دکتر عبدالباقی نواب
دکتر عبدالباقی نواب فرزند میرزا محمّدرضا خان بن میرزا علی خان مستوفی چهارسو شیرازی اصفهانی، طبیبی حاذق، ادیب شاعر و خوشنویس هنرمند معاصر.
در سال 1296ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، به دانشکده پزشکی طهران راه یافته و موفق به اخذ درجه دکترا شده است. او سال ها به تدریس در آموزشگاه عالی بهداری اصفهان و دانشکده پزشکی اصفهان مشغول بوده و درجهD.TM and H.را از دانشکده بیماری های گرمسیری و بهداشت لندن اخذ نموده است.
وی در پست های اداری مانند ریاست دانشکده داروسازی، معاونت دانشگاه اصفهان و معاونت دانشکده پزشکی به خدمت پرداخته و در سال 1339ش به سمت نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای ملی انتخاب شده است.[1]
دکتر نواب مردی ادیب و دانشمند و شاعر بوده و خط شکسته را خوش می نوشته و در محافل و انجمن های ادبی شرکت می نموده است. او طبیبی خوش محضر، نیک سیرت و خوش رفتار، آشنا به انساب و حالات بسیاری از مردم اصفهان بالاخص علماء و سادات و به خصوص خاندان های بهشتی و فشارکی و روضاتی و در قدرت حفظ احاطه به جزئیات کم نظیر و دارای محاسن اخلاق و لطافت طبع و ظریف بوده است.
وی در شب اربعین (20 صفر) 1403ق (سال 1361ش) در طهران وفات یافته، جنازه به اصفهان منتقل گردیده و در مجاورت خاندان بهشتی [واقع در شمال مصلای تخت فولاد] مدفون گردید.[2]
[1]راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی اصفهان، ص65.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص137.
[مرحوم استاد حسن بهنیا متخلّص به «متین» مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:
پی سال تاریخ فوتش «متین» بگفت: «ای دریغ از مسیحای ما»[1]
همچنین شاعر گرامی آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین گفته است:
سال فوتش را رقم بنمود «برنا» با دو هجری هر یکی در بیتی از طبع روان نکته دانی
«جانب جانان جاوید و جهان جاودانی کرده عبدالباقی نواب روی از دار فانی» 1403
«جان عبدالباقی نواب شد از دار فانی جانب جانان جاوید و جنان جاودانی» 1361]
این شعر از دکتر نواب است:
باغبانی گل امید به گلزار نشاند بهر پروردن او خون دل از دیده فشاند
گشت پروانه اش عاشق ولی از جور خزان عاقبت زان گل و پروانه یکی خاطره ماند
کتاب «بیماری های عفونی» از تألیفات اوست که دکتر عبدالرحیم امامی جمع آوری و در اصفهان به طبع رسانیده است.
آقا عبدالباقی مازندرانی
آقا عبدالباقی مازندرانی بن ملاّ محمّدصالح ساروی مازندرانی بن احمد، عالم فاضل
[1]طاوس خیال، ص441.
کامل [از علمای قرن دوازده هجری.]
مادرش صبیّه ملاّ محمّدتقی مجلسی است. آقا احمد کرمانشاهی در مرآت الاحوال از او به عنوان «جامع الفضائل و حاوی الفواضل و عالم العامل و الفقیه الکامل» یاد کرده است. از او پسری به نام محمّدصالح و معروف به آقابزرگ که اهل علم و فضل بوده به جا مانده است.[1]
میر عبدالباقی آرتیمانی
امیر عبدالباقی بن میر عبدالباقی [بن سیّد رضی الدّین محمّد آرتیمانی همدانی اصفهانی، عالم فاضل جلیل و شاعر ادیب اریب، از محدّثین و فضلای قرن یازدهم هجری است. جدّش از اهالی «آرتیمان» همدان و از شعرای معروف بوده است. خود او در اصفهان ساکن بوده و گاهی شعر می سروده و «باقی» تخلّص می کرده است.[2]] از شاگردان علاّمه محمّدباقر مجلسی است.[3]
او نسخه ای از کتاب «کافی» را در سال 1089ق نوشته و ظاهرا نزد علاّمه مجلسی قرائت نموده و علاّمه مجلسی در پایان جزء اوّل جهت او اجازه مرقوم داشته است. این نسخه در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[4]
همچنین امیر عبدالباقی کتاب «تهذیب الاحکام» را نزد علاّمه مجلسی خوانده و استاد در چندین محل کتاب اَنهاء جهت او نوشته که تاریخ آخرین آن 28 رجب
[1]مرآت الاحوال، ج1، ص134؛ فیض قدسی، ص217؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص553؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص359.
[2]تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص420.
[3]بزرگان فرهنگ و تاریخ اصفهان: خطی؛ تراجم الرجال، ج1، ص265.
[4]فهرست وزیری، ج1، ص275؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص49.
1092ق است. نسخه به شماره 3183 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[1]
[کتاب «فوائد علیّه و تصحیح النّیّه» یا «نیّات عبادات» از تألیفات اوست که به فارسی و یک مقدمه، 7 مقصد و یک خاتمه در سال 1110ق به نام شاه سلطان حسین صفوی نوشته است. نسخه ای از آن به شماره 4/7326 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی و نسخه ای دیگر به شماره 2147 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[2]این شعر از اوست:
به کف آورده ام از گلشن بی خار غمت گل داغی که نصیب دل آگاه شود]
میرزا عبدالباقی نائینی
میرزا عبدالباقی بن میرزا محمّدعلی بن حاج میر سیّد جعفر بن حاج آقا میرزا بن سیّد حسین نائینی اصفهانی عالم و فاضل بوده و در قرن چهاردهم هجری می زیسته و در اوان جوانی در اصفهان بلاعقب وفات یافت.[3]
عبدالباقی اصفهانی*
عبدالباقی فرزند معینای اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. در هند ساکن بوده و از معتمدان جهانگیر پادشاه است. گاهی در کابل و گاهی در سند به خدمت مشغول بوده و در شعر طبعی خوش داشته است. این شعر از اوست:
با زَهر غم او تریاک ندارم می میرم و از مردن خود باک ندارم
[1]فهرست مرعشی، ج8، ص406.
[2]فهرست مرعشی، ج19، ص120؛ فهرست مرکز احیاء، ج6، صص 153 و 154.
[3]تاریخ نائین، ج4، ص28.
کیخسرو تجریدم و جمشید قناعت پروای شکوه جم و ضحّاک ندارم[1]
عبدالباقی حسینی
عبدالباقی حسینی [ظاهرا از علمای قرن یازدهم هجری] و از جمله شهود وقفنامه مدرسه نوریه اصفهان بوده و سجح مهر او: «عبده عبدالباقی الحسینی» است.[2]
ملاّ عبدالباقی سبزواری
ملاّ عبدالباقی سبزواری [عالم فاضل، از فضلای قرن دوازدهم هجری] شاگرد و مجاز از ملاّ محمّدفاضل سراب تنکابنی است. [در اصفهان ساکن بوده و] فاضل سراب در اوراق آغاز «مشیخه» از کتاب «من لا یحضره الفقیه» در اوّل جمادی الاوّل 1106ق جهت او اجازه نوشته است. این کتاب به شماره 7474 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]
سیّد عبدالباقی سیفی قزوینی
سیّد عبدالباقی سیفی قزوینی، [از علمای اواخر دوره قاجاریه] از سادات سیفی قزوین، از اجلّه علمای اصفهان و از مدرسین معروف عهد خویش بوده و در مسجد سرخی امامت می فرموده است. در سال 1316ق وفات یافته و در یکی از حجره های تکیه آقا سیّد رضی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[4]
[1]تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2561 و 2562؛ کاروان هند، ج2، صص 1331 و 1332.
[2]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص103.
[3]فهرست مرعشی، ج19، ص276؛ تراجم الرجال، ج1، ص265.
[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص218؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص758؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص118.
عبدالباقی قهپائی*
عبدالباقی قهپائی، از فضلای قرن سیزدهم هجری و از اهلی قهپایه اصفهان است. او مجموعه ای را شامل «حاشیه الرساله الالفیه» و «الجعفریه» هر دو از تألیفات شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) را به خط نستعلیق در سال 970ق کتابت کرده است. این مجموعه در کتابخانه آقای حسین مفتاح در تهران موجود بوده است.[1]
میر عبدالباقی مقبول اصفهانی
میر عبدالباقی اصفهانی متخلّص به «مقبول» از معاصرین شاه اسماعیل اوّل صفوی بوده و در انواع فنون و هنر ماهر بوده. علاوه بر ادب و شعر و خط، در طباخی استاد بوده و چون در قزوین جهت شاه غذایی طبخ کرد که مقبول واقع شد، «مقبول» را تخلّص خود قرار داد.[2]
[مرحوم عبدالمحمّد ایرانی در کتاب «پیدایش خط و خطاطان» این میر عبدالباقی طبّاخ را با عبدالباقی صوفی تبریزی خطاط مشهور عصر صفوی و کاتب کتیبه های مسجد شاه اصفهان (مسجد امام فعلی) یکی دانسته که قطعا اشتباه است. و این میر عبدالباقی مقبول، به خوشنویسی معروف نبوده است. صاحب عنوان مثنوی در تتبع «سبحه الابرار» جامی و مثنوی در «تصوف اهل سنت» سروده است.]
از اوست:
[1]نسخه های خطی، دفتر هفتم، ص264.
[2]تذکره تحفه سامی (وحید) ، ص34؛ تذکره تحف سامی (همایونفرخ) ، صص 54 و 55؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 190 و 191؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص758؛ خط و خطاطان، ص70.
نازکی بین لب او را چون ببینم به خیال لبش آزرده شود چون نگرم روز وصال
عبدالباقی نائینی*
عبدالباقی نائینی متخلّص به «باقی» شاعر، ادیب و موسیقیدان هنرمند قرن یازدهم هجری.
در حدود سال 1003ق در نائین متولّد شده و در نوجوانی به اصفهان آمده و نزد فضلای این شهر به تحصیل علم و ادب مشغول شد و از جمله از محضر حکیم شرف الدّین حسن شفائی اصفهانی، شاعر و طبیب معروف عهد شاه عباس صفوی برخوردار شد. آنگاه به خراسان رفته و با آنان مصاحبت و مراوده ادبی نمود. پس از آن به مناطق و شهرهای هند از جمله: اجمیر، دکن، پتنه و بنارس سفر کرد و به مدح وزراء، شاهزادگان و صاحب منصبان هند پرداخت و به دریافت صله های فراوان مفتخر شد. در سال 1046ق در دهلی به دربار شاه جهان، پادشاه هند راه یافته و قصیده ای در وصف نوروز گفت که به دستور پادشاه به زر کشیده شد. او عاقبت هند را به قصد زیارت بیت اللّه الحرام ترک گفته و پس از انجام حج به اصفهان مراجعت نمود و مدتی بعد در این شهر وفات یافت. سال فوتش معلوم نشد. ظاهرا قبل از سال 1055 (آغاز سلطنت شاه عباس ثانی) از دنیا رفته است.
او از موسیقی دانان زبردست عهد صفویه است. علاوه بر موسیقی ایرانی، با موسیقی هندی نیز آشنا بوده و در تصانیف و آهنگ های خود از موسیقی هند تأثیر پذیرفته است. او «رساله ای در موسیقی» تألیف کرده است.
این شعر از اوست:
یار هشیار آمد و از صحبت ما مست رفت حیف چون عمری که در غم بگذرد از دست رفت
«باقیا» بر هر گلی مانند بلبل دل مبند عمر چون باد بهاری تا که گوئی هست رفت[1]
عبدالجبّار زعفرانی
ابوالقاسم عبدالجبّار بن ابی غالب بن ابی زید بن محمّد بن احمد زعفرانی اصفهانی [از محدّثین عامه در قرن ششم هجری که] از ابوبکر محمّد بن احمد بن حسن بن ماجه ابهری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی جزئی از احادیث «لوین» را از او استماع کرده است.[2]
عبدالجبّار ابهری
ابوعبداللّه عبدالجبّار بن حسین بن محمّد بن احمد بن محمّد بن حسین بن ماجه ابهری [از محدّثین عامه اصفهان در قرن ششم هجری] جدّش محمّد بن احمد ابهری به «ابن ماجه» معروف بوده و از محدّثین قریه «ابهر» جی اصفهان است.
عبدالجبّار از جدّش حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.[3]
[1]تذکره میخانه، صص 872-875؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 434 و 435؛ تذکره شمع انجمن، ص127؛ منتخب اللطایف، ص167؛ الذریعه، ج9، ص123؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص90.
[2]التّحبیر، ج1، ص427.
[3]التّحبیر، ج1، ص420.