت مسجد ذکراللّه در محلّه بیدآباد بوده است. او داماد استادش شیخ مرتضی ریزی است و پس از وفات در بقعه استاد واقع در تخت فولاد مدفون شد.[2]
محمّد رضا سیمای کاشانی*
محمّد رضا کاشانی متخلّص به «سیما» فرزند میرزا ابوالحسن بن میرزا صادق. شاعر ادیب و خوشنویس هنرمند قرن دوازدهم هجری به فارسی و عربی شعر نیکو می گفته و خطوط هفت گانه را خوش می نوشته و در سیاق مهارت بسیار داشته است. شاه سلطان حسین صفوی او را به «عضدالدّوله» ملقّب ساخت.
او در جریان حمله افاغنه به اصفهان در سال 1135ق به قتل رسید. میرزا محمّد تقی سپهر (لسان الملک) از نوادگان اوست.[3]
رضا فلسفی*
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص162؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص627؛ بیان المفاخر، ج1، ص317؛ مکارم الآثار، ج5، ص1454؛ خاندان کلباسی، صص 213 و 214.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص126؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص937.
[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص729؛ مکارم الآثار، ج2، ص581.
رضا فلسفی فرزند حاج میرزا ابوتراب، از نویسندگان و روزنامه نگاران اصفهان است. در سال 1286ش در اصفهان متولّد شده و تحصیل نمود. سپس به نوشتن در جراید اصفهان از جمله روزنامه راه نجات پرداخت. او در 8 شهریور 1358ش وفات یافته و در یکی از اطاق های شرقی تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد مدفون شد. از آثار او کتاب «اندیشه های فلسفی» به چاپ رسیده است.[1]
میر محمّد رضا خاتون آبادی
میر محمّد رضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس بن میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری] مدرس و امام مسجد شاه [مسجد امام فعلی [بوده [و ظاهرا نزد پدر بزرگوار خود جمعی از علماء تحصیل کرده است.] او در شب 9 رجب سال 1238ق وفات یافته است.[2][نام او به عنوان یکی از شهود موقوفات میرزا محمّد حسین خان صدر اصفهانی، در وقف نامه آمده است.[3]]
رضا بدرالسّماء*
رضا بدرالسّماء فرزند ابوالقاسم بن عبدالحمید، از نقاشان هنرمند معاصر. در سال 1328ش در محلّه جوباره اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسّطه را در این شهر طی کرد در نوجوانی نزد برادرش عنایت اللّه به میناکاری مشغول شد ولی پس از انجام خدمت سربازی، از میناکاری کناره گرفته و به نقاشی پرداخت و نزد احمد بیضاوی و علی مانی به فراگیری نقاشی مشغول شد. او پس از آشنایی با استاد جواد رستم شیرازی، نقاشی را با جدیّت دنبال کرد و از آن استاد بزرگ تعلیم گرفت. همچنین در زمینه آبرنگ از تجربیات استاد یرواند نهاپطیان بهره مند شد.
او اگرچه در نقاشی با آبرنگ، گواش و پاستل مهارت دارد امّا علاقه و دلبستگی
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص189.
[3]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص421.
خاصّی به مینیاتور ایرانی دارد و در این فن صاحب سبک است. موضوعات مذهبی از جمله وقایع تاریخی زندگی چهارده معصوم مضامین تابلوهای مینیاتور او هستند. از آثار استاد بدرالسّماء تعدادی در نمایشگاه های خارجی و داخلی به نمایش درآمده و تعدادی در مجموعه های خصوصی و موزه ها نگهداری می شوند. برخی از آنها نیز در کتابهایی به چاپ رسیده اند که از جمله می توان به نقاشی های کتاب رباعیات خیام اشاره کرد.
برخی از تابلوهای او به قرار زیر است: ظهر عاشورا، آتش به خانه وحی، کشتی نجات، از دامن زن مرد به معراج می رود، مرغ باغ ملکوت و غیره.[1]
آقا محمّد رضا صهبای قمشه ای
حکیم آقا محمّد رضا قمشه ای متخلص به «صهبا» فرزند ابوالقاسم، عالم ربّانی و فیلسوف الهی ادیب شاعر و حکیم فاضل از مشاهیر حکماء و مدرسین فلسفه در قرن سیزدهم هجری.
در حدود سال 1241ق در قمشه [شهرضای کنونی] متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از حکماء و علماء از جمله: حاج ملّا محمّد جعفر لنگرودی، سیّد رضی لاریجانی، میرزا حسن نوری به تحصیل پرداخته و سپس به تدریس مشغول شد.
[در واقعه قحطی و گرانی 1288ق بسیاری از املاک خود را فروخته و سرمایه خود را صرف کرد و نیازمندان را از گرسنگی و مرگ نجات داد. در حدود سالهای 1294 یا 1295 به خاطر شکایت از صاحبان قدرت که املاک او را تصرّف کرده بودند به تهران رفته و به تقاضای طلّاب و فضلای آنجا در مدرسه صدر واقع در جلوخان مسجد سلطانی (مسجد شاه) به تدریس پرداخت. با ورود و تدریس او به تهران، شاگردان
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای رضا بدرالسّماء در پنجم مهر 1383ش.
دروس فلسفی میرزا ابوالحسن جلوه، جذب درس آقا محمّد رضا شدند و معروف شد که: «جلوه از جلوه افتاد».
او در تدریس فنون فلسفی اشراقی و صدرایی تسلّط و مهارت زیادی داشت و «فصوص الحکم»، «تمهید القواعد»، «شفا»، «اشارات»، «مصباح الانس»، «فتوحات مکیّه» و غیره را با بیانی گرم و پرشور تدریس می کرد.
او با آنکه فردی متمکن و صاحب ملک و سرمایه بود امّا زندگی زاهدانه و همراه با قناعت خود را ترک ننمود و به لباس روستایی خود قناعت کرده و عمر را به عبادت گذراند. اغلب روزه می گرفت و در خوراک و خواب به اندکی بسنده می کرد او در مراعات آداب و سنن شرع و ادای واجبات و مستحبات و ترک مکروهات و مواظبت بر نوامیس دین چنان محکم و استوار بود که گویی سلمان عصر و ابوذر زمان است.]
حکیم صهبا سرانجام [در غرّه صفر 1306ق و یا به روایتی] در شب پنج شنبه 27 محرم 1306ق وفات یافت [رحلت او مصادف با وفات مجتهد بزرگ تهران ملّا علی کنی بود و همگان در مراسم تشییع او حضور داشتند. لذا پیکر حکیم قمشه ای در میان جمع اندکی از علماء و شاگردانش تشییع شده] و در مزار سر قبر آن در تهران مدفون شد.
[مادّه تاریخ وفات او را میرزا اسماعیل دبیر چنین سروده است:
سال فوت ورا چو می جستم شد سروش مرا چنین ناقل
که دبیرا بگو بتاریخش پاک آمد رضا بحق و اصل]
کتب و رساله های زیر از تألیفات اوست:
1. «تعلیقات اسفار» [غیر مدوّن موجود نزد میرزا محمود قمی (شاگردش)[2. «تعلیقات تمهید القواعد» [که قسمتی از آن به ضمیمه متن «تمهید» به طبع رسیده است.]3. «حواشی بر شرح فصوص الحکم» قیصری4. «الخلافه الکبری»، مطبوع5. «رساله فی وحده الوجود بل الموجود»6. «رساله فی موضوع العلم» مطبوع7. «شرح حدیث زندیق»8. «رساله فی الفرق بین اسماء الذّات و الصفات»9. «دیوان