بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 169

مشغول شد و روزنامه «سپنتا» را منتشر کرد.

مزار او در حاشیه خیابان آب دویست و پنجاه و مقابل مصلای تخت فولاد است.[1]]

از اوست:

شتاب دارد و یار از کنار می گذرد ببین که عمر عجب برق وار می گذرد

گرفته شاخ شکوفه به دست و می گوید پیاله گیر که فصل بهار می گذرد

تو خواب نازی و پروین و ماه می دانند چه ها به عاشق شب زنده دار می گذرد

میرزا عبدالحسین صنیع همایون

میرزا عبدالحسین صنیع همایون [فرزند آقا محمّدکاظم نقاش فرزند آقانجف اصفهانی]، نقاش و قلمدان ساز هنرمند قرن چهاردهم هجری. [در صورت سازی و منظره استاد بوده و قلمدان ها و تابلوهای زیادی را با نقاشی های استادانه خود مزیّن می کرده است او سال ها در کارگاه خود واقع در بالاخانه کاروانسرای حاج علینقی (جنب دروازه اشرف) در بازار بزرگ اصفهان به فعالیّت هنری مشغول بوده و جمعی از هنرمندان از جمله شکراللّه صنیع زاده از او تعلیم می گرفته اند. لقب «صنیع همایون» را مظفرالدّین شاه قاجار به او عطا کرد.]

صنیع همایون در روز سه شنبه 12 محرم 1341ق [در سن متجاوز از هفتاد سالگی[ وفات یافته و در تکیه شهشهانی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

[1]تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، صص 300-302؛ الذریعه، ج9، ص429؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، صص 1732-1735؛ اثرآفرینان، ج3، صص 218 و 219؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 734 و 735؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج3، صص 52 و 53؛ روزنامه بهار: سال اوّل، شماره 18، سه شنبه 10 خرداد 1379، ص8.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1023؛ دیوان طرب، ص82؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155؛ فصلنامه وقف میراث جاویدان، شماره 19 و 20، پاییز و زمستان 1376، ص232؛ هنر قلمدان، صص 157 و 158؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، صص 335 و 336؛ دائره المعارف هنر، ص354.


صفحه 170

سیّد عبدالحسین همتیار

سیّد عبدالحسین همتیار فرزند حاج میر سیّد محمّد بن حاج میرزا حسن بن میر سیّد علی وزیر طباطبائی اصفهانی، ادیب و شاعر فاضل. از دانشمندان معاصر اصفهان. در سال 1259ش (برابر با 1297ق) در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خویش را در مدرسه باقریه و مدرسه اسقف (کالج انگلیسی ها) در اصفهان و کالج آمریکائی ها در طهران به پایان رسانیده وارد مشاغل دولتی شد و به ترتیب در وزارت دادگستری و مالیه و فرهنگ مشغول انجام وظیفه گردید. مدّت ها ریاست فرهنگ بنادر جنوب و زمانی ریاست فرهنگ ساوه در مدّتی ریاست فرهنگ شهرستان سمنان را داشته و در این اواخر ریاست دانشسرای مقدّماتی پسران اصفهان بر عهده او بود.

در سال 1329ش بازنشسته شده و در این موقع که فراغتی یافت به تکمیل علوم غریبه که سال ها در آن رنج برده بود پرداخت و به مقاماتی رسید. پیش بینی ها و غیب گوئی های وی در این مورد معروف است. سرانجام در شب چهارشنبه 14 ذیحجه الحرام سال 1385ق [برابر با 17 فروردین 1345ش] وفات یافته، در تخت فولاد، جنب تکیه ملک در لسان الارض [تکیه شهدای کنونی] مدفون گردید.[1]

مادّه تاریخ وفاتش را استاد جلال الدّین همایی (سنا) چنین گوید:

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 538-540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1024 و 1025؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص189.


صفحه 171

از «سنا» تاریخ پرسیدم نوشت «رحمت یزدان به همتیار باد»[1]

شاعر توانا استاد اعتمادی (برنا) نیز گوید:

زد رقم «برنا» بشمسی سال فوت: «یار همّت یار لطف و مهر حق»

1345

سال وفات ورا خامه «برنا» نوشت «بود بمحشر حسین شافع عبدالحسین»

1385

این دو بیت از اوست:

تا خدا دارد خدایی و شهنشاهی در عالم تا شهنشاهی در این کاخ زبرجد بار دارد

نام شاه دین علی در صفحه تاریخ عالم همچو خورشید رخشان جلوه در انظار دارد

آقا عبدالحسین شکسته نویس*

آقا عبدالحسین بن محمّد اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. خطوط شکسته و نستعلیق را خوش می نوشته و تا حدود سال 1290ق در قید حیات بوده است.

او نسخه ای از «کلیات سعدی» را به خط نستعلیق خوش خود نوشته که نزد حاج سیّد نصراللّه تقوی اخوی موجود بوده است. همچنین ترجمه فارسی «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید، به تاریخ 1273ق از نمونه خطوط خوش نستعلیق اوست که استاد همایی آن را دیده است.[2]همچنین او بخش منطق کتاب «حل مشکلات الاشارات و

[1]دیوان سنا، ص153.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 162-164.


صفحه 172

التنبیهات» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق خوش در سال 1264ق کتابت نموده که به شماره 28 در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان موجود است.[1]

عبدالحسین مُشکنانی*

عبدالحسین بن محمّد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه 14 ذی الحجه سال 1132ق کتابت کرده که به شماره 58 در کتابخانه مؤسّسه امام صادق علیه السلام قم موجود است.[2]یکی از مُجَلَّدات «صافی» فیض که در سال 1125ق کتابت شده، به شماره 11813 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.[3]

مشکنان از روستاهای قدیمی شرق اصفهان بین کوهپایه و نائین است. ناصر خسرو در قرن پنجم هجری این روستا را دیده و در سفرنامه خود از آن یاد کرده است.

میرزا عبدالحسین صدر

میرزا عبدالحسین صدر فرزند میرزا محمود صدر المحدّثین بن ملاّ عبداللّه خوانساری، از وعاظ معروف ایران [در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از فضلاء این شهر تحصیل نمود. [سپس] به طهران رفته، آنجا نیز چندین سال به تحصیلات قدیم و جدید پرداخته و به ترویج دین مشغول شد. [او صدایی خوش، قدرت بیان عالی و اطلاعات وسیع داشت و آواز دو دانگ را در حدّ اعلی می خواند] او در نهضت تجددخواهی و دگرگونی وضع قدیم به صورت تمدن جدید و تشکیل شرکت ها و تأسیس کارخانجات در اصفهان و سایر شهرهای ایران،

[1]فهرست ارشاد کاشان، ص38.

[2]فهرست مؤسسه امام صادق علیه السلام قم، ص55.

[3]فهرست الفبائی رضوی، ص378.


صفحه 173

مردم را با بیانات شافیه و سحر کلام خویش مشغول می داشت.

[او در ایام اقامت در اصفهان در مدارس جدید به شغل معلمی می پرداخته و در کنار آن نزد شیخ محمود مفید فلسفه می خوانده است.]

در اواخر عمر [زودرنج و حساس شد، و مزاج او تغییر یافته بود و در سخنرانی ها تندروی می کرد. حکومت وقت (نظمیه رضاخان پهلوی) او را به شیراز تبعید نمود.[ سودا بر مزاج ایشان غلبه یافته و در حدود سال 1367ق خود را در چاه انداخته و وفات یافت[1][و در یکی از امامزاده های شیراز مدفون شد.]

آقا عبدالحسین پاشنه طلائی یزدی

آقا عبدالحسین بن ملاّ محمّدمهدی پاشنه طلائی یزدی [بن محمّداسماعیل بن محمّدابراهیم بن ملاّ محمّدصادق اردستانی]، عالم فاضل [در قرن سیزدهم هجری] از اعقاب آخوند ملاّ محمّدصادق اردستانی. پدرش در یزد ساکن بوده و خود او در اصفهان سکونت نموده و پس از وفات در تکیه حاج محمّدجعفر آباده ای در تخت فولاد مدفون شد.[2]

[او نسخه ای از «حاشیه بر بهجه المرضیه» از: شیخ علی اکبر یزدی را در سال 1275ق کتابت کرده و آن را نزد پدر دانشمند خود خوانده و تعلیقاتی بر این نسخه نوشته است.[3]]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 791 و 792؛ دولت دیدار، صص 166 و 167؛ تاریخ موسیقی ایران، صص 678 و 679.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص32؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص51.

[3]تراجم الرجال، (چاپ 1422ق) ، ج2، ص27.


صفحه 174

حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین

حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین فرزند آقا میر محمّدمهدی بن حاج میرمعصوم بن حاج میرزا محمّدعلی بن میر محمّداسماعیل بن میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل خاتون آبادی [از علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری] عالم فاضل مجتهد بارع و فقیه عادل اجدادش از علمای اصفهان و ساکن محلّه پاقلعه بوده و بدین مناسبت به سادات پاقلعه معروف بوده اند. [جدّ اعلای او میر محمّداسماعیل بانی مدرسه و تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد و فرزند میر محمّداسماعیل: میر محمّدباقر بوده و منصب ملاّباشی شاه سلطان حسین صفوی را داشته است.]

مرحوم سیّد العراقین در سال 1294ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم را در این شهر آموخته سپس جهت تکمیل به عراق عرب رفت و سال ها از محضر اساتید بزرگ آنجا [همچون آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی، آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی، حاج آقا رضا همدانی، ملاّ علی نهاوندی، آقا سیّد محمّد طباطبائی فشارکی و میرزا محمّدتقی شیرازی] در فقه و اصول استفاده نموده [و از بزرگانی چون: میرزا حسین محدّث نوری اجازه دریافت نمود] و به درجه اجتهاد نائل گردید. [او به هنگام بازگشت به خواهش آخوند خراسانی در مسیر راه با بیانات و سخنان گرم خود مردم را به حمایت از نهضت مشروطیت دعوت می کرد.] او پس از مراجعت به اصفهان به اقامه جماعت و تدریس و حلّ مشکلات مردم و پاسخ به مسائل شرعی آنان مشغول شده و تولیت مدرسه چهارباغ را هم به عهده گرفت.

او آخرین مدرس معروف مدرسه چهارباغ بود و پس از فوت او [به خاطر مخالفت رضاشاه با روحانیت] سال ها مدرسه چهارباغ تعطیل و خالی از طلبه و محصّل بوده و امورات وقفی آن زیر نظر اداره اوقاف اداره می شد تا پس از وقایع شهریور 1320ش


صفحه 175

مجددا مدرسه به تصرف وقف درآمده و طلاب و فضلاء در آن ساکن شده و به تحصیل و تدریس مشغول شدند.

[مرحوم سیّد العراقین در انجمن معارف اصفهان عضو بوده و از اعضاء هیئت علمی اصفهان نیز بود و در حفظ حوزه علمیه اصفهان و رونق بخشیدن به آن تلاش بسیار کرده و رنج فراوان را به جان خرید. پس از آنکه روس ها به اصفهان حمله کردند و صدماتی به مدرسه چهارباغ وارد شد، او به عنوان متولّی مدرسه، به مرمت گنبد و مناره ها و سایر قسمت های مدرسه اهتمام ورزیده و آن را از خطر نابودی نجات داد.] همچنین از متولّی مدرسه صدر پاقلعه نیز بود.

سرانجام در شب چهارشنبه 10 شوال 1350ق وفات یافته و در تخت فولاد [جنب مقبره میر محمّدصادق مدرس خاتون آبادی] مدفون شد. سپس بر سر مزار آن دو بقعه ای ساخته و تکیه ای بنا نمودند که به تکیه سیّد العراقین معروف شد و جمعی از علماء، شعراء و وعاظ اصفهان در بقعه و صحن و حجره های تکیه مدفون شدند.

مادّه تاریخ وفاتش را استاد همایی چنین گفته است:

لمّا تهدم رکن الفضل و الادب قال المورّخ رکن الفضل منهدم

که به خط آقا شیخ محمّدرضا حسام الواعظین بر سنگ قبر او نوشته شده است.

مرحوم میرزا حسن خان جابری نیز مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:

تو هم پا بکش از عراق و بگو «عراقین بی سیّد و سرور است»[1]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 680-682؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص108؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای سیّد ابراهیم میرعمادی در تابستان 1370ش؛ دیوان سنا، ص174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص142؛ شرح مجموعه گل، صص 124-147.


صفحه 176

میرزا عبدالحسین سمسارزاده

حاج میرزا عبدالحسین سمسارزاده فرزند حاج محمّدمهدی سمسار اصفهانی، بازرگان نیکوکار و [معاصر که سرمایه خود را صرف ترویج علم و تبلیغ شریعت نموده و] به همت او کتاب های: «ترتیب التهذیب»، «جواهر الاخلاق»، «حجه الاسلام» در شرح «شرایع الاسلام» و «منتخب مفاتیح الجنان» به طبع رسیده است.

مشارٌ الیه در شعبان سال 1409ق وفات یافته در بقعه تکیه مرحوم تویسرکانی [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.[1]

میرزا عبدالحسین قیصر بیدآبادی

میرزا عبدالحسین قیصر بن نواب میرزا مهدی قزلباش اصفهانی شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری و از احفاد صفویه است. مدت 14 سال سیاحت کرده و خدمت بزرگان رسیده است. از انواع علوم با بهره بوده و غزل و قصیده را خوب می گفته است. در محلّه بیدآباد اصفهان ساکن بوده و تا سال 1280ق حیات داشته است.

از اوست:

ز گیسوی تو تاری وام کردند به عالم صد هزاران دام کردند

نثار اندر رهت عشاق دلخون سر و جان را به اوّل گام کردند[2]

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100.

[2]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1444؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص869؛ مخزن الادب راجی: خطّی.