التنبیهات» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی را به خط نستعلیق خوش در سال 1264ق کتابت نموده که به شماره 28 در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان موجود است.[1]
عبدالحسین مُشکنانی*
عبدالحسین بن محمّد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه 14 ذی الحجه سال 1132ق کتابت کرده که به شماره 58 در کتابخانه مؤسّسه امام صادق علیه السلام قم موجود است.[2]یکی از مُجَلَّدات «صافی» فیض که در سال 1125ق کتابت شده، به شماره 11813 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.[3]
مشکنان از روستاهای قدیمی شرق اصفهان بین کوهپایه و نائین است. ناصر خسرو در قرن پنجم هجری این روستا را دیده و در سفرنامه خود از آن یاد کرده است.
میرزا عبدالحسین صدر
میرزا عبدالحسین صدر فرزند میرزا محمود صدر المحدّثین بن ملاّ عبداللّه خوانساری، از وعاظ معروف ایران [در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از فضلاء این شهر تحصیل نمود. [سپس] به طهران رفته، آنجا نیز چندین سال به تحصیلات قدیم و جدید پرداخته و به ترویج دین مشغول شد. [او صدایی خوش، قدرت بیان عالی و اطلاعات وسیع داشت و آواز دو دانگ را در حدّ اعلی می خواند] او در نهضت تجددخواهی و دگرگونی وضع قدیم به صورت تمدن جدید و تشکیل شرکت ها و تأسیس کارخانجات در اصفهان و سایر شهرهای ایران،
[1]فهرست ارشاد کاشان، ص38.
[2]فهرست مؤسسه امام صادق علیه السلام قم، ص55.
[3]فهرست الفبائی رضوی، ص378.
مردم را با بیانات شافیه و سحر کلام خویش مشغول می داشت.
[او در ایام اقامت در اصفهان در مدارس جدید به شغل معلمی می پرداخته و در کنار آن نزد شیخ محمود مفید فلسفه می خوانده است.]
در اواخر عمر [زودرنج و حساس شد، و مزاج او تغییر یافته بود و در سخنرانی ها تندروی می کرد. حکومت وقت (نظمیه رضاخان پهلوی) او را به شیراز تبعید نمود.[ سودا بر مزاج ایشان غلبه یافته و در حدود سال 1367ق خود را در چاه انداخته و وفات یافت[1][و در یکی از امامزاده های شیراز مدفون شد.]
آقا عبدالحسین پاشنه طلائی یزدی
آقا عبدالحسین بن ملاّ محمّدمهدی پاشنه طلائی یزدی [بن محمّداسماعیل بن محمّدابراهیم بن ملاّ محمّدصادق اردستانی]، عالم فاضل [در قرن سیزدهم هجری] از اعقاب آخوند ملاّ محمّدصادق اردستانی. پدرش در یزد ساکن بوده و خود او در اصفهان سکونت نموده و پس از وفات در تکیه حاج محمّدجعفر آباده ای در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[او نسخه ای از «حاشیه بر بهجه المرضیه» از: شیخ علی اکبر یزدی را در سال 1275ق کتابت کرده و آن را نزد پدر دانشمند خود خوانده و تعلیقاتی بر این نسخه نوشته است.[3]]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 791 و 792؛ دولت دیدار، صص 166 و 167؛ تاریخ موسیقی ایران، صص 678 و 679.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص32؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص51.
[3]تراجم الرجال، (چاپ 1422ق) ، ج2، ص27.
حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین
حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین فرزند آقا میر محمّدمهدی بن حاج میرمعصوم بن حاج میرزا محمّدعلی بن میر محمّداسماعیل بن میر محمّدباقر بن میر محمّداسماعیل خاتون آبادی [از علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری] عالم فاضل مجتهد بارع و فقیه عادل اجدادش از علمای اصفهان و ساکن محلّه پاقلعه بوده و بدین مناسبت به سادات پاقلعه معروف بوده اند. [جدّ اعلای او میر محمّداسماعیل بانی مدرسه و تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد و فرزند میر محمّداسماعیل: میر محمّدباقر بوده و منصب ملاّباشی شاه سلطان حسین صفوی را داشته است.]
مرحوم سیّد العراقین در سال 1294ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم را در این شهر آموخته سپس جهت تکمیل به عراق عرب رفت و سال ها از محضر اساتید بزرگ آنجا [همچون آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی، آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی، حاج آقا رضا همدانی، ملاّ علی نهاوندی، آقا سیّد محمّد طباطبائی فشارکی و میرزا محمّدتقی شیرازی] در فقه و اصول استفاده نموده [و از بزرگانی چون: میرزا حسین محدّث نوری اجازه دریافت نمود] و به درجه اجتهاد نائل گردید. [او به هنگام بازگشت به خواهش آخوند خراسانی در مسیر راه با بیانات و سخنان گرم خود مردم را به حمایت از نهضت مشروطیت دعوت می کرد.] او پس از مراجعت به اصفهان به اقامه جماعت و تدریس و حلّ مشکلات مردم و پاسخ به مسائل شرعی آنان مشغول شده و تولیت مدرسه چهارباغ را هم به عهده گرفت.
او آخرین مدرس معروف مدرسه چهارباغ بود و پس از فوت او [به خاطر مخالفت رضاشاه با روحانیت] سال ها مدرسه چهارباغ تعطیل و خالی از طلبه و محصّل بوده و امورات وقفی آن زیر نظر اداره اوقاف اداره می شد تا پس از وقایع شهریور 1320ش
مجددا مدرسه به تصرف وقف درآمده و طلاب و فضلاء در آن ساکن شده و به تحصیل و تدریس مشغول شدند.
[مرحوم سیّد العراقین در انجمن معارف اصفهان عضو بوده و از اعضاء هیئت علمی اصفهان نیز بود و در حفظ حوزه علمیه اصفهان و رونق بخشیدن به آن تلاش بسیار کرده و رنج فراوان را به جان خرید. پس از آنکه روس ها به اصفهان حمله کردند و صدماتی به مدرسه چهارباغ وارد شد، او به عنوان متولّی مدرسه، به مرمت گنبد و مناره ها و سایر قسمت های مدرسه اهتمام ورزیده و آن را از خطر نابودی نجات داد.] همچنین از متولّی مدرسه صدر پاقلعه نیز بود.
سرانجام در شب چهارشنبه 10 شوال 1350ق وفات یافته و در تخت فولاد [جنب مقبره میر محمّدصادق مدرس خاتون آبادی] مدفون شد. سپس بر سر مزار آن دو بقعه ای ساخته و تکیه ای بنا نمودند که به تکیه سیّد العراقین معروف شد و جمعی از علماء، شعراء و وعاظ اصفهان در بقعه و صحن و حجره های تکیه مدفون شدند.
مادّه تاریخ وفاتش را استاد همایی چنین گفته است:
لمّا تهدم رکن الفضل و الادب قال المورّخ رکن الفضل منهدم
که به خط آقا شیخ محمّدرضا حسام الواعظین بر سنگ قبر او نوشته شده است.
مرحوم میرزا حسن خان جابری نیز مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
تو هم پا بکش از عراق و بگو «عراقین بی سیّد و سرور است»[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 680-682؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص108؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای سیّد ابراهیم میرعمادی در تابستان 1370ش؛ دیوان سنا، ص174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص142؛ شرح مجموعه گل، صص 124-147.
میرزا عبدالحسین سمسارزاده
حاج میرزا عبدالحسین سمسارزاده فرزند حاج محمّدمهدی سمسار اصفهانی، بازرگان نیکوکار و [معاصر که سرمایه خود را صرف ترویج علم و تبلیغ شریعت نموده و] به همت او کتاب های: «ترتیب التهذیب»، «جواهر الاخلاق»، «حجه الاسلام» در شرح «شرایع الاسلام» و «منتخب مفاتیح الجنان» به طبع رسیده است.
مشارٌ الیه در شعبان سال 1409ق وفات یافته در بقعه تکیه مرحوم تویسرکانی [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.[1]
میرزا عبدالحسین قیصر بیدآبادی
میرزا عبدالحسین قیصر بن نواب میرزا مهدی قزلباش اصفهانی شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری و از احفاد صفویه است. مدت 14 سال سیاحت کرده و خدمت بزرگان رسیده است. از انواع علوم با بهره بوده و غزل و قصیده را خوب می گفته است. در محلّه بیدآباد اصفهان ساکن بوده و تا سال 1280ق حیات داشته است.
از اوست:
ز گیسوی تو تاری وام کردند به عالم صد هزاران دام کردند
نثار اندر رهت عشاق دلخون سر و جان را به اوّل گام کردند[2]
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100.
[2]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1444؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص869؛ مخزن الادب راجی: خطّی.
حاج عبدالحسین مشفق اصفهانی
حاج عبدالحسین مشفقی متخلّص به «مشفق» فرزند میرزا، شاعر ادیب [در قرن چهاردهم هجری.]
در سال 1310ق در اصفهان متولّد شده و کمی تحصیل نمود. بعدا به شغل پدری خویش اشتغال جست. در شعر و ادب دارای طبعی روان و ذوقی سرشار بود. دیوان اشعاری بالغ بر چهار هزار بیت دارد. مقداری از اشعارش در طبع سوم «مصیبت نامه صغیر» و مقدار دیگری در «خزائن شکن» تألیف برادرش میرزا علی مشفقی به طبع رسیده است.
مشفق در روز 29 ربیع الاوّل سال 1363ق در اصفهان وفات یافته، در تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.[1][مادّه تاریخ او را محمّدحسین صغیر اصفهانی چنین سروده است:
گفت تاریخ وفاتش را «صغیر»: «کرد مشفق جا بفردوس برین»
1362
این دو بیت از اشعار اوست:
بر اسب ناز مکان کردی و شهان جهان را تو مات از رخت ای شهسوار کردی و رفتی
به روی همچو قمر زلف همچو مشک افکندی به دهر، روز مرا شام تار کردی و رفتی[2]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص452؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص754.
[2]شرح مجموعه گل، صص 458-466.
میرزا عبدالحسین ظفر اصفهانی
میرزا عبدالحسین متخلّص به «ظفر» از شعرای قرن سیزدهم هجری. دیوان بیگی در سال 1294ق او را در طهران دیده که در کار تحصیل بوده و جوانی معقول و مؤدب به شمار می رفته است.
از اوست:
اگر برای غمت شیشه دلم تنگ است بزن به سنگ که این شیشه قابل سنگ است
مرا دلی است خروشان چو چنگ از غم تو تو را به محفل اغیار گوش بر چنگ است[1]
عبدالحسین عبدی اصفهانی
مشهدی عبدالحسین متخلّص به «عبدی» از شعراء متوسّط و معاصر اصفهان بود. کتابی از او به نام «دُرَر المصائب» مشتمل بر حدود هزار بیت در سال 1368ق به طبع رسیده است.
او در ماه ربیع الاوّل سال 1372ق به سن 75 سالگی در اصفهان وفات یافت. از اوست:
زلف پر چین را خم اندر خم مکن از خمش یک عالمی درهم مکن
از خمار چشم میگون و لعل خویش حسرت ساقی و جام جم مکن[2]
[1]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1135.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص330؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص745.
عبدالحسین فریدنی
عبدالحسین فریدنی [از خطاطین و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در سال 1254ق کتاب «میزان الاوزان» تألیف: محمّد بن حسن مشهدی (متوفی 1222) را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 3768 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[1]
عبدالحسین فاضل اژه ای
میرزا عبدالحسین فاضل اژه ای، عالم فاضل واعظ کامل [از وعاظ اواخر دوره قاجاریّه] در صبح چهارشنبه 17 صفر سال 1329ق وفات یافته و در مزار اژه ای ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]
شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی
حاج شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی، واعظ زاهد عادل [از شاگردان آیه اللّه سیّد ابوالقاسم دهکردی] در 20 شوّال 1387ق به سنّ متجاوز از هشتاد وفات یافته و در قسمت شمالی آب انبار حاج ملاّ حسن سمائیان [شمال تکیه فاضلان] در تخت فولاد مدفون گردید.[3]
[1]فهرست مجلس، ج10، بخش چهارم، ص1750.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735.