مجلسی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 239 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
احتمالاً وی از شاگردان علاّمه مجلسی می باشد.
عبدالرحیم فرقانی کرونی*
عبدالرحیم بن محمّدباقر فرقانی کرونی اصفهانی، از خوشنویسان قرن چهاردهم هجری است. او یک نسخه قرآن کریم را به خط نسخ در سال 1353ق کتابت کرده که در همان سال در تهران به همت محمّدحسن علمی چاپ سنگی شده است.[2]
میرزا عبدالرّحیم مؤتمن الحکماء
میرزا عبدالرحیم حکیم ملقب به «مؤتمن الحکماء» فرزند میرزا حبیب [روحبخش] بن میرزا بزرگ بن میرزا کوچک طبیب اصفهانی، طبیب حاذق و دانشمند فاضل.[3]
[در محله جوباره اصفهان متولّد شده و در مدرسه دارالفنون تهران طب را آموخت. سپس به اصفهان آمده و به طبابت پرداخت. ظل السّلطان حاکم اصفهان لقب «مؤتمن الحکماء» را به او داد. وی طبیبی مردم دار و متدیّن و رئوف به حال مستمندان بود. سرانجام در غرّه جمادی الاوّل 1367ق وفات یافته و در تکیه خلیلیان واقع در تخت فولاد مدفون شد.[4]]
[1]فهرست مرعشی، ج1، ص263؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص50.
[2]اهتمام ایرانیان به قرآن کریم، ص289.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص231.
[4]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با دکتر سیّد رضا پزشک در 12 مرداد 1376ش.
وی کتاب «مرض نقرس و معالجات آن» را جهت ظل السّلطان تألیف کرده که نسخه اصل در کتابخانه عمومی اصفهان به شماره 11568 موجود است.[1]
[وی رساله «شیخ و شوخ» را در سال 1315ق کتابت کرده است. این نسخه نزد میرزا عبدالرزاق خان مهندس بغایری در تهران بوده است.[2]]
میرزا عبدالرحیم قاضی
حاج میرزا عبدالرحیم قاضی فرزند حاج میرزا محمّدحسن، عالم فاضل، از اعقاب محقّق سبزواری.[3]
[از علمای فاضل خاندان قاضی و ساکن در محلّه علیقلی آقای اصفهان بوده و در فروردین 1325ش وفات یافته و در تکیه حاج آقا مجلس در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[4]
وی کتاب «نهایه الآمال» تألیف: محمّدتقی هروی را در 25 صفر 1322ق به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 3517 در کتابخانه ملی ملک در تهران موجود است.[5]]
عبدالرّحیم اصفهانی
عبدالرّحیم بن حسن بن محمّد بن احمد اصفهانی [از نویسندگان کتب و کاتبان قرن یازدهم هجری] در چهارشنبه 23 ربیع الاوّل 1016ق کتابت کتاب «منتهی المطلب» تألیف علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و کتاب به شماره 2841 در کتابخانه
[1]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص151.
[2]فرهنگ ایران زمین، ج30، ص540.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص121.
[4]تخت فولاد یادگار تاریخ: مخطوط.
[5]فهرست ملک، ج1، ص779.
مجلس شورای ملّی موجود است.[1]
عبدالرّحیم بهاءالملک
ابوالفتح عبدالرحیم ملقّب به «بهاءالملک» فرزند خواجه نظام الملک حسن طوسی [از دولتمردان عهد سلجوقی در قرن پنجم هجری] در زمان وزارت عزّالملک ابوعبداللّه حسین بن نظام الملک و سلطنت بَرکیارُق متصدی دیوان طغرا و مردی بی کفایت و شرابخوار بوده و در سال 487ق در مراسم بیعت با مستظهر عباسی شرکت داشته است.[2]
سیّد عبدالرحیم فروغی قهفرخی
سیّد عبدالرحیم میرفروغی قهفرخی متخلّص به «فروغی» فرزند سیّد محمّدحسین، از شعرای معاصر از قریه قهفرخ [فرخ شهر کنونی] چهارمحال اصفهان است. [در سال 1335ش] قریب شصت سال از سن او گذشته بود و به امور زراعتی روزگار می گذراند. گاهی شعر می سرود و در آن «فروغی» و «میر فروغی» تخلّص می نمود. از اوست:
دارم عجب که در دل سختش اثر نکرد آن تیر آه کز دل سوزان کشیده ام[3]
میرزا عبدالرحیم کلباسی
میرزا عبدالرّحیم بن میرزا محمّدرضا بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل زاهد [از علمای عالیقدر اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.]
در 9 شعبان 1254ق متولّد شده [و کودکی را تحت نظر عمّ بزرگوارش شیخ جعفر طی نموده و در اصفهان از محضر علمای این شهر خصوصا میرزا محمّدباقر چهارسوقی
[1]فهرست مجلس، ج10، بخش یکم، ص167.
[2]مدارس نظامیه، ص53.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص359.
(صاحب روضات) و حاج میرزا محمّدهاشم چهارسوقی بهره گرفت.[1]او سفری به مشهد مقدس نموده و سه سفر به عتبات عالیات نمود که در سفر سوم هفت سال آنجا به تحصیل مشغول شد.[2]
اساتید او در عتبات میرزا حبیب اللّه رشتی[3]، میرزا حسین خلیلی، ملاّ محمّد ایروانی، ملاّ لطف اللّه مازندرانی حائری، میرزا ابوالقاسم طباطبائی نجفی و شیخ زین العابدین مازندرانی بوده اند[4]و از برخی از اساتید خود اجازه گرفته است. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به ارشاد مردم پرداخت. او در بیانات منبری تسلط شایانی داشت. در 10 سال آخر عمر به زهد و استغنا طی روزگار نموده و اموال خویش را بر فرزندانش تقسیم نمود. او خط نسخ را خوش می نوشت و اجزائی از قرآن مجید و کتاب «الفیه» را به خط زیبای خود نوشته بود.]
او در [عصر پنج شنبه] 9 شعبان 1335ق وفات یافته و در یکی از حجره های تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[5]
بر سنگ مرمر نفیس مزار میرزا عبدالرحیم که به خط ثلث نوشته شده است، این دو بیت در مادّه تاریخ وفات او بر روی سنگ نقر گردیده است:
عبدالرّحیم در بر ربّ رحیم رفت زاد معاد خویش ز قلب سلیم برد
دل در میانه آمد و تاریخ فوت شد عبدالرّحیم سر بجوار رحیم برد[6]
کتب ذیل از اوست:
[1]خاندان کلباسی، ص215.
[2]مکارم الآثار، ج5، ص1454.
[3]نقباء البشر، ج3، صص 1103 و 1104.
[4]خاندان کلباسی، ص215؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، ص187.
[5]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص626؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص61.
[6]مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، ص190.
1. «تعلیقه بر رسائل» شیخ انصاری 2. «تفسیر و معنی قرآن» [در حاشیه قرآن[3. «رساله در تیمّم» [که شرحی بر مقصد پنجم کتاب جدّش «منهاج الهدایه» است.[4. «کشف الحجاب» در شرح «خلاصه الحساب» [علاّمه شیخ بهائی که در واقع شرح بر ترجمه فارسی «خلاصه الحساب» شیخ جواد کاظمینی است ولی ادلّه و براهین آن حذف شده است. این شرح در 20 شوال 1283ق به پایان رسیده و به خط مؤلف به شماره 2040 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[1]]5. «مجموعه ای در اجازات» [خود از علمای اعلام]6. مجموعه ای در مطالب متفرقه [یا «جُنگ»7. کتابی در «مواعظ»
عبدالرحیم معدّل اصفهانی
ابوالفضل عبدالرّحیم بن عاصم بن عبدالواحد بن عبدالکریم معدل اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] امام جامع جوجیر در اصفهان و از محدّثین عالم و اهل عدالت و اصلاح بوده و در ماه صفر سال 536ق فوت شده است.
او از ابوعمر عبدالوهاب بن محمّد بن اسحاق بن منده عبدی و ابومحمّد رزق اللّه تمیمی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی استماع حدیث کرده است.[2]
شیخ عبدالرّحیم حائری
حاج شیخ عبدالرّحیم حائری فرزند شیخ عبدالحسین شیخ محمّدحسین صاحب فصول عالم فاضل و ادیب شاعر. [از علمای قرن چهاردهم هجری.]
[1]فهرست خطی احیاء، ج6، ص57؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، ص189.
[2]التّحبیر، ج1، ص41.
در دوم ربیع الاوّل 1294ق در کربلا متولّد شده و نزد آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، شیخ زین العابدین مازندرانی [و شیخ اسماعیل بروجردی] و دیگران تلمّذ نموده و از اساتید خود و جمعی دیگر از علماء موفق به اخذ اجازه اجتهاد گردید. او سال ها در طهران ساکن و به وظایف روحانیت، از تبلیغ و ارشاد و اقامه جماعت و رسیدگی به امور شرعی مردم و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر شئونات روحانیت پرداخت.
او از علماء معروف و خوش فکر طهران بود که به واسطه تشکیل جمعیت اخوان اسلامی، خوی و صفات و مسلمانان صدر اسلام را تجدید کرد.
وی سرانجام در شب 6 ذیقعده 1367ق در طهران وفات یافت و در خیابان سلسبیل هاشمی مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «بدایع الاحکام در شرایع اسلام»2. «بدر التّنجیم» در تقویم3. «جامع الشّتات» در متفرّقات4. «داستان سلامان و ابسال»5. «دیوان اشعار» به عربی و فارسی6. «رساله در افضلیّت نماز بر ذکر»7. «رساله در بیع وقف»8. «رساله در حکم تشریع احکام دین»9. «رساله در اینکه شریعت سرّ طبیعت است»10. «رساله در این که مراد از ذکر در آیه شریفه «و لذکر اللّه اکبر» نماز است» 11. «رساله در احکام ساکنین قطبین» 12. «غنائم التّبیان» در تفسیر قرآن 13. «رسائل در ردّ صوفیه» 14. «مجمع الاسرار» منظومه در عرفان، مطبوع 15. «مشرق الانوار» منظومه فارسی در ذکر اسرار قرآن، مطبوع 16. «شرح رساله حیّ بن یقظان» مطبوع 17. «ملخص المقال فی احوال الرّجال» مطبوع 18. «ملخص المقال فی نظم مختصر خلاصه الاقوال» مطبوع 19. «منظومه مناسک حج» مطبوع 20. «منظومه درایه و رجال» 21. «موجز المقال» در درایه، مطبوع 22. «ودایع الاسرار و بدایع الأخبار» در مراتب یقین و درجات
ایمان.[1]
حاج شیخ عبدالرّحیم ملکیان
حاج شیخ عبدالرّحیم ملکیان قمشه ای فرزند حاج میرزا عبدالکریم، عالم فاضل و ادیب شاعر، از دانشمندان معاصر شهرضا. [در سال 1302ش (مطابق 1342ق) در شهرضا متولّد شد. پس از طی کردن دبستان به تحصیل در حوزه علمیه مشغول شد. سپس به اصفهان رفته و نزد میرزا علی آقا شیرازی، آقا صدر کوپائی، حاج شیخ عباسعلی ادیب و سیّد جواد غروی به فراگیری فقه، اصل و ادبیات مشغول شد. آنگاه برای تکمیل معلومات خود به قم رفت و نزد حضرات آیات حاج آقا حسین بروجردی، علاّمه طباطبائی، سیّد محمّد حُجّت، شیخ محمّد فکور یزدی، میرزا محمّد مجاهد تبریزی و شهید شیخ مرتضی مطهری تحصیلات خود را دنبال نمود. در سال 1341ش به زادگاه خود بازگشته و نزد شیخ محمّدهادی فرزانه کسب فیض نمود. همچنین سال ها در محضر شیخ مهدی الهی قمشه ای حاضر می شد.
اکنون بیش از 45 سال است که در شهرضا به تدریس و وعظ و ارشاد و حلّ مشکلات مردم مشغول است. به ادبیات فارسی و خصوصا اشعار مولوی، حافظ، سعدی و نظامی علاقه و الفت داشته و اوقات خود را به مطالعه اشعار آنان گذرانده است. خود نیز طبع شعر داشته و «ناصح» تخلّص می کند و از جوانی تا امروز به سرودن شعر پرداخته است. دیوان اشعارش در سال 1376ش در تهران به چاپ رسیده است از دیگر
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 151-155؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 412 و 413؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 231-237؛ نقباء البشر، ج3، ص1104؛ مصفی المقال، ص227؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص115؛ مجلّه خرد: شماره 7، سال 8، ص6؛ الذریعه، ج20، ص17 و ج21، ص47؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 826-828.
آثار او «گنج گوهر» یا «اربعین نامه» (در شرح 40 حدیث) و «گوهر مراد» (در شرح حدیث حقیقت) را می توان نام برد.[1]] این دو بیت از اوست:
بر شمع رُخَت جانا، عالم همه پروانه سرگشته و حیران است، هر عاقل و دیوانه
از غیر تو بگسستند، صاحب نظران دل را آن کس که تو را بشناخت، شد از همه بیگانه
عبدالرحیم معدّل اصفهانی
ابومسعود عبدالرحیم بن علی بن احمد معدّل اصفهانی از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری. از ابوعلی حسن بن احمد بن حسن مقری نقل احادیث می کند و حافظ ابونعیم اصفهانی از او روایت می نماید.[2]
عبدالرّحیم طبیب اصفهانی
ابواحمد عبدالرّحیم بن علی بن مرزبان طبیب اصفهانی [از دانشمندان قرن سوم هجری] دانا به علوم طبیعی و علوم شریعت. در دولت آل بویه مقام و منزلتی داشته و در خوزستان و شوشتر قاضی بوده و ریاست امور بیمارستان بغداد را یافته و در جمادی الاولی سال 396ق در تستر (شوشتر) وفات یافته است.[3]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص494؛ تاریخ شهرضا، صص 94 و 95؛ یادداشت های آقای رحیم قاسمی؛ آثار الحجه، ج1، ص180.
[2]تبیین کذب المفتری، صص 68 و 197.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1011؛ اخبار الحکماء، ص154؛ الکامل (ابن اثیر) ، ج9، ص66؛ الاعلام، ج4، ص120؛ تاریخ پزشکی ایران، ص237.