بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 95

محمّد هاشم» اقامه جماعت نموده و تا آخرین سالهای عمر ادامه داد. سرانجام در [25 جمادی الثّانی] 1397ق در اصفهان وفات یافته، در پشت تکیه آقا حسین خوانساری (تکیه حاج آقا جمال الدّین نجفی) مدفون گردید.[1]

آقا سیّد محمّد رضا خراسانی

آقا سیّد محمّد رضا خراسانی بن حاج سیّد محمّد جواد جارچی بن سیّد محمّد رضا بن حاج سیّد یوسف خراسانی، عالم جلیل، فقیه محقّق مدقّق [رئیس حوزه علمیه اصفهان].

در 25 ذیحجه 1311ق درا صفهان متولّد گردیده و در خدمت جمعی از علماء عالیقدر اصفهان همچون حاج سیّد محمّد جواد جارچی (پدرش)، حاج سیّد مرتضی خراسانی (عمویش)، شیخ محمّد رضا نجفی، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی، شیخ علی مدرس یزدی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، [میرزا احمد مدرس و آخوند ملّا محمّد کاشانی] به تحصیل پرداخته و به اجتهاد نائل شد.

او سالها در مساجد اصفهان از جمله مسجد اقصی و مسجد حاج رضا و مسجد جارچی اقامه جماعت می نمود و در مدرسه صدر و مدرسه چهارباغ فقه و اصول را تدریس می کرد.

او عالمی نیکوکار و پرهیزکار بود. در اواخر عمر ریاست و اداره حوزه علمیه اصفهان و رسیدگی به مدارس و طلاب برعهده او بود. از خدمات ایشان تعمیر مدرسه عربان و مدرسه صدر و تأسیس کتابخانه رضویه (در مدرسه صدر بازار) است.

[مرحوم خراسانی در زهد و قناعت و صلاح و پرهیزکاری و رعایت نظم و انضباط در تدریس و امور زندگی نمونه ای مثال زدنی بود.]

وی در شب یکشنبه 29 رجب 1397ق وفات یافته و در کنار قبر عالم بزرگ شیعه

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص224؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100.


صفحه 96

بهاءالدّین محمّد اصفهانی (فاضل هندی) در تخت فولاد مدفون شد. تقریرات فقهی و اصول برخی از اساتید خود به رشته تحریر درآمده است.[1]

میرزا محمّد رضا اژه ای

میرزا محمّد رضا بن حاج میرزا حبیب اللّه اژه ای، عالم فاضل [از فضلای قرن چهاردهم هجری] متوفی در ماه رمضان 1351ق مدفون در تخت فولاد اصفهان، نزدیک مزار ملّا علی اکبر اژه ای.[2]

میرزا رضاخان نائینی*

میرزا رضاخان نائینی متخلّص به «رضوان» فرزند میرزا حسن خان مستوفی بن حاجی میرزا حسین خان بن میرزا سیّد محمّد خان بن میرزا معصوم خان طباطبائی نائینی، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه نگار عصر مشروطیت.

او در 1290ق در قریه «حصار» واقع در بین بروجرد و اصفهان متولّد شده و در اصفهان به تحصیل پرداخت و در تهران در مدرسه آمریکایی ادامه تحصیل داد. او از آزادیخواهان و طرفداران مشروطیت بود و به عنوان عضو انجمن ولایتی اصفهان برگزیده شد و در جلسات و مباحث انجمن شرکت فعالی داشت. پس از آن به تهران رفت و در سال 1326ق روزنامه «تیاتر» را منتشر کرد. آنگاه که محمّد علی شاه به سلطنت رسید و مجلس را به توپ بست و بساط مشروطیت را برچید، دفتر روزنامه او مورد حمله قرار گرفت و غارت شد. میرزا رضاخان پس از شکست در فعالیت

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 315-318؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص91؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص163؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص222؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ص235؛ فهرست کتابخانه صدر بازار، ج3: مقدمه؛ ارشاد النّاس: (نسخه خطی)؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص116.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65.


صفحه 97

مطبوعاتی، وارد کارهای دولتی شد. مدّتی معاون وزارت معارف بود. در دادگستری تهران مدّتی دادستان شد. عاقبت از آن کار کناره گرفته و اوقات را به مطالعه گذراند.

در شعر طبعی روان و قدرت فراوان داشت. او کتابخانه ای ارزشمند با هزاران نسخه نفیس داشت که در آن زمان پس از کتابخانه مرحوم حاج حسین آقای ملک، دومین کتابخانه بزرگ تهران بود. این کتابخانه به وسیله دختر مرحوم نائینی وقف کتابخانه آستان قدس رضوی شد.

او مقالاتی در مطبوعات نوشته است از جمله: شرح حال مُتنَبّی شاعر بزرگ عرب (در مجله ارمغان) و مقاله «انتقاد ادبی» در علم نحو.

سرانجام در 18 رمضان 1350ق وفات یافته و در جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس مدفون شد.[1]

مادّه تاریخ فوتش را عبرت نائینی چنین گفته است:

«عبرت» ز عقل سال و فاتش سؤال کرد آهی کشید و گفت: «صد افسوس از رضا»

1310ش

آقا سیّد محمّد رضا سادات

آقا سیّد محمّد رضا سادات فرزند آقا میرزا حسن بن میرزا محمّد بن میرزا محمّد باقر بن میر محمّد صالح آقا دگمه چین.

عالم فاضل جلیل [از علمای قرن چهاردهم هجری] امام جماعت مسجد علیقلی آقا در اصفهان بوده و در بعدازظهر چهارشنبه 7 جمادی الثّانیه 1378ق در سن 75 سالگی وفات یافته و در صحن تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

[1]تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص 147-150؛ تذکره سخنوران نایین، صص 53 و 54؛ نایین بلده طیّبه، صص 110-114؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج2، صص 112-114.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص876؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183.


صفحه 98

[مادّه تاریخ وفاتش را چنین گفته اند:

«واحدا انقص و اتل تاریخه: السیّد الرّضا اوی فی الجنان[1]]

1378=1-1379

حاج سیّد محمّد رضا جزایری

حاج سیّد محمّد رضا جزایری فرزند حاج سیّد حسن موسوی جزایری [از علماء و خطبای معاصر اصفهان] از اعقاب محدّث بزرگوار سیّد نعمت اللّه جزایری شوشتری، عالم جلیل و محقق مدّقق معروف می باشد.

خاندان جزایری ساکن اصفهان در طول چهار قرن به علم و زهد و جامعیّت معروف هستنتد و در بین آنان عدّه ای از علماء و وعاظ و ائمه جماعات می باشند. پدر ایشان از محترمین وعاظ اصفهان و داماد مرحوم حاج ملّا حسینعلی صدیقین عالم عابد زاهد عارف بود. مرحوم حاج سیّد رضا در اصفهان متولّد و تحصیلات قدیم و جدید خود را درا ین شهر و قم و طهران انجام داده و پس از دریافت مدارک تحصیلی سالها در اداره آموزش و پرورش به عنوان دبیر ادبیات و علوم دینی در مدارس انجام وظیفه نموده و ضمنا در منبر نیز به ارشاد و هدایت مردم اشتغال داشت. وی دبیر دانا و واعظی توانا بود. سرانجام در 20 رمضان سال 1411ق در اصفهان وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان مدفون شد.[2]

[از اساتید زمان تحصیل ایشان در حوزه علمیه اصفهان شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی است.]

رضا بی ریا اصفهانی*

رضا رضایی متخلّص به «بی ریا» فرزند حسن، از شعرای معاصر در سال 1324ش در

[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[2]مزارات اصفهان، صص 126 و 127.


صفحه 99

محلّه «بَرزان» اصفهان متولّد شد. او پس از تحصیل در دبستان به کار پرداخته و چندی بعد در کارخانه زاینده رود به کار پرداخت و در کنار آن تحصیل را ادامه داده و مدرک ششم ابتدایی را دریافت کرد. او پس از 12 سال کار در کارخانه را رها کرد.

این شعر از اوست:

دل مکن خوش بر صدای دلنشین زندگی چون که مضرابش گهی ذیل و گهی بم می زند[1]

آقا سیّد محمّد رضا داماد

آقا سیّد محمّد رضا داماد بن سیّد حسن، عالم فاضل و واعظ ماهر، پدرش داماد حاج میرزا محمود کلباسی بوده و لذا او به «داماد» شهرت داشته است. درا صفهان روزگار به وعظ و خطابه می گذرانده و در 13 جمادی الثّانی 1374ق وفات یافته و در بقعه میرزا ابوالحسن بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. ماده تاریخ وفاتش را میرزا حبیب اللّه نیّر اصفهانی چنین سروده است:

فَقَدتُ «ادیبا» انقصه وارّخ «رضا الدّاماد مسکنه الجنان»[2]

1374=18-1392

رضا قدم زن اصفهانی*

حاج رضا قدم زن فرزند حسن، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1300ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مکتب خانه، در کارخانه های وطن و ریسباف به کار پرداخت. و در اواخر عمر به کسب مشغول بود. گاهی شعر می سرود ولی در

[1]زنده رود تا حیدربابا، ص132؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ص108.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص154؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص340؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87؛ بوستان فضیلت، ص197.


صفحه 100

انجمن های ادبی شرکت نمی کرد. مضمون اشعار او اغلب در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام و پند و حکمت است. در شعر «رضا» تخلّص داشت و اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. سرانجام وی در 21 فروردین 1384ش بدرود حیات گفت و در قطعه 20 قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

از اوست:

آنان که دوستی حق ادّعا کنند باید که صبر در خور این مدعا کنند

بر گرد شمع دوست چو پروانه پر زنند تا جان خویش را به راه او فدا کنند[1]

رضا مینوی اصفهانی

رضا شجاعت متخلّص به «مینو» فرزند حسن، شاعر ادیب [از سخنوران اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در سال 1295ش] در اصفهان متولّد شده و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، به کسب و کار پرداخته و به حسابداری [در شرکت قند[ مشغول شد. تحصیلات ادبی را نزد حسین مسرور، احمد غفراللّهی (جنّت) و جعفر نوا کسب کرد و در فنون شعر و ادب مهارت یافت.[2][او کمتر به انجمن های ادبی می رفت و اغلب در خلوت خود به مطالعه و سرودن شعر مشغول بود و گاه با دوستان صمیمی خود منوچهر سلطانی (شاعر و موسیقی دان)، منوچهر قدسی (شاعر و خوشنویس) و جواد ساعتچی مصاحبت و معاشرت داشت.

او سرانجام در سال 1398ق وفات یافته و در تکیه آباده ای واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

منوچهر قدسی ضمن قطعه ای مادّه تاریخ فوتش را چنین یافته است:

«قدسی» به سال رحلتش این سان رقم زد «مینو ادیب شاعر آزاده رفت آه»[3]

[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج رضا قدم زن در تابستان 1379ش.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 489 و 490.

[3]آوای مینو: مقدمه؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.


صفحه 101

دیوان اشعار او با عنوان «آوای مینو» در سال 1384ش توسط انتشارات رنگینه در اصفهان به چاپ رسیده است.

از اوست:

ای به تأثیر نَفَس عقده گشا همچو مسیح بازگو داروی درد دل بیچاره کجاست]

آقا شیخ محمّد رضا نجفی اصفهانی

آقا شیخ محمّد رضا بن حاج شیخ محمّد حسین بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجدشاهی بن شیخ محمّد تقی رازی ایوان کیفی نجفی اصفهانی، فقیه مجتهد، نابغه بی بدیل و علّامه بی نظیر و ادیب دانشمند شاعر [از اکابر علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری].

در روز 20 محرم 1287ق در نجف اشرف متولّد شد مادرش فرزند عالم عالیقدر سیّد محمّد علی آقا مجتهد فرزند سیّد صدرالدین صدر بزرگ بود. او پس از مسافرتی به اصفهان، مجددا به عتبات عالیات رفته و نزد حضرات آیات: سیّد ابراهیم تنکابنی قزوینی، شیخ محمّد حسین نجفی (پدر دانشمند خود)، میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی، آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانی، سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی، سیّد اسماعیل صدر، سیّد محمّد فشارکی، حاج میرزا حسین محدّث نوری، سیّد مرتضی کشمیری، ملّا علی نهاوندی، حاج آقا رضا همدانی، حاج ملّا حسینقلی همدانی، حاج میرزا حبیب اللّه ذوالفنون عراقی و سیّد جعفر حلّی کسب علم و معرفت کرده و در علوم مختلف خصوصا، فقه، اصول، ادبیات، کلام، حدیث و ریاضی مهارتی به سزا یافته [و استادی زبردست گردید. او در کنار تحصیل به تصفیه نفس و تهذیب و تزکیه و عبادت پرداخته و از تربیت عالم ربّانی ملّا حسینقلی همدانی برخوردار شد.] عاقبت به اصفهان آمده و به


صفحه 102

تدریس و افتاء و قضاوت و ترویج دین مشغول شد و صدها تن از علماء و فضلاء از محضر تدریس و تعلیم او کسب فیض کردند. او عالمی خوش مشرب، حاضر جواب و نسبت به همگان متواضع بوده و در دفاع از دین و امر به معروف و نهی از منکر از هیچ اقدامی فروگذار نمی کرده است.

وی پس از عمری تحصیل و تدریس و تحقیق و تألیف در یکشنبه 24 محرم 1362ق در اصفهان وفات یافته و پس از تشییع باشکوه به تخت فولاد حمل و در بقعه جدّ عالی مقدار خود شیخ محمّد تقی رازی (موسوم به تکیه مادر شاهزاده) مدفون گردید.

میرزا حسن خان جابری انصاری جهت وفات ایشان قطعه ای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:

تمنّی الجابری بأن یورّخ و کَلَّ لسانه عند البیان

اذا جاء البشیر و قال ارّخ «لقد اوی الرضا بالجنان»

1321ه . ق

و میرزا حبیب اللّه نَیّر گوید:

اراد النّیّر استیضاح فوته ففی شهر المحرم طاب مثواه

فارخ بعد نقص الست العام «رضا النّجفی لبی داعی اللّه»

1362=6-1368ق

وی صاحب تألیفات عدیده است که در «الذریعه» و «تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان» به طور مفصّل معرفی گردیده، که از آن جمله است:

1. «الاجازه الشّامله للسیّده الفاضله» مطبوع در آخر کتاب «جامع الشتات» صاحب عنوان [و نیز در مجله علوم الحدیث شماره چهارم با تحقیق علّامه سیّد محمّد رضا جلالی]2. «اجازات»3. «أداء المفروض فی شرح اُرجوزه العروض» [چاپ شده با تحقیق شیخ مجید هادی زاده]4. «اماطه الغین فی استعمال العین فی المعینین»، [مطبوع