بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

در اصفهان خدمت جمعی از دانشمندان خصوصا سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان و میر ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته و در فقه، اصول، ادبیات، منطق، کلام، فلسفه، ریاضیات و طب مهارتی به سزا یافت و چندی در اصفهان به تدریس مشغول شد. عاقبت به کاشان مراجعت نموده و بساط تدریس و تعلیم را در آنجا برپا داشت. او از عواید مستغلات موروثی امرار معاش می کرد و از پذیرش مقرری و هدایای ارباب حکومت پرهیز داشت.[1]

او در 5 شعبان 1046ق نسخه ای از «شرح هدایه الاثیریه» ملاّ صدرا را کتاب کرده که جزو کتب اهدایی آقای سیّد محمّد مشکاه به کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.[2]

پسرعمویش میر محمّدهادی در کاشان به طبابت مشغول بوده و ملاّ محمّدعلی واحد قمی هم از شاگردان میر عبدالرزاق در اصفهان است.[3]رمضان بن علی نیز از شاگردان اوست که نزد او کتاب «الهدایا لشیعه ائمه الهدی» تألیف: میرزا محمّد مجذوب تبریزی، که شرح مفصل «کافی» ثقه الاسلام کلینی است را نزد او خوانده و در سال 1088ق در حضور استاد آن را مقابله کرده و از استاد چنین یاد کرده است: «استادنا المحقّق و النّحریر المدقّق السیّد الاجل الرّضوی سیّد عبدالرزاق بن محمّدیوسف الکاشانی» این نسخه در کتابخانه سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان موجود است.[4]

حاج عبدالرزاق مخترع*

حاج عبدالرزاق اصفهانی معروف به «مخترع نوظهور» نقاش و تذهیب کار و جلدساز

[1]قصص الخاقانی، ج2، ص54؛ ریاض العلماء، ج3، ص116 و ج4، ص307؛ الروضه النضره، ص318.

[2]الروضه النضره، ص319.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 166 و 518.

[4]فهرست سه کتابخانه اصفهان، صص 99-101؛ تراجم الرجال، ج1، صص 217 و 288.


صفحه 230

عهد محمّد شاه قاجار است. وی در آبرنگ و رنگ روغن استاد بوده و خط نستعلیق را نیکو می نوشته است. او در صحافی در فنّ لایه چینی استاد بوده و آثار ارزنده ای پدید آورده است.

این آثار از اوست:

1. تصویر انداختن ابراهیم در آتش 2. تصویر یک حمام که در کاتالوگ «کل ناقی» لندن به چاپ رسیده است. 3. تصویر شاه عباس در یک مجلس ملاقات با سفیر هند که در 1276ق کشیده شده است.4. جلد لایه چینی و رنگ روغنی که در سال 1274ق کشیده شده و اکنون در مجموعه آقا فرخ محبوبیان است.[1]

میرزا عبدالرزاق مشرب اصفهانی

میرزا عبدالرزاق طبیب اصفهانی متخلّص به «مشرب» ادیب فاضل و شاعر [در قرن دوازدهم هجری] مؤلف کتاب «الطّب».[2]

[در اکثر علوم از جمله طبابت مهارت داشت. در عهد عالمگیر پادشاه به هندوستان رفت و چندی در کشمیر به سر برد. در اواخر عمر در تَتِه می زیست و سرانجام در سال 1127ق وفات یافت این رباعی از اوست:

یک چند در این شهر پریشان گشتیم گفتیم گران شویم ارزان گشتیم

در طالع ما کساد بازاری بود کآئینه فروش شهر کوران گشتیم[3]]

[1]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص394.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص774؛ الذریعه، ج15، ص137.

[3]ریحانه الادب، ج5، ص317؛ الذریعه، ج9، ص1046؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص280.


صفحه 231

میرزا عبدالرزاق نشئه

میرزا عبدالرزاق تبریزی اصفهانی متخلّص به «نشئه» از شعرای قرن دوازدهم هجری. سخن شناس بود و عمر در صحبت با شعراء و شعر صرف نموده بود و آنچه می گفت درست و سنجیده بود. در اصفهان وفات یافت.

در پای خمی دیده پیمانه ضیا یافت کوری به قدمگاه می ناب شفا یافت[1]

[بیت فوق متعلق به سراجای نقاش اصفهانی است.[2]

درباره او نوشته اند که سلسله نسبش به جهانشاه ترکمان می رسد. نسخه ای از دیوان اشعار او به شماره 14761 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[3]]

شیخ عبدالرسول اصفهانی

شیخ عبدالرسول اصفهانی [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] از شاگردان آخوند خراسانی بوده و «شرح خطبه: اوّل الدّین معرفته» را از تقریرات استاد خویش تألیف نموده است. و در حدود سال 1356ق در نجف وفات یافته است.[4]

شیخ عبدالرسول الیادرانی

شیخ عبدالرّسول الیادرانی چهارسوقی، عالم فاضل معاصر [فرزند حاج حسین، از اهالی محلّه «الیادران» اصفهان. ابتدا در مدرسه صدر حجره داشت و به تحصیل مشغول بود و در کنار تحصیل با تلاش و کار امرار معاش می کرد. عاقبت به عتبات عالیات رفته

[1]تذکره المعاصرین حزین، صص 225 و 226.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص562.

[3]فهرست مختصر مجلس، ص378.

[4]الذریعه، ج13، ص209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص776.


صفحه 232

و به تحصیل پرداخت و در سامرا ساکن شد. او چون دیگران را با لفظ «اخوی» مخاطب قرار می داد، به شیخ عبدالرّسول اخوی شهرت یافته بود.]

سیّد عبدالرّسول بزمی اصفهانی

حاج سیّد عبدالرّسول شجره متخلّص به «بزمی» [فرزند حاج سیّد اسماعیل و از نوادگان «شجره، ذاکر اصفهانی»] شاعر عارف ادیب و واعظ. [در قرن چهاردهم هجری[ در سال 1285ق در اصفهان متولّد شده، از غزل سرایان اصفهان و از اعضاء قدیمی و محترم انجمن ادبی شیدا بود. ارادت خدمت آقا میرزا عباس صابرعلی پاقلعه ای داشت. و علاوه بر فضل و ادب در علم تجوید و قرائت به سبک مرحوم محمّدعاصم کاشانی مهارت داشت و در شناخت آثار هنری خصوصا نقاشی صاحب نظر بود. در سال 1355ق [12 آبان 1312 مطابق سنگ مزار او] وفات یافت و در تخت فولاد [تکیه آغاباشی] مدفون شد.

از اوست:

با یاد دوست سر به گریبان که می برد زین باغ برگ عیش به دامان که می برد

جز یاد غنچه دهنت ای گل مراد ما را به سیر باغ و گلستان که می برد[1]

سیّد عبدالرّسول اعرجی

سیّد عبدالرّسول بن حسن حسینی اعرجی عبیدلی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص219؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 86 و 87؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2708 و 2709؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان؛ بدایع و نوادر، ص31؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1917؛ دانشوران اصفهان: مخطوط؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص302؛ تذکره الشعراء (عارفچه) ، ص23.


صفحه 233

هجری. او در پشت نسخه ای از «ارشاد القلوب» دیلمی، را نوشته است. بر حسب دستور او بهاءالدّین محمّد بن محمّدصالح مازندرانی در سال 1127ق بر این کتاب حواشی نوشته است. این کتاب به شماره 577 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

شیخ عبدالرّسول پناهنده گزی*

حاج شیخ عبدالرّسول بن حاج شیخ غلامرضا پناهنده گزی بُرخواری اصفهانی، عالم فاضل، از علمای معروف شهر گز، پس از تحصیل مقدمات به قم رفته و در درس حضرات آیات شیخ حسین نوری، ستوده، شیخ یحیی انصاری، شیخ نعمت اللّه صالحی نجف آبادی، مکارم شیرازی و سلطانی طباطبائی حاضر شد. سپس از درس خارج آیات عظام گلپایگانی، محقّق داماد و سیّد محمّدصادق روحانی بهره گرفت. آنگاه به اصفهان مراجعت نمود. اغلب در اصفهان در مدرسه ملاّ عبداللّه و مدرسه ذوالفقار تدریس می نمود و در گز به راهنمایی و ارشاد مردم می پرداخت.

او از مخالفین رژیم پهلوی بود و فعالیت های سیاسی او برای مبارزه مورد استقبال و حمایت مردم زادگاهش قرار داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او در دو دوره به عنوان نماینده مردم بُرخوار و میمه به مجلس شورای اسلامی راه یافت. وی سرانجام در ماه شهریور 1380ش وفات یافته و در گلزار شهدای گز به خاک سپرده شد. کتاب «اسلام و آزادی» و چندین حاشیه بر کتب فقهی از آثار اوست.[2]

[1]فهرست مرعشی، ج2، ص173.

[2]روضه رضوان، ص83؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: خطّی.


صفحه 234

شیخ عبدالرّسول قائمی*

حاج شیخ عبدالرّسول قائمی فرزند شیخ فرج اللّه دیزیچه ای اصفهانی، از علمای معاصر اصفهان.

در 3 رمضان 1316ق در روستای «دیزیچه» اصفهان متولّد شد. مقدمات را در زادگاه خود نزد شیخ فرج اللّه دیزیچه ای آموخت. سپس به اصفهان رفته و سطوح را نزد میر سیّد احمد مدرس و شیخ علی مدرس یزدی به پایان رساند و دروس خارج را نزد سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی و سیّد محمّدرضا خراسانی فرا گرفت. آنگاه به حوزه علمیه قم رفته و در درس حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد. او در سال 1349ق به نجف اشرف مشرّف شده و از درس حضرات آیات میرزا محمّدحسین نائینی، شیخ ضیاءالدّین عراقی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره گرفت. در سال 1360ق پس از مراجعت از سفر حج به امر آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و درخواست اهالی شهر به آبادان رفت و در آنجا به تبلیغ دین و خدمت به مردم مبادرت ورزید و نماز جماعت را در مسجد نو آن شهر اقامه نمود.

از اقدامات مؤثر او مبارزه با بدعت ها و عقاید انحرافی همچون عقاید کسروی و بیان روشن و مستدل حقایق اسلام به مردم بود. از خدمات اجتماعی او احداث و یا تعمیر برخی از مدارس و مساجد همچون مسجد نو، مدرسه قائمیه و دارالایتام و حوزه علمیه در آبادان و مسجد ولیعصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) در جزیزه خارک است.

او پس از آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1359ش به اصفهان مراجعت نموده و در مسجد باب الرّحمه واقع در دروازه دولت به اقامه جماعت مشغول شد و در کنار آن به ارشاد مردم و رفع گرفتاری های نیازمندان پرداخت.


صفحه 235

این عالم جلیل القدر سرانجام در صبح روز شنبه 23 شعبان 1412ق (مطابق 16 بهمن 1372ش) در اصفهان وفات یافته و پیکر او به قم منتقل و در یکی از اطاق های صحن بزرگ مرقد مطهر حضرت معصومه (سلام اللّه علیها) مدفون گردید.

از تألیفات او: 1. «رساله ای در حدیث غدیر»2. «شرح برخی از خطب نهج البلاغه»3. «یادداشت هایی در فقه» را می توان نام برد.[1]

سیّد عبدالرّسول حجازی دهاقانی*

سیّد عبدالرّسول حجازی دهاقانی فرزند سیّد هاشم بن میرزا بابا حسینی دهاقانی، عالم فاضل جلیل. در سال 1265ش در دهاقان متولّد شد و جهت تحصیل به اصفهان آمد. او هشت سال از محضر عالم ربانی و حکیم عارف آخوند ملاّ محمّد کاشانی کسب فیض نمود و تربیت شد. همچنین از درس حکیم جهانگیرخان قشقائی، میرزا احمد مدرس، آقا سیّد مهدی درچه ای و سیّد عبداللّه ثقه الاسلام بهره گرفت.

وی سرانجام در دی ماه 1358ش وفات یافته و در تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. او از شاگردان و رفقای صمیمی حاج آقا رحیم ارباب بود که پس از نابینائی مرحوم ارباب به جای ایشان امامت مسجد گرگ یراق ها را به عهده گرفت. همچنین مرحوم حجازی از دوستان صمیمی حاج میرزا آقا دهکردی امام جماعت مسجد سرخی اصفهان بود. و پس از آنکه مرحوم دهکردی به بیماری مبتلا شد، به جای او در مسجد سرخی اقامه جماعت نمود.

او صاحب مکنت بود و به فقراء و طلاب کمک و مساعدت می نمود. از ایشان سقاخانه ای در سرای ساروتقی به یادگار مانده است. وی در اواخر عمر در مسجد کرمانی

[1]آثار الحجّه، ج2، ص204؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص16؛ آئینه پژوهش: سال چهارم، شماره 6، مورخ 1373ش، ص120؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ تربت پاکان قم، ج2، ص939.


صفحه 236

امامت می نمود.[1]

عبدالرّسول منتصر

عبدالرّسول منتصر، شاعر ادیب متخلّص به «حقیقت» کارمند بازنشسته بانک ملّی ایران و کارشناس رسمی حسابداری دادگستری اصفهان. وی در روز شنبه 5 ذیقعده 1411ق وفات یافته و در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.

این شعر از اوست:

شدم سخت درمانده از کرد خویش پشیمان ز کرد کار و گشتم پریش

بکردم همی روز و شب را تَبَه سراسر بود نامه ام پر گُنَه

«حقیقت» ره رادمردان را بگیر تو تا زنده ای دست افتاده گیر[2]

میرزا عبدالرّسول مداح شوشتری

میرزا عبدالرّسول مداح شوشتری، شاعر ادیب و مرثیه سرای معروف. [در اوایل قرن سیزدهم هجری] مقبره او در قبرستان سر قبر آقای اصفهان بوده که پس از تخریب و تسطیح قبرستان، قبر او هم از بین رفت.[3]

عبدالرّسول ناطق شهرضائی

عبدالرّسول طبیبیان متخلّص به «ناطق» [فرزند سیّد هادی] شاعر ادیب و طبیب حاذق

[1]شرح مجموعه گل، صص 382-384؛ زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقائی، ص114؛ سیمای دهاقان، ص481.

[2]مزارات اصفهان، ص129.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص117؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص902؛ مزارات اصفهان، ص52.