عالیات در نجف اشرف وفات یافته و در آن ارض مقدّس مدفون گردید.[1]
[او نسخه ای از «فرحه الغری» تألیف: سیّد بن طاوس را کتابت کرده و آن را در سال 1308 مقابله نموده است.[2]]
میرزا عبدالرزاق خان بغایری
سرتیپ میرزا عبدالرّزاق خان بغایری بن ملاّ محمّدمحسن بن کرمعلی بن فتحعلی بن محمّدقاسم خان بغایری [شمتابادی سبزواری] عالم ادیب ریاضی محقّق رجالی [جغرافی دان و دانشمند عالیقدر قرن چهاردهم هجری] در [چهارشنبه 22 محرم] سال 1286ق در اصفهان [و به نوشته برخی نویسندگان در سبزوار] متولّد شده [در کودکی به همراه خانواده به طهران آمد. قواعد ادبیات عرب را از پدر آموخت و] در دارالفنون تحصیل کرده [و به خصوص از میرزا عبدالغفار نجم الدوله از اساتید آن مدرسه بهره بسیار گرفت و در رشته مهندسی] فارغ التحصیل شد. [سپس به تدریس در مدرسه علوم سیاسی و نظام مشغول شد] و مدرسه خرد را تأسیس کرد [او با زهرا خانم دختر میرزا محمّدحسین فروغی ازدواج کرد. وی پس از ساختن یک کره جغرافیایی و اهداء آن به ناصرالدّین شاه به درجه سرتیپی نائل شد. از مهم ترین اقدامات او: ساختن کره جغرافیایی و سماوی، ترسیم نقشه ایران، ترسیم نقشه جامع تهران، کمک به استخراج تقویم دارالفنون که در پاریس چاپ می شد، استخراج قبله 1400 نقطه شهرهای معروف جهان، ثبت آب و هوای ایران با بارومتر و سانتی گراد به مدت 45 سال، و تعیین انحراف قبله بود.] او سال ها در سرحدات مأمور تعیین خط مرزی و ترسیم نقشه آنها بود.
میرزا عبدالرزاق خان بغایری [در ادبیات، نجوم، ریاضیات، جغرافیا و تاریخ مهارت
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص776؛ بیان المفاخر، ج2، صص263 و 194؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص269.
[2]تراجم الرّجال، ج1، ص287.
داشت و سرانجام در شنبه 5 شعبان] سال 1372ق وفات یافت [و در آرامگاه خانوادگی فروغی در ابن بابویه در شهر ری مدفون شد. پدرش از عرفای عهد و از نوادگان دختری ملاّ محراب گیلانی بود.[1]]
وی کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
[1. «اسامی و اصطلاحات کره جغرافیایی» مطبوع] 2. «اصول علم جغرافیا» [چاپ شده در سال 1327ق] 3. «تاریخ جدولی» [از تمام سلسله های خلفاء، پادشاهان، امراء و رجال دوره اسلامی5. «تطبیق تقویم های شمسی و قمری و میلادی]6. «جغرافیای ابتدائی» [یا «جغرافیای پنج قطعه عالم برای مدارس ابتدائی و متوسطه» که در سال 1327ق چاپ شده است7. «جغرافیای مفصّل برای مدارس عالی» مطبوع[8. «فرهنگ جغرافیایی ایران» در 32 جلد9. «فهرست اقالیم خمسه» که ترجمه ای از یک کتاب جغرافیایی از نویسنده ای آمریکایی است و میکروفیلم آن به ضمیمه کتاب «افضل التواریخ» در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]10. «قبله» (جدول انحراف قبله در شهرها و ممالک دنیا) [11. «لغات متفرقه» که فرهنگ لغات لهجه های مرزهای ایران است و به خط مؤلّف به شماره 9690 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]] 12. «ما مهندس داریم» 13. «معرفه القبله» [که در سال 1372ق چاپ شده و مؤلّف شرح حال خود را در آن کتاب آورده است.] 14. «نقشه
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص572؛ بیان المفاخر، ج1، ص395؛ دائره المعارف دانش بشر، ص304؛ نقباء البشر، ج3، ص1114؛ الذریعه، ج21، ص260؛ شرح حال رجال ایران، ج6، صص 140 و 141؛ جغرافیا در ایران، صص 438-440؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2751 و 2752؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 837 و 838؛ نادره کاران، ص89؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج2، صص 69-71.
[2]فهرست میکروفیلم های مرکزی دانشگاه تهران، ص15.
[3]فهرست مرعشی، ج25، ص56.
ایران» [که در سال 1356ق چاپ شده است. 15. «نقشه تفصیلی سرحدات ایران»]
عبدالرزاق قصری اصفهانی
ابوالفتوح عبدالرزاق بن محمّد بن ابوالفتوح قصری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از محلّه «باب کوشک» [اصفهان بوده و] از ابومحمّد رزق اللّه بن عبدالوهاب تمیمی، ابوعبداللّه قاسم تمیمی و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی حدیث ابن کرامه (ابوجعفر محمّد بن عثمان بن کرامه، متوفی 254 یا 256 در کوفه) را از وی شنیده است.
«قصر» و «باب کوشک» از محلاّت یهودیه اصفهان است.[1]
ملاّ عبدالرّزاق گیلانی
ملاّ عبدالرّزاق بن مختار گیلانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری.] در روز دوشنبه 9 رمضان 1082ق نسخه ای از کتاب «کافی» را به خط نسخ کتابت نموده و نزد علاّمه مجلسی قرائت کرده است. و در ذی القعده 1083ق علاّمه مجلسی جهت او اَنهائی مرقوم داشته است. نسخه به شماره 4592 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]
میر عبدالرزاق رضوی کاشانی*
علاّمه میر عبدالرزاق رضوی کاشانی بن محمّدیوسف طبیب بن میر محمّدرضا بن میر زین العابدین رضوی، عالم فاضل، و حکیم جامع از علمای قرن یازدهم هجری.
[1]التّحبیر، ج1، ص440.
[2]فهرست مرعشی، ج12، ص161؛ تراجم الرّجال، ج1، ص288.
در اصفهان خدمت جمعی از دانشمندان خصوصا سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان و میر ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته و در فقه، اصول، ادبیات، منطق، کلام، فلسفه، ریاضیات و طب مهارتی به سزا یافت و چندی در اصفهان به تدریس مشغول شد. عاقبت به کاشان مراجعت نموده و بساط تدریس و تعلیم را در آنجا برپا داشت. او از عواید مستغلات موروثی امرار معاش می کرد و از پذیرش مقرری و هدایای ارباب حکومت پرهیز داشت.[1]
او در 5 شعبان 1046ق نسخه ای از «شرح هدایه الاثیریه» ملاّ صدرا را کتاب کرده که جزو کتب اهدایی آقای سیّد محمّد مشکاه به کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.[2]
پسرعمویش میر محمّدهادی در کاشان به طبابت مشغول بوده و ملاّ محمّدعلی واحد قمی هم از شاگردان میر عبدالرزاق در اصفهان است.[3]رمضان بن علی نیز از شاگردان اوست که نزد او کتاب «الهدایا لشیعه ائمه الهدی» تألیف: میرزا محمّد مجذوب تبریزی، که شرح مفصل «کافی» ثقه الاسلام کلینی است را نزد او خوانده و در سال 1088ق در حضور استاد آن را مقابله کرده و از استاد چنین یاد کرده است: «استادنا المحقّق و النّحریر المدقّق السیّد الاجل الرّضوی سیّد عبدالرزاق بن محمّدیوسف الکاشانی» این نسخه در کتابخانه سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان موجود است.[4]
حاج عبدالرزاق مخترع*
حاج عبدالرزاق اصفهانی معروف به «مخترع نوظهور» نقاش و تذهیب کار و جلدساز
[1]قصص الخاقانی، ج2، ص54؛ ریاض العلماء، ج3، ص116 و ج4، ص307؛ الروضه النضره، ص318.
[2]الروضه النضره، ص319.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 166 و 518.
[4]فهرست سه کتابخانه اصفهان، صص 99-101؛ تراجم الرجال، ج1، صص 217 و 288.
عهد محمّد شاه قاجار است. وی در آبرنگ و رنگ روغن استاد بوده و خط نستعلیق را نیکو می نوشته است. او در صحافی در فنّ لایه چینی استاد بوده و آثار ارزنده ای پدید آورده است.
این آثار از اوست:
1. تصویر انداختن ابراهیم در آتش 2. تصویر یک حمام که در کاتالوگ «کل ناقی» لندن به چاپ رسیده است. 3. تصویر شاه عباس در یک مجلس ملاقات با سفیر هند که در 1276ق کشیده شده است.4. جلد لایه چینی و رنگ روغنی که در سال 1274ق کشیده شده و اکنون در مجموعه آقا فرخ محبوبیان است.[1]
میرزا عبدالرزاق مشرب اصفهانی
میرزا عبدالرزاق طبیب اصفهانی متخلّص به «مشرب» ادیب فاضل و شاعر [در قرن دوازدهم هجری] مؤلف کتاب «الطّب».[2]
[در اکثر علوم از جمله طبابت مهارت داشت. در عهد عالمگیر پادشاه به هندوستان رفت و چندی در کشمیر به سر برد. در اواخر عمر در تَتِه می زیست و سرانجام در سال 1127ق وفات یافت این رباعی از اوست:
یک چند در این شهر پریشان گشتیم گفتیم گران شویم ارزان گشتیم
در طالع ما کساد بازاری بود کآئینه فروش شهر کوران گشتیم[3]]
[1]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص394.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص774؛ الذریعه، ج15، ص137.
[3]ریحانه الادب، ج5، ص317؛ الذریعه، ج9، ص1046؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص280.
میرزا عبدالرزاق نشئه
میرزا عبدالرزاق تبریزی اصفهانی متخلّص به «نشئه» از شعرای قرن دوازدهم هجری. سخن شناس بود و عمر در صحبت با شعراء و شعر صرف نموده بود و آنچه می گفت درست و سنجیده بود. در اصفهان وفات یافت.
در پای خمی دیده پیمانه ضیا یافت کوری به قدمگاه می ناب شفا یافت[1]
[بیت فوق متعلق به سراجای نقاش اصفهانی است.[2]
درباره او نوشته اند که سلسله نسبش به جهانشاه ترکمان می رسد. نسخه ای از دیوان اشعار او به شماره 14761 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[3]]
شیخ عبدالرسول اصفهانی
شیخ عبدالرسول اصفهانی [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] از شاگردان آخوند خراسانی بوده و «شرح خطبه: اوّل الدّین معرفته» را از تقریرات استاد خویش تألیف نموده است. و در حدود سال 1356ق در نجف وفات یافته است.[4]
شیخ عبدالرسول الیادرانی
شیخ عبدالرّسول الیادرانی چهارسوقی، عالم فاضل معاصر [فرزند حاج حسین، از اهالی محلّه «الیادران» اصفهان. ابتدا در مدرسه صدر حجره داشت و به تحصیل مشغول بود و در کنار تحصیل با تلاش و کار امرار معاش می کرد. عاقبت به عتبات عالیات رفته
[1]تذکره المعاصرین حزین، صص 225 و 226.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص562.
[3]فهرست مختصر مجلس، ص378.
[4]الذریعه، ج13، ص209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص776.
و به تحصیل پرداخت و در سامرا ساکن شد. او چون دیگران را با لفظ «اخوی» مخاطب قرار می داد، به شیخ عبدالرّسول اخوی شهرت یافته بود.]
سیّد عبدالرّسول بزمی اصفهانی
حاج سیّد عبدالرّسول شجره متخلّص به «بزمی» [فرزند حاج سیّد اسماعیل و از نوادگان «شجره، ذاکر اصفهانی»] شاعر عارف ادیب و واعظ. [در قرن چهاردهم هجری[ در سال 1285ق در اصفهان متولّد شده، از غزل سرایان اصفهان و از اعضاء قدیمی و محترم انجمن ادبی شیدا بود. ارادت خدمت آقا میرزا عباس صابرعلی پاقلعه ای داشت. و علاوه بر فضل و ادب در علم تجوید و قرائت به سبک مرحوم محمّدعاصم کاشانی مهارت داشت و در شناخت آثار هنری خصوصا نقاشی صاحب نظر بود. در سال 1355ق [12 آبان 1312 مطابق سنگ مزار او] وفات یافت و در تخت فولاد [تکیه آغاباشی] مدفون شد.
از اوست:
با یاد دوست سر به گریبان که می برد زین باغ برگ عیش به دامان که می برد
جز یاد غنچه دهنت ای گل مراد ما را به سیر باغ و گلستان که می برد[1]
سیّد عبدالرّسول اعرجی
سیّد عبدالرّسول بن حسن حسینی اعرجی عبیدلی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص219؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 86 و 87؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2708 و 2709؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان؛ بدایع و نوادر، ص31؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1917؛ دانشوران اصفهان: مخطوط؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص302؛ تذکره الشعراء (عارفچه) ، ص23.
هجری. او در پشت نسخه ای از «ارشاد القلوب» دیلمی، را نوشته است. بر حسب دستور او بهاءالدّین محمّد بن محمّدصالح مازندرانی در سال 1127ق بر این کتاب حواشی نوشته است. این کتاب به شماره 577 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
شیخ عبدالرّسول پناهنده گزی*
حاج شیخ عبدالرّسول بن حاج شیخ غلامرضا پناهنده گزی بُرخواری اصفهانی، عالم فاضل، از علمای معروف شهر گز، پس از تحصیل مقدمات به قم رفته و در درس حضرات آیات شیخ حسین نوری، ستوده، شیخ یحیی انصاری، شیخ نعمت اللّه صالحی نجف آبادی، مکارم شیرازی و سلطانی طباطبائی حاضر شد. سپس از درس خارج آیات عظام گلپایگانی، محقّق داماد و سیّد محمّدصادق روحانی بهره گرفت. آنگاه به اصفهان مراجعت نمود. اغلب در اصفهان در مدرسه ملاّ عبداللّه و مدرسه ذوالفقار تدریس می نمود و در گز به راهنمایی و ارشاد مردم می پرداخت.
او از مخالفین رژیم پهلوی بود و فعالیت های سیاسی او برای مبارزه مورد استقبال و حمایت مردم زادگاهش قرار داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او در دو دوره به عنوان نماینده مردم بُرخوار و میمه به مجلس شورای اسلامی راه یافت. وی سرانجام در ماه شهریور 1380ش وفات یافته و در گلزار شهدای گز به خاک سپرده شد. کتاب «اسلام و آزادی» و چندین حاشیه بر کتب فقهی از آثار اوست.[2]
[1]فهرست مرعشی، ج2، ص173.
[2]روضه رضوان، ص83؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: خطّی.