بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 265

از این کتاب ها تنها دو مورد آخر به چاپ نرسیده اند.[1]

این چند بیت از یکی از مدایح استاد خسروی است:

قبر امام هشتم دین قبله من است زیرا که تربتش ز گل خاک میهن است

آن کس که خوانده زار و غریبش در این دیار با همّت غریب نوازانه دشمن است

تا تربتش به دیده ما همچو توتیاست او را به جام مردمک دیده مسکن است

ایران اگر که بارگهش را به زر نهاد نقش کرامتی ز کریمان مبرهن است

[... ]

ما میزبان حیله گر کوفه نیستیم نام علی رضای دل و قوّت من است

نام رضا به قامت ایمان ما رساست دیوان او به شعر دل و جان مدون است[2]

عبدالعلی غفوری*

عبدالعلی غفوری فرزند فضل اللّه، از شعراء و نویسندگان معاصر اصفهان. در مهرماه 1329ش در «وَرزَنه» متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خود به پایان برد.

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد خسروی در تیرماه 1389ش.

[2]هفته نامه نوید اصفهان، شماره 497، مورّخ 20 اسفند 1376، ص7.


صفحه 266

سپس در دبیرستان ادب اصفهان دوره متوسّطه را گذراند و دیپلم ادبی گرفت. سپس در دانشگاه اصفهان تحصیلات عالی را طی نمود و لیسانس زبان و ادبیات فارسی گرفت. وی پس از استخدام در آموزش و پرورش در سال 1351ش به تدریس در دبیرستان های اصفهان همچون دبیرستان هاتف و هنرستان سروش پرداخت و در سال 1379ش بازنشسته شد. وی از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در سرودن غزل و رباعی و مثنوی مهارت دارد و در انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن ادبی حافظ شرکت می کند. این کتاب ها از آثار اوست:

1. «داستان های شاهنامه» در 17 جلد، که 3 جلد از آنها در سال 1373ش چاپ شده است. 2. «شازده کوچولو» از آنتوان دوسنت اگزوپری، نویسنده فرانسوی (به صورت منظوم) 3. «بوسه بر مهتاب» (مجموعه شعر) 4. «مژده آفتاب» (مجموعه شعر)[1]

از اوست:

به سست عهدی سخت زمانه می خندم فسانه بوده جهان، بر فسانه می خندم

نشسته دجله اشکم به خشکسالی و من به جای گریه و آه شبانه می خندم[2]

عبدالعلی اصفهانی

عبدالعلی بن محمّدکاظم اصفهانی، [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] نسخه ای از «قوانین المحکمه» را کتابت نموده و به شماره 469 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای عبدالعلی غفوری در روز 21 آبان 1383ش.

[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش نخست) ، صص 535 و 536.


صفحه 267

موجود است.[1]

ملاّ عبدالعلی هرندی

ملاّ عبدالعلی بن محمّد هرندی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری] کتابی در منطق، که شامل حواشی بر «تهذیب المنطق» است را در سال 1279ق تألیف کرده و آن را «طرائف الحبیب» نامیده است. نسخه به شماره 68 در کتابخانه مدرسه رضویه قم موجود است.[2]

عبدالعلی ادیب برومند

عبدالعلی برومند متخلّص «ادیب» فرزند مصطفی قلی خان شاعر ادیب و نویسنده محقّق. [در 21 خرداد 1303ش] در قصبه «گز» از بلوک برخوار اصفهان متولّد شد. خواندن و نوشتن و یادگیری خط را در زادگاه خود انجام داد. سپس به اصفهان رفت و [در مدرسه ملّی فرهنگ تا سوم متوسطه را طی کرد آنگاه به دبیرستان صارمیّه رفته و[ دیپلم گرفت. او در تهران در رشته حقوق ادامه تحصیل داده و در سال 1324ش از دانشگاه تهران لیسانس گرفت و به حرفه وکالت روی آورد.

[از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و به مطالعه اشعار شاعران بزرگ فارسی مشغول شد و اغلب از اشعار «ملک الشعراء بهار» و «ایرج میرزا» پیروی نمود. در سال 1323ش اولین مجموعه شعر خود: «ناله های وطن» را چاپ کرد و از سال بعد اشعارش در مطبوعات تهران به چاپ می رسید. او در فعالیت های سیاسی ملی شدن نفت نقش فعالی داشت و عضو جبهه ملّی بود و در این اواخر پس از مرحوم پرویز ورجاوند رهبری

[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص145.

[2]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص29.


صفحه 268

این جبهه به او سپرده شد.]

این کتاب ها از او به چاپ رسیده است:

1. «افکار امروز» 2. «ناله های وطن» (نظم و نثر) 3. «سرود رهایی» (شعر) 4. «درد آشنا» (غزلیات) [5. «پیام آزادی» (شعر) 6. «راز پرواز» (اشعار مذهبی) 7. «مثنوی اصفهان»8. «هنر قلمدان» (پژوهش هنری) 9. «به پیشگاه فردوسی» (مجموعه سخنرانی و شعر) 10. «مجموعه مقالات» 11. تصحیح «دیوان حافظ» 12. تصحیح «داستان سیاوش و رفتن گیو به ترکستان»، از شاهنامه 13. تصحیح «خردنامه» تألیف: ابوالفضل یوسف بن علی مستوفی 14. تصحیح «تذکره خلاصه الاشعار» 15. «حاصل هستی» (مجموعه شعر)

برخی از آثار چاپ نشده وی نیز اینهاست:

16. «گرامی داشت ها» (شعر) 17. «پراکنده ها» (اشعار در قالب های گوناگون) 18. «اشعار توصیفی» (درباره تجلیّات طبیعت و آثار هنری) 19. «سوگ یادهای خانوادگی» 20. «دیداری از زادگاه»

ادیب برومند به عنوان شاعری مردمی و استاد در اشعار سنّتی و مسلط بر ادبیات فارسی، شهرت به سزایی دارد و همیشه اشعارش با استقبال مخاطبان مواجه بوده است.

این شعر از اوست:

در بهاران سیر گلگشت و چمنزاران خوش است سیر گلگشت و چمن با لاله رخساران خوش است

در کنار جویباران صحبت جانان نکوست در میان سبزه زاران بزم دلداران خوش است[1]]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 31-33؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 235-240؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 878-879؛ حاصل هستی، صص 11-15.


صفحه 269

عبدالعلی محمّدآبادی جرقویه ای

عبدالعلی بن ملاّ محمّد نبی محمّدآبادی جرقویه ای [خطاط نسخ نویس در قرن سیزدهم هجری] در چهارشنبه 25 جمادی الثّانیه 1252ق کتابت «دیوان مجنون عامری» را به خط نسخ به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 1627 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]

[از آثار او کتابت یک جلد قرآن کریم است که آن را به خط نسخ زیبا در 15 ذیحجه سال 1245ق کتابت کرده است.[2]]

شیخ عبدالعلی رشتی

شیخ عبدالعلی ماسوله ای رشتی [از علمای قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل. در اصفهان ساکن بوده و تدریس می نموده و جمعی از فضلاء از محضر درس او مستفیض می شده اند. شیخ محسن بن محمّدرفیع رشتی اصفهانی از او اجازه گرفته است.

صاحب عنوان در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.[3]

شیخ عبدالعلی قدسی نجفی

شیخ عبدالعلی قدسی نجفی، از علمای معاصر اصفهان [پس از تحصیل علوم دینی، به قضاوت در دادگاه پرداخته و] داماد میرزا ابوالحسن بروجردی بوده است. سرانجام در [14 رمضان] 1390ق وفات یافته و در بقعه تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.[4]

[1]فهرست الهیات مشهد، ج3، ص749.

[2]گرکویه، صص 313 و 314.

[3]تراجم الرجال، ج1، ص305.

[4]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87؛ بوستان فضیلت، ص60.


صفحه 270

عبدالعلی نگارنده*

عبدالعلی نگارنده، از شعراء و سخنوران معاصر در سال 1278ش در اصفهان متولّد شد و نزد اساتید شعر و ادب به تحصیل پرداخت. سپس به بین النهرین رفته و در فقه و اصول و ادبیات عرب نزد دانشمندان آن دیار ادامه تحصیل داد. آنگاه به ایران بازگشته و به استخدام ارتش درآمد و به خدمت پرداخت تا اینکه در سال 1336ش با درجه سرگردی بازنشسته شد.

او سال ها مقیم مشهد بود و در سال 1326ش انجمن ادبی فردوسی را تأسیس کرد که بسیاری از شعراء و ادبای مشهور خراسان عضو آن بودند. خود او ابتدا «سرباز» تخلّص می کرد ولی آن را به «نگارنده» تغییر داد.

وی سرانجام در سال 1346ش وفات یافته و در مزار ابن بابویه در شهرری مدفون شد. این کتاب ها از آثار اوست:

1. «شرار اندیشه» که در سال 1344ش به چاپ رسید.2. «الفبای شعر»3. «آیین من»

این شعر از اوست:

اشکم به یادروی تو چون ریخت روی گل هم شرح حال من شد و هم آبروی گل

هر جا که هست بلبل شوریده ای چو من دارد هماره با دل خود گفتگوی گل[1]

[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3680 و 3681.


صفحه 271

میر عبدالغفار اردستانی*

میر عبدالغفار اردستانی، از سخنوران و شعرای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. ظاهرا از سادات زوّاره است. اغلب در زوّاره و اردستان بود. این رباعی از اوست:

شیرین دهنت گران شکر می ریزد رویت که از آن سنبل تر می ریزد

خوشحال کسی که صبح از بستر خواب سروی چو تو در کنار بر می خیزد[1]

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای اصفهانی متخلّص به «سحاب» فرزند محمّدحسن، [خطاط، شاعر و منجم دانشمند اواخر دوره قاجاریه، جامع فضائل علمی و اخلاقی، از اهالی محلّه پاقلعه اصفهان بوده و فقه و اصول را از میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، هیئت و نجوم را از میرزا حسن بن دوست محمّد منجم و ادبیات را نزد رضاقلی خان همای شیرازی آموخت.

او سال ها در محله پاقلعه به تدریس مشغول بود. در انشاء و تحریر اسناد معاملات و قباله مناحکات دستی توانا داشت و خطوط نسخ و نستعلیق را خوش می نوشت. در شعر و شاعری نیز ماهر بود.[2]] وی در سن قریب به هشتاد سالگی در ماه شوال 1336ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[3]

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای نسخه ای از «دیوان همای شیرازی» را به خط نسخ عالی

[1]تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2569 و 2570.

[2]دیوان طرب، صص 63 و 64؛ کارنامه همایی، صص 42 و 43.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص994؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144.


صفحه 272

کتابت کرده و در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]همچنین کتاب «جنگ روسیه و فتح ترکستان» را در 15 محرم 1301ق کتابت کرده که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.[2]

حاج میرزا عبدالغفار تویسرکانی

حاج میرزا عبدالغفار بن سیّد محمّدحسین تویسرکانی، عالم فاضل جلیل و مجتهد بارع. [از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه] در تویسرکان متولّد شده و در سال 1266ق به اصفهان مهاجرت نمود. و نزد ملاّ حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد حسن مدرس و دیگران تحصیل کرده و از استاد اوّل و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) اجازه دریافت نموده است.

او هم درس صاحب روضات بوده و از مشوقین او در تألیف کتاب «روضات الجنّات» است. جمعی از خواصّ طلاّب و تُجّار و اخیار اصفهان مرید او بودند و خود او در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه جماعت می نمود. سرانجام در 22 ربیع الثّانی 1319ق وفات یافته و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون شد.[3]

مادّه تاریخ وفاتش این است:

او پای خود نهاد به جمع و چنین سرود: «افسوس افقه العلماء از جهان برفت»

کتب زیر از تألیفات اوست:

[1]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص105.

[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص87.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص33؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص779؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص170؛ نقباء البشر، ج3، ص1147.