«انّه کان جامعا للمعقول و المنقول و مصرّحا باجتهاده استاد الکل الشیخ مرتضی الانصاری»[1]]
حاج عبدالعلی باقی*
حاج عبدالعلی باقی، از فضلاء و محقّقین معاصر در فروردین 1304ش. در شهرضا متولّد شد. تحصیلات مقدّماتی را نزد ملاّ علی نوری (اعمی) و سیّد فضل اللّه حجازی انجام داد. سپس به اصفهان رفت و در مدرسه جده و چندی بعد در مدرسه چهارباغ ساکن شد و نزد حضرات آیات شیخ محمّدباقر نجفی، شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، سیّد علی اصغر برزانی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی فقه و اصول را خواند. همچنین در درس «نهج البلاغه» میرزای علی آقا شیرازی و «شرح تجرید» حاج آقا صدر کوپائی حضور یافت. پس از آن یک سال در قم بود و از آنجا راهی تهران شد و در دانشکده معقول و منقول نزد اساتید آنجا الهی قمشه ای، مشکاه، بهمنیار، عصار، فاضل تونی و راشد تحصیل نمود. در کنار این تحصیلات، دروس حوزوی را نزد علمای تهران: استاد محمود شهابی تربتی، محمّدتقی آملی و سیّد احمد خوانساری تکمیل نمود.
او پس از اتمام تحصیل در کاشمر به تدریس پرداخت و مزار شهید سیّد حسن مدرس در آنجا را تعمیر کرد. در سال 1333ش به خاطر زدن تلگراف به حکومت وقت و اعتراض به بعضی مسائل (به همراه 9 نفر دیگر) به 4 سال زندان محکوم شد و از ادامه فعالیت او در اداره فرهنگ جلوگیری شد. پس از مدّتی به دعوت دکتر علی اکبر شهابی رئیس اوقاف کشور، در اداره اوقاف به کار پرداخت و در اراک، اصفهان و قم خدمت کرد در سال 1354ش بنا به نظر مرحوم آیه اللّه سیّد محمّدهادی میلانی مرجع عالیقدر،
[1]دانشمندان خوانسار، ص398.
رئیس اوقاف خراسان شد. مدّتی بعد به خاطر اختلاف با استاندار خراسان (ولیان) به مازندران منتقل شد. در سال 1355ش به خاطر اینکه با تعرضات ثابتی و نصیری در موقوفات نوشهر مخالفت کرد، به فعالیت او در اوقاف خاتمه داده شد.[1]
او نویسنده ای توانا و شاعری خوش قریحه است و تألیفاتی را به رشته تحریر درآورده است از جمله:
1. «بهار ادب» مطبوع 2. «مدرس مجاهدی شکست ناپذیر» مطبوع3. «کلید نگارش»4. «رمز پیروزی»5. «تاریخ منظوم خراسان»6. «شکوفه های ایمان»7. «کارنامه اوقاف»
این بیت از اوست:
چه خوش است حال مرغی که اسیر درد باشد به قفس ترانه خواند به زبان بی زبانی[2]
سیّد عبدالعلی عقدائی
سیّد عبدالعلی عقدائی فرزند سیّد احمد، عالم فاضل جلیل. در عقدای یزد متولّد شده و مقدمات علوم دینی را در مدرسه کاسه گران و نیم آورد اصفهان تحصیل کرده. آنگاه به محضر آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی حاضر شد و کسب فیض نمود.
سال ها در اصفهان به شغل محضرداری مشغول بود. او متولّی مدرسه نیم آورد بود و در بین مردم به تواضع مشهور و عالمی خلیق و مهربان و زیرک و کاردان بود و در کمک به ایتام و فقراء تلاش می نمود. وی در 8 صفر 1371ق (برابر با 16 آبان 1330ش) وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[1]مدرس مجاهدی شکست ناپذیر: پشت جلد.
[2]تاریخ شهرضا، ج2، صص 344-347.
مادّه تاریخ وفاتش چنین است:
سر از بهشت بشیری بلند کرد و گفت: «شدی روانه بفردوس روح عقدایی»[1]
1371
حاج میرزا عبدالعلی مرندی
حاج میرزا عبدالعلی مرندی فرزند سیّد احمد بن سیّد حسین، عالم فاضل زاهد [از علمای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری] پدرش از اهالی «مرند» در آذربایجان بوده و به اصفهان آمده است. صاحب عنوان، از شاگردان آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آقا شیخ مرتضی ریزی بوده و در شب سه شنبه 21 ربیع الثانی 1354ق وفات یافته، در بقعه تکیه مرحوم ریزی مدفون گردید.[2]
عبدالعلی نصراصفهانی*
عبدالعلی نصراصفهانی متخلّص به «نصر» فرزند محمّدباقر، از نوجوانی لب به سرودن شعر گشوده و از محضر استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهره گرفته است. سال ها در اداره راه به فعالیت مشغول بوده تا اینکه بازنشسته شده است. در انجمن های ادبی اصفهان شرکت می کند.[3]
میرزا عبدالعلی نحوی
میرزا عبدالعلی نحوی فرزند میرزا محمّدتقی بن حاج محمّدحسین نایب الصّدر
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ شرح مجموعه گل، صص 379-381.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص778؛ بیان المفاخر، ج1، ص259؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص126؛ مکارم الآثار، ج7، ص2499.
[3]تذکره شعرای استان اصفهان، ص795.
هرندی اصفهانی، عالم فاضل ادیب [از ادباء و دانشمندان قرن سیزدهم هجری.]
در سال 1222ق متولّد شده و در اصفهان نزد علمای عالیقدری چون شیخ محمّدتقی رازی ایوان کیفی و حاج محمّدابراهیم کلباسی تحصیل کرد و به فراگیری فقه و اصول و ادبیات فارسی و عرب مشغول شد و خصوصا در ادبیات عرب مهارت به سزایی به دست آورد تا جایی که به «نحوی» مشهور شده و به تدریس از مقدمات تا شرح لمعه پرداخت. او عالمی گوشه نشین و دور از شهرت و ریاست بود و علیرغم وسعت علم و فضل ناشناخته بود.
وی در ربیع الاوّل 1306ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا در محلّه خوابجون اصفهان مدفون شد.[1]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1 و 2. دو «شرح بر سیوطی» یکی سی هزار بیت و دیگری شصت هزار بیت 3. «رساله صیغ العقود» در فقه به فارسی که ملاّ عبدالصمد بن ملاّ علی در سال 1308ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 1151 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی موجود است.[2]4. «رساله عیدیه»5. «صحیفه المیراث من عدیم الاثاث» در فقه، به فارسی، در احکام ارث، در یک مقدمه و 12 باب و یک خاتمه، که در جمعه 18 جمادی الاولی 1270ق از تألیف آن فراغت یافته و نسخه به شماره 1810 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]6. رساله در «اوزان نصاب غلاّت چهارگانه» که جمعه 20 رجب 1309ق نوشته شده و ضمن مجموعه شماره 663 در کتابخانه دانشکده الهیات و
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 116 و 117؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص446؛ مزارات اصفهان، ص52؛ نقباء البشر، ج3، ص1938؛ مکارم الآثار، ج3، صص 752 و 753.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص127.
[3]فهرست مرعشی، ج5، ص195.
معارف اسلامی مشهد مقدس موجود است.[1]7. شرح دعای «یا من ارجوه» از ادعیه ماه مبارک رجب8. حواشی بر «شرح لمعه» و «قوانین».
میرزا عبدالعلی نائینی
میرزا عبدالعلی بن میرزا محمّدحسین نائینی اصفهانی از خطاطان قرن سیزدهم هجری است. در نائین بوده و خط نستعلیق را خوش می نوشته است.
او در 5 جمادی الاولی 1277ق در تبریز «ترجمه عهدنامه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام » تألیف: محمّدکاظم (محمّدفاضل مشهدی) را نوشته است. نسخه آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
ترجمه کتاب «بحارالأنوار» را هم به خط نستعلیق در سوم رجب سال 1297ق کتابت کرده است که به شماره 6549 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]
همچنین ترجمه جلد نهم «بحارالأنوار» (که شیخ محمّدتقی آقانجفی آن را به فارسی ترجمه کرده) را درشب نهم ربیع الثانی سال 1297ق به خط نستعلیق به پایان رسانیده و نسخه به شماره 7077 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[4]
عبدالعلی خوزانی
عبدالعلی شریف بن محمّدرضا خوزانی اصفهانی، خطاط خط نسخ. کتاب های چندی به خط او به چاپ رسیده است.
[1]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص457.
[2]فهرست رضوی، ج5، ص46.
[3]فهرست مرعشی، ج17، ص135.
[4]فهرست مرعشی، ج18، ص238.
عبدالعلی مُذَهِّب اصفهانی*
عبدالعلی مُذَهِّب اصفهانی فرزند میرزا رضا، نقاش و تذهیب کار عهد ناصرالدّین شاه قاجار است.
از کارهای وی تذهیب و تشعیر کتاب «امتحان الفضلاء» میرزا سنگلاخ است که در احوال خط و خطاطان نوشته و تصویر سیاه قلمی خود میرزا سنگلاخ در اوّل کتاب آمده است و تاریخ 1291ق دارد.[1]
عبدالعلی جزی*
عبدالعلی بن محمّدرفیع جزی [گزی]، از هنرمندان قرن دوازدهم هجری است. از اهالی روستای گز از بلوک بُرخوار اصفهان بوده و در ساختن اسطرلاب مهارت به سزایی داشته است. از آثار او اسطرلابی است که با همکاری برادرش محمّدباقر در سال 1124ق ساخته است.[2]
عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری)*
استاد عبدالعلی خسروی متخلّص به «خسرو» و «خسرو قائد» فرزند غلامحسین بن رستم بن خسرو بن محمّدعلی بن میر قائد بابادی بختیاری، شاعر توانا و محقّق و نویسنده پرتلاش معاصر در 12 مهر 1307ش در ایذه خوزستان متولّد شد.
تحصیلات ابتدائی را در ایذه و هفتگل طی کرد و تحصیلات متوسطه را در اهواز به پایان برد و به استخدام اداره راه آهن درآمد و از آن اداره مأمور به تحصیل در رشته
[1]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص400.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص383.
بهداشت گردید. در دانشگاه تهران تا مقطع لیسانس تحصیل نمود. پس از آن به اداره فرهنگ و هنر خوزستان منتقل شده و به عنوان معاون نگارش و کتابخانه ها به فعالیّت مشغول شد و در این پست مصدر خدماتی گردید از جمله چندین کتابخانه تأسیس و سایر کتابخانه های استان خوزستان را تجهیز نمود و در طی این سال ها در حمایت و تقویت انجمن های ادبی و هنری خوزستان نقش به سزایی داشت.
استاد خسروی از کودکی ذوق و قریحه شاعری داشت و به سرودن شعر می پرداخت. او در سال 1360ش بازنشسته شد و در سال 1365ش به اصفهان مهاجرت کرد و تا امروز در این شهر اقامت دارد. در اصفهان ابتدا در انجمن ادبی صائب و انجمن خانه هنرمندان شرکت می کرد. سپس به همراهی ده ها تن از ادباء و شعرای بختیاری مقیم اصفهان انجمن ادبی پژمان بختیاری را تأسیس کرد. چندی بعد انجمن ادبی داراب افسر بختیاری را به همراهی جمعی دیگر از شاعران بختیاری در اصفهان تأسیس کرد و ریاست آن را برعهده گرفت.
وی به سبک شعرای قدیم ایران شعر می سراید ولی با شاعران نوگرای شعر نیمایی همچون نیما یوشیج، نادرپور، تولّلی و مشیری همدلی و احساس نزدیکی می کند و شعر آنان را می پسندد. او محقّقی کوشا در گردآوری و احیاء فرهنگ قوم بختیاری است و چندین جلد کتاب در این موضوع به چاپ رسانده است.
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «گلبهار» (مجموعه شعر به گویش محلّی) 2. «آتش در نخلستان» (مجموعه شعر) 3. «عروس دالانکوه» مجموعه شعر4. «تاریخ و فرهنگ بختیاری» (در 7 جلد) 5. «در انتظار سپیده دمان»6. «فرهنگ سیاسی عشایر جنوب ایران»7. «گویش بختیاری»8. «بلوط زاگرس» 9.«یادداشت های قرن بیستم»10. «دیوان قائد بختیاری»
از این کتاب ها تنها دو مورد آخر به چاپ نرسیده اند.[1]
این چند بیت از یکی از مدایح استاد خسروی است:
قبر امام هشتم دین قبله من است زیرا که تربتش ز گل خاک میهن است
آن کس که خوانده زار و غریبش در این دیار با همّت غریب نوازانه دشمن است
تا تربتش به دیده ما همچو توتیاست او را به جام مردمک دیده مسکن است
ایران اگر که بارگهش را به زر نهاد نقش کرامتی ز کریمان مبرهن است
[... ]
ما میزبان حیله گر کوفه نیستیم نام علی رضای دل و قوّت من است
نام رضا به قامت ایمان ما رساست دیوان او به شعر دل و جان مدون است[2]
عبدالعلی غفوری*
عبدالعلی غفوری فرزند فضل اللّه، از شعراء و نویسندگان معاصر اصفهان. در مهرماه 1329ش در «وَرزَنه» متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خود به پایان برد.
[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد خسروی در تیرماه 1389ش.
[2]هفته نامه نوید اصفهان، شماره 497، مورّخ 20 اسفند 1376، ص7.