عمومی از آغاز تا زمان مؤلف است را در 3 مقصد و 11 فصل تألیف کرده است. او وقایع را تا سال 1097ق به رشته تحریر درآورده و فرزندان و نوادگان او وقایع سال های بعد را به کتاب افزوده اند.
نسخه اصل کتاب در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود بوده و یک نسخه عکسی هم از روی همین نسخه گرفته شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود. به دستور آیت اللّه مرعشی در سال 1353ق از روی نسخه دیگری از «وقایع السنین» که نسخه آن ظاهرا از ایران خارج شده، نسخه ای را کتابت کرده اند که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. این کتاب در سال 1352ش با مقدمه آیت اللّه مرعشی و آیت اللّه شیخ ابوالحسن شعرانی و به همت آقای محمّدباقر بهبودی به چاپ رسیده است.[1]
فرزندان مؤلف واقعه وفات پدر خود میر عبدالحسین را چنین ثبت نموده اند:
«سال وفات سیّد سند مدقّق الخیّر الفاضل سنه هزار و صد و پنج و قبر وی در قبرستان بابا رکن الدّین قرب مقبره علاّمه زمان و یگانه دوران آقا حسین خوانساری در مقبره ای که خودشان ساخته بودند»[2]
تذکر: «مزار بابا رکن الدّین» نامی بوده که به قبرستان جنوبی شهر اصفهان و در حاشیه زاینده رود از قرن هشتم تا یازدهم هجری اطلاق می شده است. این قبرستان وسیع که دارای تکایا و مقابر متعددی از عصر صفویه تا آخر دوره پهلوی است اکنون به تخت فولاد شهرت دارد. اوّلین منابعی که به جای «مزار بابا رکن الدّین» از «تخت فولاد» استفاده کرده اند ولی قلی بیگ شاملو در کتاب «قصص الخاقانی» و «سفرنامه شاردن»
[1]وقایع السّنین و الاعوام، صص 5-8 و بنگرید به: الذریعه، ج25، ص128؛ الکواکب المنتشره، صص 419 و 420؛ مصفی المقال، ص120؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، صص 669 و 670؛ ادبیات فارسی (استوری) ، ج2، ص635.
[2]وقایع السّنین و الاعوام، ص509.
اثر سیّاح فرانسوی شوالیه شاردن است.
اما قبر میر عبدالحسین خاتون آبادی در ضلع جنوبی بقعه آقا محمّد بیدآبادی و پایین پای فرزندش میرمعصوم بوده ولی در یک قرن اخیر آثاری از این قبر مشاهده نشده است.]
سیّد عبدالحسین طیّب
حاج سیّد عبدالحسین طیّب فرزند آقا سیّد محمّدتقی [میر محمّد صادقی] بن سیّد ابوالقاسم بن علینقی بن میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل واعظ مسجد شاه، عالم عامل، واعظ بصیر و محدّث مفسّر [از علمای معاصر اصفهان.]
در سال 1311ق (1272ش) در اصفهان متولّد گردید و در اصفهان و قم و نجف نزد حجج اسلام و آیات عظام تحصیل نموده و به مقام عالیه اجتهاد نائل گردیده و به اصفهان مراجعت نمود. وی در مدرسه صدر به تدریس پرداخته و در ضمن آن به امامت جماعت و موعظه و ارشاد مردم و بیان و توضیح احادیث و تفسیر قرآن مشغول بود.
از اساتید ایشان در اصفهان: حاج شیخ ابوالقاسم زفره ای معروف به حاج آخوند، آقا سیّد احمد خوانساری، آقا شیخ اسداللّه حکیم قمشه ای، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آقا میر محمّدتقی مدرس، آقا شیخ حسن یزدی، حاج میر محمّدصادق خاتون آبادی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا شیخ محمّدعلی دزفولی و آقا سیّد مهدی درچه ای و [حضرات آیات] حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قم و آقا شیخ محمّدجواد بلاغی، آقا شیخ محمّدحسین اصفهانی، حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی معروف به کمپانی، آقا میرزا محمّدحسین نائینی، آقا ضیاءالدّین عراقی، [آقا حسین رجائی و سیّد اسماعیل ریزی] در نجف اشرف [بوده اند.]
همچنین از آیات عظام آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، حاج شیخ عبدالکریم حائری
یزدی، آقا میرزا حسین نائینی، آقا ضیاءالدّین عراقی، میرزا آقا سیّد محمّدابراهیم اصطهباناتی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی، حاج آقا حسین قمی، شیخ محمّدکاظم شیرازی و آقا محمود طهرانی اجازه روایت و گواهی اجتهاد دریافت نمود.
سرانجام [این عالم ربّانی] پس از یک قرن که در تحصیل علم و کسب فضائل و ترویج دین و ارشاد و هدایت مسلمین و تدریس و تألیف و امامت جماعت سپری کرد، در 8 محرم 1412ق وفات یافته و در روز یکشنبه نهم محرّم پس از یک تشییع شایسته در اطاق مسجد کازرونی در خیابان میر اصفهان مدفون گردید.
تألیفات ایشان عبارت است از:
1. «اطیب البیان» در تفسیر قرآن در 14 مجلّد که دو بار به چاپ رسیده است.2. «رساله در خلل صلوه» رساله اجتهادی که به دستور استاد ایشان تنظیم و تألیف شده است، غیر مطبوع3. «العمل الصّالح فی العقاید و الاخلاق»، مطبوع.4. «الکلم الطیّب» در اعتقادات، در سه مجلد، مطبوع5. «تقریرات فقهی و اصولی» اساتید ایشان.[1]
[شاعر توانا استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مرثیه ای برای مرحوم طیّب سروده که این مادّه تاریخ از آنجاست:
برنا سه بیت گفت به تاریخ فوت او تا هرکدام سال وفاتش دهد نشان
«طیّب که بود عبد حسین او بنام و جان شد در مه محرم از این وادی جهان» 1412
[1]مزارات اصفهان، صص 331 و 332.
«عبدالحسین طیّب عالم شد از جهان ساکن شده بمینوی وادی جاودان» 1412
«طیّب که بود عبد حسین و علی و آل همچون حسین شد بمحرم از این جهان» 1370]
میرزا عبدالحسین خوشنویس هرندی
میرزا عبدالحسین خوشنویس فرزند حاج میرزا محمّدتقی بن حاج محمّدحسین نایب الصّدر بن آقا محمّدجعفر بن حاج ملاّ مهدی بن حاج محمّد ظهیر بن حاج محمّدسمیع هرندی اصفهانی، [از خوشنویسان اواخر دوره قاجار و]از اساتید فنّ خط بوده و در سال 1253 متولّد و در 1326ق وفات یافته، و در بقعه سر قبر آقای اصفهان مدفون شد.[1]
میرزا عبدالحسین حکیم اردستانی*
میرزا عبدالحسین معروف به «حکیم» فرزند حاج میرزا تقی بن میرزا محمّدحسین (شیخ الاسلام) اردستانی زواره ای، از فضلاء و هنرمندان اردستان و از سادات محلّه رامیان بود. او علاوه بر طب در نوشتن انواع خطوط خصوصا شکسته استاد بود و حتّی این هنر را بر طبابت ترجیح می داد. نمونه خط او در یک نسخه خطی «دیوان حافظ» نزد فرزندش دکتر سیّد مسیح جلوه موجود بوده است.
او در 5 اسفند 1287 (مطابق با سال 1327ق) در اردستان وفات یافته و در قبرستان محلّه رامیان به خاک سپرده شد.[2]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص117؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص445؛ مزارات اصفهان، ص51؛ مکارم الآثار، ج4، ص1432.
[2]اردستان نامه، ج1، ص501.
آقا میرزا عبدالحسین خوئی*
آقا میرزا عبدالحسین خوئی فرزند آقا میرزا محمّدجعفر محلّه نویی بن آقا عبدالحسین امین العلماء اصفهانی بن حاجی ملاّ محمّدشفیع خوئی، از فضلاء و صلحاء و اهل علم معاصر اصفهان.
جدّ اعلای او ملاّ محمّدشفیع خوئی از علمای بزرگ عهد قاجاریه و مقیم اصفهان بود و اجدادش اغلب از اهل علم و فضل بوده اند که شرح زندگانی آنان در این کتاب مذکور است.
وی در حدود سال 1258ش در اصفهان متولّد شده و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را از آخوند ملاّ علی اصغر مکتبدار فرا گرفت. مقدمات و سطح را از آقا کمال الدین خوانساری به طور اختصاصی آموخت و سپس در حوزه علمیه اصفهان نزد علمای فاضل و عالیقدری چون میرزا حسین نائینی (از مدرسین مدرسه میرزا حسین بیدآباد) و آخوند ملاّ محمّد کاشی ادامه تحصیل داد و از حضرات آیات میرزا عبدالحسین سیّد العراقین و آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی اجازه کسب نمود.
پس از آن وی در میان مردم و علماء به خاطر اصابت و شرافت نسب و مراتب علم و فضل دارای احترام و اکرام بود و مردم در حلّ مرافعات و مشکلات از او استمداد می نمودند. در قضایای قحطی و گرانی سال 1336ق او بدون اینکه بخواهد تظاهر و ریاکاری نماید آنچه داشت در طبق اخلاص نهاده و به یاری مردم گرسنه و نیازمند شتافت.
او در اسب سواری ماهر بود و به نگاهداری و پرورش اسب های اصیل علاقه داشت و نسبت به حیوانات با ترحّم و مهربانی رفتار می نمود و از صید و شکار آنان خودداری می کرد.
در زمان سلطنت رضاشاه و اجرای قانون اتحاد شکل، با آنکه از طرف مرحومین سیّد العراقین و فشارکی مجاز به استفاده از روحانیت بود، از لباس روحانیت خارج شد.
او در اواخر عمر به خاطر فوت فرزند و عیال و داماد خود انزوا اختیار کرد تا اینکه در جمعه 23 رمضان سال 1367ق (مطابق 8 مرداد 1327ش بر اثر فجأه (مرگ ناگهانی) در قریه کرچکان لنجان وفات یافت و در مقبره خانوادگی در جنوب تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
واعظ ادیب مرحوم سیّد حسن رئیس زاده متخلّص به «صفا» ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
گفتا «رئیس» سال وفات وی از «صفا»: «عبدالحسین بجنّت مینو شدی روان»
عیال او دخترخاله اش صبیه میرزا رضا قلی خان اعتمادی (از اعقاب فتحعلی خان اعتمادالدوله صدراعظم اواخر دوره صفویه) بود و فرزندش استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» شاعر توانای معاصر می باشد.[1]
میرزا عبدالحسین نجفی
حاج میرزا عبدالحسین نجفی فرزند آقا جلال الدّین فرزند حاج شیخ محمّدتقی آقانجفی، عالم فاضل. [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1312ق در اصفهان از دختر آقا سیّد محمّدرضا روضه خوان متولّد گردید. در زمان حیات پدر در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] به امامت پرداخت. [وی] نزد جمعی از بزرگان این شهر تحصیلاتی نمود و در مسجد شاه نیز خود حوزه تدریس تشکیل داد و جمعی از فضلاء و مجتهدین گمنام را در نزد خود نگهداشته و به وسیله آنان به فصل
[1]یادداشت های استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) .
خصومات و رسیدگی به دعوات مردم پرداخت (یکی از فضلاء و مجتهدین حاضر در جلسات او حاج ملاّ اسداللّه معروف به حاج فاضل بیدآبادی بوده است) .
مرحوم بلاغی در اعلاط در انساب به نقل از نسب نامه الفت می نویسد: «بمساعی پدرش جانشین آقانجفی شد و با شور و شعفی مسجد و محراب و منبر و موعظه و کرسی تدریس و تولیّت اوقاف او را تصاحب نمود و آمال و آرزوهای بسیار داشت» (انتهی ملخصا) .
او در شب 22 رجب سال 1348ق در اصفهان وفات یافته، نخست در مقبره آقانجفی مدفون و پس از 3 سال جسد او را به مشاهد مشرّفه ائمه عراق علیهم السلام حمل کردند. صاحب عنوان دختر آقا محمّدجواد قزوینی دردشتی را به زوجیّت داشته و از این مخدّره چهار فرزند پسر و چهار فرزند دختر یافت. [اسامی پسران] حاج شیخ محمّدعلی، حاج شیخ محمّدحسین، حاج شیخ محمّدتقی و حاج آقا نورالدّین.[1]
میرزا عبدالحسین قالب تراش*
میرزا عبدالحسین قالب تراش فرزند آقا محمّدجواد تاجر اصفهانی از هنرمندان قرن چهاردهم هجری. در سال 1264ق در اصفهان متولّد شد. در یکی از حجره های فوقانی کاروانسرای ساروتقی در بازار اصفهان دکّه داشت و به قالب تراشی معروف بود. خطوط نسخ و نستعلیق را استادانه می نوشت و در نقاشی، حکاکی، مقواسازی، صحّافی و معرّق سازی نیز استادی و مهارت داشت. به علاوه صاحب ذوق ادبی بود و اشعار بسیار از بر داشت که اکثرش منتخب گفته های شاعران بود. لغز و معمّای ادبی نیز فراوان از بر داشت.
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 107-109؛ اعلاط در انساب، ص20؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص56.
در اواخر عمر بینائی او رو به کاهش گذاشت و وضع معیشت او به اختلال گذشت تا اینکه به فقر و فلاکت و درماندگی (بعد از سال 1348ق) جان سپرد و غریبانه او را به خاک سپردند.[1]
سید عبدالحسین روضاتی*
حاج سیّد عبدالحسین روضاتی فرزند حاج میرزا حبیب اللّه روضاتی بن میرزا هدایه اللّه بن میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات) ، عالم فاضل جلیل معاصر.
در ماه شهریور سال 1305ش (برابر با 1345ق) در محلّه چهارسو شیرازی های اصفهان متولّد شد. تحصیل در مدرسه جدید را در دبستان و سپس در دبیرستان فرهنگ ادامه داد. سپس به تحصیلات حوزوی روی آورد. مقدمات را نزد پدر و حاج آقا فخرالدّین روضاتی، شیخ محمّدجواد فریدنی، سیّد رضا ابوالبرکات، شیخ محمّدعلی عالم حبیب آبادی و شیخ محمّدحسین فاضل کوهانی فرا گرفت. «مُغنی اللبیب» را نزد سیّد احمد مقدّس، «معالم» را نزد سیّد مجتبی میر محمّدصادقی، «شرح لمعه» را نزد حاج شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی و «کفایه الاصول» را نزد عموی بزرگوارش سیّد اسداللّه روضاتی آموخت. همچنین از درس حاج شیخ علی مشکوه سِدِهی بهره گرفت. دروس خارج را نزد حضرات آیات: سیّد محمّدرضا خراسانی، حاج آقا حسین خادمی، سیّد مصطفی مهدوی، حاج میر سیّد علی بهبهانی (هنگام اقامت در اصفهان) و حاج میر سیّد علی علاّمه فانی (هنگام اقامت در اصفهان) آموخت.
او پس از وفات پدر، مراسم احیاء و قرائت دعای کمیل و مناجات سحر در تکیه کازرونی و اقامه نماز جماعت در مسجد خیابان (مسجد حاج میرزا حبیب اللّه روضاتی) را
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 375 و 376.