بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 270

عبدالعلی نگارنده*

عبدالعلی نگارنده، از شعراء و سخنوران معاصر در سال 1278ش در اصفهان متولّد شد و نزد اساتید شعر و ادب به تحصیل پرداخت. سپس به بین النهرین رفته و در فقه و اصول و ادبیات عرب نزد دانشمندان آن دیار ادامه تحصیل داد. آنگاه به ایران بازگشته و به استخدام ارتش درآمد و به خدمت پرداخت تا اینکه در سال 1336ش با درجه سرگردی بازنشسته شد.

او سال ها مقیم مشهد بود و در سال 1326ش انجمن ادبی فردوسی را تأسیس کرد که بسیاری از شعراء و ادبای مشهور خراسان عضو آن بودند. خود او ابتدا «سرباز» تخلّص می کرد ولی آن را به «نگارنده» تغییر داد.

وی سرانجام در سال 1346ش وفات یافته و در مزار ابن بابویه در شهرری مدفون شد. این کتاب ها از آثار اوست:

1. «شرار اندیشه» که در سال 1344ش به چاپ رسید.2. «الفبای شعر»3. «آیین من»

این شعر از اوست:

اشکم به یادروی تو چون ریخت روی گل هم شرح حال من شد و هم آبروی گل

هر جا که هست بلبل شوریده ای چو من دارد هماره با دل خود گفتگوی گل[1]

[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3680 و 3681.


صفحه 271

میر عبدالغفار اردستانی*

میر عبدالغفار اردستانی، از سخنوران و شعرای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری. ظاهرا از سادات زوّاره است. اغلب در زوّاره و اردستان بود. این رباعی از اوست:

شیرین دهنت گران شکر می ریزد رویت که از آن سنبل تر می ریزد

خوشحال کسی که صبح از بستر خواب سروی چو تو در کنار بر می خیزد[1]

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای اصفهانی متخلّص به «سحاب» فرزند محمّدحسن، [خطاط، شاعر و منجم دانشمند اواخر دوره قاجاریه، جامع فضائل علمی و اخلاقی، از اهالی محلّه پاقلعه اصفهان بوده و فقه و اصول را از میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، هیئت و نجوم را از میرزا حسن بن دوست محمّد منجم و ادبیات را نزد رضاقلی خان همای شیرازی آموخت.

او سال ها در محله پاقلعه به تدریس مشغول بود. در انشاء و تحریر اسناد معاملات و قباله مناحکات دستی توانا داشت و خطوط نسخ و نستعلیق را خوش می نوشت. در شعر و شاعری نیز ماهر بود.[2]] وی در سن قریب به هشتاد سالگی در ماه شوال 1336ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[3]

میرزا عبدالغفار پاقلعه ای نسخه ای از «دیوان همای شیرازی» را به خط نسخ عالی

[1]تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2569 و 2570.

[2]دیوان طرب، صص 63 و 64؛ کارنامه همایی، صص 42 و 43.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص994؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144.


صفحه 272

کتابت کرده و در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]همچنین کتاب «جنگ روسیه و فتح ترکستان» را در 15 محرم 1301ق کتابت کرده که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.[2]

حاج میرزا عبدالغفار تویسرکانی

حاج میرزا عبدالغفار بن سیّد محمّدحسین تویسرکانی، عالم فاضل جلیل و مجتهد بارع. [از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه] در تویسرکان متولّد شده و در سال 1266ق به اصفهان مهاجرت نمود. و نزد ملاّ حسینعلی تویسرکانی، آقا سیّد حسن مدرس و دیگران تحصیل کرده و از استاد اوّل و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) اجازه دریافت نموده است.

او هم درس صاحب روضات بوده و از مشوقین او در تألیف کتاب «روضات الجنّات» است. جمعی از خواصّ طلاّب و تُجّار و اخیار اصفهان مرید او بودند و خود او در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه جماعت می نمود. سرانجام در 22 ربیع الثّانی 1319ق وفات یافته و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون شد.[3]

مادّه تاریخ وفاتش این است:

او پای خود نهاد به جمع و چنین سرود: «افسوس افقه العلماء از جهان برفت»

کتب زیر از تألیفات اوست:

[1]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص105.

[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص87.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص33؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص779؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص170؛ نقباء البشر، ج3، ص1147.


صفحه 273

1. «بشاره المذنبین» در اعتقادات به فارسی، که نسخه آن به شماره 7325 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[1]2. «حقیقت ایمان» در اعتقادات، به فارسی، که به شماره 7550 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]3. «الجراب» کتابی کشکول مانند.

عبدالغفار اصفهانی

عبدالغفار بن عبداللّه اصفهانی [خوشنویس ادیب در اوایل قرن سیزدهم هجری] در یکم رجب لوی ئیل 1211ق «دیوان عاشق اصفهانی» را به خط نستعلیق نوشته که به شماره 5204 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]

[او همچنین «جهانگشای نادری» تألیف: میرزا محمّدمهدی استرآبادی را به خط نستعلیق در 19 رمضان 1223ق کتابت کرده که به شماره 8333 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[4]]

میرزا عبدالغفار نجم الدّوله

میرزا عبدالغفار نجم الدّوله فرزند میرزا علی محمّد محلّه نوئی اصفهانی [دانشمند گرانمایه، منجم، ریاضیدان و جغرافیدان نامدار دوره قاجاریه] از مفاخر علمی ایران، در ذیقعده 1259ق [و به نوشته برخی از نویسندگان: ربیع الاوّل 1255ق] متولّد شده و تحصیلات خود را نزد پدر انجام داده و بسیاری از علوم را با مطالعه آموخت [او قبل از

[1]فهرست مرعشی، ج19، ص126؛ تراجم الرجال، ج1، ص311.

[2]فهرست مرعشی، ج19، صص 354 و 355.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج15، ص4149.

[4]فهرست مختصر مجلس، ص258.


صفحه 274

20 سالگی به تدریس در مدرسه دارالفنون مشغول شد و در آن مدرسه حساب، هندسه، مثلثات، جبر، نقشه کشی، مسّاحی، پل سازی، تدابیر جنگی و جغرافیا را تدریس کرد. از اقدامات او تهیه اولین آمار جمعیت شهر طهران در سال 1284ق و تهیه نقشه شهر طهران در سال 1309ق بود. همچنین در سال 1299ق جهت بررسی اوضاع خوزستان جهت احداث سد در اهواز، با جمعی از مهندسین، به خوزستان رفت که حاصل آن کتاب «سفرنامه عربستان» (خوزستان) است.

او در دربار ناصرالدّین شاه منصب منجم باشی را پذیرفته و در سال 1290ق لقب «نجم الملک» و سپس نجم الدّوله را دریافت کرد. کتاب های او اغلب در مدرسه دارالفنون تدریس می شدند. نجم الدّوله از بنیان گذاران علوم جدید در ایران خصوصا جغرافیا به شمار می رود.]

او سرانجام در 14 جمادی الاولی 1326ق در طهران وفات یافته [و در مقبره صفائیه شهرری مدفون شد.[1]]

کتب زیر از تألیفات اوست:

[1. «ابعاد مابین بلاد» که در سال 1279ق تألیف شده و به شماره 4248 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم نگهداری می شود.[2]] 2. «اصول مثلثات مستقیم الخطوط»3. «اصول علم جغرافیا» که در سال 1289ق چاپ سنگی شده است.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 779 و 780؛ تاریخ طهران (بلاغی) ، ص250؛ الذریعه: مُجَلَّدات مختلف؛ ریحانه الادب، ج6، ص136؛ مکارم الآثار، ج5، صص 1599 و 1600؛ نقباء البشر، ج3، ص1148؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص195؛ فرهنگ معین، ج6، ص2109؛ جغرافیا در ایران، صص 127-129؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، صص 259 و 260؛ تاریخ مؤسسات تمدّنی جدید در ایران، ج1، ص285؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 273 و 274؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 891-894.

[2]فهرست مرعشی، ج11، ص247؛ تراجم الرجال، ج1، ص310.


صفحه 275

4. «اطلس تازه جغرافیا» 5. «بدایه الجبر» مطبوع 6. «بدایه الحساب»، مطبوع 7. «بدایه الهندسه»، در سال 1322ق در طهران چاپ سنگی شده است. [8. «اصول هندسه» یا «کفایه الهندسه» که به شماره 5/10320 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]] 9. «بدایه النّجوم» 10. «ترجمه آسمان» تألیف: «کیلمن» فرانسوی، موجود به شماره 3638 در کتابخانه ملک طهران[2]10. «ترجمه اصول حکمت فلسفه» تألیف: «موسیو لابه ادوارد بارب»، موجود در کتابخانه دانشکده حقوق طهران[3][11. «تشخیص نفوس دارالخلافه» یا «آمار جمعیت طهران» که به شماره 5/9813 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[4]] 12. «تطبیقیّه» 13. «حساب جدید» [14. «حل مسائل سبع» در حال مسائل هفت گانه مذکور در کتاب «خلاصه الحساب» مطبوع [14. «فروع علم جغرافیا» 15. «قانون ناصری» در هیئت جدید نسخه ای از آن در کتابخانه مؤسسه کاما گنجینه مانکجی، در شهر بمبئی هند[5]و نسخه ای دیگر در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره 9884 موجود است.[6]16. «سفرنامه خوزستان» که به چاپ رسیده [و نسخه های خطی متعددی از آن در کتابخانه های مجلس سنای سابق و مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[7]] 17. «کافی در ترسیم کانونی نقشه های توپوگرافی» موجود به شماره 939 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران.[8]18. «کفایه الجغرافی» که در سال 1319ق چاپ سنگی شده است. 19. «کفایه الحساب» که در

[1]فهرست مرعشی، ج26، صص 261 و 262.

[2]فهرست ملک، ج2، ص4.

[3]فهرست حقوق، ص15.

[4]فهرست مرعشی، ج25، صص 141 و 142.

[5]فهرست نسخه های خطی فارسی بمبئی، ص3.

[6]فهرست رضوی، ج8، ص258.

[7]فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، صص 107 و 108.

[8]فهرست اهدایی مشکاه به دانشگاه، ج4، ص929.


صفحه 276

سال 1291ق چاپ سنگی شده است. 20. «مثلثات البسیطه» 21. «نهایه الحساب» 22. «وسیط الحساب» 23. «هیئت جدید» 24. «جدول لگاریتم»

عبدالغفار فریب اصفهانی

عبدالغفار اصفهانی متخلّص به «فریب» فرزند فتحعلی، خوشنویس شاعر و ادیب دانشمند در قرن سیزدهم هجری. در اغلب علوم زمان خود خصوصا طب مهارت داشته و در اصفهان به طبابت مشغول بوده است. خط نستعلیق را نیکو می نوشته و بدین مناسبت ابتدا «خطاط» تخلّص می نمود سپس آن را به «فریب» تغییر داد.

«رساله ای در طب» به عربی و منظومه ای در «تشریح» به فارسی نوشته و تا سال 1288ق در قید حیات بوده است.[1]

از اوست:

این نکویان که به زیبایی و خوبی سمرند حیف و صد حیف کز آیین وفا بی خبرند

ملاّ عبدالغفار رشتی

ملاّ عبدالغفار بن محمّد بن یحیی رشتی جیلانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از تلامذه میرداماد است. و «رساله لوایح» جامی را در سال 1020ق. کتابت نموده و در کتابخانه دانشکده حقوق طهران موجود است.[2]

[در اصفهان به تحصیل و تحقیق مشغول بوده و اغلب، تألیفات میرداماد را کتابت

[1]مجمع الفصحا، ج5، صص 820 و 827؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 404 و 405؛ فرهنگ سه هزار تن از بزرگان و ناموران ایران، ص886؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص409؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1372.

[2]فهرست حقوق، ص181.


صفحه 277

می نموده و گاهی در حواشی مطالبی می نوشته است. از جمله «حاشیه الایماضات» که حواشی اوست بر کتاب «ایماضات» استادش میرداماد و در کتابخانه مرحوم مجدالعلماء نجفی در اصفهان موجود بوده است. او همچنین «حاشیه التقدیسات» و «معلّقات علی السّبع الشّداد» (که به شماره 1868 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است) هر دو از تألیفات میرداماد را کتابت کرده است.[1]]

از دیگر تألیفات ملاّ عبدالغفار «حاشیه علی حاشیه خفریه علی شرح جدید تجرید» است که میرزا عبداللّه افندی (صاحب «ریاض العلماء») آن را نزد احفادش در رشت دیده بوده است.[2]

آقا عبدالغفار شیرازی*

آقا عبدالغفار شیرازی، از خوشنویسان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری. اصلش از شیراز و توطّن او در محلّه لنبان اصفهان و شغلش کتابت قرآن و از معاشران و مصاحبان آقا محمّدکاظم واله بوده است.

میرزا فضل اللّه خاوری شیرازی در سفری که به سال 1222ق (عهد فتحعلی شاه) به اصفهان آمده و مهمان واله بوده است از وی نام می برد و می گوید: «آقا عبدالغفار شیرازی در منزل رجبعلی خان لنبانی مشغول کتابت قرآن است.»[3]

ملاّ عبدالغفار لوائی کرمانی

ملاّ عبدالغفار کرمانی متخلّص به «لوائی» از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری

[1]حکیم استرآباد میرداماد، صص 121، 161 و 171.

[2]الذریعه، ج6، ص66.

[3]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص164.