بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 176

میرزا عبدالحسین سمسارزاده

حاج میرزا عبدالحسین سمسارزاده فرزند حاج محمّدمهدی سمسار اصفهانی، بازرگان نیکوکار و [معاصر که سرمایه خود را صرف ترویج علم و تبلیغ شریعت نموده و] به همت او کتاب های: «ترتیب التهذیب»، «جواهر الاخلاق»، «حجه الاسلام» در شرح «شرایع الاسلام» و «منتخب مفاتیح الجنان» به طبع رسیده است.

مشارٌ الیه در شعبان سال 1409ق وفات یافته در بقعه تکیه مرحوم تویسرکانی [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.[1]

میرزا عبدالحسین قیصر بیدآبادی

میرزا عبدالحسین قیصر بن نواب میرزا مهدی قزلباش اصفهانی شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری و از احفاد صفویه است. مدت 14 سال سیاحت کرده و خدمت بزرگان رسیده است. از انواع علوم با بهره بوده و غزل و قصیده را خوب می گفته است. در محلّه بیدآباد اصفهان ساکن بوده و تا سال 1280ق حیات داشته است.

از اوست:

ز گیسوی تو تاری وام کردند به عالم صد هزاران دام کردند

نثار اندر رهت عشاق دلخون سر و جان را به اوّل گام کردند[2]

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100.

[2]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1444؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص869؛ مخزن الادب راجی: خطّی.


صفحه 177

حاج عبدالحسین مشفق اصفهانی

حاج عبدالحسین مشفقی متخلّص به «مشفق» فرزند میرزا، شاعر ادیب [در قرن چهاردهم هجری.]

در سال 1310ق در اصفهان متولّد شده و کمی تحصیل نمود. بعدا به شغل پدری خویش اشتغال جست. در شعر و ادب دارای طبعی روان و ذوقی سرشار بود. دیوان اشعاری بالغ بر چهار هزار بیت دارد. مقداری از اشعارش در طبع سوم «مصیبت نامه صغیر» و مقدار دیگری در «خزائن شکن» تألیف برادرش میرزا علی مشفقی به طبع رسیده است.

مشفق در روز 29 ربیع الاوّل سال 1363ق در اصفهان وفات یافته، در تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.[1][مادّه تاریخ او را محمّدحسین صغیر اصفهانی چنین سروده است:

گفت تاریخ وفاتش را «صغیر»: «کرد مشفق جا بفردوس برین»

1362

این دو بیت از اشعار اوست:

بر اسب ناز مکان کردی و شهان جهان را تو مات از رخت ای شهسوار کردی و رفتی

به روی همچو قمر زلف همچو مشک افکندی به دهر، روز مرا شام تار کردی و رفتی[2]]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص452؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص754.

[2]شرح مجموعه گل، صص 458-466.


صفحه 178

میرزا عبدالحسین ظفر اصفهانی

میرزا عبدالحسین متخلّص به «ظفر» از شعرای قرن سیزدهم هجری. دیوان بیگی در سال 1294ق او را در طهران دیده که در کار تحصیل بوده و جوانی معقول و مؤدب به شمار می رفته است.

از اوست:

اگر برای غمت شیشه دلم تنگ است بزن به سنگ که این شیشه قابل سنگ است

مرا دلی است خروشان چو چنگ از غم تو تو را به محفل اغیار گوش بر چنگ است[1]

عبدالحسین عبدی اصفهانی

مشهدی عبدالحسین متخلّص به «عبدی» از شعراء متوسّط و معاصر اصفهان بود. کتابی از او به نام «دُرَر المصائب» مشتمل بر حدود هزار بیت در سال 1368ق به طبع رسیده است.

او در ماه ربیع الاوّل سال 1372ق به سن 75 سالگی در اصفهان وفات یافت. از اوست:

زلف پر چین را خم اندر خم مکن از خمش یک عالمی درهم مکن

از خمار چشم میگون و لعل خویش حسرت ساقی و جام جم مکن[2]

[1]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1135.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص330؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص745.


صفحه 179

عبدالحسین فریدنی

عبدالحسین فریدنی [از خطاطین و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری] در سال 1254ق کتاب «میزان الاوزان» تألیف: محمّد بن حسن مشهدی (متوفی 1222) را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 3768 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[1]

عبدالحسین فاضل اژه ای

میرزا عبدالحسین فاضل اژه ای، عالم فاضل واعظ کامل [از وعاظ اواخر دوره قاجاریّه] در صبح چهارشنبه 17 صفر سال 1329ق وفات یافته و در مزار اژه ای ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]

شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی

حاج شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی، واعظ زاهد عادل [از شاگردان آیه اللّه سیّد ابوالقاسم دهکردی] در 20 شوّال 1387ق به سنّ متجاوز از هشتاد وفات یافته و در قسمت شمالی آب انبار حاج ملاّ حسن سمائیان [شمال تکیه فاضلان] در تخت فولاد مدفون گردید.[3]

[1]فهرست مجلس، ج10، بخش چهارم، ص1750.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص823؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735.


صفحه 180

میرزا عبدالحسین قشمشم اصفهانی*

میرزا عبدالحسین متخلّص به «قشمشم» از شعرای اواخر دوره قاجاریّه. طبعش به هجو و هزل مایل بوده و با آنکه سواد خواندن و نوشتن نداشته، شعر می سروده است. او دکّه کوچکی جنب مسجد جامع داشته و از راه خرید و فروش قند و چای و تنباکو امرار معاش می کرده[1]و سرانجام در سال 1318ق به سن 75 سالگی وفات یافته است.[2]

از اشعار او جز یکی دو قطعه چیزی باقی نمانده است.

ملاّ عبدالحسین مازندرانی

ملاّ عبدالحسین مازندرانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن و به تحصیل مشغول بوده و «تهذیب شیخ طوسی» را نزد علاّمه مجلسی در سال 1092ق قرائت و مقابله نموده و علاّمه در پایان کتاب نکاح کتاب «تهذیب» در 26 ذی القعده 1096ق برای او اجازه نوشته است و از او با عنوان «المولی الفاضل الصّالح الفالح الرّضی» یاد کرده است.

این نسخه از «تهذیب» در کتابخانه فقیه محقّق معاصر حاج شیخ رضا استادی طهرانی در قم موجود است.[3]

سیّد عبدالحسین معین الاسلام

میرزا سیّد عبدالحسین خوانساری ملقّب به «معین الاسلام» و معروف به «زاینده رود» ادیب فاضل نویسنده و مدیر روزنامه «زاینده رود» از روزنامه های منتشره اصفهان

[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 542 و 543.

[2]تذکره شعرای میرزا علی مشفقی: مخطوط.

[3]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص49؛ یکصد و شصت نسخه از یک کتابخانه شخصی، ص12.


صفحه 181

مدفون در تخت فولاد.[1]

[او مدّتی در یزد و نیشابور و برخی مناطق دیگر سمت ریاست عدلیّه را داشته و عاقبت ریاست عدلیّه اصفهان را بدست آورده است. در محرم 1327ق نشریه هفتگی «زاینده رود» را منتشر ساخته و تا سال 1332ق به انتشار آن ادامه داده است. او در سال 1334ق با وقوع جنگ جهانی و بروز نااَمنی در اصفهان، به سرزمین بختیاری پناه برد. سال فوت او به دست نیامد.[2]]

سیّد عبدالحسین میرلوحی*

حاج سیّد عبدالحسین میرلوحی موسوی یزدآبادی، عالم فاضل متقی از دوستان و ارادتمندان مرحوم آقا سیّد زین العابدین طباطبائی ابرقوئی. او امام جمعه در قریه «یزدآباد» لنجان اصفهان بوده و از کسانی است که خدمت حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) مشرّف گردیده است.[3]فرزندانش از جمله مرحوم سیّد ابوالفضل میرلوحی و حاج سیّد حبیب اللّه میرلوحی از علمای محل و مورد ارادت و علاقه مردم بوده و هستند.

سیّد عبدالحسین واعظ اصفهانی

حاج سیّد عبدالحسین واعظ اصفهانی معروف به عرب ساکن طهران [از وعاظ اواخر دوره قاجاریه] در ماه های مبارک رمضان در مسجد شاه طهران پس از نماز امام جمعه در زمان مظفرالدّین شاه به منبر می رفت و شهرتی داشت.[4]

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227.

[2]تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج3، صص 3 و 4.

[3]ولایه المتّقین: مقدمه، ص29.

[4]مؤلّفین کتب چاپی، ج2، ص384.


صفحه 182

ملاّ عبدالحق منصف قهپایه ای*

مولانا عبدالحق قهپایه ای متخلّص به «منصف» فرزند ملاّ کمال الدّین پیشنماز قهپایه ای، از شعراء و فضلای قرن دهم هجری. به هند رفته و در آنجا سکونت گزید. شعر بسیاری سروده ولی کیفیت آن مطلوب نبوده است. مثنوی لیلی و مجنون از آثار اوست. این بیت از اوست:

زان نرخ جنس غمزه گران بسته ای که من محتاج این متاعم و آن در دکان توست[1]

ملاّ عبدالحق ورنوسفادرانی

ملاّ عبدالحق ورنوسفادرانی اصفهانی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. در کمال فضیلت و حالت معنوی بود. در فن موسیقی و لغز و معما ماهر بود. در سال 1063ق وفات یافت.

از اشعار اوست:

لعل لب تو را چه زیان از غبار خط مور ار ز کوثر آب خورد کم نمی شود[2]

شیخ عبدالحمید اصفهانی

شیخ عبدالحمید اصفهانی [از عرفای قرن هشتم هجری] از مریدان شاه نعمت اللّه ولی کرمانی بوده است.[3]

[1]تذکره عرفات العاشقین، ج6، صص 3754 و 3755؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج4، ص2152.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص293 و 294.

[3]طرائق الحقائق، ج3، ص60؛ زندگانی شاه نعمت اللّه ولی، ص62.


صفحه 183

سیّد عبدالحمید موسوی خواجوئی

حاج سیّد عبدالحمید موسوی خواجوئی بن سیّد محمّدحسین بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّدسعید بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّدباقر بن سیّد محمّدصادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل متّقی [از علمای اواخر دوره قاجاریّه.] در حدود سال 1250ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای اصفهان از آن جمله: حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی، آقا میر سیّد حسن مدرس (محلّه نوئی) تحصیل نموده و سرانجام در 6 رمضان المبارک 1316ق وفات یافته و جنب پدر و جد خویش نزدیک تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حواشی بر سیوطی» نامدون که نسخه آن نزد نگارنده موجود است. 2. «شرح دعای: یا من ارجوه» که در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است. [3. «شرح دعای رجبیه» که در 16 جمادی الاولی 1296ق به خط نسخ آن را نوشته و به شماره 15346 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[1]]

صاحب عنوان عموزاده پدر حقیر: سیّد مصلح الدّین بن سیّد شهاب الدّین بن سیّد محمّدحسن مجتهد بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوه است.

عبدالحمید عطاری دار (پاینده)

عبدالحمید عطاری، هنرمند موسیقیدان [معاصر] مدفون در صحن تکیه سیّد محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) فوت در سال 1385ق.[2]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص415؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207؛ بیان المفاخر، ج2، ص263؛ فهرست گوهرشاد، ص321؛ فهرست مختصر مجلس، ص486.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80.