دانشگاه طهران موجود است.[1]4. «الجواهر المنثوره فی الادعیه المأثوره»، به عربی که نسخه ای از آن در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد[2]و نسخه ای دیگر به شماره 11894 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس[3]و نسخه ای هم در کتابخانه آیت اللّه سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[4]5. «حواشی بر الهیات شفا» 6. «سدره المنتهی و العطیه العظمی»، در اصول دین، به فارسی که به روش عرفانی در سال 1062ق برای عبداللّه قطبشاه نوشته است. نسخه ای از آن به شماره 667 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[5]یک میکروفیلم از آن نیز در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران وجود دارد[6]در کتابخانه فاضل خوانساری در خوانسار نیز نسخه ای موجود است و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم وجود دارد.[7]این کتاب به چاپ رسیده است. 7. «شرح دعای سیفی» که نسخه ای از آن نزد سیّد جمال الدّین میردامادی موجود است.[8]8. «شرح دعای صباح» 9. «صراط الزاهدین» 10. «عرش الایمان فی شرح تقویم الایمان» که به شماره 62284 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در طهران موجود است.[9]11. «عرش سماء التّوفیق» تفسیری است به فارسی که تألیف آن در سه شنبه 15 رجب 1069ق آغاز شده است. نسخه ای از جلد اوّل آن (از آغاز تا آخر سوره بقره) در کتابخانه مدرسه بروجردی کرمانشاه و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی موجود است.[10]نسخه ای
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص569.
[2]فهرست گوهرشاد، ص255.
[3]فهرست الفبایی رضوی، ص178.
[4]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص254.
[5]فهرست الفبائی رضوی، ص303.
[6]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص117.
[7]فهرست عکسی احیاء، ج1، ص334.
[8]لطائف غیبیّه: مقدمه.
[9]فهرست مجلس، ج16، ص291.
[10]فهرست عکسی احیاء، ج5، صص 223 و 224.
نیز نزد آیت اللّه روضاتی در اصفهان و نسخه ای دیگر در موزه بریتانیا وجود دارد.[1]12. «غوامض الصلاه» به فارسی، در فقه که در سال 1061ق تألیف شده و نسخه آن به شماره 8697 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]13. «الفرائض» که نسخه ای از آن در کتابخانه جامع گوهرشاد موجود است.[3]14. «الفطره الملکوتیه فی شرح الاثنی عشریه» متن از شیخ بهائی است و شامل طهاره و صلاه می باشد. سیّد عبدالحسیب آن را در سال 1058ق تألیف کرده است، نسخه ی از آن به شماره 517 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران و میکروفیلم آن نیز در همان دانشگاه موجود است.[4]نسخه ای دیگر نیز به شماره 2792 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس وجود دارد.[5]15. «قواعد السّلاطین» که در جمعه 28 ربیع الثانی 1081ق به نام شاه سلیمان تألیف شده و نسخه اصل آن در کتابخانه مجلس شورای ملّی و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[6]16. «الکبائر» به فارسی که نسخه ای از آن در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[7]17. «مسلک النجاه» 18. «مناهج الشارعین» در اعتقادات و اخلاق، به فارسی که در سال 1068ق تألیف شده که نسخه ای از آن به شماره 517 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران[8]و نسخه ای در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی[9]و نسخه ای دیگر به شماره 224 در کتابخانه آقا میرزا محمّد کاظمینی در یزد[10]و بالاخره نسخه ای به شماره 314 در کتابخانه مسجد اعظم قم
[1]ادبیات فارسی (استوری) ، ج1، ص186.
[2]فهرست الفبائی رضوی، ص421.
[3]فهرست گوهرشاد، ص358.
[4]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ج2، ص138.
[5]فهرست الفبائی رضوی، ص735.
[6]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ج2، ص145.
[7]فهرست مرعشی، ج25، ص3.
[8]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1572.
[9]فهرستواره کتاب های فارسی، ج6، ص634.
[10]فهرست کاظمینی، ج1، ص193.
موجود است.[1]19. «مخزن الدّعوات» به فارسی، که نسخه ای از آن به شماره 6029 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]
میر عبدالحسین اصفهانی
میر عبدالحسین اصفهانی، عالم عامل [از علمای قرن یازدهم هجری.] مدرسه سمیعیه (یا مدرسه ملاّ محمّدباقر) در مشهد مقدس به سال 1083ق به اهتمام وی بنا شده است.[3]
عبدالحسین اصفهانی
عبدالحسین اصفهانی، از خطاطین قرن سیزدهم هجری بوده و آثاری چند به خط نستعلیق نوشته که از آن جمله است:
1. «برهان قاطع» که در سال 1227ق به خط نستعلیق آن را نوشته و به شماره 816 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران موجود است.[4]2. حواشی «قرآن مجید» به خط شکسته در سال 1241ق که او آن را نوشته و در کتابخانه عمومی فرهنگ در طهران موجود است.[5]3. «تریاق اعظم» تألیف: عبدالکریم بن عبدالعلی گیلانی، که آن را در یکشنبه 6 ذی الحجه 1250ق کتابت کرده و به شماره 7154 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[6]4. «دیوان حافظ» که به خط نستعلیق نوشته و به شماره 5140 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران است.[7]
[1]فهرست اعظم قم، ص389.
[2]فهرست مرعشی، ج19، ص33.
[3]اعیان الشیعه، ج41، ص112.
[4]فهرست کتابخانه معارف، ص5.
[5]فهرست سپهسالار، ج2، ص164.
[6]فهرست مرعشی، ج18، ص295.
[7]فهرست دانشگاه، ج15، ص4123.
عبدالحسین احمدی بختیاری
عبدالحسین احمدی فرزند ابوالفتح خان احمد خسروی بختیاری [از شعرای معاصر[ در سال 1321ق متولّد شده و در بختیاری و اصفهان و طهران کسب فضائل و معلومات کرده وارد خدمات دولتی شد [نخست با سمت مترجمی در وزارت دارایی و سپس دادگستری به خدمت مشغول شد و به مقام مستشاری دیوان عالی کشور رسید.] دیوان اشعاری دارد حاوی چندین هزار بیت از غزل و قصیده، رباعی و مثنوی که به طبع نرسیده و عموما دارای مضامین عالی است.[1]
[به زبان های فرانسوی و انگلیسی مسلط بود و در جوانی به ترجمه آثار نویسندگان بزرگ خارجی پرداخت. ترجمه بخشی از اشعار لامارتین و آثاری از راسین و کرنی، نویسندگان کلاسیک فرانسه و همچنین ترجمه «شاتو دو شیفیون» از اوست. اشعارش در مجلاّت ارمغان و مهر در تهران به چاپ می رسید. او سرانجام در پایان اسفندماه 1361ش در تهران درگذشت.[2]] این بیت از اوست:
گر لب جانانه جانفزاست چرا جان در عوض بوسه خواهد او به غدامت
حاج میرزا عبدالحسین نوری
حاج میرزا عبدالحسین بن میرزا ابوالقاسم نوری، عالم فاضل و واعظ کامل [در اواخر دوره قاجاریه] در 10 رجب 1335ق ق وفات یافته و در تخت فولاد [تکیه شهشهانی[ مدفون گردید.[3]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص25.
[2]فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص27؛ نادره کاران، ص518.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص764.
سیّد عبدالحسین نیسان اصفهانی
سیّد عبدالحسین شهشهانی اصفهانی متخلّص به «نیسان» [فرزند میرزا ابوالقاسم بن محمّد]؛ عالم فاضل، مجتهد اصولی، شاعر و ادیب عارف [از دانشمندان معاصر در سال 1269ق در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات مقدماتی به نجف اشرف رفت و نزد مجتهدین و مراجع عظام آن دیار تحصیل کرد. او بعد از مراجعت به ایران در مشهد مقدس ساکن شد [و روزنامه «ادب» را انتشار داد. سپس به هند رفته و به سیاحت پرداخت و «سیر تمدن» را در روزنامه «حبل المتین» به چاپ رسانید] در دور اوّل انتخابات مجلس شورای ملّی، از خراسان به عنوان نماینده ملّت در مجلس شرکت نمود. [بعد از به توپ بسته شدن مجلس ابتدا به مشهد] و سپس همدان رفت. در آنجا دست ارادت به سیّد محمّد غمام همدانی داد. شعر نیز می سرود [و در انجمن های ادبی همدان حضور داشت.
او سرانجام در سال 1355ق در همدان وفات یافته و در قبرستان عمومی آنجا مدفون شد.
از اوست:
نبودی عاشقان را زندگانی نبود از جلوه های گاه گاهش
خوش آن بخت سفید و رای روشن که شد مفتون چشمان سیاهش[1]]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص764؛ نقباء البشر، ص1028، مکارم الآثار، ج6، صص 1922 و 1923؛ اثرآفرینان، ج3، ص387؛ بزرگان و سخن سرایان همدان، ج2، ص414؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3782-3785؛ الذریعه، ج9، ص1242؛ دانشنامه الفت، ص13.
عبدالحسین اصفهانی
عبدالحسین بن احمد اصفهانی، از مردم قرن نهم هجری. مؤلّف کتاب «البثاء» در موسیقی. نسخه خطی آن به شماره 132 در کتابخانه بودلیان موجود است. عکس یکی از نقوش کتاب نامبرده (کرنا و نقاره) در کتاب «تاریخ موسیقی نظامی ایران» موجود است.[1]
عبدالحسین خیام باشی
عبدالحسین خیام باشی فرزند احمد [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1314ش در اصفهان متولّد گردیده است. او طبع روانی داشته و گاهی بر حسب اقتضای حال اشعاری می سروده است.[2]
عبدالحسین خاکسار*
عبدالحسین خاکسار اصفهانی متخلّص به «خاکی» فرزند اسماعیل از شعرای معاصر اصفهان در دی ماه 1329ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی متوسطه را در این شهر گذراند و به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. از نوجوانی ذوق شعر و ادب داشت و با پدرش به انجمن های ادبی می رفت. این چند بیت از یک مثنوی او انتخاب شد:
ساقیا بشنو از این دل نای من ماجرای امشب و فردای من
ساغر من هستی من جام توست این دل دیوانه ام در دام توست
ساقیا مستم کن از جام الست تا شوم با جرعه ای مِی مستِ مست[3]
[1]تاریخ موسیقی نظامی ایران، ص40.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص83.
[3]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص247.
میر عبدالحسین خاتون آبادی
میر عبدالحسین خاتون آبادی فرزند میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل (شاه مراد) بن میر عمادالدّین محمّد حسینی افطسی خاتون آبادی اصفهانی [از علمای قرن یازدهم هجری] علاّمه جلیل، محدّث، مفّسر موّرخ نسابه. از شاگردان ملاّ محمّدتقی مجلسی و ملاّ محمّدباقر سبزواری است. در شعبان 1037ق متولّد و در 1097ق یا 1100 وفات یافته، در مزار بابا رکن الدّین مدفون گردید.
کتب زیر از اوست:
1. «شرح بر شاطبیه» در علم تجوید2. «شرح بر شافیه» ابن حاجب3. «وقایع السّنین و الاعوام» که مشهورترین تألیفات اوست.[1]3. «ترجمه حقائق الایمان» که در سال 1098ق ترجمه شده و در کتابخانه حقیر [مهدوی] موجود است.
[مطابق نوشته خود صاحب عنوان در «وقایع السنین و الاعوام» در 8 شبعان 1039ق متولّد شده است. او نزد ملاّ میرزا شیروانی، محقّق سبزواری، میرزا رفیعا، ملاّ محمّدتقی مجلسی، ملاّ محمّدباقر مجلسی، ملاّ احمد تونی و ملاّ عبداللّه تونی فقه، حدیث کلام و تفسیر را آموخته و در ذیحجه 1069ق از ملاّ محمّدتقی مجلسی و در 27 جمادی الثانی 1076ق از محقّق سبزواری اجازه دریافت نموده است. همچنین سیّد محمّدمؤمن بن دوست محمّد حسینی مجاور مکّه معظمه به او اجازه داده است.
میر عبدالحسین خاتون آبادی در سال 1077ق به حج رفته و در طول عمر خود از بسیاری سرزمین های اسلامی چون یمن، عتبات عالیات، مصر و اسلامبول دیدار کرده است. او مردی ادیب و دانشمند بوده و کتاب «وقایع السنین و الاعوام» که یک تاریخ
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص191؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73.
عمومی از آغاز تا زمان مؤلف است را در 3 مقصد و 11 فصل تألیف کرده است. او وقایع را تا سال 1097ق به رشته تحریر درآورده و فرزندان و نوادگان او وقایع سال های بعد را به کتاب افزوده اند.
نسخه اصل کتاب در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود بوده و یک نسخه عکسی هم از روی همین نسخه گرفته شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود. به دستور آیت اللّه مرعشی در سال 1353ق از روی نسخه دیگری از «وقایع السنین» که نسخه آن ظاهرا از ایران خارج شده، نسخه ای را کتابت کرده اند که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. این کتاب در سال 1352ش با مقدمه آیت اللّه مرعشی و آیت اللّه شیخ ابوالحسن شعرانی و به همت آقای محمّدباقر بهبودی به چاپ رسیده است.[1]
فرزندان مؤلف واقعه وفات پدر خود میر عبدالحسین را چنین ثبت نموده اند:
«سال وفات سیّد سند مدقّق الخیّر الفاضل سنه هزار و صد و پنج و قبر وی در قبرستان بابا رکن الدّین قرب مقبره علاّمه زمان و یگانه دوران آقا حسین خوانساری در مقبره ای که خودشان ساخته بودند»[2]
تذکر: «مزار بابا رکن الدّین» نامی بوده که به قبرستان جنوبی شهر اصفهان و در حاشیه زاینده رود از قرن هشتم تا یازدهم هجری اطلاق می شده است. این قبرستان وسیع که دارای تکایا و مقابر متعددی از عصر صفویه تا آخر دوره پهلوی است اکنون به تخت فولاد شهرت دارد. اوّلین منابعی که به جای «مزار بابا رکن الدّین» از «تخت فولاد» استفاده کرده اند ولی قلی بیگ شاملو در کتاب «قصص الخاقانی» و «سفرنامه شاردن»
[1]وقایع السّنین و الاعوام، صص 5-8 و بنگرید به: الذریعه، ج25، ص128؛ الکواکب المنتشره، صص 419 و 420؛ مصفی المقال، ص120؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، صص 669 و 670؛ ادبیات فارسی (استوری) ، ج2، ص635.
[2]وقایع السّنین و الاعوام، ص509.